
برگزاری کنفرانس مونیخ ۲ و انتشار دفترچه ای با عنوان “دفترچه دوران اضطراری” توسط موسسه NUFDI (اتحاد ملی برای دموکراسی در ایران) که به تائید رضا پهلوی رسیده بود، نشانگر خیز سلطنت طلبان برای بازگرداندن سلطنت مطلقه پهلوی است. برنامه آن ها تداوم چرخ معیوب سلطنت مطلقه و ولایت مطلقه فقیه است: انتقال قدرت از سلطنت مطلقه به ولایت مطلقه فقیه و از ولایت مطلقه فقیه به سلطنت مطلقه.
کنفرانس مونیخ ۲
مونیخ ۲ گرچه با عنوان “همکاری ملی” برگزار شده بود، ولی از “همکاری ملی” خبری نبود. بلکه نمایش اعلام بیعت سلطنت طلبان با رضا پهلوی به عنوان شاه آینده کشور بود. در این کنفرانس نه نمایندگان جریان های چپ و جمهوری خواه و اتنیکی حضور داشتند و نه کنشگران جمهوری خواه. جا زدن چند نفر به عنوان چپ، فریبی بیش نبود. آن ها سال ها است که از گذشته خود فاصله گرفته اند. برخی از آن ها نسبت به سلطنت و رضا پهلوی اعلام وفاداری نموده و مطالبی در تخریب چپ و نیروهای جمهوری خواه نوشتهاند. در میان دعوت کنندگان و سخنرانان یک نفر منتقد وجود نداشت. در کنفرانس، گفتارهای چاپلوسانه در مدح رضا پهلوی، جای نقد و گفتگو را گرفته بود.
برخی چهره های شاخص مشروطه طلب که گارد قدیم سلطنت به حساب می آیند، برای کنفرانس دعوت نشده بودند. گارد جدید رضا پهلوی که از فرشگردی ها با گرایش راست افراطی و اقتدارگرا تشکیل شده اند، گارد قدیم را حذف کرده اند.
پخش سرود شاهنشاهی، تکرار مداوم شعار جاوید شاه، سجده کردن کردن یکی از شرکت کنندگان و گفتارهای ستایش گرانه سخنرانان ـ بجز سخنان دوسه نفر ـ اعلام بیعت با رضا پهلوی بود. مونیخ ۲ تکرار گردهمائی های دوره محمدرضا شاه، پخش سرود شاهنشاهی، سردادن شعار جاوید شاه و سرخم کردن در برابر او و یآدآور نمایش های علی خامنه ای و تکریم ذوب شدگان در ولایت فقیه است. به قول کارل مارکس تاریخ دوبار تکرار می شود، بار اول به صورت تراتژدی و بار دوم به صورت کمدی. اما گویا در کشور ما تاریخ سه بار تکرار می شود، دفعه سوم به صورت مضحک.
مونیخ ۲ نشان داد که سلطنت طلبان در پی همکاری و اتحاد با سایر جریان های سیاسی نیستند و می خواهند قدرت را به انحصار خود در آورند. برنامه آن ها بازگرداندن سلطنت مطلقه پهلوی است. در رژیم سلطنت مطلقه که در آن استبداد فردی حاکم است، جای نیروهای سیاسی مخالف در زندان است. در دوره سلطنت محمدرضاشاه حدود ۳۵۰۰ زندانی سیاسی داشتیم. محمدرضا شاه همانند علی خامنه ای وجود زندانیان سیاسی را انکار می کرد و آن ها را تروریست می نامید.
ذوب شدگان در ولایت سلطنت در تظاهرات روز قبل از کنفرانس، شعار یاسمین پهلوی را تکرار کردند: مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی، مجاهد. این شعار به معنی آن است که اگر سلطنت طلبان به قدرت برسند، همانند جمهوری اسلامی و محمدرضاشاه چوبه های دار را برپا خواهند کرد و زندان ها را از مخالفین پر خواهند نمود.
مونیخ ۲ بار دیگر به وضوح روشن کرد که آنچه برای سلطنت طلبان مطرح نیست، همانا استقرار دموکراسی در کشور است. لازمه استقرار دموکراسی در کشور، پذیرش پلورالیسم سیاسی است نه انحصارطلبی و مرگ مخالفان. سلطنت طلبان شیفته کسب قدرت سیاسی و به تخت نشاندن رضا پهلوی هستند. جریانی که به دموکراسی باورمند باشد، در دیدگاه، برنامه و عملکرد آن بازتاب پیدا می کند. انحصارگری امروز، بیعت با رضا پهلوی و شعار مرگ بر سه فاسد، نوید استبداد فردا است.
دفترچه دوران اضطرار
انتشار دفترچه دوران اضطرار بعد از کنفرانس مونیخ ۲، تداوم و تکمیل کننده آن بود. دفترچه در اساس برای دوره بعد از سقوط جمهوری اسلامی تهیه شده است. آنچه در این دفترچه غایب است، راهبرد گذار از جمهوری اسلامی است. تنها گفته شده است که “در شرایطی که ایران در وضعیت انقلابی است و جمهوری اسلامی تلاش های واپسین خود به ملت ایران است، شاهزاده رضا پهلوی در جایگاه رهبر خیزش ملی و با هدف مدیریت گذار مبادرت به تشکیل دو نهاد می کند”. در مورد این دفترچه مسائل زیادی مطرح است که به چند مورد آن میپردازم:
۱. مشخص است که نویسندگان دفترچه درک درستی از وضعیت انقلابی ندارند و بخود زحمت نداده اند که به کتاب های جامعهشناسی سیاسی مراجعه کنند. گرچه برخی مولفه های وضعیت انقلابی در کشور شکل گرفته است و اکثریت مردم ایران از حکومت ناراضی بوده و خواهان گذار از جمهوری اسلامی هستند، ولی هنوز جمهوری اسلامی قادر به اعمال سلطه سیاسی است و پایه های ارگان های سرکوب سست نشده است. باید پرسید اگر وضعیت انقلابی در کشور حاکم است، چرا از انقلاب و اعتراضات سراسری خبری نیست. چرا فراخوان رضا پهلوی برای آمدن مردم به خیابان ها با بی اعتنائی مردم مواجه می شود.
۲. تصور نویسندگان این است که وضعیت انقلابی برکشور حاکم است، مردم انقلاب می کنند، کشته می دهند، جمهوری اسلامی را بر میاندازند و برای ورود رضا پهلوی فرش قرمز پهن می کنند تا او وارد ایران شود و تاج بر سربگذارد. یعنی قدرت را دو دستی به رضا پهلوی و سلطنت طلبان تقدیم می کنند. تحولات سیاسی در کشورهای مختلف نشان داده است نیروئی که رژیم حاکم را به زیر می کشد، قدرت را به دست می گیرد. مگر اینکه حکومتی به دست کشور خارجی سرنگون شود و آن کشور قدرت را به فرد یا جریان دست نشانده خود بسپارد. یعنی چلبیسم. سلطنت طلبان چنین ذهنیتی دارند. آن ها به ترامپ و دولت جنایتکار نتانیاهو امید بسته اند، با آن پیوند خورده اند و انتظار دارند که آن دو دولت حکومت را به زیر بکشند و رضا پهلوی را همانند چلبی به قدرت برسانند. برخی سلطنت طلبان ناراحت هستند که ترامپ آتش بس داد و نگذاشت که اسرائیل به بمباران کشور ادامه دهد تا حکومت ایران سرنگون شود و رضا پهلوی بر قدرت بنشیند.
۳. نویسندگان دفترچه مشخص نمی کنند که برچه پایه ای مدیریت دوران گذار را به رضا پهلوی سپرده اند. دفترچه رسالتی برای رضا پهلوی برای براندازی جمهوری اسلامی قائل نیست و رضا پهلوی هم تاکنون راهبرد سیاسی خودش را برای گذار از جمهوری اسلامی ارائه نداده است. فراخوان او برای آمدن مردم به خیابان ها در جریان جنگ ۱۲ روزه، پاسخ منفی گرفت و مشخص شد که چقدر رضا پهلوی و سلطنت طلبان در توهم به سر می برند.
۴. دفترچه برای هدایت دوران اضطراری توسط رضا پهلوی، تشکیل سه نهاد “نهاد خیزش ملی” (با عملکرد قوه مقننه)، “دولت گذار” (با عملکرد قوه مجریه) و “دیوان گذار” (با عملکرد قوه قضائیه) را در نظر گرفته است. روسای هرسه نهاد توسط رضا پهلوی انتخاب می شوند و “هموندان این نهادها” تحت نظارت او خواهند بود. این همان سلطنت مطلقه و تمرکز قدرت در دست یک فرد است. محمدرضاشاه هم روسای سه قوه را انتخاب می کرد.
