جنگ جدید آمریکا علیه ایران؟ – راینر روپ، برگردان:میترا تهامی

 لری جانسون، تحلیلگر ارشد سابق سازمان سیا، که در چند سال گذشته به منتقد سرسخت رویکرد امپریالیستی و جنگ‌طلبانه ایالات متحده تبدیل شده است، در روز ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶، در مورد احتمال حمله جدید ایالات متحده به ایران در روزهای آینده به طور جدی هشدار داد. او ایمیل هشدار آمیز خود را با این کلمات آغاز کرد:

 «بر اساس گفته های اخیر دونالد ترامپ و برخی مسئولان دولتی ونظامی ایران، ما به سمت یک جنگ جدید در خلیج فارس پیش می‌رویم. اما فقط این کلمات نیستند که مرا نگران می‌کند. زمانی که مجموعه امکانات نظامی ایالات متحده که در حال حاضر در منطقه متمرکز شده‌اند را با امکاناتی  که پیش از حمله غافلگیرانه اسرائیل به ایران ( ژوئن ۲۰۲۵) در خلیج فارس بودند مقایسه می‌کنید، تصویر بسیار تهدید آمیزی پدیدار می‌شود.»

این نخستین باری نیست که جنگ‌طلبان در واشنگتن به طرز رعب آوری ایران را مورد تهدید قرار داده اند.

 برای نمونه ، در بحران ۲۰۱۱-۲۰۱۲، در زمان ریاست جمهوری اوباما، پنتاگون سه گروه ناو هواپیمابر را در محدوده سواحل ایران مستقر کرد.

 اما حتی در آن زمان – زمانی که قابلیت‌های دفاعی ایران بسیار ضعیف‌تر از امروز بود – مقاومت شدیدی در پنتاگون و در میان روسای ستاد کل نیروهای مسلح ایالات متحده در برابر جنگ با ایران وجود داشت، چرا که جنگ خسارات سنگینی را برای ارتش و اقتصاد ایالات متحده به همراه می آورد.

از آنجایی که جنگ بین دولت‌ها هرگز به طور ناگهانی و از ناکجاآباد اتفاق نمی‌افتد، آنگونه که «نخبگان» غربی در سیاست و رسانه می‌خواهند در مورد اوکراین به ما بقبولانند که گویا پوتین در یک روز کسل‌کننده، کاری بهتر از شروع یک جنگ از روی هوس نداشت، و از آنجایی که هر جنگی زمینه تاریخی دارد، چکیده تاریخچه مناقشه ایالات متحده و ایران را مرور می کنیم.

پیشینه سیاسی

اعلامیه ایالات متحده در اوایل دهه ۱۹۵۰ مبنی بر اینکه منطقه اطراف خلیج فارس برای امنیت ایالات متحده «از اهمیت حیاتی» برخوردار است، نقش تعیین کننده ای برای تحولات منطقه ایفا کرد. 

این بالاترین طبقه‌بندی امنیتی ممکن بود و به این معنی است که واشنگتن از آن زمان ( تفاوت نمی کند با کدام رئیس جمهور ) همواره آماده بوده است تا از کنترل ایالات متحده بر این منطقه با هر وسیله‌ای که لازم باشد، چه از طریق به اصطلاح «عملیات پنهان» و چه از طریق نظامی ، «دفاع» کند.

 با سرنگونی محمد مصدق، نخستین نخست وزیر منتخب ایران و روی کار آمدن رژیم شکنجه‌گر و استبدادی مورد حمایت ایالات متحده، ایالات متحده ادعای خود مبنی بر کنترل منطقه را در سال ۱۹۵۳، مورد تاکید قرار داد.

در ماه مه ۱۹۵۱، مصدق به کنترل نفت ایران توسط بریتانیا خاتمه داد. لندن از ایالات متحده درخواست کمک کرد. واشنگتن تاکتیک عملیات پنهان  را بکار بست و کرمیت روزولت، مأمور سیا و متخصص جنگ روانی را برای رهبری این عملیات به تهران فرستاد.

 کرمیت روزولت موفق شد افسران گارد شاهنشاهی را تطمیع کند. با این حال، تلاش زودهنگام افسران گارد شاهنشاهی برای کودتا علیه مصدق شکست خورد.

