اسرائیل سومالیلند را به رسمیت شناخته است. پشت این اقدام، منافع نظامی–راهبردی، تلاش برای ایجاد ائتلافهای جدید در شاخ آفریقا و بازیای پرریسک با ثبات منطقه قرار دارد. نگاهی به نقشه نشان میدهد زمینههای سیاسی این تصمیم چه بوده است…

تا همین چند هفته پیش، نام «سومالیلند» بهندرت در تیتر رسانههای بینالمللی دیده میشد؛ سرزمینی در شمال سومالی که بیش از سه دهه است بهطور یکجانبه اعلام استقلال کرده، اما در نظام رسمی روابط بینالملل، همچنان بهعنوان بخشی از جمهوری فدرال سومالی شناخته میشود.
این وضعیت با اعلام رسمی دولت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، مبنی بر بهرسمیتشناسی سومالیلند بهعنوان «کشوری مستقل و دارای حاکمیت»، بهطور ناگهانی تغییر کرد؛ اقدامی که نهتنها واکنش تند موگادیشو، بلکه موجی از محکومیتهای منطقهای و بینالمللی را از شاخ آفریقا تا خاورمیانه و فراتر از آن برانگیخت.
سومالیلند اکنون به نقطهای تبدیل شده که در آن، مناقشات قدیمی بر سر مرزها، رقابتهای ژئوپلیتیکی در دریای سرخ و خلیج عدن، و صفبندیهای تازه میان قدرتهای منطقهای و جهانی به هم گره خوردهاند.
سومالیلند؛ جغرافیا و موقعیت
سومالیلند که با نام رسمی «جمهوری سومالیلند» شناخته میشود، در شمال سومالی و در سواحل جنوبی خلیج عدن قرار دارد؛ منطقهای راهبردی در شاخ آفریقا که یکی از گذرگاههای اصلی تجارت جهانی میان اقیانوس هند و دریای سرخ بهشمار میرود.
این سرزمین از شمالغرب با جیبوتی، از جنوب و غرب با اتیوپی و از شرق با سومالی هممرز است. مرکز سیاسی و اقتصادی آن شهر هرجیسا است؛ شهری که در دهههای گذشته به نماد ثبات نسبی در منطقهای پرآشوب بدل شده است.
برآوردها درباره جمعیت و مساحت سومالیلند متفاوت است. منابع مختلف جمعیت آن را بین حدود ۳.۵ تا بیش از ۶ میلیون نفر و مساحتش را بین ۱۳۷ هزار تا ۱۷۶ هزار کیلومتر مربع ذکر میکنند؛ اختلافهایی که خود بازتابی از وضعیت نامشخص حقوقی و آماری این منطقه در نظام بینالمللی است.
ریشههای تاریخی یک جدایی
برای درک جایگاه امروز سومالیلند، بازگشت به دوران استعمار اجتنابناپذیر است. سومالیلند کنونی تا ۲۶ ژوئن ۱۹۶۰ تحتالحمایه بریتانیا بود و با نام «سومالیلند بریتانیا» شناخته میشد. پنج روز بعد از استقلال، این منطقه با سومالیِ جنوبی ــ که پیشتر تحت قیمومت ایتالیا قرار داشت ــ متحد شد تا «جمهوری سومالی» با پایتختی موگادیشو شکل بگیرد.
این اتحاد اما از همان ابتدا با نارضایتی بخشهایی از جامعه شمالی همراه بود. در همهپرسی قانون اساسی سال ۱۹۶۱، اکثریت رأیدهندگان در سومالیلند با قانون اساسی جدید مخالفت کردند، اما متن پیشنهادی با رأی مثبت در سطح ملی تصویب شد. شکاف سیاسی میان شمال و جنوب بهتدریج عمیقتر شد.
پس از کودتای نظامی سال ۱۹۶۹، ژنرال محمد سیاد باره قدرت را در دست گرفت و نظامی متمرکز و اقتدارگرا بنا نهاد. دولت او ناسیونالیسم قومی توسعهطلبانهای را ترویج میکرد که هدفش ایجاد «سومالی بزرگ» بود؛ طرحی که شامل سومالیلند بریتانیا و ایتالیا، سومالیلند فرانسه (جیبوتی کنونی) و مناطق سومالینشین در اتیوپی و کنیا میشد.
شکست سنگین سومالی در جنگ اوگادن با اتیوپی در سالهای ۱۹۷۷ تا ۱۹۷۸، بهویژه در شمال کشور، نارضایتیها را تشدید کرد. بسیاری از نیروهای شورشی در این دوره از میان قبایل شمالی، بهویژه ایساک، برخاستند و منطقه شمالی به کانون مخالفت مسلحانه با دولت مرکزی تبدیل شد.
فروپاشی دولت مرکزی و اعلام استقلال
در ژانویه ۱۹۹۱، حکومت سیاد باره سقوط کرد. موگادیشو بهدست نیروهای شورشی افتاد، اما این پیروزی به استقرار ثبات منجر نشد و کشور بهسرعت درگیر جنگهای داخلی و فروپاشی ساختار دولت شد.
در همان سال، جنبش ملی سومالی (SNM) که در شمال فعال بود، به منطقه خود بازگشت و در ماه مه ۱۹۹۱، استقلال «جمهوری سومالیلند» را اعلام کرد.
از آن زمان، مسیر سومالیلند از بقیه کشور جدا شد. در حالی که بخشهای وسیعی از سومالی درگیر درگیریهای قبیلهای، مداخلات خارجی و ظهور گروههای مسلحی چون الشباب بودند، سومالیلند بهتدریج نهادهای محلی خود را بنا کرد؛ از دولت و پارلمان گرفته تا نیروی پلیس، نظام مالی، پرچم و گذرنامه مستقل.
ثبات نسبی در برابر هرجومرج
سومالیلند در سه دهه گذشته اغلب بهعنوان «واحهای از ثبات» در یکی از ناآرامترین مناطق جهان توصیف شده است. انتخابات رقابتی برگزار شده، انتقال قدرت ــ هرچند نه بیچالش ــ بهطور کلی مسالمتآمیز بوده و امنیت داخلی، بهویژه در شهرهایی مانند هرجیسا، بهمراتب بالاتر از موگادیشو ارزیابی میشود.
مری هارپر، خبرنگار بیبیسی، در گزارشی نوشته بود که تفاوت میان سفر در سومالی و سومالیلند «چشمگیر» است؛ جایی که در اولی تردد بدون محافظان مسلح تقریباً ناممکن است و در دومی، حتی تردد شبانه بهتنهایی امکانپذیر است.
با این حال، تصویر سومالیلند یکدست نیست. سازمانهای حقوق بشری از جمله «فریدم هاوس» در سالهای اخیر نسبت به فرسایش حقوق سیاسی، محدودیتهای فزاینده علیه روزنامهنگاران و مخالفان سیاسی و تنگتر شدن فضای مدنی هشدار دادهاند.
انزوای دیپلماتیک و تلاش برای بهرسمیتشناسی
با وجود ثبات نسبی، سومالیلند هرگز موفق به کسب بهرسمیتشناسی رسمی از سوی جامعه بینالمللی نشده است. سازمان ملل متحد، اتحادیه آفریقا و اتحادیه عرب همگی این منطقه را بخشی جداییناپذیر از سومالی میدانند.
در عمل اما، بسیاری از اهداکنندگان و بازیگران خارجی طی سالها بهصورت غیررسمی با دولت هرجیسا همکاری کردهاند.
در سال ۲۰۲۰، سومالیلند و تایوان روابط دیپلماتیک رسمی برقرار کردند؛ اقدامی که بهسرعت با اعتراض چین و سومالی مواجه شد. مقامات هر دو طرف، وضعیت خود را مشابه توصیف کردند: دولتهایی که عملاً مستقل عمل میکنند، اما از بهرسمیتشناسی گسترده محروماند.
ورود بازیگران جدید؛ اتیوپی و امارات
پیش از اقدام اخیر اسرائیل، سومالیلند با دو بازیگر منطقهای دیگر نیز وارد همکاریهای بحثبرانگیز شده بود.
امارات متحده عربی سالهاست در بندر بربره حضور نظامی دارد؛ پایگاهی که شامل تأسیسات بندری و باند پرواز است و نقشی کلیدی در عملیات امارات در یمن ایفا کرده است.
در ژانویه ۲۰۲۴، توافقی میان سومالیلند و اتیوپی امضا شد که میتوانست دسترسی آدیسآبابا به دریا را از طریق اجاره بخشهایی از ساحل سومالیلند فراهم کند. این توافق با واکنش تند موگادیشو و فشار کشورهای منطقه به حالت تعلیق درآمد.
زلزله دیپلماتیک با اعلام اسرائیل
در چنین فضایی، اعلام رسمی اسرائیل مبنی بر بهرسمیتشناسی سومالیلند، نقطه عطفی تازه ایجاد کرد. بنیامین نتانیاهو این اقدام را همسو با «روح توافقنامههای ابراهیم» توصیف کرد و گفت سومالیلند تمایل دارد به این چارچوب بپیوندد و اسرائیل را بهرسمیت بشناسد.
عبدالرحمن محمد عبداللهی، رئیسجمهور سومالیلند، این تصمیم را «لحظهای تاریخی» خواند و آن را آغاز «همکاری استراتژیک» دانست.
اسرائیل نیز از دیگر کشورها خواست مسیر مشابهی را دنبال کنند.
در کنار روایت رسمی اسرائیل، گزارشها و اظهارنظرهای منتشرشده در رسانهها و محافل امنیتی این کشور، از مجموعهای از ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیک بهعنوان زمینه این تصمیم یاد میکنند. مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در گزارشی نوشت که تلآویو در پی گسترش شبکه متحدان خود در مسیرهای راهبردی دریای سرخ و خلیج عدن است؛ منطقهای که از زمان آغاز جنگ غزه، به صحنه تنش مستقیم با حوثیهای یمن تبدیل شده است.
همزمان، گزارشهایی در رسانههای آمریکایی از جمله والاستریت ژورنال حاکی از آن است که سومالیلند طی ماههای گذشته پیشنهاد همکاریهای امنیتی و حتی میزبانی پایگاههای نظامی خارجی را مطرح کرده است؛ موضوعی که از سوی مقامات رسمی سومالیلند و اسرائیل تأیید یا تکذیب صریح نشده، اما در محاسبات امنیتی بازیگران منطقهای مورد توجه قرار گرفته است.
موافقت سومالی لند با اسکان دادن فلسطینی ها
رئیسجمهور سومالی حسن شیخ محمود روز چهارشنبه در مصاحبه با الجزیره، گفت که منطقه جداییطلب سومالیلند موافقت کرده که در ازای بهرسمیتشناختهشدن از سوی اسرائیل، فلسطینیهای غزه را اسکان دهد و میزبان یک پایگاه نظامی تلآویو باشد.محمود بهرسمیتشناختن سومالیلند از سوی اسرائیل را «بسیار غیرمنتظره و عجیب» توصیف کرد و افزود این اقدام «ناگهانی»، اسرائیل را از سال ۱۹۹۱ به نخستین طرفی تبدیل کرد که این منطقه را بهعنوان یک کشور مستقل بهرسمیت میشناسد.
واکنشهای تند منطقهای و جهانی
واکنشها اما عمدتاً منفی بود. دولت سومالی این اقدام را «حملهای عمدی به حاکمیت ملی» خواند و هشدار داد که چنین تصمیمهایی میتواند صلح و ثبات منطقه را به خطر بیندازد و زمینه را برای تقویت گروههای افراطی فراهم کند.
اتحادیه آفریقا، ترکیه، مصر، جیبوتی، ایران و تشکیلات فلسطینی نیز بهصراحت این اقدام را محکوم کردند. اتحادیه آفریقا هشدار داد که این تصمیم میتواند «سابقهای خطرناک» برای کل قاره ایجاد کند.
عربستان سعودی نیز با این اقدام اسرائیل مخالفت کرد و بر لزوم حفظ تمامیت ارضی سومالی تأکید ورزید. ریاض در مواضع رسمی خود هشدار داد که هرگونه اقدام یکجانبه که به تغییر مرزهای موجود بینجامد، میتواند به بیثباتی بیشتر در شاخ آفریقا و مسیرهای حیاتی دریای سرخ منجر شود. این موضعگیری در شرایطی بیان شد که عربستان، بهعنوان یکی از بازیگران اصلی امنیت دریای سرخ و درگیر مستقیم بحران یمن، نسبت به گسترش رقابتهای نظامی و امنیتی در این آبراه راهبردی ابراز نگرانی کرده است.
ایالات متحده، با وجود روابط نزدیک با اسرائیل، از این اقدام فاصله گرفت. دونالد ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره احتمال بهرسمیتشناسی سومالیلند گفت: «نه»، و افزود: «آیا کسی واقعاً میداند سومالیلند چیست؟»
سومالیلند در چهارراه رقابتها
اکنون سومالیلند در نقطهای ایستاده که منافع متضاد قدرتهای منطقهای و جهانی در آن تلاقی میکند:
از نگرانیها درباره امنیت دریای سرخ و مقابله با حوثیها، تا رقابت آمریکا و چین در شاخ آفریقا، و از تلاش سومالیلند برای خروج از انزوای اقتصادی، تا اصرار موگادیشو بر حفظ تمامیت ارضی.
اینکه اقدام اسرائیل آغاز موجی تازه از بهرسمیتشناسیها خواهد بود یا بهعنوان حرکتی تکافتاده باقی میماند، هنوز روشن نیست. آنچه مسلم است، سومالیلند دیگر نامی ناشناخته در حاشیه نقشه آفریقا نیست و به یکی از گرههای حساس سیاست بینالملل بدل شده است.

اشپیگل: شناسایی مناقشهبرانگیز
چرا اسرائیل روی سومالیلند حساب باز کرده است
اسرائیل سومالیلند را به رسمیت شناخته است. پشت این اقدام، منافع نظامی–راهبردی، تلاش برای ایجاد ائتلافهای جدید در شاخ آفریقا و بازیای پرریسک با ثبات منطقه قرار دارد.
اسرائیل روز جمعه بهعنوان نخستین کشور جهان، منطقهٔ سومالیلند را بهعنوان یک کشور مستقل و دارای حاکمیت به رسمیت شناخت. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گفت این اقدام «در چارچوب روح توافقنامههای ابراهیم» انجام شده است. بر اساس این توافقها، امارات متحدهٔ عربی، بحرین، مراکش و سودان روابط خود را با اسرائیل عادیسازی کردند.
نگاهی به نقشه نشان میدهد زمینههای سیاسی این تصمیم چه بوده است: سومالیلند بیش از ۷۰۰ کیلومتر خط ساحلی در خلیج عدن را در کنترل دارد، در ورودی جنوبی تنگهٔ راهبردی بابالمندب؛ آبراهی که برای حدود یکسوم تجارت دریایی جهان ــ از جمله انتقالهای حیاتی انرژی از خاورمیانه به اروپا و آسیا ــ اهمیتی تعیینکننده دارد.
در سوی مقابل یمن قرار دارد؛ جایی که حوثیها پس از حملهٔ حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر، از آنجا به کشتیها در دریای سرخ حمله کردند. پیامد این حملات، اختلال در زنجیرههای تأمین و تغییر مسیر کشتیها از کانال سوئز بود؛ میلیاردها دلار زیان برای شرکتهای کشتیرانی، شرکتهای انرژی و کشورهای صادرکننده، و در عین حال پیروزی تبلیغاتی برای حوثیها که توانستند خود را در منطقه بهعنوان مدافعان فلسطینیان معرفی کنند. این گروه شبهنظامی مورد حمایت ایران، حملات خود در دریای سرخ را «اقدامی در همبستگی» با فلسطینیها در جنگ غزه توجیه کرد.
از این رو، سومالیلند برای اسرائیل میتواند پایگاهی ایدهآل برای رصد حوثیهای مورد حمایت ایران ــ یا حتی برای انجام عملیات نظامی مستقیم علیه رقبای منطقهای ــ باشد.
تهدید حوثیها به حمله علیه حضور احتمالی اسرائیل
اکنون بسیاری از کشورهای منطقه نگران آناند که در صورت ایجاد پایگاه نظامی اسرائیل در سومالیلند، این منطقه به یک مرکز چرخشی نظامی برای اسرائیل تبدیل شود. در گزارشی که ماه نوامبر از سوی «مؤسسهٔ مطالعات امنیت ملی» ــ یک اندیشکدهٔ اسرائیلی ــ منتشر شد، آمده است:
«قلمرو سومالیلند میتواند بهعنوان یک پایگاه پیشرو برای مأموریتهای گوناگون به کار رود: نظارت اطلاعاتی بر حوثیها و تلاشهای تسلیحاتی آنها؛ پشتیبانی لجستیکی از دولت قانونی یمن در جنگ علیه این گروه؛ و بستری برای انجام عملیات مستقیم علیه حوثیها.»
حوثیها پیشاپیش اسرائیل را به حمله تهدید کردهاند. عبدالملک الحوثی، رهبر این گروه، در بیانیهای گفت: «هرگونه حضور اسرائیل در سومالیلند از سوی نیروهای ما بهعنوان یک هدف نظامی تلقی خواهد شد، چرا که این امر تجاوزی علیه سومالی و یمن و تهدیدی برای امنیت منطقه به شمار میرود.» در چنین شرایطی، درگیریها در دریای سرخ میتواند گسترش یابد و یکی از مهمترین مسیرهای تجارت جهانی را با خطر مواجه کند. همزمان، گروه تروریستی الشباب در سومالی نیز ممکن است با بهرهگیری از گفتمان ضداسرائیلی، نیروهای جدیدی جذب کند.
اتحادیهٔ آفریقا پیشتر نسبت به پیامدهای گستردهٔ این تحول برای ثبات قاره هشدار داده است. به رسمیت شناختن سومالیلند از سوی اسرائیل در مقطعی بحرانی صورت میگیرد؛ دورهای که کشورهایی چون سوریه، یمن، سودان و سومالی در حال تجربهٔ دگرگونیهای عمیق و پرمخاطره هستند.
مصر و ترکیه اقدام اسرائیل را تهدیدی علیه منافع خود میدانند
مصر حضور احتمالی اسرائیل در جنوب دریای سرخ را تهدیدی مستقیم علیه یکی از شریانهای حیاتی خود ــ کانال سوئز ــ تلقی میکند. ترکیه نیز روابط نزدیکی با سومالی دارد و دارای یک پایگاه نظامی مستقل در موگادیشو است. وزارت خارجهٔ ترکیه اعلام کرد که این اقدام با «سیاستهای توسعهطلبانهٔ اسرائیل و تلاشهای آن برای جلوگیری از بهرسمیتشناختن کشور فلسطین» همراستاست.
اتحادیهٔ عرب روز یکشنبه در نشست اضطراری خود در قاهره، بهرسمیتشناختن سومالیلند از سوی اسرائیل را «غیرقانونی» و «مغایر با حقوق بینالملل» محکوم کرد. این اتحادیه تأکید کرد که سومالیلند «بخشی جداییناپذیر» از جمهوری فدرال سومالی است و هر اقدامی را که به آوارگی فلسطینیان دامن بزند یا امکان ایجاد پایگاههای نظامی خارجی در بنادر سومالی را فراهم کند، رد کرد. اتحادیهٔ عرب، شناسایی سومالیلند از سوی اسرائیل را به طرحهایی برای اخراج فلسطینیان از غزه پیوند داد؛ طرحهایی که نخستین بار چند ماه پیش مطرح شده بودند. این اتحادیه از سازمان ملل متحد و دولتها خواست این شناسایی را «باطل و بلااثر» بدانند و وعده داد از سومالی بهطور کامل حمایت کند.
ریشهٔ مناقشه میان سومالی و سومالیلند: شناسایی، منابع و دسترسیهای دریایی
اسرائیل در واکنش به شناساییهای اخیر کشور فلسطین استدلال کرده بود که چنین اقداماتی «تروریسم را پاداش میدهد»، بیآنکه تعهدی به صلح نشان داده شود. اکنون منتقدان، اسرائیل را متهم میکنند که ادعای حاکمیت و تمامیت ارضی سومالی را نادیده میگیرد و به یک «دولتِ بالفعل» پاداش میدهد.
کانون اصلی مناقشه میان سومالی و سومالیلند، بر سر بهرسمیتشناختن، منابع و دسترسی به دریا میچرخد. اقدام یکجانبهٔ اخیر اسرائیل میتواند این منازعه را بار دیگر شعلهور کند. سومالیلند در سال ۱۹۹۱، پس از سرنگونی دیکتاتور وقت، سیاد باره، از باقی سومالی جدا شد و استقلال خود را بهعنوان کشوری مستقل اعلام کرد؛ استقلالی که تا امروز از سوی جامعهٔ بینالمللی به رسمیت شناخته نشده است.
در حالی که سومالی در جنوب کشور با جنگهای قبیلهای و بیثباتی دستوپنجه نرم میکند، سومالیلند با جمعیتی بیش از شش میلیون نفر، بهطور نسبی مسیر باثباتتری را پیموده و دارای دولت، واحد پول و انتخابات خاص خود است. با این حال، سازمانهای غیردولتی در سالهای اخیر از سرکوب مخالفان و روزنامهنگاران توسط مقامات این منطقه گزارش دادهاند.
به همین دلیل، شورای امنیت سازمان ملل متحد برای روز دوشنبه نشست اضطراریای را برنامهریزی کرده است؛ نشستی که به ابتکار سومالی و با حمایت ۲۱ کشور ــ عمدتاً کشورهای مسلمان ــ برگزار میشود.
*ترجمه و تنظیم گزارش برای اخبارروز توسط ص. نوری