۵. در دفترچه صحبتی از حزب و سازمان سیاسی و به قدرت رسیدن آن ها نیست. چرا که سلطنت و شاه همانند جمهوری اسلامی و ولی فقیه حزب سیاسی را بر نمی تابند. آن ها بالای احزاب سیاسی قرار دارند. این دو حکومت، فرد محور هستند نه برخاسته از احزاب سیاسی. سال ها است برخی جریان ها و فعالان سیاسی از رضا پهلوی می خواهند مشخص کند که شاهزاده است یا رهبر. آندو با حکومت مشروطه همخوانی ندارد. اگر می خواهد رهبر شود، حزب خودش را تشکیل دهد و اگر می خواهد مقام شاهزاده را حفظ کند از رهبری کنار بکشد. حفظ هر دو موقعیت به معنی حکومت مشروطه نیست، بلکه سلطنت مطلقه و استبداد فردی است. او تن به این خواست نداده است. اکنون فرشگردیها و همراهان آن ها در کنفرانس مونیخ ۲ و در دفترچه دوران اضطراری، او را در هر دو مقام نشاندند. هم در مقام شاه و هم در مقام رهبر دوران اضطراری. همان موقعیتی که رضا شاه و محمدرضاشاه داشتند.
۶. رضا پهلوی از دموکراسی و اتحاد با نیروهای اپوزیسیون شروع کرد، سیمای دموکراتیک از خود ترسیم نمود، سلطنت طلبی را کم رنگ کرد و حتی خود را معتقد به جمهوری خواهی نشان داد. در کنفرانس جرج تاون با حقوق مساوی با چند تن از فعالان سیاسی و مدنی متحد شد. ولی آن را به شکست کشاند و با فرشگردی ها که در جایگاه مشاوران او قرار گرفتند، همراه شد و راه را برای غلبه راست افراطی در میان سلطنت طلبان باز کرد. رضا پهلوی بعد از افت و خیزهای بسیار، سرانجام در جایگاه راست افراطی قرار گرفت و با همسرش یاسمین پهلوی همصدا و همراه شد. در کشمکش های درونی سلطنت طلبات، یاسمین پهلوی پیروز شد. شعار مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی، مجاهد برای اولین بار از زبان او بیرون آمد و بعد از آن به یکی از شعارهای سلطنت طلبان تبدیل شد.
اکنون رضا پهلوی و سلطنت طلبان حساب خود را از دیگر جریان ها و چهره های مشروطه طلب جدا کرده و هدف و برنامه خود را مشخص کردهاند: بازگشت سلطنت مطلقه پهلوی. کشور ما با بحران ها و شکاف های اجتماعی متعدد روبرو است. تجربه دو حکومت پهلوی و ولایت فقیه نشان داد که حکومت استبدادی در هر دو شکل سلطنت و ولایت قادر به غلبه بر بحران ها، مدیریت شکاف ها و پیشبرد توسعه پایدار نیست. پیشبرد توسعه پایدار و دانش بنیان در گرو استقرار دموکراسی در کشور و مشارکت مردم است.







6 پاسخ
جناب نسیم!
نوشته شما را خواندم. مقاله من در مورد برنامه و نقشه سلطنت طلبان برای برکرداندن سلطنت مطلقه است نه عملکرد من. گویا با روشنگری در مورد برنامه و نقشه سلطنت طلبان مشکل داری که موضوع را شخصی کردی. هر موقع لازم شد می توان به تلاش ها و موفقیت ها در امر وحدت و انتلاف ها در حوزه چپ و جمهوذی خواه پرداخت. جای آن در این جا نیست. نمی دانم شما در چه حایگاهی هستی و به کدام گرایش تعلق داری که دیکران را با متر خودت می سنجی که گویا چپ نیستند و هیچ وقت چپ نخواهند بود.
پهلوی که ملت قبولش ندارد، چرا دست و پا میزند؟
جناب خلیق!
شما بیش از ۵۰ سال است که بعنوان یک انقلابی حرفه ای شناخته می شوید، بیش از ۴۰ سال هم هست که بعنوان پناهنده سیاسی و در دنیای آزاد وظیفه اصلی تان مبارزه با رژیم اسلامی است.
فرض که تمام حرف های شما در مورد رضا پهلوی و سلطنت طلبان درست، مشکلی از شما حل می شود؟ چرا یک همایش وحدت برگزار نمی کنید؟ چرا دعوت به یک تظاهرات (در آزادی مطلق غرب) نمی کنید تا ببینید چند نفر حوصله شرکت کردن دارند؟
آیا دلیل اصلی پرداختن به رضا پهلوی تهی بودن کارنامه شما و جریانی که توهم چپ بودن دارد نیست؟ شما هیچوقت چپ نبودید و هیچوقت هم چپ نخواهید بود.
آدم های فحاش و یا فرصت طلب در هر طیفی وجود دارند. این چند تن فرصت طلب انگشت شمار (چپ سابق تواب یا مجاهد تواب) هم با بلیط و هتل و غذای مجانی به مونیخ رفتند و به حضور اعلیحضرت شرفیاب شدند. هم فال بود و هم تماشا. آقای دوشوکی هم در اخبار روز مقاله ای نوشته بودند با نام “اندر عجایب جمهوریخواهان سلطنت طلب” که مضحک بودن “جمهوریخواه سلطنت طلب” را به درستی نشان داده بود. رضا پهلوی در طی سالیان گذشته چندین پروژه ادعای رهبری داشته که همه آنها با فروپاشی از درون شکست خوردند. این نیز بگذرد. من صد در صد مطمئن هستم این پروژه مضحک با دفترچه مضحکتر هم سرنوشت مشابه ای خواهند داشت. معمولا این پروژه های برای خانواده پهلوی درآمدزا هستند. یعنی حدود سی درصد را خرج کنفرانس می کنند و هفتاد درصد هم مخارج تعطیلات و خوشگذرانی خانواده پهلوی برای یک سال. بهر حال اتحاد رعیت فحاشان سجده کنند با توابین ثناگو مبارک باد
مهم نیست رضا پهلوی چه میگوید. بنظر میرسد آنچه در دستور کار قرار گرفته فیصله دان به ته مانده غزه و اخراج حماس و خلع سلاح حزب الله در لبنان از طرف اسرائیل و فعال کردن مکانیسم ماشه برای طاقت فرسا کردن شرایط برای مردم ایران بوسیله اروپایی ها و سرانجام حمله گسترده نظامی برای رژیم چنج و آوردن رضا پهلویست. در مقابل مردم سه انتخاب در پیش رو دارند. ۱- قیام سراسری و ملیونی برای پایان دادن به وضعیت کنونی و جلوگیری از جنگ و حمله اسرائیل و امریکا. ۲- در صورت حمله آمریکا و اسرائیل به پشتیبانی از نظام بپردازند و اینبار تمام زیرساخت های اقتصادی چون نفت و گاز و برق و آب و پل ها و کارخانه ها نیز نابود شوند. ۳- پس از حمله نظامی فرش قرمز برای رضا پهلوی پهن کنند.
سند مصاحبه رضا پهلوی دوم هست که صراحتا گفت که خودش مخالف نظام شاهنشاهی است و دلایل بسیار معقولی هم آورد که ایشان جمهوری خواه است ولی یواش یواش دوباره رفت تو جلد شاه بازی. هرچند که تنها گروه مخالف رژیم ملایان که خود رژیم آنرا رقیب جدی میگیرد همین سلطنت طلبان هستند و کمتر توجه و تمرکزی روی چپها و مجاهدین دارد.از قدیم گفتند پول بر دنیا حکومت میکند و قدرت میرباید، برای همین حتی در اپوزیسیون هم گروه شاه الهی بخاطر میلیاردها دلار سرمایه فراری شاه سابق توان مالی بالایی دارد که اولا حضور رسانه ای اش چشمگیر باشد که رقیبان از چنین امتیازی برخوردار نیستند و برای همین الان شعار تشکیل موسسان میدهند که رای اکثریت مردم نوع حکومت پسا ج.ا. را تعیین میکند که فریبی بیش نیست چون با توان مالی و سرمایه ای هنگفتی که گروه سلطنت طلبی دارد مطمئنا پیروز انتخابات پسا ج.ا. هم خواهد بود با امکانات تبلیغاتی فراوانی که میتواند درست کنند حتی با خریدن رای مردم گرسنه که به یک پاکت ساندیس هم قانع هستند چه برسد چلوکباب.