در شرائط فراهم نبودن موقعیت انقلابی، فراخواندن مردم به نبرد نهائی پرتاب مردم به سیاه چاله کشتار است – بهروز خلیق

در طول حیات جمهوری اسلامی دو بار کشتار وحشیانه در ابعاد گسترده صورت گرفته است. بار اول در دهه ۶۰ که به دستور خمینی چند هزار زندانی سیاسی در طول دو ماه به قتل رسیدند. بار دوم در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه به دستور علی خامنه ای، سپاه و نیروهای امنیتی هزاران معترض را در خیابان با قساوت تمام کشتند. کشتاری که در تاریخ خواهد ماند. خامنه ای همان جنایت دهه ۶۰ را در ابعاد وسیع‌تر و وحشتناک‌تر تکرار کرد. 

مسئولیت اصلی این جنایت با خامنه ای است. برای خامنه ای بقای رژیم اسلامی همانند خمینی اوجب واجبات است و برای حفظ آن حاضر است به هر جنایت هولناک دست بزند. علی خامنه ای، سران سپاه و نیروهای سرکوب باید به اتهام جنایت علیه بشریت محاکمه شوند. اما این پرسش مطرح است که آیا جریانی که با توجه به سابقه وحشی گری جمهوری اسلامی و کشتارهای دهه ۶۰، مردم را به نبرد نهائی و تسخیر مراکز تبلیغاتی و امنیتی فراخواند، در قبال این کشتار مسئولیت دارد یا نه؟

فراخواندن مردم به نبرد نهائی، راهبرد فاجعه‌بار

“این آخرین نبرده، پهلوی بر می‌گرده”، شعاری است که سلطنت طلبان در تظاهرات آن را فریاد می‌کنند. این شعار در روزهای ۱۸ و ۱۹ به راهبرد سیاسی رضا پهلوی فراروئید و با فراخوان های متعدد او، خیابان های شهرهای متعدد کشور به جنگ خیابانی تبدیل گردید.

با فراخوان رضاپهلوی و دادن دلگرمی به کمک بین المللی و اعلام ۵۰ هزار گارد جاویدان، پنجشنبه ۱۸ دی موج گسترده ای از مردم راهی خیابان ها شدند. رژیم در همان شب دست به کشتار وسیع زد و اینترنت را قطع کرد. با وجود قطع اینترنت، فیلم هائی از کشتار رژیم پخش شد. اما رضا پهلوی به آن توجه نکرد، فراخوان خود را برای روز جمعه پس نگرفت و پس از انتشار فیلم اجساد در کهریزک، او دومین و سومین فراخوان خود را داد و از مردم خواست که نه فقط راهپیمایی کنند، بلکه خیابان‌های شهرها را تصرف و نگه دارند. او ارگان های سرکوب و نهادهایی که ابزار “تبلیغات رژیمی” و قطع ارتباطات را انجام می‌دهند به‌عنوان “اهداف مشروع”حرکت مردمی دانست. او بعد از کشتارها و خالی شدن خیابان ها، اعلام کرد: “ما اکنون در آستانهٔ پس‌گیری ایران عزیزمان از جمهوری اسلامی هستیم. خامنه‌ای و رژیمش از شما ضربات سنگینی خورده‌اند و نباید اجازه دهیم که نفس تازه کنند. کمبود نیروهای سرکوبگر، نشانهٔ ضعف و ترس آنهاست، نه قدرت.”

فراخواندن مردم به نبرد نهائی زمانی می تواند موضوعیت داشته باشد که توازن قوا بسود مردم و به‌زیان حکومت به‌هم خورده، شکاف در درون بلوک قدرت شکل گرفته، گروه بندی در بالا با سیاست های متفاوت پدید آمده و پایه های ارگان های سرکوب سست شده باشد. به بیان دیگر موقعیت انقلابی و یا موقعیت گذار فراهم شده باشد. برای شکل گیری موقعیت انقلابی نارضایتی اکثریت مردم، بحران مشروعیت و ناکارائی حکومت ضروری است. ولی کافی نیست. شرط کافی برای فراهم آمدن موقعیت انقلابی، سازمان یابی گروه های اجتماعی، شکل گیری شکاف در بالا، سست شدن پایه ارگان های سرکوب و ناتوانی حکومت در سرکوب است. این شرایط فراهم نبود و دیدیم حکومت با تمام قوا وارد میدان شد و به سرکوب بی سابقه دست زد و حمام خون راه انداخت.  

کشاندن مردم به نبرد نهائی، حمله به مراکز سرکوب و جنگ خیابانی، در نظر نگرفتن وحشیگری حکومت برای حفظ حیات خود و بی توجهی به عدم سازمان یابی مردم و فقدان موقعیت انقلابی، می تواند فاجعه بیآفریند. هم چنانکه فاجعه آفرید. حکومت دارای سازمان و سلاح است، مشخص است که در جنگ خیابانی در موقعیت برتر قرار دارد و حمام خون راه می اندازد. هیچ رهبر سیاسی مسئول، مردم  را به میدانی نمی کشاند که قتل عام شوند.

کشتار سال ۶۷ نشان داد که حکومت برای حفظ سلطه خود هیچ خط قرمزی را نمی‌شناسد و حاضر است به‌هر جنایتی دست بزند. خامنه ای بطور روشن گفته بود که خدای دهه ۶۰ زنده است. او در چند دهه گذشته ارگان های متعدد و چند لایه سرکوب را ساخته است. حکومت برای کشتار مردم آمادگی داشت. رضا پهلوی با سوق دادن مردم برای نبرد نهائی و نابرابر، قرار دادن مردم در مقابل نیروی مجهز به انواع سلاح های جنگی، تبدیل خیابان به صحنه جنگ، امیدوار کردن آن ها به کمک های بین المللی، مسئولیت سنگین دارد و باید پاسخگو باشد. او به جای پذیرش مسئولیت و پاسخگوئی، در مصاحبه با خبرنگار خارجی از خود سلب مسئولیت کرده و می گوید مردم خودشان به خیابان آمدند. 

جریان های کردی برخلاف رضا پهلوی مردم کردستان را به تسخیر خیابان ها و مراکز سرکوب فرا نخواندند. آن ها در مناطق کردستان فراخوان اعتصاب عمومی دادند. فراخوان آن ها در ۵۰ شهر و شهرک پاسخ مثبت گرفت. آن ها مسئولانه عمل کردند. تحلیل آن ها بدرستی این بود که کشاندن مردم به نبرد نهائی، به خون‌ریزی در کردستان منجر خواهد شد. 

انتقال عاملیت از مردم به ترامپ

قبل از فراخوان ها و کشتار جنایت کارانه رژیم، عاملیت در داخل کشور، در خیابان ها و در دست مردم معترض بود. ولی بعد از آن، عاملیت به خارج از کشور، به دست امریکا و ترامپ افتاده است. اکنون این تصمیمات ترامپ است که وضعیت سیاسی کشور و آینده ایران را رقم می زند. 

در روندی که به کشتار هولناک انجامید، رسانه های وابسته به سلطنت طلب هم نقش و مسئولیت دارند. آن ها همراه با رضا پهلوی مردم را به نبرد نهائی و تسخیر مراکز تبلیغاتی و امنیتی جمهوری اسلامی فراخواندند. هم اکنون آن ها همراه با سلطنت طلبان شبانه روز برطبل جنگ می کوبند و از ترامپ می خواهند به کشور ما حمله کند. رضا پهلوی، سلطنت طلبان و رسانه های وابسته به آن ها شکست سنگین خوردند و با فراخوان ها نتوانستند قدرت را در دست بگیرند. شعار “پهلوی بر می گردد” تحقق نیافت. آن ها بعد از این شکست، می خواهند ترامپ با حمله نظامی رژیم را سرنگون کند و پهلوی را به تاج و تخت بنشاند. 

ترامپ هم در کشتار دی مسئولیت دارد. او بارها نوشت و گفت که نمی گذاریم حکومت اسلامی شما را بکشد، کمک در راه است. برخورد ترامپ به این توهم دامن زد که گویا او جلو کشتار مردم توسط رژیم اسلامی را خواهد گرفت. اما او مردم را جلو گلوله فرستاد و به تماشای کشتار مردم توسط رژیم اسلامی نشست. اکنون جی دی ونس معاون ترامپ می گوید: “اگر ایرانیان تغییر رژیم می خواهند برعهده آن ها است، اولویت ما هسته ای است.” رضا پهلوی از این جهت هم مسئولیت دارد که وعده های توخالی ترامپ را به مردم ایران فروخت و مردم با این وعده ها به خیابان ها سرازیر شدند.   

دموکراسی، مسئله اصلی جامعه ما 

مسئله اصلی جامعه ما نه انتقال قدرت از یک دیکتاتوری به دیکتاتور دیگر و بازگرداندن سلطنت مطلقه، بلکه استقرار دموکراسی است. عملکرد سلطنت طلبان نشان می دهد که برای آن ها نه استقرار دموکراسی در کشور، بلکه اصل برگرداندن سلطنت حتی با حمله نظامی و قربانی کردن هزاران معترض است. 

رویداد ۱۸ و ۱۹ دی تجربه بزرگی برای جنبش اعتراضی است. فراخواندن دادن از خارج و کشاندن مردم به نبرد نهائی در شرائطی که هنوز حکومت توان سرکوب و کشتار را دارد و آماده است برای بقا خود حمام خون راه بیاندازد، راهبرد خطا، غیرمسئولانه، فاجعه بار و به زیان جنبش های اجتماعی است.  

در کشتار روزهای ۱۷ و ۱۸ دی مشخص شد که فراخواندن مردم به نبرد نهائی در شرایط فراهم ناودن ، پرتاب مردم به سیاه چاله کشتار است. 

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی