«استعمارزدایی از همه‌چیز»: کنفرانس بین‌المللی مارکسیستی ـ فمینیستی در برابر سرمایه‌داری، جنگ و فاشیسم

ششمین کنفرانس بین‌المللی مارکسیستی ـ فمینیستی از ۲۱ تا ۲۳ نوامبر ۲۰۲۵ در شهر پورتو، پرتغال برگزار شد. این گردهمایی صدها فمینیست، کنشگر، پژوهشگر و فعال سیاسی از کشورهای مختلف را گرد هم آورد؛ کسانی که خود را متعهد به مبارزه‌ای ضدسرمایه‌داری، ضداستعماری، ضدامپریالیستی و سوسیالیستی می‌دانند.

این کنفرانس به ابتکار بنیاد سیاسی transform! europe (وابسته به حزب چپ اروپا) و با همکاری بنیاد روزا لوکزامبورگ آلمان، بنیاد ایراتزار از سرزمین باسک و بنیاد ناپژود از لهستان برگزار شد. برگزارکنندگان تأکید کردند که این رویداد نه یک تمرین دانشگاهی، بلکه مداخله‌ای سیاسی در شرایطی است که جهان با تشدید نظامی‌گری، قدرت‌گیری راست افراطی و فاشیسم، جنگ، ریاضت اقتصادی و اقتدارگرایی فزاینده روبه‌روست.

افق سیاسی روشن: فمینیسم یا ضدسرمایه‌داری است یا به نظام موجود تن می‌دهد

کنفرانس با شعار محوری «استعمارزدایی از بدن‌ها، سرزمین‌ها و شیوه‌ها» برگزار شد و از همان ابتدا افق سیاسی روشنی را ترسیم کرد: فمینیسم، اگر ضدسرمایه‌داری، ضدنژادپرستی، ضداستعماری و زیست‌محیطی نباشد، در نهایت در دل همان نظامی حل خواهد شد که مدعی مقابله با آن است. در بیانیه کنفرانس آمده بود: «ما از پروژه زندگی عادلانه برای همگان دست نمی‌کشیم؛ به همین دلیل برای ساختن یک پروژه فمینیستی ضدسرمایه‌داری بسیج می‌شویم.»

در تمامی نشست‌ها، پنل‌ها و کارگاه‌ها، نقدی صریح به فمینیسم لیبرال مطرح شد؛ فمینیسمی که تمرکز آن بر بازنمایی، موفقیت فردی و حضور نمادین زنان است، بی‌آنکه مناسبات بهره‌کشی، امپریالیسم و سلطه سرمایه را به چالش بکشد.

استعمارزدایی از بدن‌ها: فراتر از اخلاق‌گرایی

نخستین محور کنفرانس به استعمارزدایی از بدن‌ها اختصاص داشت. شرکت‌کنندگان تأکید کردند که بدن‌ها عرصه‌ای خصوصی و منفرد نیستند، بلکه میدان‌هایی هستند که توسط مناسبات کار، نژادپرستی، دگرجنس‌گرایی هنجاری، و خشونت دولتی شکل می‌گیرند. در چارچوب کنفرانس تصریح شد: «استعمارزدایی از بدن‌ها یعنی بازپس‌گیری آن‌ها به‌عنوان قلمروهای خودمختار، از طریق مبارزه با همه اشکال ستمی که بدن را بیگانه، کالایی و ابژه می‌کند.»

در این بخش، به‌ویژه به آثار فریگا هاوگ، نظریه‌پرداز برجسته مارکسیست ـ فمینیست، ارجاع داده شد. او هشدار داد که تقلیل خشونت و سلطه به رفتارهای فردی یا داوری‌های اخلاقی، مسئله را از ریشه منحرف می‌کند. به گفته او، مناسبات جنسیتی «جزئی فرعی» نیستند، بلکه در قلب روابط تولید قرار دارند. بسیاری از بحث‌ها بر این نکته تأکید داشتند که بدون به چالش کشیدن سازمان سرمایه‌دارانه کار و بازتولید اجتماعی، مطالبات فمینیستی به‌راحتی توسط قانون، رسانه یا هراس‌های اخلاقی خنثی می‌شوند.

استعمارزدایی از سرزمین‌ها: زمین، جنگ و استخراج

محور دوم کنفرانس به استعمارزدایی از سرزمین‌ها پرداخت و سازمان‌دهی فضایی خشونت‌بار سرمایه‌داری را موضوع بحث قرار داد. از فلسطین تا آمریکای لاتین، سخنرانان نشان دادند که چگونه زمین، آب و مسکن به‌طور نظام‌مند در خدمت سودآوری بازآرایی می‌شوند؛ اغلب زیر پوشش مفاهیمی چون «توسعه»، «امنیت» یا «بازسازی پس از جنگ».

در این روند، زنان ـ به‌ویژه زنان بومی، سیاه‌پوست، مهاجر و کارگر ـ در خط مقدم مقاومت قرار دارند، زیرا بیش از دیگران با سلب مالکیت و ویرانی زیست‌جهان خود روبه‌رو می‌شوند. یکی از کارگاه‌ها به تاب‌آوری جمعی در فلسطین تحت اشغال پرداخت و پنل‌های دیگر، استخراج‌گرایی، نظامی‌گری و تخریب زیست‌محیطی را به هم پیوند زدند. در یکی از مداخلات گفته شد که سرمایه‌داری امروز از طریق «اشغال خشونت‌بار، تصاحب و سلب مالکیت، و همچنین فرایندهای انسان‌زدایی و مرگ» عمل می‌کند. از این منظر، فمینیسم ضدمیلیتاریستی به‌عنوان موضعی مشترک برجسته شد: سیاست فمینیستی نمی‌تواند با جنگ، مرزها و ائتلاف‌های امپریالیستی هم‌سو باشد.

استعمارزدایی از شیوه‌ها: فمینیسم به‌مثابه فضای مشترک

محور سوم کنفرانس، استعمارزدایی از شیوه‌ها، نقدی درونی به چپ و خود فمینیسم بود. برگزارکنندگان آگاهانه از قالب‌های صرفاً دانشگاهی فاصله گرفتند و در کنار مقاله‌ها، از کارگاه‌ها، اجراهای هنری، حلقه‌های گفت‌وگو، آرتیویسم و تأمل جمعی استقبال کردند. این رویکرد بر درکی ماتریالیستی از دانش استوار بود: دانش در دل مبارزه تولید می‌شود، نه فقط در نهادهای رسمی.

در نشست‌های عمومی، خطر همگرایی نگران‌کننده جنبش‌های ارتجاعی «ضدجندر» با برخی گرایش‌های فمینیسم لیبرال مورد تأکید قرار گرفت. ژوائو مانوئل دِ اولیویرا هشدار داد: «نباید اجازه دهیم این شیوه‌های فاشیستی سازمان‌دهی جنسیت، فمینیسم ـ به‌ویژه در اشکال سوسیالیستی و مترقی آن ـ را آلوده کند.» شرکت‌کنندگان تأکید کردند که فمینیسم نمی‌تواند بر طرد و排除 بنا شود. زنان نه به‌عنوان یک ذات زیستی، بلکه به‌عنوان یک طبقه اجتماعی شکل‌گرفته در مناسبات استثمار و ستم تعریف شدند. همان‌طور که اولیویرا تصریح کرد: «فمینیسم، فضای امر مشترک است.»

این رویکرد به‌طور عملی به همبستگی آشکار با زنان ترنس، افراد نان‌باینری، و زنانی که تحت اشغال یا خشونت نژادپرستانه دولتی زندگی می‌کنند، انجامید.

بازسازی امید بین‌المللی

کنفرانس بین‌المللی مارکسیستی ـ فمینیستی از نخستین دوره خود در برلین در سال ۲۰۱۵، به فضایی برای بازسازی سیاست فمینیستی بین‌المللی بدل شده است. پورتو ۲۰۲۵ نیز این مسیر را ادامه داد و شبکه‌ها را در لحظه‌ای تقویت کرد که سرمایه‌داری جز بحران دائمی، حکومت اقتدارگرا و تخریب «سبزشویی‌شده» چیزی عرضه نمی‌کند.

آنچه بیش از همه برجسته بود، امتناع از تسلیم و یأس بود. برگزارکنندگان در جمع‌بندی خود تأکید کردند که هدف، «بافتن شبکه‌های همبستگی و بازگرداندن امید از طریق تصاحب و بازپس‌گیری صدا» است؛ امیدی نه ساده‌لوحانه، بلکه ریشه‌دار در سازمان‌یابی، تحلیل و مبارزه جمعی.

در پورتو، فمینیسم مارکسیستی نه به‌عنوان نظریه‌ای متعلق به گذشته، بلکه به‌مثابه ابزاری ضروری برای اکنون ارائه شد. پیامی که از این کنفرانس بیرون آمد روشن بود: جهانی دیگر، تنها از مسیر مبارزه جمعی، ضدسرمایه‌داری و ضداستعماری فمینیستی ساخته خواهد شد.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی