
بحران جنگی میان ایران و آمریکا خود را امروزه در جدال ترامپیسم با جمهوری اسلامی بر سر برنامه اتمی و سیادتطلبی رژیم ایران در خاورمیانه نشان میدهد. چنانچه این بحران راه حل سیاسی پیدا ننماید، احتمال بمباران تأسیسات اتمی و نظامی ایران مطرح میشود. در این صورت، چگونگیِ موضعگیریِ اپوزیسیونِ خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی اهمیت عمده سیاسی پیدا میکند
اوضاع ایرانِ امروز، در همهی زمینههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی رو به افول و فروپاشی میرود. اکثریت بزرگ مردم ایران از شرایط زندگی خود و به طور کلی از وضعیت غیر قابل تحملی که طی ۴۶ سال حکومت اسلامی به وجود آورده، سخت ناراضی و در عذاباند. با این که از دیر باز اوضاع بر همین روال چرخیده، اما امروزه نابسامانی همه جانبه و فراگیر شده است. دیکتاتوری، دینسالاری، اقتصاد ورشکسته، گرانی، فقر، بیعدالتی، نابرابری، ستم، کساد، فساد، سرکوب، اعدام و زندان… این ها همه به اوج خود رسیدهاند، بلای جان مردم شدهاند. به طوری که امروزه و بیش از گذشته، با وجود نظام جمهوری اسلامی، هیچ امکان تغییری در جهت بهبود اوضاع کشور و زندگی مردم در ایران تصورپذیر نیست.
افزون بر نابسامیهایی که نامبردیم، چهار فاکتور مهم در سیاست نظامی، خارجی و منطقهایِ جمهوری اسلامی، اوضاع کشور ما را به بحران جنگی کشاندهاند. یکی، ادامهی مستمر غنیسازی اورانیوم به میزان بالای لازم برای ساخت بمب اتم در کمتر زمان است. دوم، ساخت موشکهای بالیستیکِ دوربُرد با امکان حمل کلاهک اتمی است. سوم، سیادتطلبی و جنگطلبی حکومت اسلامی ایران در خاورمیانه از راه ایجاد گروههای نیابتی و اسلامگرا و پشتیبانی همه جانبه از آنها است. و بالاخره فاکتور چهارم، پیمان بستن استراتژیکی و همکاری نظامی ایران با دو قدرت سیادتطلب و توتالیتر جهانی، روسیه و چین، در مقابله با غرب است.
بحران جنگی میان ایران و آمریکا خود را امروزه در جدال ترامپیسم با جمهوری اسلامی بر سر برنامه اتمی و سیادتطلبی رژیم ایران در خاورمیانه نشان میدهد. چنانچه این بحران راه حل سیاسی پیدا ننماید، احتمال بمباران تأسیسات اتمی و نظامی ایران به طور جدیتری نسبت به گذشته، با سر کار آمدن مجدد ترامپ، که در دورهی اول ریاست جمهوری خود از قرارداد برجام خارج گردید، مطرح میشود. در این صورت، چگونگیِ موضعگیریِ جریانهای خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران، از جمله و بهویژه جمهوریخواهان دموکرات و لائیک/سکولار، اهمیت عمده سیاسی پیدا میکند.
جدال ترامپیسم – جمهوری اسلامی و احتمال مداخله نظامی در ایران را باید در اوضاع پیچیده و متحول کنونیِ جهان بررسی کرد. جهانی که با دگرگونیهای بزرگ و نوینی روبهرو شده است. اگر چه به هم ریختگی اوضاع آن از مدتها پیش آغاز شده بود، اما بهویژه با ریاست جمهوری دوم ترامپ شتاب بیشتری پیدا کرده است. بیش از پیش امروزه آشکار میشود که از نقطه نظر ژئوپولیتیک، دنیا وارد دورانی جدید شده و میشود. بهطوری که اوضاع امروز جهان نسبت به سدهی بیستم و دهههای پس از جنگ جهانی دوم تا فروپاشی سیستم توتالیتر شوروی، بسیار تغییر کرده و متفاوت شده است. این دگرگونیهای بزرگ جهانی را در چند روند اصلی نشان میدهیم.
