مبارزان آزادی بخش؛ ۱۳. آندره توله، سندیکالیستی در رأس کمیته آزادی پاریس

انجمن های مقاومت و کهنه سربازان و شخصیت های متعدد، از جمله سرهنگ روی-تانگوی (از سمت چپ)، لئو هامون (چهارمین نفر از چپ)، ژرژ ماران (سوم از چپ)، ژان گینبرت (چهارمین از سمت راست)، دریاسالار امیل موزلیه (چپ)، ژان وینسنت (نفر دوم از چپ) و لیو هامون از سمت راست، در مراسم جشن حضور دارند. ۲۱ اوت ۱۹۴۹ در ایستگاه مونپارناس پاریس

وقتی نازی‌ها پایتخت فرانسه را اشغال می‌کنند، آندره توله، فعال کارگری کهنه‌کار، به سازماندهی دوباره اتحادیه‌های کارگری در منطقه پاریس مشغول می‌شود – جز دوره‌ای کوتاه که طی آن دستگیر شد و سپس گریخت او همواره به این فعالیت ادامه داد. در ماه اوت ۱۹۴۴، او به ریاست کمیته پاریسی آزادی منصوب می‌شود.

آندره توله از آن شخصیت‌هایی است که با وجود نقش بزرگ‌شان، در سایه مانده‌اند. ۲۵ اوت ۱۹۴۴، زمانی که ژنرال دوگل وارد تالار شهرداری پاریس – که تازه آزاد شده بود – می‌شود، توله را به او معرفی می‌کنند: «آه! این شمایید؟» توله با سادگی پاسخ می‌دهد: «بله، آقا». اندکی بعد، دوگل همان سخنرانی مشهورش را ایراد می‌کند: «پاریس! پاریس تحقیرشده! پاریس درهم شکسته! پاریس شهیدشده! اما پاریس آزادشده!»

در آن لحظه، برای سخن گفتن از طرف کمیته پاریسی آزادی، نه توله – که رئیسش بود – بلکه جورج ماران، نماینده حزب کمونیست فرانسه، پشت تریبون رفت. اما بی‌شک توله نیز کاملاً شایسته سخنرانی بود. چند روز پیش‌تر، زمانی که برخی اعضای کمیته، از جمله لئو آمون، خواستار مذاکره با آلمانی‌ها برای آتش‌بس بودند، توله با قاطعیت با آن مخالفت کرد و هشدار داد که چنین توافقی حومه‌های پاریس را قربانی خواهد کرد. او با دوچرخه در محلات گشته و مردم را مشتاق نبرد دیده بود. این قیام بود که کشور را از حاکمیت دولت موقت آنگلو-آمریکایی موسوم به «آمگوت» آزاد و راه را برای دولت موقت جمهوری باز کرد.

توله از همان آغاز در قلب این جنبش قرار داشت. در آغاز اشغال، مسئول اتحادیه‌های کارگری در منطقه‌ی سن (منطقه‌ای شامل پاریس قدیم) بود و تلاش می‌کرد روزنامه «صدای کارگر»، ارگان اتحادیه‌ی CGT را چاپ کند. در همین مسیر، در اکتبر ۱۹۴۰ بازداشت و به جرم احیای سازمانی منحل شده به ۱۵ ماه زندان محکوم شد. آن روزها سرکوب‌ها علیه کمونیست‌ها و سندیکالیست‌ها شدید بود، به‌ویژه به‌خاطر فعالیت‌های ضدتبلیغاتی علیه اشغال‌گران و رژیم ویشی.

پس از گذراندن حکم، آزاد نشد. او را به اردوگاه روئیه و سپس کمپ معروف کمپین فرستادند. آنجا، با حفر تونل، نقشه‌ی فرار جمعی زندانیان را اجرا کردند؛ فراری موفق که در ۲۱ ژوئن ۱۹۴۲ رخ داد. اما فراری‌ها جایی برای رفتن نداشتند. گروهی از آن‌ها موقتاً در مزرعه‌ای در مارکوسی، در منطقه سن-ا-اواز پنهان شدند. توله بعداً به ناحیه‌ای در حوالی روآن فرستاده شد، جایی که توانست به گروه‌های مقاومتی فران‌تیرور و پارتیزان ها بپیوندد. او در اعتراض به طرح کار اجباری (STO) فعالیت کرد و حتی یک بار در پایانه قطار شهر سوت‌ویل سخنرانی و سپس با دوچرخه فرار کرد.

حزب کمونیست دوباره او را به مسئولیت اتحادیه‌های منطقه سن منصوب کرد. او به بازسازی اتحادیه‌ها، ایجاد شبکه‌های چاپ و انجام عملیات خرابکاری پرداخت. در خاطراتش می‌نویسد که «هر عملیات خرابکارانه‌ی مهم به تشکیل یک گروه مقاومت جدید می‌انجامید. باور به امکان اقدام مسلحانه افزایش یافته بود.»

آندره توله، بیش از هرچیز یک سندیکالیست بود. او از چهره‌های کلیدی دیدار معروف «لو پره» در ۱۷ آوریل ۱۹۴۳ بود – جلسه‌ای که پس از آنکه کمونیست‌ها در پی پیمان آلمان و شوروی در ۱۹۳۹ از آن اخراج شده بودند، زمینه‌ساز وحدت دوباره اتحادیه CGT شد. در همان دوره، در خانه شماره ۴ خیابان ژیراردن، کمیته آزادی پاریس (CPL) شکل گرفت – این کمیته متشکل از نمایندگان جنبش‌های مقاومت مختلف بود. توله به نمایندگی از جنبش کارگری، بزرگ‌ترین نیروی توده‌ای، به‌عنوان رئیس کمیته برگزیده شد.

با همکاری آندره کارل از جبهه ملی آزادی، پنج راهپیمایی بزرگ ۱۴ ژوئیه ۱۹۴۴ در پاریس را سازمان‌دهی کردند که تحت حمایت نیروهای مقاومت بودند. پس از آن دستگیری چند کارگر راه‌آهن در تظاهراتی در شویزی-لو-روا، اعتصابی در ۱۰ اوت اتفاق افتاد و هشت روز بعد اعتصاب عمومی شکل گرفت. کمیته آزادی پاریس در ۱۹ اوت تصمیم به آغاز قیام گرفت. هماهنگی مؤثر بود: ۲۳ اوت، نیروهای مقاومت (FFI) به رهبری رول-تانگی راه را برای ورود نیروهای ژنرال لوکلرک باز کردند. در ۲۵ اوت، فرمانده آلمانی فون شولیتزر تسلیم ژنرال لوکلرک و سرهنگ رول-تانگی شد.

در ماه‌های پس از آزادی، توله در رأس کمیته آزادی پاریس عملاً ریاست شورای شهر پاریس را برعهده داشت. سپس به فعالیت‌های سندیکایی خود بازگشت؛ ابتدا در سطح ملی، به‌ویژه در زمینه مبارزه ضد استعماری، و بعد دوباره در سطح منطقه‌ای پاریس.

در سال‌های پایانی عمرش، در مقام ریاست موزه مقاومت ملی، توله به پاسدار خاطره‌ها تبدیل شد – مردی که تاریخ را نه فقط ساخت، بلکه آن را زنده نگاه داشت.

منبع: عبور من از قرن، اثر آندره توله، انتشارات VO، سال ۲۰۰۲.

برگردان برای اخبار روز: ریحانه مقدم

قسمت قبلی این سری:

مبارزان آزادی بخش؛ ۱۲. آلبر اوزولیا: ما قهرمان نبودیم، فقط مردمی بودیم که گفتیم نه

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی