سِفر قِساوَت – لقمان تدین‌نژاد

در ابتدا کلمه بود

کلمه نزد خدا بود

و کلمه خدا بود

خدا کلمه را به قوم دلبند خویش سپرد

و کلمه، 

ناتوان بود از وصف ژرفای جنایت

شبی یَهُوَه با یعقوب در آویخت

و بسنجید، 

حیلَت وی را

به خویشان،

خیانت وی را، 

به پدر، برادران،

و درنده خوییِ وی را، 

نسبت به بیگانگان 

سپیده دمان پشت وی بر خاک بمالید،

نام مبارک اسراییل بر وی نهاد،

و مشمول برکات خود ساخت

او را و نوادگانش را

تا دنیا دنیاست ۱

و کلمه همچنان،

ناتوان بود از وصف ژرفای جنایت

.

آفریدگانِ یَهُوَه،

بی‌مانند،

یگانه،

درخشان بر تارَک آفرینش،

ساکنان «شهرِ نورانیِ فرازِ تپّه»،۲

و جهان غرقه بود در تاریکی،

فساد،  

نادانی،

شِرک، 

چند خدایی

از هند، 

تا چین،

از پارس، 

تا بین‌النهرین

مصر، 

یونان

و خداوند با قوم برگزیده‌ی خویش میثاقی بساخت

و بار هدایت گمراهان

بد گُهران

بیگانگان

و نژادهای پست را

بر دوش ایشان نهاد

و کلمه هنوز، 

ناتوان بود از وصف ژرفای جنایت

.

طنین فریاد هَل مِن مُبارزِ اشعیا بر گوش‌ها نشست

از صیدون تا خراسان،

از حَلَب تا تبریز

از لیتانی تا کارون

از دجله تا نیل،

تا ارس

.

«نابود شوید ملت‌ها،

نومید باشید و بیمناک،

آهای مردمانِ مرزهای دور…،

گوش فرا دهید،

آماده گردید، 

برای مرگ و پریشانی،

هراس و نومیدی،

نه در تدبیر‌هاتان نجاتی،

نه در لابه ‌هاتان سودی،

و شکست‌تان ناگزیر،

که خدا با ماست»۳

.

سنگریزه های بستر رود تاریخی

لرزیدند بر خویش،

هراسان لغزیدند بر یکدگر، 

گریختند، 

انباشته از انزجار

از سایه‌ی سیاه کوتوله‌یی بد آوا، 

بد هیبت

که بر زلالی‌ آب‌ها اوفتاده بود

خون دخترکان خنده‌رو

پسرکان بازیگوش،

و نوزادانِ چند ماهه را،

از پنجه‌های قاتل خویش می‌شست،

و از فلاخَن افسانه‌یی

چهره‌های مادران 

گلگون بود و سوزان،

از داغ مرگ فرزند

سنگ‌های رود

سینه‌ها‌ی مادران،

پدران،

کودکانِ زخم خورده‌،

بی پناه عمالیق،۴

از هم می‌شکافت 

از تراکم خشم و فریاد،

که ربّ‌النوعِ مرگ و نفرت

چار عنصر را، 

ارکان جهان را،

به خون آغشته کرده بود

غریب ندایی بر آمد

از کرانه‌یِ رود،

از آب و خاک،

آتش و باد:

«تمام عطرهای عربستان گناه دستانِ قاتل تو را نخواهند شست»۵

و نفرین تاریخ پس ناگرفتنی است

عذاب نازل گشت،

زمین لرزید،

آتش بارید،

و شن‌های روان شهرهاشان را در خود فرو کشید

از پس هفت روز و هفت شب،

تیره دود‌ها فرو نشست

و ابر افسانه‌ها، 

  دروغ‌ها،

خیالات،

اسطوره‌ها،

مُهملات،

افیون‌ها

از هم شکافت

جهانی نو سر برآورده بود

و «یاد واشم»ی تازه بنا شده بود‌‌ ۶

از سوخته‌ی بی‌شمار کودکان،

مادران،

برادران،

دختران،

همسران

مقابل چشمانِ ناباورِ اسرائیل و یهودا ۷ 

انگشت به دهان،

افق موج میزد، 

از دریا دریا انسان،

خشمگین،

خروشان،

که هولوکاستِ نابرابر ترین قوم جهان را،

تاب نمی‌آوردند

و کلمه…،

غرق در اندیشه،

در شگفت، از گردش معمایی آسمان‌ها،

و جزر و مدّ اوقیانوس بی‌کرانه‌ی هستی

همچنان ناتوان بود

از وصف ژرفای جنایات نژاد برتر،

نمادِ عریانِ پَلَشتیِ انسان،

متولّیانِ همیشه‌ی معبد تیغ و زَر و سالوس

لقمان تدین نژاد 

آتلانتا،  ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۵

۱- برگرفته از افسانه‌ی یعقوبِ نبی از عهد عتیق، سِفرِ پیدایش

۲- از انجیل متی، Shining City on a Hill، ریگان رییس جمهور سابق آمریکا علاقه‌ی خاصی داشت که آمریکا را (در مقابل شوروی و کمونیست‌های بی‌خدا) اینگونه منحصر بفرد و الاهی تصویر کند.

۳- ترجمه‌ی چند آیه از کتاب اشعیا باب ۸ 

۴- عمالیق، دشمنان قوم یهود. بر اساس نصّ صریح تورات، کشتن نوزادان و جنین‌های به دنیا نیامده‌ی عمالیق-که امروز مردم اسرائیل ساکنان غزه و فلسطینی‌‌ها را از آن دست می‌دانند- مجاز است و مُباح وقتی که محرز باشد که وقتی بزرگ می‌شوند به قتل یهودیان دست خواهند زد و یا به سمت تانک‌های مِرکاوای اسراییل سنگ خواهند پراند. به همین جهت است که اکثریتِ قریب به اتفاق مردم اسرائیل کودک کشی، و قتل مردان و زنان و پیرمردان اهل غزه و ساحل غربی رود اردن را حق طبیعی و الاهیِ خود می‌دانند.   

۵- از لیدی مکبثِ شکسپیر

۶- موزه‌یی که یاد قربانیان جنایات نازی‌ها و نسل کشی‌ِ یهودیان در جنگ جهانیِ دوم را گرامی می‌دارد. دیر نیست که در یک گردش غیرمنتظره «یاد واشم»ی نوین با نامی مانند «قربانیان ناشناس» دیوار به دیوار همین موزه برپا شود به یاد  نسل کشی و جنایات اسرائیل، یا نازی‌های مدرن، بر علیه مردم غزّه. 

۷- شیوخی مانند بِن سلمان، بن زاید، تمیم بِن حامد آل ثانی، حامد بن عیسی بن سلمان آل خلیفه، نواف احمد جابر الصباح،  و دیگر بزرگانی که به نتانیاهو و پیمان ابراهیمِ او پیوسته‌اند در واقع نوادگان یهودا و حضرت ابراهیم و پسر عموهای بِن گوریون و ایتامار بِن گویر و آریل شارون و غیره بشمار می‌آیند.

هیتلر نیز عین اسراییل امروز، معتقد بود که نژاد برتر آریایی ژرمن فضای حیاتی کم دارد و خداوند منصف نبوده است که این‌همه زمین داده است به نژاد پست اسلاو(روسیه شوروی) و ما باید آن سرزمین را بگیریم، همه را کشتار کنیم و فقط قوی‌ترها را برای بردگی در کارخانه‌های رایش سوم نگه داریم. در تورات نیز عین همین برخورد یافت میشود با نژادهای پست غیر یهودی، یا Goyim

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
اسد
اسد
6 ماه قبل

خواجه تدین نژاد دستمریزاد،

در آغاز واکه بود
هنوز کلمه نبود
قبل واکه
واکه گو بود

قبل یعقوب
عمالیق
می نوشتند
.
.
.
.
.
سفر قدرت را
الیگارش ها سرودند
حال امروز جهان را
برگزیدگان ثروت
می کلامند

کمونیست های دیروز
تروریست های امروز
عمالیق زمانند

آگهی

1
0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x