قتل عام وسیع مردم در داخل، رقص ارتجاع سلطنتی در خارج – رحمان حسین زاده  

جنبش اعتراضی حق طلبانه دی ماه ۱۴۰۴ با اعتصاب و نارضایتی از بازار شروع شد. اما بسرعت از اعتراض بازار فراتر رفت. اعتراض به فقر و گرانی و شرایط سخت معیشتی تحمیل شده از جانب جمهوری اسلامی بر اکثریت وسیع اقشار مختلف علت گسترش سریع اعتراضات کوبنده این بار بود. مردم کارد به استخوان رسیده راهی جز خروش اعتراضی به منظور خلاصی از فقر و گرانی و تبعیض و جمهوری اسلامی تحمیل کننده آن در مقابل خود ندیدند. لذا همانند دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ و شهریور ۱۴۰۱، با اراده سرنگون کردن جمهوری اسلامی به میدان آمدند. این بار طبقات و اقشار مختلف گسترده تر در جنبش اعتراضی حضور داشتند. این وضعیت از یک طرف موجب همه گیر بودن جنبش اعتراضی شد و از طرف دیگر در را به روی حضور پررنگتر طبقات و اقشار مختلف باز کرد. خصلت پیچیده تر به جنبش سرنگونی بخشید. جنبشهای سیاسی بورژوایی و کهنه پرست، مشخصأ آلترناتیو دست راستی سلطنت طلب با شعارها و تاکتیکهای ضد مردمی بیشتر برجسته شد. 

موج قدرتمند و گسترش یابنده خیزش اعتراضی قصد تعیین تکلیف اساسی با سراپای جمهوری اسلامی را داشت. “کابوس” سرنگونی مهمان خانه های سران جنایتکار جمهوری اسلامی شد. خامنه ای جلاد و کل حکومت برآمده از قتل عام دسته جمعی دهه شصت، برای جلوگیری از سقوط جمهوری اسلامی سبعانه تر و گسترده تر از همه دوران عمر سیاه جمهوری اسلامی دست به قتل عام وسیعتر زدند. به شهرهای بزرگ و کوچک و محلات بپاخاسته و مواردی روستاها خون پاشیدند. خامنه ای جنایتکار در دنیای مالیخولیایی با قصد تکرار دهه شصت میخواهد کشتی به گل نشسته نظام فرسوده را به مقصد برساند. اما بخوبی میداند مهر شکست بر پیشانی تقلاهای مذبوحانه شان نشسته است. غافل از اینکه بذر سرنگونی حکومتشان را به دست خود گسترده تر از همیشه در درون محلات و شهر و روستاهایی پاشاندند که در آنها جویبار خون براه انداختند. نشانه قد علم کردن دوباره اعتراض مردم هم اکنون در گرامیداشت یاد عزیزان جانباخته به وضوح خود را نشان میدهد. مردم متنفر و خشمگین همچون طوفان بنیان برافکن برمیگردند و هر نمادی از جمهوری اسلامی را با اراده خود دفن میکنند. 

خیزش اعتراضی اخیر و نقش ضد انقلابی و ضد مردمی رضا پهلوی و سلطنت طلبان! 

مسئول اول و آخر قتل عام وسیع و نسل کشی اخیر جمهوری اسلامی و در رأس آنها خامنه ای و نه هیچ جریان و پدیده دیگری است. هیچ درجه از فراخوانها و سیاستهای مضر و بیربط به حق طلبی مردم از جانب هر بخش از جریانات اپوزیسیون توجیه گر کشتار هزاران انسان و بازداشت دهها هزار نفر با خطر اعدام بالای سر آنها  و اعمال فشار بر خانواده های مردم معترض نیست. به همین دلیل در پروسه سرنگونی جمهوری اسلامی و فردای شیرین پیروزی، سران جنایتکار هولوکاست اسلامی و قبل از همه خامنه ای را به دادگاههای عادلانه و علنی مردم حق طلب میسپارند. به سزای اعمالشان میرسند. 

با این وجود خیزشهای بزرگ اجتماعی صحنه آزمایش سیاستها و شعارها و تاکتیکهای جریانات اپوزیسیون است. به ویژه آن بخش که در قالب آلترناتیو ابراز وجود میکند. در این رابطه خیزش اعتراضی دی ماه ۱۴۰۴ با شفافیت سیاستها و تاکتیکهای جریان سلطنت طلب و شخص رضا پهلوی را محک زد. در یک نگاه ابژکتیو همگان شاهد بودند، خیزش اعتراضی آغاز شده از هفتم دی ماه، قدم به قدم و روز به روز گسترده تر تقویت شد، به شهرهای کوچک و بزرگ و حتی روستاها کشیده شد. شعارها و خواسته های برحق رساتر شدند. جنبش اعتراضی مسیر توده ای تر شدن و جلب و جذب اقشار بیشتر جامعه را طی میکرد. به موازات این روند جست و خیز سلطنت طلبان متکی به رسانه های مرتجعی چون “ایران انترنشنال و من و تو و بی. بی. سی” گرایش دست راستی درون جنبش همگانی را تقویت کرد. به ویژه زمانی که صدای شوم “ترامپ” فاشیست مبنی بر تهدید های سران رژیم و وعده “کمک در راه است” رضا پهلوی را وسوسه کرد تا فراخوان همسو با “پدرخوانده ترامپ” را بی توجه به تناسب قوای واقعی ارائه کند. لحظات “نبرد نهایی و تصرف اماکن دولتی” را به امید “پیام رئیس جمهور آمریکا را شنیدید، کمک در راه است، مبارزه را ادامه دهید” وعده دهد. هم پوشانی وعده های الکی و  ارتجاعی ترامپ فاشیست و فراخوانهای رضا پهلوی هدیه ای بود که دستاویز هجوم نظامی سبعانه شبها و روزهای سیاه هیجدهم و نوزدهم دی ماه توسط سران جمهوری اسلامی علیه مردم شد. 

شعارها و تاکتیکهای اتخاذ شده سلطنت طلبان و رضا پهلوی نقطه مقابل شعارها و اقدامات جاری در خیزش اعتراضی بود. در همسویی معماری شده نانوشته و یا نوشته شده با عوامل جمهوری اسلامی و گروههای اطلاعات رژیم و به کمک رسانه های مزدور شعارهای برحق “مرگ بر خامنه ای و مرگ بردیکتاتور و آزادی، آزادی” و “علیه فقر و گرانی میریم تا سرنگونی” را عامدانه به حاشیه راندند، شعارهای بی ربط به زندگی و مبارزه مردم از جمله “ایران را پس میگیریم” و “پهلوی برمیگردد” و امثالهم را باد زدند. روشهای مبارزاتی متحد کننده توده مردم و منطبق با تناسب قوا و هر روز گسترش یابنده را فرعی و روشهای آوانتوریستی “اماکن دولتی” را تصرف کنید و نگه دارید و نگران نباشید چون “وعده کمک پرزیدنت آمریکا” در راه است را به کمک رسانه های معلوم الحال و عوامل مرتجع برجسته کردند. این شعارها و تاکتیکها نه سهوأ و به قول بعضی تبیینهای سطحی “غیرمسئولانه” بلکه کاملأ آگاهانه و منطبق با استراتژی اتکا به “دخالت نظامی آمریکا- اسرائیل” از جانب رضا پهلوی و تیم دست راستی همکار او انتخاب شده است. از نظر آنها باکی نیست که هزاران نفر در راستای شعارها و تاکتیکهای ضد انقلابی و ضد مردمی تلف شوند، چون شرط ترامپ برای دخالت نظامی آمار بالای “کشته شدگان” است. اگر برای مردم و ما صف آزادیخواهان و برابری طلبان قتل عام وسیع اخیر فاجعه است، برای سلطنت طلبان و رضا پهلوی “غنیمت و مدارک و فاکت کافی و رضایت بخش” برای قانع کردن دولت آمریکا و اسرائیل جهت دخالت جنگی و جابجایی قدرت در بالا و نشاندن جناب پهلوی به جای خامنه ای به قیمت جنگ و خون و تباهی تحمیل شده بر ایران است. در این سناریوی سیاه “نوستالژی پس گرفتن ایران و شاه شدن” رضا پهلوی و استراتژی ضد مردمی سلطنت طلبان محقق شده به نظر میرسد. چنین است ضدیت شعارها و تاکتیکها و استراتژی و کل فلسفه وجودی سلطنت طلبان با محوریت رضا پهلوی با خواسته ها و اهداف و منافع مردم معترض و جان به لب رسیده از دست استبداد و ستم و فقر و گرانی و سرکوب. نقش ضد انقلابی و ضد مردمی سلطنت طلبان و رضا پهلوی در خیزش اخیر و قبلتر هم در خیزش سه سال قبل ۱۴۰۱ برای رهبران و پیشروان جنبش اعتراضی و انقلابی سرنگونی جمهوری اسلامی تجربه مهمی است، که در مسیر مبارزه پرپیچ و خم پیش رو لازمست رسوا و به حاشیه رانده شود. 

آلترناتیو دست راستی سلطنت طلب متکی به اندک گرایش اجتماعی سمپاتش و رسانه های حلقه بگوشی چون ایران اینترنشنال و من و تو و به اعتقاد من در تبانی و همگامی رسمی و یا دوفاکتو با گروههایی از درون جمهوری اسلامی و به کمک حمایتهای سیاسی و عملی اسرائیل تقویت شد. همانطور که در کنفرانس اخیر شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست گفتم، “جریان سلطنت طلبی را باید به عنوان یک جناح دست راستی فاشیست، به عنوان سیاه جامگان اپوزیسیون راست که به شدت مضر و مزاحم جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی بوده و خواهند بود، جدی گرفت و نباید به جست و خیز آنها بی توجه بود. اما احیای حکومت پادشاهی و سلطنتی در آینده تحولا سیاسی ایران جزو غیرممکن ها است”. در مطلب بعدی به این موضوع  میپردازم.

بهمن ۱۴۰۴ 

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی