هممیهنان گرامی!
در خلال مرداد و شهریورماه ۱۳۶۷، حکومت جمهوری اسلامی بهدستور خمینی و با همراهی سرانِ این حکومت به خونبارترین جنایت تاریخ معاصر میهن ما دست زد.
پس از گذشت بیش از سی و هفت سال از این جنایت، خانوادههای جانباختگان این فاجعه هنوز هم به حداقل خواستهای طبیعی خود دست نیافتهاند و تمامی پرسشهایشان دربارهٔ این قتلعام بیپاسخ ماندهاند. در سالهای خفقانبارِ همراه با کشتار دههٔ شصت، خانوادههای قربانیان بهویژه مادران خاوران، لحظهای از پای ننشستند و از کشف گورهای جمعی گرفته تا رساندن صدای خود به مجامع بینالمللی به تلاشهایشان همچنان و خستگی ناپذیر ادامه دادند. بارها دستگیر شدند، اما همچنان به مبارزه ادامه دادند. هرچند بسیاری از این مادران رخت از جهان بربستهاند، اما پیوندشان با مادران دادخواه نسلهای بعدی برقرار است و از شدت مطالبههای دادخواهانهشان علیه ظلم هیچگاه نکاستهاند.
با شکستِ سیاستِ مبتنی بر شعارِ فاجعهبارِ “جنگ، جنگ تا پیروزی” تا شش سال پس از فتح خرمشهر، و در پی آن امید و انتظاری فراوان از رژیم به پایان دادنِ به جنگ، برخلاف این امید و انتظار مردم، رژیم ولایت فقیه به جنگ ادامه داد. نیروهای مترقی از جمله حزب تودهٔ ایران سیاستِ ادامهٔ جنگ را سیاستی خانمانسوز و ضدِ منافع ملی ایران می دانستند و پایان دادن به جنگ را خواهان بودند.درنتیجهٔ تحمیل خسارتهای جانی و مالی و دست نیافتن هر دو دولت متخاصم به جاهطلبیهایشان خمینی مجبور شد همچون نوشیدنِ “جامِ زهر”، قطعنامهٔ “۵۹۸” سازمان ملل را بپذیرد. سران رژیم پس شکست شان در ادامهٔ این سیاست خانمانسوز و در حالی که با بحرانهای فزایندهٔ داخلی روبهرو بودند برای حفظ پایههای لرزان حکومت ضدمردمیشان کارزار خونباری از انتقام گیری از مبارزان اسیر را سازمان دهی کردند.
در این جنایت هولناک، که بهدست جنایتکارانی همچون “ابراهیم رئیسی”، “اشراقی”، “نیری”، و “پورمحمدی” بهاجرا گذاشته شد، هزاران انسان مبارز، عدالتخواه، و شیفتهٔ آزادی از حزبها و سازمانهای مختلف جانشان را از دست دادند. در مدتی کوتاهی جلادان رژیم زندان های کشور را با این قتل عام بهاصطلاح پاکسازی کردند و جسدهای این جانهای عزیز را شبانه و مخفیانه در گورهایی جمعی دفن کردند. در این کارزار قتلعام مبارزانِ اسیر در بندِ رژیم، صدها تن از رهبران، کادرها، و اعضای برجستهٔ حزب تودهٔ ایران، از جمله اسطورههای پایداری در دوران ستمشاهی، دانشمندان، فیلسوفان، نویسندگان، مترجمان، هنرمندان، افسران میهندوست، سندیکالیستها، و نمایندگان کارگران بهقتل رسیدند.
هدف رژیم از قتل هواداران، اعضا، و رهبران حزب تودهٔ ایران نابود کردن این حزب بود، اما بازماندگان و جان بهدربردگان حزب، با وجود تحمل کردن ضربههای سهمگین وضعیتهایی بسیار پیچیده و دشوار، با رهبریِ زندهیاد رفیق “علی خاوری” پرچم مبارزه را زمین نگذاشتند و به سازمان دادن دوبارهٔ حزب پرداختند. این تلاشها که بر پایهٔ اراده و اعتقاد تودهایهای داخل و خارج از ایران بوده است زخمهایی عمیق بر حزب را توانست اندکی التیام بخشد. همین تداوم مبارزهٔ حزب تودهٔ ایران است که رژیم همچنان به حملهها و انتشار مقالههایی آمیخته با دروغ و جعل و تحریف علیه تاریخ پرافتخار حزب ما ادامه دهد. اما نسل جوان امروز آگاهتر از آن است که فریب تبلیغات دروغین رژیم جنایتکار را بخورد.
حکومت جمهوری اسلامی در طی دههها حکومتش جنایتهایی پرشمار مرتکب شده است، از قتلهای زنجیرهای، جنایت کوی دانشجویان در سال ۱۳۷۸، سرکوب اعتراضهای مردم در سال ۱۳۸۸، کشتار مردم در دیماه ۱۳۹۶، سرکوب خونین آبان ماه ۱۳۹۸و سرکوب دانشجویان در دیماه ۱۳۹۸ بهدنبال اعتراض به ساقط کردن هواپیمای اوکراینی و کشته شدن ۱۷۶ سرنشین آن گرفته تا جنبش زن، زندگی، آزادی در شهریورماه ۱۴۰۱.
