بعد از موج نیرومند خیزش سراسری مردم ایران که رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه با دستاویز قرار دادن فراخوانهای رضا پهلوی، فرمانهای ترامپ و ادعای دخالتگری سازمان امنیتی اسرائیل و اعلام شرایط جنگی با سبعیت بی مانندی آن را به خاک وخون کشید، هنوز مردم از غم و اندوه و شوک و بهت این جنایت ضد بشری بیرون نیامدهاند که خطرجنگی دیگر بر آسمان ایران و منطقه سایه افکنده است. دونالد ترامپ از زمانی که به معترضان در ایران فرمان میداد که «در میدان بمانند، به مراکز حکومتی حمله کنند، کمک در راه است» تاکنون دستکم ده ناو جنگی از جمله ناوهای هواپیمابر همراه با شناورهای پشتیبان را در خاورمیانه مستقر کرده و آرایش جنگی بهخود گرفته است. بعد از میلیتاریزه کردن منطقه، وزیر جنگ آمریکا اعلام کرد که «ارتش آماده است تا هر تصمیمی که دونالد ترامپ در باره ایران بگیرد را، اجرا کند». اتحادیه اروپا در همانحال که نگران پیامد جنگ، بویژه بر گذرگاه مهم حمل و نقل نفت و گاز است، اما با قرار دادن سپاهپاسداران در لیست سازمانهای تروریست عملا در مسیر بسترسازی برای قانونی جلوه دادن حمله نظامی آمریکا گام برداشته است.
دولت آمریکا که انگشت روی ماشه جنگ نهاده است، دوباره بر شرایط مذاکره با جمهوری اسلامی از جمله پایان دادن به غنی سازی اورانیوم در خاک ایران، انتقال اورانیوم غنی شده با غلظت بالا، محدود کردن موشکهای دوربرد و قطع کمک به نیروهای «نیابتی» تاکید کرده است. بعد از نسلکشی در غزه، تحولات لبنان و آغاز خلع سلاح حزبالله، روی کار آوردن حکومت اسلامی الشرع در سوریه، تضعیف حوثیها در یمن، مهار رژیم جمهوری اسلامی از طریق تامین این شرایط دقیقا در راستای نظم امپریالیستی مورد نظر آمریکا و اسرائیل در منطقه خاورمیانه است. دولت آمریکا که تحت عنوان «کمک در راه است» منطقه را میلیتاریزه کرده، می خواهد به یاری ژورنالیسم اجیر و کارزار تبلیغاتی، کشیدن ماشه جنگ را نیز به عنوان حمله بشردوستانه و کمک به معترضان به افکار عمومی القا کند.
اما شعلهور شدن آتش چنین جنگی که بخشی از نیروهای اپوزیسیون بورژوایی ایران مانند سلطنت طلبان، سازمان مجاهدین خلق و برخی از أحزاب ناسیونالیست کردستان متشکل در مرکز دیالوگ برای وقوع آن لحظه شماری می کنند، تماما به زیان منافع طبقه کارگر و مردم ایران و جنبش اعتراضی آنان است. حمله نظامی همانگونه که جنگ در لیبی و سوریه و جنگ دوازده روزه نشان داد جنبشهای اعتراضی را به حاشیه می برد، تلاش برای تأمین امنیت در برابر خطر بمبارانها و ویرانی و کشتار و آوارگی را در اولویت مردم قرار می دهد و به نیروهای سرکوبگر رژیم امکان می دهد که به بهانه شرایط جنگی فضای امنیتی و سرکوب را تشدید و برای شکار و ترور فعالین جنبش های اجتماعی برنامهریزی کنند.
طی هشت سال گذشته زیر تیغ سرکوب رژیم هار جمهوری اسلامی و تحت فشار فقر و فلاکت اقتصادی و تحریم های بینالمللی به رهبری آمریکا که دود آن مستقیما به چشم مردم رفته، جامعه ایران هزاران اعتصاب و اعتراض کارگری، چهار خیزش و برآمد تودهای و جنبشهای اعتراضی بی وقفه اقشار محروم جامعه را تجربه کرده است. طبقه کارگر و مردم آزادیخواه ایران در این روند مشروعیت سیاسی و ایدئولوژیک رژیم جمهوری اسلامی را در هم کوبیده، بحران حکومتی آن را تشدید کرده و پروسه سرنگونی جمهوری اسلامی را با تکیه بر نیروی مبارزاتی خود تا این مرحله به جلو سوق دادهاند. در تمام این دوران سیاستهای مداخلهگرانه آمریکا نه تنها کمکی به جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی نکرده، بلکه در ضدیت با منافع این جنبش قرار داشته است. برای نمونه، در کنار قدرت بی امان سرکوب جمهوری اسلامی، فقرساختاری یکی از موانع سر راه پیشروی و تکامل جنبش های اجتماعی و اعتراضی در ایران بوده که تحریمهای اقتصادی آمریکا آن را تشدید کرده است. استفاده آمریکا از رضا پهلوی و سلطنتطلبان به عنوان اهرم فشار علیه رژیم جمهوری اسلامی برای بده و بستانهای پشت پرده همانطور که در جریان جنبش انقلابی ژینا و خیزش سراسری اخیر بار دیگر آشکار شد در تقابل کامل با منافع مبارزه مردم ایران قرار داشته است. جنگ دوازده روزه در همانحال که به جمهوری اسلامی فرصت داد تا ناسیونالیسم عظمتطلب ایرانی را پشت سر خود بسیج کند، با امنیتی کردن فضای جامعه هزاران نفر را دستگیر و روانه زندان کرد و برای مدتی جنبشهای اعتراضی را با وقفه روبرو کرد. تهدیدات جنگی آمریکا چنانکه به جنگ منجر گردد، نه تنها به معترضان کمکی نمی کند، بلکه به بقای جمهوری اسلامی در شکل و شمایلی دیگر یاری میرساند. حمله نظامی آمریکا می تواند تمام دستاوردهای مبارزات کارگران و تودههای ستمدیده مردم ایران را که در نبردهای سنگر به سنگر و به بهای خونهایی که بر کف خیابان ریخته شده اند به دست آمده، را نابود کند.
مجموعه شواهد بیانگر این واقعیت است که دولت آمریکا در غیاب آلترناتیو مورد نظر خود، هنوز پروژه مشخصی برای براندازی رژیم جمهوری اسلامی ندارد و همچنان به تغییر و تحول در درون خود رژیم جمهوری اسلامی چشم دوخته است. آمریکا خواهان آن است که جناحی در حکومت اسلامی دست بالا را پیدا کند که هم ظرفیت سازش و تأمین شرایط آمریکا و هم ظرفیت سرکوب اعتراضات توده ای را داشته باشد. حملات نظامی احتمالی آمریکا هر چند اهداف آن از قبل تعیین شده باشد و مراکز نظامی و هسته ای، آشیانه موشکهای بالستیک و برخی از مراکز قدرت و مهرههای رژیم را هدف قرار دهد، اما محتمل است که در نتیجه آشفتگی ناشی از این حملات یک دولت نظامی فاشیستی به رهبری کادر رهبری سپاه پاسداران رسما اهرم های اصلی قدرت را در دست گیرد. حکومت نظامیان با تقبل شرایط آمریکا آتش بس و پایان جنگ را اعلام، دست روحانیت را از قدرت کوتاه و برای تثبیت موقعیت سیاسی خود سرکوب خونین جنبش انقلابی جاری در ایران را ادامه دهد.
از این رو همانطور که بارها تأکید کردهایم، جنگ و نزاع رژیم جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل بر سر برنامه هستهای، موشکهای بالستیک دوربرد و حمایت آن از نیروهای «نیابتی» هیچ ربطی به منافع طبقه کارگر و مردم ایران و منطقه ندارد. همانطور که آمریکا در ادامه و راستای نظم خاورمیانهی مورد نظرش منطقه را میلیتاریزه کرده و انگشت روی ماشه جنگ گذاشته است، رژیم جمهوری اسلامی نیز در راستای استراتژی بقای خود صدها میلیارد دلار از منابع ثروت جامعه و حاصل رنج و استثمار کارگران و زحمتکشان ایران را صرف پروژهها و برنامههای هستهای، تولید موشکهای بالستیک و تسلیح و تجهیز نیروهای «محور مقاومت» کرده که دود آن مستقیما به چشم مردم ایران رفته است. جنگ و نزاع رژیم جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل ادامه سیاست های تاکنونی و از هر دو طرف، جنگ و نزاعی ارتجاعی و سرمایهدارانه است. طبقه کارگر و زحمتکشان و مردم آزادیخواه ایران برای رهایی از خطر گسترش این جنگ راهی جز گسترش و تشدید مبارزه علیه جمهوری اسلامی، تلاش فشردهتر برای سازمانیابی صفوف خود و شکل دادن به رهبری سراسری برای قیام تودهای و سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی در پیش ندارند. فقط با پیشروی در امر سازمانیابی و ایجاد شوراها، کمیتهها و نهادهای توده ای در محل کار و زیست است که با بروز نشانههای خلاء قدرت، این نهادها قادر خواهند شد که اداره و مدیریت جامعه را بر عهده بگیرند.
حزب کمونیست ایران ضمن محکوم کردن تهدیدات جنگی آمریکا و این نزاع و کشمکش ارتجاعی، همه کارگران و زحمتکشان و مردم آزاده ایران را به اعتراض علیه تهدیدات جنگی و به گسترش و تشدید مبارزه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی فرامیخواند و از فعالان و پیشروان جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی می خواهد که تلاش برای امر سازمانیابی و شکل دادن به یک رهبری هماهنگ و سراسری را گسترش دهند. فقط با تعجیل و تشدید تلاش و مبارزه برای آماده کردن ملزومات سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی می توان مردم ایران و منطقه را از شر این رژیم جنایتکار نجات داد، تلاش نیروهای اپوزیسیون بورژوایی و دست راستی برای آلترناتیو سازی از بالای سر مردم را حنثی کرد و در برابر نظم منطقهای امپریالیستی و ارتجاعی آمریکا و اسرائیل افق روشنی را پیش روی کارگران و مردم ستمدیده خاورمیانه قرار داد.
حزب کمونیست ایران همچنین از همه انسانهای آزادیخواه و برابری طلب در سراسر جهان می خواهد که در حمایت و همبستگی با مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران، کشتار جمعی و بگیر و ببند و اعدام معترضان به دست جمهوری اسلامی را محکوم و علیه میلیتاریسم و تهدیدات جنگی آمریکا صدای اعتراض خود را رساتر کنند.
نه به جنگ ارتجاعی
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
۱۰ بهمن ۱۴۰۴ – ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶







یک پاسخ
هدف امریکا اسرائیل و فاشیستهای سلطنت طلب سرکوبی انقلاب مردم ایرلان است در همدستی با فاشیستهای حاکم زن زندگی آزادی هر گونه چنگی را محکوم می کند و هموطنان را به تاریخ رجوع می دهیم که در دو جنگ جهانی اول و دوم اشغال ایران و تقسیم ایران به شمال و جنوب و تحمیل دو قرار داد ننگین ۱۹۰۷ و ۱۹۱۹ توسط حکومتهای سلطنتی و دخالت در ایران و مرگ بیش از نیمی از جمعیت ایران بر اثر گرنگی فقر و بیماری . همچنین دخالت امریکا و انگلیس و کودتای سال ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق و همچنین اشغال ایران در جنگ ایران و عراق که هموطنان جنوبی عمق درد و رنج و آوارگی جنگ و تجاوز عراق را بخوبی با هزینه ی سنگین صدها هزار جوان دیده اند آنها که با عنوان ملی گرائی و انقلاب ملی خواهان دخالت و اشغال خارجی هستند هم در سال ۱۳۳۲ و هم در همدستی و همکاری با جمهوری اسلامی نشان دادند که نه ملی هستند و حتی نه انقلابی و نه ایرانی . آنها را طرد نمائید .