– اولین دگرگونی بزرگ این است که توازنها، تعادلها، اتحادها و ائتلافهای مابین قدرتها و کشورها، که پس از جنگ جهانی دوم برقرار شدند، امروزه دیگر به هم خورده و پاشیده شدهاند.
– دومین دگرگونی بزرگ، توسعهطلبی امپریالیستی روسیهی پوتین با تجاوز نظامی به اوکراین و اشغال و انضمام بخشی از سرزمین این کشور است. این رژیم توتالیتر امروزه همان سیاست اتحاد جماهیر شوروی سابق با اهداف هژمونیطلبانه و امپریالیستی در جهان به ویژه در قارهی اروپا را دنبال میکند.
– سومین دگرگونی بزرگ نسبت به سدهی بیستم، برآمدن چین چون یک ابرقدرت هژمونیطلب در گسترهی جهانی است. این کشور عظیم ۱.۵ میلیارد نفری، با ساختاری غیر دموکراتیک، اقتدارگرا و توتالیتر، بنا بر اکثر پیشبینیها، میرود تا در چند سال آینده به بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان تبدیل شود.
– چهارمین دگرگونی بزرگ و نه کمترین، تغییرات شگرفی است که در سیاست جدید آمریکا با برآمدنِ ترامپیسم پیشآمده است. این تغییر و تحول جدید، گرچه از مدتها پیش و حداقل از زمان ریاست جمهوری اوباما کمابیش آغاز شده بود، اما اکنون به صورتی آشکار و جدی و به گونهای رادیکال از سوی ترامپ به عمل درآمده و ادامه پیدا خواهد کرد. سه مشخصه اصلیِ این سیاست نوینِ پوپولیستی- ارتجاعی از سوی راستِ جمهوریخواه آمریکا که ترامپیسم مینامیم را مورد اشاره قرار دهیم.
۱- نزدیکی تا حد همکاری وسازش با روسیه در ازای دستیابی به منافع اقتصادی و ژئوپولیتیک، بهویژه در تقابل با چین. تمام کردن جنگ اوکراین در راستای سیاست جدید مماشاتطلبانه با روسیه. تحکیم رابطه با اسرائیل و حل مسألهی اتمیِ ایران. فاصلهگرفتن از متحدین تاکنونی خود در سازمان ناتو، یعنی اتحادیه اروپا، به مثابه رقیب آمریکا، تا حد تشویق به پاشیده شدن این اتحادیه به نفع احزاب افراطیِ راست، پوپولیست و ناسیونالیستِ اروپایی.
۲- قراردادن اصل معاملهگری و سودبری اقتصادی، مالی و تجاری در رأس سیاست خارجی و در مناسبات با دولتها، چون تنها و یگانه معیاری که از این پس ایالات متحده باید بدان عمل کند: به دور از قیدو بندها و ارزشهای اخلاقی، انسانی، آزادیخواهی و دموکراسیخواهی.
۳- قراردادن ابرقدرت نوپای چین چون رقیب، دشمن و خطر اصلی برای آمریکا و در نتیجه تبیین تاکتیک و استراتژی جدید در سیاست خارجی ایالات متحده بر اساس چنین ارزیابی از ژئوپولیتیک نوین جهانی.
در بستر این دگرگونگیهای جهانی، رژیم جمهوری اسلامی ایران اکنون بر سر یک دوراهی قرار گرفته است.
– راه اول، نوشیدنِ دوبارهی جام زهر، یعنی مذاکره با آمریکا، دست کشیدن از برنامه هستهای، ساخت موشک بالیستیک و برچیدن سازمانهای نیابتی است. در چنین صورتی، تحریمهای آمریکا و غرب بر روی رژیم جمهوری اسلامی برداشته میشوند. ترامپیسم، در حقیقت، مخالفت اصولی، اتیکی (اخلاقی) و ایدئولوژیکی با رژیمهای دیکتاتوری از نوع جمهوری اسلامی ایران ندارد. ترامپیسم نه تنها خواهان سرنگونیِ رژیم تئوکراتیک، ضددموکراتیک و ناقض حقوق بشرِ حاکم بر ایران نیست، بلکه حتا به خوبی میتواند با این گونه رژیمها در همه جا روابط حسنه بر اساس معیارهای معاملهگرانه برقرار کند. با این تبیین، در صورتی که رژیم جمهوری اسلامی این راه اول یعنی مذاکره و همکاری را برگزیند، از فشارهای اقتصادی بر روی خود خواهد کاست و فرصتی برای حفظ و بقأ خود به دست خواهد آورد. با این حال اما، به هیچ رو قادر به رفع نابسامانیها و بحران داخلی کشور نخواهد شد چون مشکلات جامعهی ایران ساختاری، سیستمی و ناشی از ماهیت نظام دینسالاری است.
– راه دوم، ادامهی سیاست غنیسازی و دخالتگری در منطقه از طریق سازمانهای نیابتی است. چنانچه این سیاست ماجراجویانه و ابلهانه دنبال شود، احتمال بمباران مراکز نظامی و اتمی ایران توسط آمریکا و اسرائیل تشدید میگردد. در صورت این دخالتگریِ نظامی، اوضاع کشور و مردم باز هم وخیمتر میشود. رژیم البته، بر خلاف آرزوهای برخی، سرنگون نمیشود اما شاید بتواند با اتکأ بر احساسات میهنپرستانهی مردم، بخشهایی از جامعه را به طور موقت به سمت خود کشاند. اما در این حالت نیز، اکثریت بزرگ مردم ایران، در عین محکوم کردن حمله نظامی و بهرغم آسیبهای جانی و مادی، تن به پشتیبانی از رژیم ستمگر حاکم بر خود نخواهند داد.
در پرتو آن چه که رفت، اکنون به تبیین موضعی میپردازیم که در صورت احتمال مداخلهی نظامی در ایران، اپوزیسیون باید در پیش گیرد. میدانیم که اوضاع اپوزیسیون ایران به طور کلی و بهطور خاص آن بخشهایی که خود را جمهوریخواه میخوانند، در وضعیتی نابسامان و پراکنده، با شکافها و تضادهای فراوان قرار دارد. میتوان تصور کرد که در صورت حملهی نظامی به ایران، این شکافها، تضادها و چنددستگیهای اپوزیسیون باز هم بیشتر و شدیدتر گردند. نسبت به مداخله نظامی، سه طیف از موضعگیری متضاد از طرف اپوزیسیونهای مختلف ایران را میتوان تصور و پیش بینیکرد.
طیف اول، جریانهایی هستند که به گمانِ بسیار، آشکارا یا پنهان، با شرط یا بدون شرط، به گونهای از اقدام نظامی پشتیبانی خواهند کرد. سلطنتطلبان، مجاهدین و احتمالاً برخی جریانهای جمهوریخواه شامل این طیف میشوند. اینان همواره خواهان سرنگونی رژیم با اتکأ به نیروی خارجی و یا قدرتی از بالا، راهبر و رهبر، بوده و هستند. اینان اما هیچگاه نخواهند توانست، با سیاستِ متکی بر قدرتهای خارجی و در وابستگی به آنها، جز به شیوهی عملی اقتدارگرا (از جمله به شکل کودتا) اقدامی انجام دهند. این نیز با توجه به انسجام درونی دستگاه نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، حتا در صورتی که پایگاههای نظامی جمهوری اسلامی درهم شکنند، امکانپذیر نیست. «سرنگونی» از بالا و با کمک نیروهای خارجی را مردم ایران دوبار به صورت کودتای نظامی در دوران پهلویها تجربه کردهاند و بار دیگر امتحان نخواهند کرد.
طیف دوم، جریانهایی خواهند بود که به نام منافع ملی، استقلال ملی و یا مبارزهی ضد امپریالیستی-ضد صیهونیستی در برابر آمریکا و اسرائیل، حمله نظامی را محکوم کرده به پشتیبانی از رژیم جمهوری اسلامی برخواهندخاست. بخشهایی از اصلاحطلبان، ملیگرایان، جمهوریخواهان و چپ سنتیِ ضد امپریالیسم آمریکا و ضد غرب در این دسته دوم جای خواهند گرفت.
طیف سوم، سرانجام، جمهوریخواهان دموکرات و لائیک/سکولار خواهند بود. اینان در درجه اول باید آشکارا اعلام کنند که رژیم جمهوری اسلامی، بنا بر سیاستهای ماجراجویانه و ارتجاعیاش، عامل و مسبب اصلی پیدایش شرایطی گردیده که امروزه به چنین مداخلهای انجامیده است. در عین حال و همزمان، اینان از یکسو باید مردم را دعوت به قیام عمومی از طریق برپاکردن جنبشهای اعتراضی مردمی برای براندازیِ رژیمِ عامل جنگ و نابودیِ کشور نمایند و از سوی دیگر باید مداخله نظامی خارجی که آشکارا ناقض حقوق بینالمللی ومنشور سازمان ملل متحد بوده و موجب خسارات فراوانِ جانی، مادی و محیط زیستی برای مردم ایران و کل منطقه میشود را محکوم کنند.
در چنین شرایطی، این طیف سوم باردیگر باید مواضع اصولی خود را در راستای خواست سرنگونی رژیم توسط جنبش خود مردم در داخل کشور و با اتکأ به نیروی خود، مطرح کند. آن چه که مربوط به سیاست خارجی مورد نظر این جریان یا خط سوم میباشد را در چند نکته اساسی نام میبریم.
۱- برچیدن مراکز اتمی و سانتریفوژها در ایران. انصراف کلی از غنی سازی اورانیوم در پایبندی به محیط زیست.
۲- اعلام استقلال و یکپارچگی ایران. عدم وابستگی به قدرت های جهانی. اعلام فسخ تمام پیمانهای استراتژیکی اقتصادی، سیاسی، نظامی ایران با قدرتهای جهانی از جمله با روسیه و چین. خروج دولت ایران از پیمان بریکس و اعلام این که ایران از این پس وارد هیچ گونه پیمان استراتژیکی جهانی نمیشود.
۳- برقراری روابط دیپلماتیک بر اساس چارت و کنوانسیونهای سازمان ملل متحد با همهی کشورهای جهان. به رسمیت شناختن دولت اسرائیل و در کنار آن یک دولت مستقل فلسطینی در شرق رود اردن و در غزه با برقراری صلحی پایدار بین آن دو. محکوم کردن تجاوز روسیه به کشور مستقل اوکراین و جانبداری از تمامیت ارضی آن.
۴- برچیدن تمام سازمان های نیابتی رژیم اسلامی در خاورمیانه. پایان دادن به پشتیبانی مالی، سیاسی، نظامی و سوق الجیشی ایران به حوثیها در یمن جنوبی، حزب الله لبنان، سازمان حماس و جهاد اسلامی در غزه. پایان دادن به هر گونه دخالتگری و هژمونیطلبی ایران در خاورمیانه و در دیگر نقاط جهان.
24 پاسخ
شیدانوثیق در پایانمطلب خود می گوید:
آن چه که مربوط به سیاست خارجی مورد نظر این جریان یا خط سوم میباشد را در چند نکته اساسی نام میبریم.
پیشنهاد میکنمکه این۴ موردی را که شیدانوثیق نام برده با موارد منتشر شده در نامه ترامپ و یا شروط پامپو در سالهای گذشته مقایسه کنید و ببینید آیا کمترین تفاوتی پیدا می کنید.
خوشا به حال خط سوم که به صدای ترامپ و پامپو تبدیل شده. واقعا شرم آور است.
با درود
ٱقای فانی شرایطی که شما میپسندید برای سیاسیت خارجی جمهوری اسلامی چیست .
با ” شرم ٱور” دونستن که فقط رفع مسٸولیت کردید ،
درضمن روز ” قدس ” را به شما و هم پیمانانتون تبریک عرض می کنم.
با ٱرزوی سلامتی
این موضع کدام جمهوری خواهان لاییک است. ایم مواصع بند به بند همان خواستهای ترامپ و سلطنت طلباناست. موضع جمهوری خواهان باید برچیدن نظام اخوندی و هم زمان ایستادگی در مقابل زیاده خواهی قدرتهای بزرگ و در راس ان امریکای جنایت کار باشد. موضوع فلسطین باید توسط نیروهای مردمی فلسطین اعلام شود و ما باید انرا بپذیریم.
در ستمگر و خطاکار بودن جمهوری اسلامی در تمام زمینهها شکی نیست، اما متن شما کلا از موضع راست افراطی جهانی، اما به نام چپ نوشته شده. این فریبکاری است، خب لااقل دیگر خودتان را چپ ننامید وقتی از این موضع مینویسید.
بعداز فروپاشی شوروی حملات ناتو علیه یوگسلاوی سابق شروع شد. با عملیات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ «جنگ علیه ترویسم» در افغانستان ، عراق ، لیبی ، سودان ، سومالی ، یمن ، سوریه و…شروع شد. به بحران مالی ۲۰۰۸ منجر شد .میلیونها نفر در اردوگاههای پناهندگی اسکان داده شدند که در ادامه به اروپا روی آوردند.موج بالای پناهدگی ۲۰۱۵ بعداز جنگ جهانی دوم سابقه نداشته و موجب بحران سیاسی در اروپا و آمریکا گردید.راست افراطی و پوپولیسم بر بستر این پدیده اتفاق افتاد.همه این کارها برای اسرائیل بود.
اگر طالبان اجازه میداد که خط لوله نفت و گاز از کشورهای شمال افغانستان به آبهای گرم متصل میشد , ناتو هم بجای یک سبد الماس و طلا سبدی از بمب و نارنجک به طالبان هدیه نمیداد !
اگر صدام حسین هم سلاح های دستجمعی را در اینور و انور پنهان نمیکرد ناتو هم درب خانه عراق را نمیزد !
اگر معمر قذافی اجازه میداد خط لوله گاز برای اروپا از کشورش عبور میکرد آنطور نمیشد که شد !
اگر حماس هم دیوار های بزرگترین زندان درباز جهان را نمی شکست اصلا عبدا نسل کشی کودکان و زنان در فلسطین صورت نمیگرفت !
دلیل آغاز مداخله در سوریه هم انتقال لوله گاز اصلن نبود !
اگر ایران هم به حرف آقای ترامپ برود همین فردا آهنگ” ای یار مبارک بدو “را نه فقط در ایران بلکه بخاطر برقراری یک صلح دائمی در تمامی منطقه نواخته خواهد شد !
طیف دومیها که همان محور مقاومت هستند در چند سال گذشته با حمایت مستقیم از رژیم در منطقه و سیاست بمب هستهایش مسئول مستقیم پاسخگویی به بمباران ایران خواهند بود. اینان که تا چندی پیش به خاطر انتخاب ترامپ و دوستیاش با پوتین به وجد آمده بودند امروز با جبر تاریخ مانند یک سونامی بزرگ روبرو هستند: از یک طرف نابودی رژیم اسد و ناتوانی حزب الله و حماس و ویرانی ساختار مقاومت در منطقه و از طرف دیگر به بنبست رسیدن رژیم ورشکسته. مضحک اینجاست که هنوز هم معتقدند رژیم ایران موفق خواهد بود همانگونه که حماس موفق شد!
آقای وثیق عامدانه چشم بر طیف متنوع چپ بسته و تنها چپ سنتی یعنی همانانی که خود نیززمانی بخشی از آنها بود را به جلو میفرستد.”جمهوریخواهان” لائیک/سکولار امروز همان خط امامیهای دیروز و چپهای نادمی هستند که برای امامشان آرزوی سلامتی میکردند.از سوی دیگرهمان “چپ” مردم فروش و رهروان خروشچف که “مغضوب”سربازان انورخوجه بوده(توده و توفان..) و امامان جمعه را منادیان “ضدامپریالیست-صهیونیست” معرفی و پارکاب خمینی در جنگ ایران-عراق بودند؛حالا دوباره بهم متصل و زیر پرچم محور مقاومت فروپاشیده سینه زده و برای زنان و کودکان مظلوم و معصوم فلسطینی اشک تمساح می ریزند.صدا و راه نهایی را نه جنایتکاران جنگی(ترامپها؛نتانیاهوها)؛ “جمهوریخواهان” سکولار-دموکرات؛ خامنه ای؛ محور مقاومت و”برادران قاچاقچی” زن وکودک کش بلکه:جنبش زنان؛ کارگران؛ مزدبگیران و بازنشستگان سراسر کشور باوحدت و تشکیلات رقم میزنند.