رژیم ولایت فقیه امروز با بحرانهای گستردهٔ اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی، و سیاسی روبروست و هیچ راه حلی برای خروج از این بحرانها ندارد. اعتراضهای رو به گسترش مردم علیه ظلم، فساد ساختاری، فقر و محرومیت، ناامنی، بیبرقی، و بیآبی همچنان با سرکوب خشن نیروهای سرکوبگر رژیم رو بهرو میشوند.
اکثریت مردم با تجربهٔ روز مرهٔ خود در زندگی به ماهیت فریبکاری، فساد ساختاری، و اصلاح ناپذیری نظام سیاسیِ عمیقاً ضد مردمی حاکمیت کنونی پی بردهاند و برای پایان دادن به این زندگی فلاکتبار خواهان گذر از این رژیم هستند.
تجاوزِ نظامیِ جنایتکارانهٔ دولت اسرائیل و امپریالیسم آمریکا به ایران که به کشته شدن صدها تن از شهروندان میهن ما و همچنین کشته شدن شماری از فرماندهان سپاه و ارتش و دانشمندان اتمی کشور منجر شد از یک سو نشان داد چگونه دستگاههای جاسوسی اسرائیل و آمریکا تا بالاترین سطح در درونِ حکومت و سپاه پاسداران نفوذ کردهاند و از سوی دیگر در مورد عملکرد سیستم دفاعی کشور که مسئول اصلیاش سپاه پاسداران است و درنتیجهٔ آن بیدفاع ماندن حریم فضایی کشور در مقابل بمبارانهای مداوم دولت جنایتکار اسرائیل بوده سؤالهایی جدی مطرح کرد.
با وجود تشدید جو سرکوب و اختناق و متناقض بودنش با مدعیات سران حکومت در مورد “وفاق و همدلی ملی”، امروز زندانهای کشور نماد مبارزه و ایستادگی شدهاند و زندانیانش پرچمدار مبارزه با اعدام هستند. کارگران، فرهنگیان، بازنشستگان، و دیگر گروههای معترض، شعار “نه به اعدام” را در کنار دیگر خواستهای عمدهشان در جریان حرکتهای اعتراضی صنفی مطرح میکنند. خانوادهها و داغدیدگان “فاجعهٔ ملی” کشتار سال ۶۷ بعد از سیوهفت سال همچنان برای راه یافتن به گورستان خاوران و تنها دیداری کردن از مزار عزیزانشان-جانباختگانی که مظهر و نماد دادخواهی و مقاومت بوده و هستند- و نثار گلی بر گورهای این عزیزانِ زندهیاد و زندهنام اما بینام و نشان در گورهایی جمعی، همچنان مبارزه میکنند و رژیم سرکوبگر با تخریب و دیوار کشیدن به دور این گورستانها در پی پاک کردن آثار جنایتهایش است.
حزب تودهٔ ایران، در کنار همهٔ نیروهای مترقی و آزادیخواه کشور، ضمن انجام تلاشهایی گسترده و جهانی بهمنظور افشا و روشن کردن تمام زوایای تاریک جنایتهای رژیم، همراه با خانوادههای این جانباختگان و پشتیبانی از مبارزهٔ بهحق آنان برای روشن شدن واقعیتها در واپسین روزهای زندگی عزیزانشان به تلاشهایش ادامه داده و همچنان ادامه خواهد داد!
ننگ و نفرت بر سران رژیم ولایت فقیه – آمران و عاملان جنایت دهشتناک فاجعهٔ ملی!
گرامی باد خاطرهٔ همه مبارزان راه آزادی و فرزندان دلاور خلق که در کشتار فاجعه ملی سال ۱۳۶۷ جان باختند!
درود بیکران به مادران، پدران، همسران، فرزندان و وابستگان جانباختگان فاجعۀ ملی که استوار و خستگیناپذیر از حقانیت مبارزهٔ فرزندان سربلند خلق در برابر رژیم ولایت فقیه دفاع کرده و میکنند!
کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران
۵ شهریورماه ۱۴۰۴








2 پاسخ
جناب آرش شما بفرمایید با گذشت دهه ها از آن تاریخ نسل کشی کدام گروه و سازمان سیاسی مورد قبول شما از کشتار توده ایها نام برده است؟ آیا غیر از این است که بیش از ۸۰ درصد از رهبران این حزب پس از انواع شکنجه اعدام شدند و شما و دوستانتان حتی اشاره ای به آن نمی کنید؟ براستی شما فکر نمی کنید که این کینه شما و دوستانتان کار را به سانسور و حذف کردن وقایع تاریخی انجامیده است؟ اما «حزب تودهٔ ایران، در کنار همهٔ نیروهای مترقی و آزادیخواه کشور، ضمن انجام تلاشهایی گسترده و جهانی بهمنظور افشا و روشن کردن تمام زوایای تاریک جنایتهای رژیم، همراه با خانوادههای این جانباختگان و پشتیبانی از مبارزهٔ بهحق آنان برای روشن شدن واقعیتها در واپسین روزهای زندگی عزیزانشان به تلاشهایش ادامه داده و همچنان ادامه خواهد داد!» «گرامی باد خاطرهٔ همه مبارزان راه آزادی و فرزندان دلاور خلق که در کشتار فاجعه ملی سال ۱۳۶۷ جان باختند!»
حزب توده و در راس آن کیانوری از شکنجه و اعدامهای زندانیان سیاسی فقط وقتی به اعتراض میپردازد که به دستگیری و بازداشتهای توده ای ها می انجامد و نه قبل از آن…