
اجلاس رهبران گروه ۲۰ روز شنبه در ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی، با سخنرانی سیریل رامافوسا، رئیسجمهور این کشور آغاز شد. رامافوسا در سخنان افتتاحیه خود گفت که نمیخواهد هیچ چیز از تأثیر اولین گردهمایی گروه ۲۰ در خاک آفریقا کم کند. او گفت که میخواهد که این گردهمایی مسائلی مانند کاهش بدهی در کشورهای فقیر را مورد توجه قرار دهد.
نشست G20 در ژوهانسبورگ در حالی برگزار میشود که نهتنها نگاه بسیاری از دولتها و رسانهها به آفریقا دوخته شده، بلکه شکافهای ژئوپولیتیک موجود را با وضوحی بیشتر آشکار میکند. نخستین بار است که این فورومِ قدرتهای اقتصادی بزرگ جهان در قاره آفریقا برگزار میشود؛ قارهای که با وجود پویایی جمعیتی و ظرفیتهای اقتصادی عظیم، همچنان مرکز تضادهای جهانی، جنگهای فراموششده، بدهیهای سنگین، نابرابری ساختاری و منازعات سیاسی ناشی از میراث استعمار است. اما آنچه نشست امسال را استثنایی کرده، صرفاً مکان برگزاری نیست. سه بازیگر اصلی سیاست جهانی ــ ایالات متحده، روسیه و چین ــ همگی غایباند. این غیبت نه تنها نمادین است، بلکه پیامدهای سنگینی برای اعتبار و کارکرد G20 دارد. بااینحال، آفریقای جنوبی تلاش کرده از این فرصت برای پیشبرد دستورکاری متفاوت استفاده کند: دستورکاری که محور آن نابرابری جهانی، گذار انرژی، بدهی کشورهای فقیر، و نگرش جنوب جهانی به آینده نظم بینالمللی است.
G20 در آفریقا؛ تاریخی که دیر رسید اما پرمعناست
گروه ۲۰ از سال ۱۹۹۹ بهعنوان فورومی برای هماهنگی اقتصادی میان اقتصادهای صنعتی و اقتصادهای بزرگ نوظهور شکل گرفت. ترکیب این گروه ــ ۱۹ کشور بهعلاوه اتحادیه اروپا و اتحادیه آفریقا ــ بیش از ۸۰ درصد تولید اقتصادی جهان را شامل میشود. این ترکیب، از یک سو نماینده نظم سرمایهداری جهانی است و از سوی دیگر بازتاب تغییرات ساختاری اقتصاد جهانی؛ یعنی ظهور قطبهای جدید خارج از غرب. این نخستین باری است که اجلاس سران G20 در قاره آفریقا برگزار میشود. همین نکته برای بسیاری از کشورهای آفریقایی نشاندهنده بهرسمیتشناختنِ دیرهنگام و ناقص جایگاه قاره در اقتصاد جهانی است. سیریل رامافوسا، رئیسجمهور آفریقای جنوبی، از سال گذشته اعلام کرده بود: «ما توسعه آفریقا را در صدر دستورکار G20 قرار خواهیم داد.» این وعده در شرایطی داده شد که قاره با موجی از بیثباتی مواجه است؛ جنگ در سودان، خشونتهای گسترده در جمهوری دموکراتیک کنگو، بحران سیاسی در ساحل عاج و ساحل، فروپاشی خدمات عمومی در برخی کشورهای جنوب و شرق قاره، و تشدید فمینیساید در آفریقای جنوبی. از این رو، برگزاری نشست G20 در ژوهانسبورگ نه یک رویداد تشریفاتی، بلکه بخشی از تلاش آفریقا برای بازیابی مرکزیت خود در معادلات جهانی است.
غیبت قدرتهای بزرگ؛ بحران مشروعیت در G20 یا تغییر مسیر؟
حضورنداشتن همزمان سه رهبر بزرگ ــ ترامپ، پوتین و شی جینپینگ ــ در تاریخ G20 بیسابقه است. هر یک از این غیبتها دلایل سیاسی و ژئوپولیتیک دارد، اما در مجموع تصویری روشن ارائه میدهد: G20 دیگر محل مورد علاقه قدرتهای امپریالیستی و امپراتوریهای جدید نیست. دونالد ترامپ نه تنها سفر را لغو کرد، بلکه حتی یک هیئت نمایندگی نیز اعزام نکرد؛ اقدامی که آشکارا نوعی تحقیر دیپلماتیک محسوب میشود. او در شبکه «ایکس» نوشت که برگزاری G20 در آفریقای جنوبی «مایه شرمساری مطلق» است. این موضع بخشی از روایت دیرینه جریان راست افراطی آمریکا درباره «نسلکشی سفیدپوستان» در آفریقای جنوبی است؛ روایتی که نه پایه واقعیت دارد و نه از سوی هیچ نهاد مستقل بینالمللی تأیید شده است. دولت آلمان نیز صراحتاً اعلام کرده «هیچ نشانهای» از این ادعا وجود ندارد. ترامپ پیشتر در دیدار با رامافوسا حتی تصاویر قربانیان جنگ در کنگو را بهعنوان «اثبات نسلکشی سفیدها» نشان داده بود؛ نمونهای کلاسیک از سوءاستفاده سیاسی از رنج مردم آفریقا برای پیشبرد دستورکار داخلی راست افراطی در آمریکا. ترامپ همچنین اعلام کرد که اگر آفریقای جنوبی بهدنبال یک بیانیه پایانی باشد، دولت او تمامی مصوبات را وتو خواهد کرد و به این ترتیب، آمریکا نه فقط غایب نشست است، بلکه آشکارا تهدید کرده مکانیزمهای تصمیمگیری G20 را مختل میکند.
شی جینپینگ غیبت خود را توضیح نداد. اما چین در سالهای اخیر تلاش کرده خود را رهبر جنوب جهانی معرفی کند. اکنون، حضورنیافتن شی ــ با وجود نقش مهم آفریقا در سیاستهای سرمایهگذاری «کمربند و جاده» ــ میتواند نشاندهنده شکاف جدیدی باشد: یا چین نشست را در سطح جهانی کماهمیت میبیند، یا نمیخواهد در شرایط تنشهای فزاینده با آمریکا، در فورومی شرکت کند که کمتر قابل مدیریت است، یا ترجیح میدهد روابط آفریقا را مستقیماً و بدون کانالهای چندجانبه غربمحور پیش ببرد.
در مورد ولادیمیر پوتین نیز وضعیت روشن است. او با حکم بازداشت دیوان کیفری بینالمللی مواجه است و بنابراین حضورش در کشوری که عضو این دیوان است، خطرناک خواهد بود. روسیه نیز مانند چین، هیئتی عالیرتبه اعزام کرد، اما غیبت پوتین نشانه دیگری از انزوای بینالمللی روسیه پس از حمله به اوکراین است.
آفریقای جنوبی و دستورکار متفاوت: از گذار انرژی تا نابرابری جهانی
آفریقای جنوبی که از ماهها پیش برای این رویداد آماده شده ــ از بازسازی خیابانها تا تأمین امنیت ــ بر آن است که این نشست را به نقطه عطفی در بحث جهانی درباره نابرابری تبدیل کند. ایجاد «کمیته ویژه نابرابری جهانی» به ریاست جوزف استیگلیتز، اقتصاددان برجسته و برنده نوبل، بخشی از همین تلاش است. این کمیته اعلام کرده که ۴۱ درصد کل ارزش افزوده جهانی از سال ۲۰۰۰ به یک درصد ثروتمندترین مردم جهان رسیده است و نیمی از جمعیت جهان تنها یک سنت از هر دلار درآمد جهانی را بین خود تقسیم میکنند. نابرابری سیاسی و قطبیسازی اجتماعی مستقیماً از این تمرکز ثروت تغذیه میشود و دموکراسی در نتیجه این روند در سراسر جهان تضعیف شده است. این یافتهها برای بسیاری از دولتهای شمال جهانی ناخوشایند است و بههمین دلیل، مقامات دولت آمریکا ــ از وزیر خارجه مارکو روبیو تا وزیر دارایی اسکات بسنت ــ حضور در جلسات وزارتی را تحریم کردند. آنان انتقاد داشتند که G20 باید فقط بر تجارت و مالیه تمرکز کند، نه «تنوع، شمول یا بحران اقلیمی»، عباراتی که معمولاً از سوی راستگرایان آمریکا با طعنه و تخریب همراه میشود.
چرا آفریقای جنوبی بر نابرابری و گذار انرژی تأکید دارد؟ زیرا این موضوعات نه فقط دغدغه جهانی، بلکه مشکلات حیاتی آفریقا هستند. آفریقا بیشترین جمعیت جوان جهان را دارد اما کمترین دسترسی به سرمایه جهانی، بسیاری از کشورهای آفریقایی با ساختار بدهی نامتوازن مواجهاند، بحران اقلیمی بیشترین آسیب را به فقیرترین جوامع وارد میکند، «گذار انرژی» بدون سرمایهگذاری واقعی غرب عملاً رویایی دور از دسترس است و ساختار اقتصاد جهانی همچنان استعماری باقی مانده و مواد خام از آفریقا خارج میشود و ارزش افزوده در شمال تولید میشود. از این زاویه، برگزاری نشست G20 در آفریقا خود نوعی بازتعریف مرکز و پیرامون است؛ اگرچه مقاومتهایی مانند واکنش آمریکا نشان میدهد که این تلاش با موانع قدرتهای سنتی مواجه است.
اعتراضات زنان در آفریقای جنوبی: صدای خاموششدهای که شنیده نمیشود
همزمان با نشست، گروههای حقوق زنان در آفریقای جنوبی اقدام اعتراضی بزرگی را سازماندهی کردند تا آمار فاجعهبار قتل زنان را برجسته کنند. سازمان «زنان برای تغییر» از زنان و دختران خواسته بود محل کار و مدرسه را ترک کنند، لباس سیاه بپوشند و رأس ساعت ۱۲ ظهر لحظهای سکوت برگزار کنند. این اعتراض ترافیک شهر را مختل کرد و پلیس مسیرهای منتهی به نشست را مسدود ساخت. پیام این کنش نمادین روشن بود: «تنها نابرابری اقتصادی مسئله نیست؛ نابرابری جنسیتی نیز ساختاری و مرگبار است.»
G20 بدون «بزرگان سهگانه»: فرصت یا تهدید؟
غیبت آمریکا، چین و روسیه میتواند دو پیامد متفاوت داشته باشد. نخست کاهش کارایی و اعتبار G20؛ بدون حضور رهبران سه اقتصاد بزرگ، دستیابی به توافقات جهانی دشوار خواهد بود و تهدید آمریکا مبنی بر وتوی بیانیه پایانی نیز خطر فروپاشی اجماع را تشدید میکند. دوم شکلگیری نظم جدید جنوب جهانی؛ این غیبت میتواند به کشورهای آفریقایی و سایر اقتصادهای نوظهور مجال بیشتری برای شکلدهی به دستورکار بدهد، نشان دهد که نظم جهانی آینده الزاماً وابسته به غرب یا قدرتهای بزرگ نیست، آغازگر مکالمهای جدید درباره ساختار نابرابر اقتصاد جهانی باشد و زمینه گسترش نقش اتحادیه آفریقا و سازمانهای منطقهای را فراهم کند.
در نهایت، چه کسی از این نشست سود میبرد؟
آفریقای جنوبی میزبان است، دستورکار را تعیین میکند، برای نخستین بار بحث نابرابری جهانی را در سطح سران مطرح کرده و نشان داده که میتواند نقش یک بازیگر میانجی را ایفا کند. کشورهای فقیر و درحال توسعه نیز، اگرچه تصمیمات نهایی ممکن است بهدلیل تهدید آمریکا محدود شود، اما ثبت رسمی موضوع نابرابری در دستورکار G20 برای آنان نوعی پیروزی سیاسی است. قدرتهای غایب، در ظاهر شاید چیزی از دست ندهند، اما این غیبت در درازمدت میتواند به تضعیف موقعیت آنان در فورومهای چندجانبه منجر شود.
نشستی تاریخی در زمانهای بحرانی
نشست G20 در ژوهانسبورگ بیش از آنکه یک دیدار اقتصادی باشد، بازتابی است از جهان چندقطبی، جهان گرفتار در بحران نابرابری، جهانِ درحال انتقال از نظم قدیم به نظمی جدید. آفریقای جنوبی تلاش کرده G20 را بهسمت بحث درباره نابرابری جهانی و پیامدهای سرمایهداری متأخر سوق دهد. آمریکا با بایکوت خود نه تنها نه تنها نشست را از اعتبار می اندازد، بلکه عملاً در برابر تلاش جنوب جهانی که به دنبال نظم در دوران چندقطبی است، مخرب عمل میکند. چین و روسیه نیز با غیبت خود تصویر G20 را تغییر دادهاند. اما با وجود غیبت قدرتهای بزرگ، حضور گسترده کشورهای دیگر نشان میدهد که جهان هنوز به فورومهایی مانند G20 نیاز دارد. و مهمتر از همه، برای نخستین بار، آفریقا نه یک «موضوع» بلکه یک «کنشگر» در ساختار جهانی شده است. نشست ژوهانسبورگ شاید نتواند نظم جهانی را تغییر دهد، اما قطعاً نقطهای است که از آن به بعد نمیتوان آفریقا را در محاسبات سیاسی و اقتصادی جهان نادیده گرفت.




