
در حالی که مردم به جان آمدهی ایران، پس از چهل و هفت سال تحمل حکومتی ناکارآمد، فاسد و خونریز، برای بازپسگیری «حق حیات» و «کرامت انسانی» خود به خیابانها آمدهاند، پاسخ حاکمیت طبق روال همیشگی، گلوله، سرکوب و قساوت بوده است.
جمهوری اسلامی پس از قریب به نیم قرن حکمرانی، هنوز زبانی جز داغ و درفش برای گفتگو با ملت ندارد. حاکمیت بار دیگر با توسل به پروپاگاندای رسانهای و سناریوهای تکراری «عوامل خارجی» — الگویی فرسوده و شکستخورده که از دهه ۶۰ تا به امروز آزموده شده — تلاش میکند لکهی ننگ این فجایع را از دامان خود پاک کند؛ غافل از آنکه این دروغها دیگر حتی برای اندک حامیان نظام نیز باورپذیر نیست.
در کمتر از یک هفته، یکی از خونبارترین فصول سرکوب در تاریخ معاصر ایران رقم خورد. ده ها هزار کودک، زن و مرد به خاک و خون کشیده شدند و هزاران نفر دیگر در بازداشتگاههای امنیتی و زندانها، تحت ضدانسانیترین شرایط بهسر میبرند.
طبق آمارهای مستند نهادهای حقوقبشری و پایشهای میدانی تشکل های صنفی معلمان،
بیش از ۱۵۰ کودک و نوجوان (زیر ۱۸ سال) جانشان وجهالمصالحه بقای قدرت شده است و
بیش از ۱۰ معلم شریف در جریان این اعتراضات، قربانی سرکوب سیستماتیک نیروهای امنیتی و نظامی گشتهاند.
ما به عنوان کانون صنفی معلمان تهران، ضمن تسلیت به ملت داغدیده، صراحتاً اعلام میکنیم که با تمام وجود کنار مطالبات عدالتطلبانه و آزادیخواهانه مردم ایستادهایم و وظیفه اخلاقی و مدنی خود میدانیم که بخشی از فرآیندِ رسیدن به دموکراسی، حقوقبشر و عدالت اجتماعی در کشورمان باشیم.
همچنین ما به عنوان یک نهاد مدنی و صنفی مطالبات زیر را به صراحت درخواست داریم:
۱. حاکمیت باید به جای پمپاژ دروغ، مسئولیت این کشتار وسیع را پذیرفته و به پادگانی کردن محیطهای آموزشی پایان دهد.
۲. تمامی بازداشت شدگان بویژه دانشآموزان و معلمان ربوده شده و زندانی، باید فوراً و بدون قید و شرط آزاد گردند.
۳. از جامعه مدنی جهانی و فعالین صنفی و کارگری سراسر جهان میخواهیم که همبستگی خود را با ملت ایران در برابر این توحش عریان نشان دهند و صدای مظلومیت مردم ایران را به گوش جهانیان برسانند .
۱۱بهمن ماه ۱۴۰۴
کانون صنفی معلمان ایران (تهران)