“آقای وثیق عامدانه چشم بر طیف متنوع چپ بسته و تنها چپ سنتی ….”
جناب کهنسال این “طیف متنوع چپ” که شما در پرده ابهام پیچانده اید ، ممکن است رو نمائی نمائید ؟
تا آنجا که مطلع العموم میدانند شما هیچ گروه ، سازمان ، حزب و یا کشوری که در برابر امپریالیستها ، نازیسم ها و صهیونیسم مقاومت کرده باشند تائید نکرده و برعکس آنها را بعنوان تروریست ، ارتجاعی ، اسلام سیاسی و یا دیکتاتور بودن رهبران آن دولتها محکوم کرده اید . ممکن است بفرمائید در کدامین کشوری در جهان مبارزه ای به نفع فرودستان و یا آزادی خواهان صورت گرفته ، به ثمر رسیده و شما از آن پشتیبانی نموده و یا مینمایید؟
حسن نصرالله در واکنش به قتل مهسا(ژینا) امینی گفت:”در خصوص فوت یک خانم که هنوز علت فوتش مشخص نیست ببینیدچه حمله رسانهای در جهان علیه ج.ا شکل گرفته.هدف همه این اتفاقات حمله به ج.ا است”.کامنت “ارش” زیر مقاله آقای بهزاد کریمی در سایت اخبار روز :[نظر حسن نصرالله در مورد شورش کور و بی محتوی“ژن ژیان نازایی” درست و غائله زن-زندگی-آزادی ارتجاعی است]!؟ و کامنت “ارش” زیر مقاله آقای قاسم مهرآور در سایت اخبار روز :[ آن جمله را باید با طلا نوشت]!؟
با احترام به سایر کاربران گرامی سایت محترم اخبار روز، از گفتگو با مداح و حلوا پز سران “محور مقاومت” خودداری می کنم. ادبیات و نوشته های ورق پاره کیهان و سایر رسانه های وابسته به سپاه را کمتر تکرار و مرا مخاطب قرار ندهید.
گر تو بهتر میزنی بستان بزن !
حسن نصرالله با همان عقاید مذهبی “ارتجاعی ” توانست در جنگ ۳۳ روزه اسرائیل را شکست دهد . پس میتوان گفت که او سیاستمداری بود و دانسته بود که چه گفته بود . حال شما با این :
” منشور زیر برمبنای “بیانیه حقوق زن” مصوب کنگره دهم کومه له،برنامه های حزب کمونیست ایران و سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر) تدوین شده است. این منشور همچون قطب نمائی است که سرفصل های خطوط عمومی مطالبات بنیادی زنان را نشان می دهد، ” …
و در زیر مجموعه انقلاب عظیم ” ژن ژیان نازایی “قرار دارد ، بفرمائید و آنجه را که خود خواهید بنمایید و مردم ایران و جهان را بیش از این به انتظار نگذارید.
آقای یزدی اعتقاد دارد که داشتن برنامه اتمی ، بمب اتمی ، قطع همکاری و کمک مالی ج.ا به دیگر نیروهای ارتجاع اسلامی مانند حماس، حوثی ها، حزب الله در جهت منافع طبقه کارگر ومردم ایران ومنطقه است !!!
اقای یزدی باور را دارد که این اقدامات ج.ا منافع امپریالیسم امریکا را تضعیف میکند !
چند ماه آینده خطا استراتژیک چنین ایده های ارتجاعی را مشخص خواهد کرد !
جناب F Sharifi گرامی، با نوشیدن جام زهر و پذیرش قطعنامه ۵۹۸تابستان کشی۶۷ را براه انداختند.حال که از همه جا مانده و رانده شده اند برای مقابله با “فتنه و غائله” مردم برنامه دارند.فانی یزدی وعده صادق ۱و ۲ را هم ستایش میکرد.در اروپا و کالیفرنیا و….بنشینیم و بگوییم:تا ۳ نشه بازی نشه !
نگرانی اقشار مختلف از برپایی جنگ و یا حتی حملات هوایی مداوم از نوع آنچه آمریکا در یمن آغاز کرده، بیمورد نیست. مرم از سویی با رژیمی ورشکسته و جنایتکار طرف هستند که احتمال دارد برای بقای خود حاضر باشد با هزینه جان و مال و زندگی آنان دست به ماجراجویی بزند و از سوی دیگر با جنایتکاران و جنگ طلبانی مثل ترامپ و نتانیاهو روبرو هستند که نشان دادەاند برای پیشبرد اهداف و منافع خود از ویرانسازی و نسل کشی و آواره کردن مردم و هیچ جنایتی باکی ندارند.تندرست باشید.
با درود
رفقا و دوستان ،
مدعیان چپ ، راه توده، حزب توده و فداییان اکثریت، حزب چپ ،و فداییان دو تا راه کارگر ، حزب کمونیست سه تا و چریکهای فدایی چهار تا ، …….. !
کسانی که میگویند این مواضع چپ نیست ، لطفن روشنتر بیان کنند تا ما هم بدونیم که چپ کیست ، تا فریب نخوریم ؟!
با ٱرزوی سلامتی
جناب ادیبان با درود، اگر به سایت و تلویزیون و نوشته های…..دو تا راه کارگر ، سه تا حزب کمونیست و چهار تا چریکهای فدایی…. مراجعه کنید میتوانید با مواضع چپ بیشتر آشنا شوید.از شما حرکت از “خدا” برکت!

اینان مسئولیت و وظیفه دارند بر اساس حداقلها بلوکی تشکیل و صدای رسای مبارزان داخل کشور باشند.
تندرست و شاد باشید.
با درود جناب کهنسال
بعد از تقریبن نیم قرن حرکت در مدار چپ ،برای برکتش ببینیم خدا چی نصیب من کرده .
در صادق بودن گروههای چپ (رادیکال ) هیچ گونه بحثی نیست من با شما موافق ، در رابطه با گروههای چپ ( راست گرا)بحث فراوان ، فکر کنم باز من با شما موافق ، گروههای چپ میانه (centre} بنظر من بیشتر شانس و اقبال دارن چون با توجه به اشتباهاتشون در گذشته ،مثل راستگراها وابسته نیستن و مثل رادیکالها هم ، کاتولیک نیستن .
سعی میکنم همینطور که شما گفتید از این به بعد بیشتر چپ رادیکال را مطالعه کنم.
با ٱرزوی پیروزی
جناب ادیبان با درود،
به تعبیرضربالمثلی معروف: “چپ انقلابی ایران همچون اسب تیز تکی بود که گاه پایش میلغزد، لغزشی که با توجه به معیار خود ممکن است آثار نامطلوب و دردناکی هم بجا بگذارد(که گذاشت) اما این لغزشها نباید ارزیابی همه جانبه ما را تحت تأثیر قرار دهد”.
طبق آرشیو اسناد اپوزیسیون ایران:بیش از۵۰۰۰ نفر از چپ انقلابی ایران بعد از بهمن۵۷ در راه آزادی و سوسیالیسم جانفشانی کردند.
سکانس آخرفیلم پاپیون: و همچنین فریادی بر سر زندانبانان و شکنجه گران:
“حرومزاده ها؛ ما هنوز زنده ایم”! به امید آزادی زندانیان سیاسی و پیروزی انقلاب مردم ایران.
تندرست و سرفراز باشید.
جناب ادیبان با درود،طبق آرشیو اسناد اپوزیسیون ایران:پیرو انشعابات ۱۹۵۶ در چپ جهانی(بقول زنده یاد علیرضا نابدل ظهور قورباغه های خروشچفیسم)؛ انشعاباتی در حزب توده شکل گرفت و حزب رنجبران و سازمان/حزب توفان (مشهور به حزب۲طبقه کارگران-دهقانان) از دل آن پدیدار شدند که به ترتیب طرفدار ۲ دولت “سوسیالیستی” چین-آلبانی و همراه حزب مادر در حمایت از حکومت ضد “امپریالیسم-صهیونیسم” خمینی رقابت سختی داشتند.حالا آقای شیدان جمهوریخواه سکولار/لائیک و آقای یزدی و جریانات مجازی توفان/ راه توده مثل خامنه ای/سپاه بیاد دوران خوش گذشته که “بهردیار عاشقان به کربلا” و قدس میرفتند زیر پرچم محور مقاومت. غافل ازینکه دستوربازداشت و محاکمه نتانیاهو-گالانت-ضیف -سنوار بعلت ارتکاب جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی توسط دیوان بین المللی کیفری لاهه اعلام شده. تندرست و شاد باشید.
جناب کهنسال تا آنجا که میدانم “حزب کار ایران” نه حمله به سفارت آمریکا را تایید کرده ، نه به جمهوری اسلامی رای داده و در هیچ زمانی از خمینی یا نظام او دفاع نکرده است . دفاع از ایران در جنگ ایران و عراق همسویی با دفاع از جمهوری اسلامی نداشته و ندارد . اگر در خلاف این گفته ها مطلب مکتوبی دارید بفرمایید.
دوستان گرامی, نویسنده میگوید در صورت حمله نظامی امریکا به ایران اپوزوسیون ممکن است سه گونه با آن برخورد کند گروهی به پشتیبانی از آمریکا و گروهی به پشتیبانی از رژیم و گروه سوم که خود جزو اوست مخالف حمله و خواهان سرنگونیست و برای برون رفت از شرایط کنونی در رابطه با دیگر کشور ها چهار اقدام را مطرح و پیشنهاد کرده است. شما کامنت گذاران گرامی که مطمئن هستم جزو دو گروه اول نیستند بهتر است نظر اصلاحی خود را مرقوم فرمایید تا خرد جمعی ما بارور گردد وگرنه اتهاماتی چون همسان سازی ایشان با ترامپ و پومپئو و سلطنت طلب و راست افراطی جهانی بجز خنک کردن دل خود مشگل ایران و ایرانیان را حل نمیکند.
مبارزه با ارتجاع داخلی همیشه باید با مبارزه علیه امپریالیسم و صهیونیسم همراه باشد ولی در هنگام حمله نیروهای نظامی برای تصرف کشور و قتل عام مردم آن ، مبارزه علیه ارتجاع داخلی در درجه دوم قرار میگیرد.
جناب کهنسال سازمانها و احزابی که معرفی فرموده اید دارای فصل مشترک مشابهی بوده و بیانیهای مشترکی را نیز دارند. پس میتوان گفت که مشت نمونه خروار است . حمید تقوایی که خواهان تجاوز نظامی اسرائیل به ایران است رهبر حزب کمونیست ایران میباشد. تمامی این تشکیلات هنوز هم :
“بر بستر جنبش قدرتمند«زن، زندگی، آزادی» در تلاشند تا به حق حاکمیت خود دست یابند و سرنوشت خود را رقم بزنند ” ( حزب چپ + راه کارگر )
چگونه و چطور و با چه نیرویی در مقابل شانزده نیروی تا بدندان مسلح وحوش نیروهای دولتی ؟!
بطور حتم پیام این است ؛ بریزید در خیابانها آنقدر کشته شوید تا امدادهای نظامی غیبی برای کمک به انقلاب ایران از آسمانها فرود آیند…
آقای شیدان وثیق،ای کاش شما هر چند کم، عرق مصدقی بودن دوران جوانی تان را می داشتید تا این چنین صحنه ی شطرنج تان را که در آن از اول ایران،منافع مردم و حفظ تمامیت ارضی ایران را در شرایط پات و مات،قرارداده اید را نمی چیدید۔
نظری ارسال شد
شاید چون بیش از شش سطر بود
منتشر نشد بگذریم.
اگر ناظری که وابستگی به هیچ گونه چپی نداشته، به نظرات بعضی از نظر دهندگان توجه کند و بخواهد در مورد رفتار آنها و عملکرد حکومت حاکم بر کشور قضاوتی داشته باشد،
می گوید: این هفتاد و دو ملت از جریان های چپ شده که اینطور کینه نسبت به هم داشته و دارند
خودشان باعث حذف خودشان شده است
این کینه هایشان نسبت هم حتمن باعث شده که رفتاری از خود نشان دهند که آن رفتار در خدمت حکومت شود و حکومت توانسته به آسانی تشکیلات آنها را حذف کند.
حذف اینها ناشی از قدرت حکومت نبوده بل ناشی از عملکرد این چپ شده بوده است.
اما در این بین بسیارانی از انسان های شریف که وابسته به تشکیلات چپ شده بودند جانشان را از دست دادند.