
برخی کشورهای غربی در جستوجوی ثبات، به کشوری رو آوردهاند که بسیاری در واشنگتن آن را تهدیدی وجودی میدانند.
اگر ژئوپلیتیک دستکم تا حدی بر صمیمیت میان رهبران جهانی استوار باشد، چین این ماه تلاشی غیرمنتظره برای جلب نظر ایرلند انجام داد. در جریان سفر نخستوزیر ایرلند، میشل مارتین، به پکن، شی جینپینگ در دیدار با او در تالار بزرگ خلق گفت که کتاب محبوبش در دوران نوجوانی خرمگس، نوشته اتل وینیچ، نویسنده ایرلندی بوده است؛ رمانی که در فضای پرالتهاب انقلابی ایتالیا در دهه ۱۸۴۰ میگذرد.
مارتین بعدتر به خبرنگاران در پکن گفت: «اینکه بحثمان به خرمگس و تأثیرش بر هر دوی ما کشیده شد، غیرمنتظره بود، اما همین اتفاق افتاد.»
چین در حال پیشبرد سیاست جلب نظر رهبران غربی است؛ مسیری که با قدرتنماییهای هرچه نامنظمتر و بیثباتکننده دونالد ترامپ در صحنه جهانی هموار شده است. هرچند اروپا این هفته نفسی بهراحتی کشید، وقتی ترامپ تهدید به استفاده از نیروی نظامی در گرینلند را پس گرفت و گفت بر مخالفان طرحهایش در قطب شمال تعرفه وضع نخواهد کرد، اما آمریکا دیگر شریک قابل اتکایی به نظر نمیرسد.
سرمقالهای در روزنامه چینی گلوبال تایمز پیام پکن را روشن بیان کرد. این مقاله دولتی با تیتر «اروپا باید بهطور جدی به ساخت یک جامعه چین–اتحادیه اروپا با آیندهای مشترک بیندیشد»، هشدار داد که جهان در معرض «بازگشت به قانون جنگل» است و افزود چین و اتحادیه اروپا باید برای ساخت «آیندهای مشترک برای بشریت» همکاری کنند.
هیچ کشوری توان قطع رابطه یا واقعاً به ستیز کشاندن بزرگترین اقتصاد جهان را ندارد. اما در جستوجوی ثبات، متحدان آمریکا رو به کشوری آوردهاند که بسیاری در واشنگتن آن را تهدیدی وجودی میدانند: چین.
اِوا زایوِرت، تحلیلگر ارشد مؤسسه مطالعات چین مرکتور، میگوید: «در شرایطی که سیاست آمریکا بار دیگر غیرقابل پیشبینی به نظر میرسد و تنشها و تهدیدهای تعرفهای بر سر گرینلند این وضعیت را تشدید کرده، رهبران اروپایی تلاش میکنند کانالهای ارتباطی با پکن را باز نگه دارند. خطر این رویکرد آن است که در مقطعی که هدف اعلامشده اروپا کاهش ریسک است، این سیاست به تداوم یا حتی تعمیق وابستگیهای موجود به چین بینجامد.»
مارک کارنی که با وعده ایستادگی در برابر فشارها و زورگوییهای آمریکا بهعنوان نخستوزیر کانادا انتخاب شد، هفته گذشته با سفر به پکن مسیر بازتنظیم روابط کشورهای غربی با چین را ترسیم کرد. او گفت: «کانادا در حال شکل دادن به یک مشارکت راهبردی جدید با چین است.» به گفته کارنی، نظم جهانی به نقطه «گسست، نه گذار» رسیده است.
با این حال، چین در موضع رسمی با احتیاط به این بازتنظیم نگاه میکند. مقالهای دیگر که این هفته در رسانههای دولتی منتشر شد، صراحتاً با این تصور مقابله کرد که چین از آشوب کنونی استقبال میکند.
سونگ بو، پژوهشگر مرکز امنیت و راهبرد بینالمللی دانشگاه تسینگهوا، میگوید سیاستگذاران چینی تمایلی ندارند علناً بپذیرند که نظم جهانی بهطور بنیادین دستخوش تغییر شده است.
او میگوید: «ما همواره خود را بزرگترین بهرهمند از نظم بینالمللی شکلگرفته پس از جنگ سرد دانستهایم»، اشارهای به رشد سریع اقتصادی چین در پی جهانیشدن دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰. «پذیرفتن اینکه نظم کنونی در حال دگرگونی اساسی است، برای ما دشوار است.»
در همین حال، رایان هاس، پژوهشگر ارشد مؤسسه بروکینگز، در پستی در شبکه ایکس نوشت: «در مواجهه با تلاشهای ترامپ برای بهدست گرفتن کنترل گرینلند، به نظر میرسد پکن از توصیه ناپلئون پیروی میکند: هرگز زمانی که دشمنتان در حال اشتباه کردن است، مزاحمش نشوید.»
هرچند چین بر پایبندی خود به نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد تأکید دارد، شی جینپینگ سالهاست از «تحولات بزرگ بیسابقه در یک قرن» سخن میگوید؛ تعبیری که با توصیف کارنی از «گسست» جهانی همپوشانی دارد. زایورت میگوید پکن میتواند از زبان کارنی بهعنوان پشتوانه استدلالهایش استفاده کند تا تصویری از تشخیص مشترک بیثباتیِ آمریکامحور ارائه دهد، حتی اگر هیچ همگرایی واقعی در ارزشها، منافع یا نتایج وجود نداشته باشد.
تمایل کارنی به نزدیکی با چین تا حدی از رابطه خصمانه او با ترامپ ناشی میشود. ترامپ در سخنرانی آشفته و پراکنده خود در داووس، کارنی را بهدلیل آنکه به اندازه کافی «قدردان» ایالات متحده نبوده، بهشدت مورد حمله قرار داد. او با خشم گفت: «کانادا بهخاطر ایالات متحده زنده است. این را به خاطر بسپار، مارک.»
کارنی، بهجای تمکین در برابر همسایه جنوبی، در پی کاهش وابستگی کانادا به ایالات متحده است. او در پکن با کاهش تعرفه واردات خودروهای برقی چینی از ۱۰۰ درصد به ۶.۱ درصد موافقت کرد؛ اقدامی که فاصله گرفتن از همسویی با واشنگتن را نشان میدهد، همسوییای که عملاً یکی از صادرات اصلی چین را از بازار آمریکای شمالی کنار گذاشته بود.
بر اساس این توافق، خودروهای برقی چینی در مسیر آناند که حدود یکپنجم، یا حتی بیش از آن، از بازار خودروهای برقی کانادا را به خود اختصاص دهند. این توافق یک پیروزی سیاسی مهم برای چین محسوب میشود، هرچند تنها بخش کوچکی از کل صادرات خودروهای برقی این کشور را شامل میشود. در نتیجه، نگرانیها درباره وابستگی اقتصادی به چین و حتی مداخله احتمالی این کشور در انتخابات کانادا، ظاهراً به اولویتهای پایینتری تنزل یافته و از دستور کار خارج شده است.
کیر استارمر، نخست وزیر بریتانیا، هفته آینده با شرایط کمی متفاوت راهی چین میشود. رابطه او با ترامپ گرمتر است، هرچند لحنش در روزهای اخیر و در پی مناقشهها بر سر گرینلند و جزایر چاگوس تندتر شده است. در داخل کشور نیز تحت فشار است تا نشان دهد در موضوعات امنیتی و حقوق بشر در قبال چین سختگیر است؛ دو مسألهای که در ماجرای جنجالی درخواست احداث ابرسفارت چین در لندن شعلهور شد؛ درخواستی که دولت این هفته با وجود مخالفتهای شدید آن را تأیید کرد.
استیو تسنگ، مدیر مؤسسه چینِ مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی (SOAS)، میگوید: «استارمر شاید هنوز خود را بهعنوان نخستوزیری کارآمد یا آشنا با چین ثابت نکرده باشد، اما احمق هم نیست. او میخواهد برای بهبود اقتصاد و تجارت بریتانیا روابط با چین را بهتر کند، اما قرار نیست چین را شریک قابلاتکاتری برای بریتانیا نسبت به آمریکا ببیند.» با این همه، مانند کارنی، استارمر امیدوار است قراردادهایی امضا کند و سرمایهگذاریِ بهشدت موردنیاز اقتصاد بریتانیا را جذب کند. او با نمایندگانی از شرکتهای بزرگ و نامآشنای بریتانیایی همراه خواهد بود و انتظار میرود شورای مدیران عامل بریتانیا–چین را با وجود نگرانیهای فزاینده درباره ریسکهای امنیت ملیِ سرمایهگذاریهای چینی، دوباره فعال کند.
چرخش به سوی پکن بههیچوجه ساده نیست. سونگ یادآور میشود که رهبری کمیسیون اروپا همچنان نسبت به چین موضعی خصمانه دارد؛ امری که برای مقامهای چینی و رهبران کسبوکار دشوار است با روابط ظاهرا گرمتر میان چین و برخی کشورهای اروپایی کنار بیاید.
به گفته سونگ، سردی کلیِ اتحادیه اروپا و جنگ اوکراین بزرگترین موانع تعمیق روابط هستند. او میگوید: «بدون حلوفصل این دو مسأله، روابط چین و اروپا شاهد بهبود معناداری نخواهد بود.»
اوکراین احتمالاً در دستور کار پتری اورپو، نخستوزیر فنلاند، که یکشنبه وارد پکن میشود، جایگاه ویژهای دارد. پاتریک اندرسون، تحلیلگر مؤسسه امور بینالملل سوئد، میگوید: «حمایت چین از روسیه قطعاً روابط با کشورهای اسکاندیناوی را تحت فشار قرار داده و فنلاند نیز از این قاعده مستثنا نیست.» با این حال، اندرسون یادآور میشود که روابط فنلاند با چین معمولاً باثباتتر از روابط سوئد و نروژ بوده و این سفر احتمالاً این پیوندها را تقویت خواهد کرد.
در ماههای پس از آغاز تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، کشورهای اروپایی با این واقعیت دستوپنجه نرم کردند که بسیاری از آنها برای کالاهای کلیدی از جمله سوختهای فسیلی به روسیه وابستهاند. در همان زمان، هشدارهایی مطرح شد که نباید در قبال چین مهمترین تأمینکننده فناوریهای انرژی پاک در جهان به وضعیتی مشابه گرفتار شد. حتی در سال ۲۰۲۰ نیز سایمون گَس، رئیس کمیته مشترک اطلاعاتی بریتانیا، گفته بود: «چین در مقیاسی نسبتاً گسترده یک ریسک محسوب میشود.»
با این حال، به نظر میرسد این نگرانیها در شرایطی که قدرتهای میانی تلاش میکنند در برابر ضربههای کشوری که زمانی بزرگترین مدافع چندجانبهگرایی بود، همچنان به نظم چندجانبه پایبند بمانند، به حاشیه رانده شده است. چین تأکید دارد که رفتار ترامپ جای خوشحالی ندارد، اما نتیجه نهایی این تحولات میتواند به تقویت جایگاه پکن در صحنه جهانی بینجامد.





