بیانیهٔ حزب تودهٔ ایران: کشتار هزاران تن از مردمی که به محرومیت، فقر، فساد، و سرکوب آزادی و حقوق انسانی اعتراض دارند نماد روشنی از ماهیت جنایتکار و ضدّمردمی رژیم ولایت فقیه است
هممیهنان گرامی!
کشتار هزاران نفر از هموطنان بهدست نیروهای امنیتی در اعتراضهای مردمی اخیر به سیاستهای ضدّملی رژیم ولایت فقیه کشتاری تکاندهنده و بیسابقه در دهههای اخیر و برگ جدیدی در کارنامهٔ جنایتهای حکومت جمهوری اسلامی علیه مردم ایران بود.
علی خامنهای در سخنانش در ۲۷ دی ضمن اعتراف به کشته شدن چندهزار نفر در اعتراضهای مردمی اخیر مدعی شد که «عوامل خبیث و آموزشدیده» با استفاده از «عوامل نادان و ناآگاه» این عده را به قتل رساندهاند. در دهههای اخیر، هرگاه موج اعتراضهای مردمی علیه سیاستهای فاجعهبار و ضدّملی و ضدّمردمی جمهوری اسلامی شهرهای کشور را فرا گرفته است، این رژیم با سرکوب خشن و خونین این حرکتهای حقطلبانه و اعتراضی مردم جان به لب رسیده را به «توطئه و عوامل خارجی» نسبت داده است.
مردم به یاد دارند که کشتار هزاران زندانی سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷، از جمله اعدام صحرایی صدها مبارز تودهای و فعالان دیگر نیروهای چپ و میهندوست نیز به بهانهٔ «جاسوس» و «عامل بیگانه» بودن آن مبارزان راه آزادی صورت گرفت. از آن روز تا امروز نیز هر اعتراض و خیزش برحق مردمی با کشتار مخالفان و دستگیری هزاران معترض و شکنجه و اعدام دگراندیشان به فرمان ولی فقیه رژیم مواجه شده است.
همچنین، حملهٔ ۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیروهای سرکوبگر به کوی دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههای کشور و سرکوب خشن و خونین دانشجویان معترض، که در روزهای ۱۸ تا ۲۳ تیر و بهدنبال توقیف روزنامهٔ «سلام» در دولت خاتمی صورت گرفت، بهزعم رژیم «توطئهٔ خارجی» بود.
تظاهرات میلیونی مردم در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در تهران و دیگر شهرهای بزرگ در اعتراض به نتیجهٔ اعلامشدهٔ انتخابات ریاستجمهوری در ایران- پیروزی احمدینژاد و دفاع قاطع خامنهای از او- نیز به ادعای ولی فقیه رژیم توطئهٔ «استکبار جهانی» بود. آن تظاهرات اعتراضی مردم با حملهٔ مزدوران امنیتی رژیم به دانشگاه تهران و سپس آتش گشودن به روی معترضان به خون کشیده شد. هزاران نفر بازداشت شدند و به سیاهچالها انداخته شدند. و سال بعد (بهمن ۱۳۸۹) هم میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی بهعنوان رهبران «توطئه» به حبس خانگی محکوم شدند که دو نفر اول همچنان در حصر هستند.
خیزش مردمی ۶ تا ۱۹ دی ۱۳۹۶ که از مشهد و در اعتراض به گرانی و سیاستهای دولت روحانی آغاز شد و بهسرعت با یورش و سرکوب خونین نیروهای امنیتی رژیم روبهرو شد نیز از نگاه رهبران جمهوری اسلامی توطئه «ضدّانقلاب» بود. سپاه پاسداران در بیانیهٔ ۱۷ دی ۱۳۹۶ مدعی شد که «آمریکا، انگلیس، اسرائیل، سازمان مجاهدین، و سلطنتطلبان» با این اعتراضها ارتباط دارند و از «دهها هزار بسیجی» برای مقابله با اعتراضها و «آرامسازی آشوبها» قدردانی کرد. علی خامنهای نیز در دیدار عمومی ۱۹ دی ۱۳۹۶ ضمن متهم کردن آمریکا و بریتانیا و اسرائیل گفت که این قدرتها از چند ماه پیش از شروع اعتراضها برای برانگیختن مردم و تظاهرات در شهرهای کوچک ایران نقشه کشیدهاند و «نقشه مال آمریکاییها و عوامل رژیم صهیونیستی است.»