اما سیا کارت دومی هم در آستین داشت: سرلشکر محمد فضل‌الله زاهدی. 

زاهدی کودتای موفقیت‌آمیزی را به سرانجام رساند.

 نتیجه: مصدق سرنگون شد و سهام نفت تقسیم شد. 

چهل درصد به بریتیش پترولیوم، چهارده درصد به رویال داچ شل، ومابقی به پنج شرکت آمریکایی رسید . مقداری از سهام نیز برای جلب رضایت فرانسه به  CFP  اختصاص داده شد.

 محمدرضا پهلوی، به عنوان شاه مورد حمایت آمریکا قدرت را در دست گرفت.

برای نخستین بار، ایالات متحده از روش‌های اطلاعاتی برای حذف یک دولت منتخب در خاورمیانه و روی کار آوردن یک دیکتاتور استفاده کرد. 

ایالات متحده همچنین نفت را از انحصار بریتانیا بیرون آورد و منافع حیاتی خود را در خلیج فارس تثبیت کرد.

پس از بیرون رانده شدن  آمریکایی‌ها از ایران در سال ۱۹۷۹، واشنگتن در جنگ علیه ایران در دهه ۱۹۸۰ به شدت از صدام حسین حمایت کرد.

 در آن زمان، ایالات متحده نه تنها اهمیتی نمی‌داد که عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران در مقیاس وسیع استفاده کرده است، بلکه حتی مواد اولیه لازم برای تولید گاز سمی را نیز در اختیار عراق قرار داد، همانگونه که در اسناد جلسات استماع کنگره ایالات متحده در سال ۱۹۹۳ مستند شده است..

پیشینیه نظامی

از همان آغاز جنگ سرد، ایالات متحده به مسلح کردن ایران به عنوان سدی در برابر اتحاد جماهیر شوروی پرداخت. بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۶۹، ایران کمک نظامی از ایالات متحده به ارزش ۱.۴ میلیارد دلار دریافت کرد (بسیار بیشتر از ارزش کنونی آن).

 از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۹، ایالات متحده فقط در ازای وام‌ ، سلاح در اختیار ایران قرار می‌داد .

 از سال ۱۹۶۹، شاه چنان متقاعد شده بود که ثروت نفتی کشور را صرف خرید سلاح‌های پیشرفته از ایالات متحده کرد و حتی به پرسنل نظامی ایالات متحده مستقر در ایران حقوق گزافی می پرداخت.

پس از افزایش شدید قیمت نفت در سال ۱۹۷۴، خزانه‌های شاه نیز پر شد و خریدهای تسلیحاتی از آمریکا تا سال ۱۹۷۹ به طور چشمگیری افزایش یافت. 

طبق آمار ایالات متحده، این کشور تا سال ۱۹۷۹ در مجموع ۱۰.۷ میلیارد دلار سلاح صادر کرد. این رقم معادل تقریباً ۵۰ میلیارد دلار امروز است.

حدود ۴۵ هزار مستشار آمریکایی نیز در ایران حضور داشتند .

پس از حمله دانشجویان به سفارت آمریکا در تهران، واشنگتن در آوریل ۱۹۸۰ روابط دیپلماتیک خود را با تهران قطع کرد و بدین ترتیب به پیمان سنتو که در سال ۱۹۵۹ تأسیس شده بود نیز پایان داد. 

علاوه بر ایالات متحده و بریتانیا، ترکیه، پاکستان و ایران نیز عضو سازمان پیمان مرکزی (سنتو) بودند.

 پس از آوریل ۱۹۸۰، نفوذ ایالات متحده در منطقه خلیج فارس به طور پیوسته کاهش یافت تا اینکه جنگ اول ایالات متحده علیه عراق (۱۹۸۹/۹۰) نقطه عطفی را ایجاد کرد..

با جنگ دوم ایالات متحده علیه عراق (۲۰۰۳) و اشغال این کشور، ارتش آمریکا امیدوار بود که در عراق وضعیتی مشابه با وضعیت ایران در سال های پیش از سال ۱۹۷۹ حاکم شود .

تا نقطه آغازی باشد برای اجرای هدف اعلام شده ایالات متحده، یعنی تغییر کل منطقه.

 اما آنها ناامید شدند.

 در واقع، نتیجه این شد که جنگ آمریکا علیه عراق، نفوذ ایران را در سراسر منطقه تقویت کرد.

از آنجایی که زرادخانه تهران وابسته به سیستم‌های تسلیحاتی آمریکایی بود، وابستگی به قطعات یدکی و تکنسین‌های آمریکایی بسیار زیاد بود. در نتیجه، ارتش ایران به شدت تحت تأثیر تحریم‌های ایالات متحده در سال ۱۹۸۰ قرار گرفت. 

تلاش‌ها برای دور زدن تحریم‌های تسلیحاتی ایالات متحده تنها تا حدی موفقیت‌آمیز بود و “معامله ایران-کنترا” نقش مهمی در این امر ایفا کرد. در جریان این معامله، سیا و پنتاگون، با حمایت کاخ سفید، سیاست سختگیرانه تحریم وزارت امور خارجه ایالات متحده را دور زدند و از طریق اسرائیل، ۲۰۰۸ موشک ضد تانک پیشرفته تاو و ۲۳۵ کیت برای موشک‌های دفاع هوایی هاوک به ایران تحویل دادند. 

با گذشت هر سال،  تسلیحات قابل استفاده آمریکائی کاهش می‌یافت و ایران به طور فزاینده‌ای برای بازسازی و نوسازی قابلیت‌های نظامی خود به روسیه، چین، کره شمالی و سایر منابع روی می‌آورد.

با وجود تحریم‌های سختگیرانه غرب، صنایع نظامی داخلی ایران پیشرفت‌های زیادی داشته است. به عنوان مثال، ایران بیش از ۲۰ سال است که یکی از معدود کشورهای جهان است که تانک‌های سنگین می‌سازد.

ایران همچنین در توسعه انواع پهپادها، از پهپادهای شناسایی گرفته تا پهپادهای تهاجمی گروهی، از جایگاه فناوری پیشرو برخوردار است. هم ایالات متحده و هم اسرائیلی‌ها، با تکبر خود نتوانستند قابلیت‌های جدید ایران را، مانند موشک‌های میان‌برد مافوق صوت که با برد ۳۰۰۰ کیلومتر می‌توانند به هر نقطه‌ای در اسرائیل برسند ، تشخیص دهند. 

در جریان جنگ دوازده روزه ،در درجه نخست این موشک‌های میان‌برد ایرانی بودند که خسارات شدیدی به اهداف استراتژیک در اسرائیل وارد کردند. دولت نتانیاهو مدت‌ها تلاش کرد تا این خسارات را لاپوشانی کند، اما در نهایت بی‌فایده بود. زیرا اکنون مشخص شده است که این نتانیاهو بود که به دلیل کمبود موشک‌های ضدهوایی  و خسارات ناشی از موشک‌های ایرانی، از رئیس‌جمهور ترامپ خواست تا برای آتش‌بس با ایران مذاکره کند.

اگر ترامپ واقعاً به فکر یک درگیری نظامی جدید با ایران باشد، مطمئناً این درگیری یک روزه تمام نخواهد شد.

با توجه به برتری تکنولوژیکی نیروهای ایالات متحده، تعداد هواپیماها، تانک‌ها و سربازان ارتش ایران نقش تعیین‌کننده‌ای در یک جنگ «متقارن» نخواهند داشت. 

از سوی دیگر، احتمال استقرار واحدهای بزرگ نیروهای زمینی آمریکا در خاک ایران کم است.

زیرا این امر منجر به تلفات سنگین سربازان خواهد شد که تحمل آن برای مردم آمریکا دشوار خواهد بود، به خصوص که در درون جنبش 

MAGA در مورد جنگ با ایران اختلاف نظر موجود است.

قدرت بازدارندگی ایران در برابر حمله آمریکا در یک جنگ «نامتقارن» برای تضعیف نظامی واقتصادی ایالات متحده و دست نشاندگان غربی آن نهفته است.

 برای نمونه با بستن «تنگه هرمز»، آبراه باریکی که مستقیماً در سواحل ایران قرار دارد و از طریق آن ۲۰ درصد از مصرف نفت جهان منتقل می‌شود

همانطور که در ابتدا اشاره شد، سناریوی تهدیدی که در حال حاضر توسط ترامپ علیه ایران در حال طراحی است، نخستین سناریوی تهدید نیست:

۲۰۰۷

در فوریه ۲۰۰۷، به دستور رئیس جمهور وقت، جورج دبلیو بوش، دو ناو هواپیمابر، آیزنهاور و استنیس، به همراه کشتی‌های اسکورت آنها، به خلیج فارس اعزام شدند.

 در مجموع، واشنگتن در فوریه ۲۰۰۷ حدود ۵۰ کشتی جنگی را در خلیج فارس و اطراف آن مستقر کرد. مین‌روب‌های بریتانیایی، که اختصاص به آب‌های کم‌عمق مانند تنگه هرمز دارند، نیز در این عملیات شرکت داشتند. صدها جت جنگنده آمریکایی در منطقه مستقر بودند: در ناوهای هواپیمابر، در پایگاه عظیم آمریکا در قطر، در بحرین، در چهار پایگاه هوایی اصلی آمریکا در عراق، در دیه‌گو گارسیا در اقیانوس هند و در افغانستان. 

علیرغم اعلام قبلی دولت ترکیه مبنی بر اینکه خاک ترکیه آماده حمله به ایران نیست، نیروهای کمکی حتی به پایگاه آمریکایی در ایرجلیک ترکیه رسیدند.

۲۰۱۲

در اوایل سال ۲۰۱۲، واشنگتن بار دیگر حضوری تهدیدآمیز داشت.

 این بار در مقیاسی بزرگتر، با سه گروه ناو هواپیمابر و کشتی‌های اسکورت و امکان فرود برای تفنگداران دریایی.

 این استقرار در شرایطی صورت گرفت که تنش‌ها بر سر درخواست‌های جدید آمریکا در مورد برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران و تهدید ایران به بستن تنگه هرمز در صورت وقوع درگیری، رو به افزایش بود.

 نیروی دریایی ایالات متحده برای افزایش فشار، سه گروه ناو هواپیمابر را در شمال دریای عرب و آب‌های مجاور مستقر کرد:

ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن ،گروه ضربت ۹

ناو هواپیمابر کارل وینسون ،گروه ضربت ۱

ناو هواپیمابر جان سی. استنیس ،گروه ضربت 

۳

حضور نظامی فعلی ایالات متحده در منطقه به طور قابل توجهی ضعیف‌تر از سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۱۲ است و این در زمانی است که ایران، در مقایسه با اوج بحران‌های قبلی، به دلیل پیشرفت‌های خود و با خرید تجهیزات روسی و چینی، به طور قابل توجهی قوی‌تر از قبل است و شانس خوبی برای وارد کردن ضربات قابل توجه به ناوگان آمریکایی دارد.

بیایید ببینیم که آیا ترامپ و تیمش به اندازه بوش در سال ۲۰۰۷ و اوباما در سال ۲۰۱۲ عاقل هستند و عقب‌نشینی می‌کنند. یا اینکه اجازه می‌دهند صهیونیست‌ها بیشتر از این از آنها باج‌گیری کنند. زیرا اگر ترامپ تصمیم به جنگ واقعی با ایران بگیرد، این می‌تواند بحرانی را ایجاد کند که ممکن است به ریاست جمهوری او پایان دهد، به جای اینکه جمهوری اسلامی ایران را نابود کند.

*برگردان وتلخیص:میترا تهامی

برچسب ها

چند روز پیش، پس از تایید مجدد محاصره آمریکا علیه کوبا توسط اوکراین در مجمع عمومی سازمان ملل، آندری سیبیگا، وزیر امور خارجه رژیم کی یف، از "کاهش روابط دیپلماتیک" با این جزیره و در نتیجه بسته شدن سفارت اوکراین در هاوانا خبر داد. چرا حکومتی مانند اوکراین سال ها طول کشید تا روابط خود را با کوبا قطع کند؟

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی