شکاف میان آرزو و واقعیت: تاریخ معاصر ایران در آینه امید و سرخوردگی – علی سرکوهی

تاریخ معاصر ایران را می‌توان عرصه‌ی کشاکش میان «آرزوها» و «واقعیت‌ها» دانست؛ میان تصویر ذهنی ایرانیان از جامعه‌ی مطلوب و شرایط عینی‌ای که ساختار قدرت، اقتصاد، فرهنگ و روان جمعی بر آنان تحمیل کرده است. از دوره‌ی پیشامشروطه تا امروز، تحولات سیاسی ایران صرفاً بازتاب دگرگونی‌های نهادی نبوده، بلکه نمود تغییر در خودآگاهی تاریخی، انتظارات اجتماعی و الگوهای روانی جمعی نیز به‌شمار می‌آید. در این مقاله، تاریخ معاصر ایران نه فقط از منظر سیاسی، بلکه از دیدگاه روان‌شناسی اجتماعی و بر پایه‌ی شکاف میان آرزوهای جمعی و واقعیت‌های ساختاری نقد می‌شود. این مقاله می‌کوشد نشان دهد که این شکاف چگونه هم منشأ بحران و سرخوردگی بوده و هم سرچشمه‌ی امید و تغییر. هنگامی که انتظارات جامعه با واقعیت‌های موجود هم‌خوانی ندارد، نارضایتی و فشار روانی پدید می‌آید. با این حال، همین شکاف می‌تواند به انگیزه‌ای برای کنش جمعی و تحولات اجتماعی و سیاسی بدل شود.

سلطنت، تقدیر و فرهنگ اطاعت

در ایران پیشامشروطه، ساختار سیاسی مبتنی بر سلطنت مطلقه و مشروعیت سنتی (دینی و عرفی) بود. جهان ذهنی جامعه عمدتاً با مفاهیمی چون «تقدیر»، «عدل شاهانه» و «نظم الهی» سامان می‌یافت. آرزوها در این دوره بیشتر معطوف به عدالت شخصی حاکم و کاهش ظلم کارگزاران بود، نه تغییر بنیادین ساختار قدرت. واقعیت روانی – اجتماعی اما آمیخته با ناامنی، فقر و بی‌ثباتی بود. جامعه، به‌جای مطالبه‌ی حقوق، بیشتر در قالب شکایت اخلاقی از ظلم سخن می‌گفت. این شکاف، بذر نخستین پرسش‌های مدرن درباره‌ی «حق» و «قانون» را در ذهن نخبگان کاشت.

تولد آرمان قانون

انقلاب مشروطه نقطه‌ی عطفی در دگرگونی نقش و جایگاه ایرانیان در عرصه‌ی سیاست و اجتماع بود. این انقلاب با آرزوهایی چون حاکمیت قانون، محدود شدن قدرت شاه، مشارکت مردم در سیاست و دستیابی به پیشرفت و «تمدن» به سبک غربی شکل گرفت. با این حال، در عمل ساختارهای سنتی جامعه، ضعف نهادهای مدنی، فشار قدرت‌های خارجی و دوگانگی میان دین و تجدد مانع تحقق کامل این اهداف شد. از نظر روانی و ذهنی، جامعه وارد مرحله‌ای از «بیداری سیاسی» گردید، اما ابزارها و نهادهای لازم برای تحقق این آگاهی را در اختیار نداشت. از این رو، مشروطه بیش از آنکه بتواند نظمی تازه را به‌طور پایدار تثبیت کند، افق انتظارات جامعه را تغییر داد و نگاه ایرانیان به سیاست و قدرت را دگرگون ساخت.

مدرنیزاسیون بدون مشارکت

دوره‌ی پهلوی را می‌توان دوره‌ای دانست که بخشی از آرمان‌های مشروطه از بالا و به‌صورت دستوری تحقق یافت. در این دوره، اهدافی چون ایجاد دولت مقتدر، نوسازی، استقلال و شکل‌دهی به جامعه‌ای مدرن دنبال می‌شد. با این حال، مدرنیزاسیون بدون همراهی دموکراسی پیش رفت و همین امر شکاف عمیقی میان دولت و جامعه ایجاد کرد. توسعه‌ی ظاهری با سرکوب سیاسی همراه بود و امکان مشارکت آزادانه‌ی مردم را محدود ساخت. در سطح روانی و فرهنگی نیز نوعی دوپارگی شکل گرفت: از یک سو ظاهری مدرن به جامعه تحمیل شد و از سوی دیگر باطنی سنتی یا سرکوب‌شده باقی ماند. این وضعیت به‌تدریج احساس تحقیر فرهنگی و بی‌عدالتی سیاسی را در لایه‌های مختلف جامعه انباشته کرد و زمینه‌ی نارضایتی گسترده را فراهم آورد.

بازگشت معنا و عدالت

انقلاب ۱۳۵۷ واکنشی رادیکال به شکاف عمیق میان آرزوهای جامعه و واقعیت‌های موجود بود. مردم مجموعه‌ای از خواسته‌های بنیادین، از جمله عدالت، آزادی، استقلال، معنویت، مبارزه با فساد و حفظ کرامت انسانی را دنبال می‌کردند. با گذشت زمان، مشخص شد که این آرمان‌ها در عمل تحقق نیافته‌اند. ساختار قدرت پیچیده و محدودیت‌های سیاسی و اقتصادی، تحقق این خواسته‌ها را به‌شدت محدود کرد و فاصله‌ای آشکار میان وعده‌ها و واقعیت‌های زندگی روزمره پدید آورد.

از منظر روان‌شناسی اجتماعی، جامعه پس از شور انقلابی وارد مرحله‌ای شد که می‌توان آن را «دوره‌ی انتظارات نهادی» نامید. مرحله‌ای که در آن مردم، فراتر از آرمان‌خواهی صرف، کارآمدی نهادها و پاسخ‌گویی واقعی آن‌ها را مطالبه می‌کردند. این تجربه نشان داد که بسیاری از وعده‌های انقلاب در سطح شعار باقی مانده‌اند و تحقق عملی آن‌ها تا حد زیادی ناممکن بوده است. نتیجه، ترکیبی از ناامیدی، بی‌اعتمادی و گسست میان آرمان‌ها و زندگی واقعی بود؛ تجربه‌ای که همچنان بر ساخت روانی جامعه تأثیر می‌گذارد.

جامعه‌ای با آرزوهای بزرگ و واقعیت‌های سخت

ایران امروز میراث‌دار لایه‌های متعددی از گذشته‌ی خود است: سنت‌های پیشامشروطه، آرمان‌های مشروطه، تجربه‌ی دولت مدرن و پیامدهای انقلاب. این گذشته‌ی متراکم، جامعه‌ی کنونی را به صحنه‌ی هم‌زیستی تجربه‌های ناهمگون تاریخی تبدیل کرده است. در چنین بستری، آرزوهای جامعه حول مفاهیمی چون حقوق بشر، سکولاردمکراسی، امنیت، رفاه، آزادی، کرامت انسانی و پیشرفت علمی و فرهنگی شکل گرفته است. در برابر این آرزوها، واقعیت‌هایی چون بحران‌های اقتصادی، فشارهای سیاسی، سرکوب حکومتی، شکاف‌های نسلی، تعارض‌های هویتی، فرسایش سرمایه‌ی اجتماعی، نبود همبستگی میان نیروهای اپوزیسیون و اتکای بخشی از آن‌ها به حمایت خارجی قرار دارد.

در سطح روانی، جامعه هم‌زمان حامل دو تجربه‌ی متضاد است: امید به امکان تغییر و احساس ناتوانی در برابر ساختارها. این تضاد سبب می‌شود الگوی رفتار سیاسی ناپایدار باشد. دوره‌هایی از مشارکت و اعتراض با دوره‌هایی از سکوت و انفعال جایگزین می‌شوند. بدین‌سان، کنش جمعی نه بر پایه‌ی اعتماد پایدار، بلکه بر موج‌های کوتاه‌مدت امید شکل می‌گیرد.

در نتیجه، تاریخ معاصر ایران را می‌توان تاریخ شکاف میان «آنچه می‌خواهد باشد» و «آنچه هست» دانست. شکافی که هم عامل بحران‌ها بوده و هم محرک تغییرات. آرزوهای ایرانیان جلوتر از نهادهای اجتماعی و سیاسی حرکت کرده‌اند. از این رو عدالت پیش از قانون، آزادی پیش از نهادهای پایدار و رفاه پیش از اقتصاد باثبات مطالبه شده است. از این منظر روانی – اجتماعی، تاریخ معاصر ایران نه مجموعه‌ای از رویدادهای صرفاً سیاسی، بلکه فرایند شکل‌گیری و فرسایش امیدها و انتظارات جمعی در نسبت با ساختارهای واقعی قدرت است. راه برون‌رفت از این چرخه نه در حذف آرمان‌ها، بلکه در تبدیل آن‌ها به برنامه‌هایی نهادی، عقلانی و تدریجی است. در شرایط کنونی، کاهش این شکاف مستلزم احترام به فرهنگ چندصدایی، اعتمادسازی، عبور از شعارهای کلی به طرح‌های عملی و تمرکز نیروهای اپوزیسیون بر حداقل‌های مشترک چون کرامت انسانی، عدالت، حقوق بشر، رفاه و حق مشارکت سیاسی است. تنها از این مسیر می‌توان از بازتولید چرخه‌ی امید و سرخوردگی جلوگیری کرد و زمینه‌ی شکل‌گیری نیروی اجتماعی پایدار را فراهم آورد.

علی سرکوهی

روانشناس، سوئد

برچسب ها

شاهنامهٔ فردوسی صرفاً روایت پهلوانی‌ها و نبردهای اسطوره‌ای نیست، بلکه به‌منزلهٔ حافظهٔ تاریخی و روانی ایرانیان عمل می‌کند؛ متنی که الگوهای پایدار قدرت، هویت، خشونت و پنهان‌کاری را در قالب نمادین بازنمایی می‌سازد

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی