
مراسم امسال جایزه نوبل صلح در اسلو، که قرار بود در فضایی نمادین و بر محور صلح برگزار شود، به صحنهای آشکار از قدرتنمایی جریان راست افراطی آمریکای لاتین و حمایت بینالمللی از مخالف تندرو دولت ونزوئلا، ماریا کورینا ماچادو، تبدیل شد؛ چهرهای که رویکردهای او سالها در حاشیه اپوزیسیون قرار داشت اما اکنون با حمایت دولت آمریکا و متحدان راستگرای آن در منطقه برجسته شده است.
به گزارش روزنامه اومانیته، بهدلیل تعقیب قضایی ماریا کورینا ماچادو در ونزوئلا – با اتهامهایی مانند «توطئه، نفرتپراکنی و تروریسم» – او در مراسم حضور نداشت و دخترش، آنا کورینا سوسا ماچادو جایزه را بهجای او دریافت کرد.
او در سخنرانی کوتاهی گفت:
«برای دستیابی به دموکراسی، باید آماده مبارزه برای آزادی بود.»
نبودِ خودِ برنده و تبدیل شدن مراسم به محملی برای پیامهای سیاسی، انتقادهایی جدی را برانگیخته است.
مراسم امسال شاهد حضور سران جریانهای راست افراطی در آمریکای جنوبی بود؛ از جمله: خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین و دانیل نوبوآ، رئیسجمهور السالوادور، بود. ژائیر بولسونارو، رئیسجمهور پیشین برزیل، به دلیل زندانی شدن در این مراسم حضور نداشت.
در این فضا، مراسم بیش از آنکه یادآور پیامهای صلح باشد، به گردهمایی سیاسی مخالفان دولت مادورو شبیه بود.
موضعگیری بیسابقه کمیته نوبل: درخواست برای کنارهگیری مادورو
در یکی از جنجالیترین لحظات مراسم، یورگن واتنه فریدنس، رئیس کمیته نوبل، مستقیماً از رئیسجمهور ونزوئلا نیکولاس مادورو خواست از قدرت کنار برود.
چنین پیام آشکار سیاسی از سوی کمیته نوبل، پرسشهایی جدی درباره استقلال و ماهیت غیرسیاسی این جایزه مطرح کرده است.
تحلیلگران براین باورند که اعطای جایزه به ماچادو تناقضی آشکار با روح نوبل صلح دارد.
فیلیپ رستیک، محقق دانشگاه کمپلوتنسه مادرید، میگوید:
«مواضع رادیکال ماچادو سالها او را به حاشیه اپوزیسیون برده بود؛ اما رشد جهانی راست افراطی و حمایت فعال آمریکا به تطهیر چهره او کمک کرده است.»
ماچادو یکی از مهمترین مخالفان دولت ونزوئلا بوده و در دو دهه گذشته تقریباً در تمام بحرانهای سیاسی کشور – از جمله کودتای ۲۰۰۲، تلاش برای رفراندوم برکناری هوگو چاوز (۲۰۰۴)، و تلاش برای استیضاح دولت (۲۰۱۰) – نقشی مستقیم داشته است.
او معتقد است هر ابزار ممکن – از اعتراض خیابانی تا فشار خارجی و حتی مداخله نظامی – برای سقوط دولت مادورو مشروع است.
ماچادو که خود را متحد دونالد ترامپ معرفی میکند، جایزه نوبل را به ترامپ تقدیم کرد؛ اقدامی بیسابقه برای برنده این جایزه.
ترامپ نیز در هفتههای اخیر مکرراً تهدید کرده که «روزهای مادورو تمام شده است» و احتمال اعزام نیروهای آمریکایی به ونزوئلا را رد نکرده است.
تحلیلگران بر این باورند که این روند نشاندهنده پیوند خوردن جایزه صلح نوبل با راهبردهای ژئوپلیتیک واشنگتن است.
انتقادهای گستردهای نسبت به انتخاب امسال نوبل صلح مطرح شده است.
کریستف ونتورا، پژوهشگر موسسه IRIS، میگوید:
«ستون مرکزی سیاست ماچادو، براندازی جریان چاوویسم است، با هر وسیله ممکن. انتخاب چنین چهرهای برای جایزه صلح، پیام متناقضی درباره ماهیت این جایزه میفرستد.»
او تأکید میکند که ماچادو سالها برای تغییر حکومت از طریق فشار خارجی و بیثباتسازی داخلی تلاش کرده است.
مراسم امسال، که با فضایی آشکاراً ضد دولت ونزوئلا و در حضور رهبران راست افراطی برگزار شد، پرسشهای مهمی درباره استقلال کمیته نوبل، نقش آن در بحرانهای سیاسی و پیامدهای اعطای چنین جایزهای برای آینده ونزوئلا و منطقه مطرح کرده است.
در حالی که تنشها میان دولت مادورو و دولت ترامپ به اوج رسیده، این انتخاب نوبل صلح را بیش از پیش وارد جنگ سیاسی و ژئوپلیتیک کرده است.



2 پاسخ
مشکل را من کمیته نوبل و آمریکا و اروپایی های سلطه طلب نمی دانم. آنها بدنبال منافع ملی و دولتهای خود هستند. کشورهای به اصطلاح هم محور هم که کمنیستند می توانند جوایز خود را راه بیندازند و حول آن تبلیغ کنند. مشکل کسانی هستند که تحت نام ملت در یک انقلاب و بدتر از آن انتخاب بر سر کار می آیند اما چنان خود را ارجح تر و تواناتر و فهیم تر از ملت می دانند که گویی جهان نتوانسته هیچکس دیگری را همردیف آنها پرورش دهد. این ها حکومت موقت چند ساله خود را تبدیل به یک حکومت دائمی میکنند و برای حفظ آن به انواع شیوه های محدود و سرکوب کردن متوسل می شوند. رقبای سیاسی را با شیوه های مختلف از دایره رقابت، و حتی گاهی فیزیکی، حذف می کنند و مردابی می سازند تا میکروب های ضد منافع مردم رشد کنند. این حاکمان مادام العمری راه را برای گسترش حضور و مقبولیت جناح هایی باز می کنند که در شرایط عادی در کوتاه مدت افشا و طرد خواهند شد. مشکل سرکوب آزادی و استقرار استبداد تحت عنوان حفاظت از ملت در مقابل دشمن خارجی است.
با کمال احترام این یک گزارش یک جانبه و پشتیبانی از یک دیکتاتور شناخته شده ای است که از دولت های طرفدارش از قبیل خامنه ای، پوتین و رهبر چین می توان ماهیت دمکراسی ستیزش را تشخیص داد. واقعا جای تاسف است که برخی از چپ های ایده ئولوژی زده ما دست از گفتمان های جنگ سردشان برنمی دارند. حد اقل اگر حضور راست افراطی را در مراسم اعطای صلح محکوم می کنید به دیکتاتوری مادورو نیز اشاره کنید. از ماست که بر ماست!!!