اعتراضهای گستردهٔ مردمی در آبان ۱۳۹۸، که بهخاطر کشتار وحشیانهٔ مردم به «آبان خونین» معروف شد، نیز به بیان سران رژیم «توطئهٔ خارجی» بود. اعتراضها از ۲۴ آبان ۱۳۹۸، پس از انجام مجدد سهمیهبندی بنزین در ایران و افزایش ۲۰۰درصدی قیمت بنزین بدون اطلاعرسانی قبلی، آغاز شد و ۲۹ استان و صدها شهر کشور را فرا گرفت. علی خامنهای ضمن آنکه طرح افزایش قیمت بنزین را ضروری دانست و از آن دفاع کرد، دستور سرکوب مردم را صادر کرد. او با اشاره به جان باختن عدهای از معترضان، آتش زدن بانکها و ایجاد ناآرامی را به «اشرار و ضدّانقلاب و دشمنان ایران» نسبت داد. خبرگزاریها و سازمانهای حقوق بشری شمار جانباختگان اعتراضهای آن سال را تا ۱,۵۰۰ نفر اعلام کردند.
خیزش اعتراضی مردمی در شهریور ۱۴۰۱، که در پی کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد در تهران آغاز شد و به خیزش «زن، زندگی، آزادی» معروف گردید، بهسرعت به همهٔ استانهای کشور و صدها شهر ایران گسترش یافت و بیش از چهار ماه تداوم داشت. به ادعای ولی فقیه جمهوری اسلامی، این تظاهرات اعتراضی نیز کار بیگانگان بود. سرکوب خشن و خونین این اعتراضها به کشته شدن صدها نفر و زخمی شدن هزاران تن منجر شد. بر اساس تحقیقات کمیتهٔ حقیقتیاب سازمان ملل متحد، جمهوری اسلامی برای سرکوب کردن معترضان به قتل، شکنجه، و تجاوز جنسی متوسل و مرتکب جنایت علیه بشریت شد. در هجدهمین روز اعتراضهای گستردهٔ مردمی آن سال، سید علی خامنهای پس از غیبتی طولانی در جمع نیروهای مسلح حاضر شد و معترضان را «اغتشاشگر» نامید و خواهان ادامهٔ سرکوب اعتراضها شد.
همهٔ این برخوردها نشانهٔ روشنی از ماهیت مردمستیز حکومت دیکتاتوری دینی سرمایهداری حاکم بر میهن ما است. این رژیم در چهار دههٔ اخیر با اعمال سیاستهای فاجعهبار نولیبرالی اقتصاد کشور را به نابودی کشانده و فقر و محرومیت را به دهها میلیون خانوادهٔ ایرانی تحمیل کرده، و با ادامه دادن به سیاستهای ماجراجویانهٔ منطقهیی امنیت و تمامیت ارضی کشور را با خطرهای جدی روبهرو کرده است. عملکرد جنایتکارانهٔ رژیم از این ماهیتش جدا نیست. برای اینگونه جنایتهای هولناک نمیتوان بهانه و توجیه تراشید و مردم را از اعتراضهای برحق و مسالمتآمیز به این سیاستها خانمانسوز و درخواست زندگی شایسته منع کرد.
هممیهنان گرامی!
روشن است که نیروهای مزدور بیگانه و ارتجاعی همچون گردانندگان جریانهای سلطنتطلب و دیگر نیروهای نیابتی قدرتهای بیگانه مانند مجاهدین، با حمایت امپریالیسم آمریکا و دولت جنایتکار و نسلکُش اسرائیل، آمادهاند که با بهرهبرداری از تنفر و انزجار اکثریت جامعه از حکومت ارتجاعی و ضدّمردمی جمهوری اسلامی هر خیزش اعتراضی را به نفع خودشان مصادره کنند. این جریانها حاضرند با کمک گرفتن از مزدوران خارجی اعتراضهای مردمی را به خشونت بکشانند و در نهایت زمینه را برای دخالت خارجی در امور داخلی میهن ما آماده کنند.
التماس مزدوری مانند رضا پهلوی به دونالد ترامپ، اتحادیهٔ اروپا، و ارتجاعیترین نیروهای راست افراطی در جهان و جنایتکاری مانند نتانیاهو برای مداخله در رخدادهای ایران از یک سو و تلاش رسانههای امپریالیستی و وابستهای مانند بیبیسی و ایران اینترنشنال برای «رهبرتراشی» در ایران اکنون چالش بزرگی در برابر جنبش مردم حاضر در میدان و همهٔ نیروهای ملی پیشرو و آزادیخواه کشور شده است. تلاش هماهنگ قدرتهای امپریالیستی و مزدوران ایرانی آنها بهانهای به دست حاکمان مستبد کنونی داده است که مبارزهٔ جاری را با خشونت بیشتری سرکوب کنند. پیکار ملی و مردمی برای گذار از جمهوری اسلامی و راهگشایی بهسمت استقرار جمهوری ملی-دموکراتیک، بر پایهٔ حق حاکمیت مردم و استقلال در تعیین سرنوشت خودشان و تحقق آزادیها و حقوق دموکراتیک، امروز با چنین دشواریهایی روبهروست.
همانطور که حزب ما در اعلامیهٔ ۱۹ دی تأکید کرد، ما اعتقاد داریم که با جابهجایی دیکتاتوری مذهبی-سرمایهداری کنونی با نظام سلطنتی-سرمایهداری نمیتوان آیندهای آزاد و رها از قید استبداد و یوغ قدرتهای امپریالیستی برای حرکت بهسمت تحقق عدالت اجتماعی ایجاد کرد. همانطور که تا پیش از انقلاب ۵۷ شاهد بودیم، نظام سلطنتی باز هم ایران را به پایگاه نظامی امپریالیسم در منطقه تبدیل میکند و نفت و دیگر منابع طبیعی ایران را به باد غارت میدهد و در حکومت انحصارطلبانهاش دگراندیشان را سرکوب میکند. نیروهایی که چشم امیدشان به دولت شبهفاشیستی ترامپ و دولت جنایتکار اسرائیل برای «آزادی ایران» است نمیتوانند نویددهندگان ایرانی مستقل، آزاد، و آباد باشند. تجربهٔ دردناک عراق و لیبی پس از مداخلههای مستقیم امپریالیسم جهانی در امور داخلی این کشورها باید زنگ خطری جدی برای همهٔ ملی نیروهای پیشرو و آزادیخواه ایران باشد.
راه نجات ایران از چنگال دیکتاتوری حاکم و جلوگیری از مداخلههای خارجی همکاری گستردهٔ میهندوستان پیشرو، عدالتطلب، و آزادیخواه کشور حول شعارهای مرحلهیی مشخص و ایجاد ستادی مشترک برای هدایت و پیشبرد مبارزهٔ اعتراضی برحق مردم کشور است. رژیم ولایت فقیه توان نجات دادن خودش از بحران و بنبستهای اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی کنونی را ندارد. این رژیم ممکن است با سرکوب خونین مدتی دیگر دوام بیاورد، اما دیر یا زو به سرنوشت دیکتاتوری پهلوی در ایران دچار خواهد شد. بدون آمادگی نیروهای ملی مترقی و آزادیخواه کشور برای چنین روزی خطری جدی میهن ما و تمامیت ارضی و آیندهٔ آن را تهدید میکند و تمام دستاوردهای جنبشهای مردمی دهههای اخیر به خطر خواهد افتاد. ما، همراه با دیگر نیروهای ملی پیشرو و آزادیخواه کشور خواهان آزادی فوری و بیقیدوشرط همهٔ دستگیرشدگان روزهای اخیر و همهٔ زندانیان سیاسی-مدنی و همچنین پایان دادن به قطع شبکههای ارتباط جمعی و اینترنت هستیم.
حزب تودهٔ ایران
۲۹ دی ۱۴۰۴





یک پاسخ
که به هشیاری حزب پدرم باد درود