ایران ایران ایران؛ سرودی که نام قاتلان را فریاد می‌زند – مسعود شب افروز 

اگر «الله‌الله» امروز پخش می‌شود، باید هم‌زمان نام‌ها هم پخش شوند. دیگر دوره‌ی استعاره و تعارف گذشته است. ۴۷ سال جنایت را نمی‌شود با کلمات نرم روایت کرد. این سرود، اگر قرار است شنیده شود، باید به کیفرخواست رسمی علیه عاملان یک کشتار ممتد تبدیل شود .

از خمینی شروع کنیم؛ چون همه‌چیز از او شروع شد

روح‌الله خمینی نه «رهبر انقلاب»، که معمار نظام مرگ بود .

او بود که اعدام را «حکم خدا» کرد، دادگاه را تشریفات دانست، و جان انسان را در برابر «حفظ نظام» هیچ شمرد .

انتصاب صادق خلخالی ــ این جلاد رسمی ــ اعلام صریح جنگ با مفهوم عدالت بود. اعدام‌های فوری، بی‌دفاع، نمایشی و سادیستی، سیاست رسمی نظام شد .

کردستان با فرمان خمینی به خون کشیده شد .

ترکمن‌صحرا با دستور مستقیم سرکوب شد .

این‌ها «خطا» نبود؛ دکترین بود .

دهه‌ی شصت: خامنه‌ای، رئیسی، پورمحمدی؛ امضاکنندگان مرگ

قتل‌عام ۱۳۶۷ بدون نام‌ها بی‌معناست :

ابراهیم رئیسی، مصطفی پورمحمدی، حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی؛

هیأت مرگی که هزاران زندانی سیاسی را ــ کسانی که حکم داشتند، دوران محکومیت‌شان رو به پایان بود ــ به قتل رساند .

علی خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت، شریک قدرت و شریک سکوت بود؛ سکوتی که همدستی است. او بعدتر ولی‌فقیه شد تا این منطق را دائمی کند :

قدرت بالاتر از جان انسان است .

جنگ: خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی و تجارت خون

ادامه‌ی جنگ پس از فتح خرمشهر تصمیم بود، نه اجبار .

خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی و کل ساختار ولایت، جنگ را نگه داشتند چون جنازه تولید می‌کرد و جنازه، مشروعیت می‌آورد .

مین‌گذاری، کودکان بسیجی، موج انسانی؛ این‌ها جنایت جنگی‌اند، نه ایثار.

دوران «سازندگی» و «اصلاحات»؟ سرکوب فقط شیک‌تر شد

قتل‌های زنجیره‌ای با نام‌های مشخص انجام شد:

سعید امامی، وزارت اطلاعات، امضای مستقیم حاکمیت .

هیچ‌کس محاکمه نشد، چون سیستم، خودش قاتل بود .

خامنه‌ایِ مطلقه: شلیک برای کشتن

در اعتراضات ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱، دستور از بالا آمد .

آبان ۹۸ نقطه‌ی بدون بازگشت بود :

علی خامنه‌ای گفت «من پشت نیروها هستم» و صدها نفر در چند روز کشته شدند .

اسم‌ها روشن‌اند :

سپاه پاسداران، بسیج، نیروی انتظامی، قرارگاه ثارالله .

این‌ها «نیروهای امنیتی» نیستند؛ یگان‌های سرکوب داخلی‌اند .

سوریه، یمن، عراق؛ قاسم سلیمانی و صدور مرگ

قاسم سلیمانی قهرمان نبود؛ فرمانده پروژه‌ی منطقه‌ای کشتار بود .

با دستور مستقیم خامنه‌ای، ایران را وارد جنگ‌هایی کرد که هیچ ربطی به منافع مردم نداشت. هزاران ایرانی کشته شدند تا بشار اسد بماند .

این سیاست ادامه دارد؛ با همان منطق: جان ارزان، ایدئولوژی گران .

هواپیمای اوکراینی: جنایت + دروغ = ماهیت نظام

شلیک با دستور سپاه

دروغ با دستور حاکمیت

تهدید خانواده‌ها با دستور امنیتی

این پرونده، خلاصه‌ی جمهوری اسلامی است .

حالا دوباره به سرود برگردیم

ایران ایران ایران امروز دیگر سرود نیست؛ گزارش جرم است .

هر بار که پخش می‌شود، باید تصویر گورهای بی‌نام، مادران دادخواه، و نام آمران کشتار کنارش باشد .

این نظام نه اصلاح‌پذیر است، نه خطاپذیر، نه قابل بخشش .

.

جمهوری اسلامی با نام‌های مشخص ساخته شد، با نام‌های مشخص کشت، و با همان نام‌ها باید در تاریخ ثبت شود :

به‌عنوان نظامی که ایران را به قبرستان تبدیل کرد .

و این سرود، اگر هنوز زنده است،

برای این است که یادمان نرود

چه کسانی

و با چه نامی

این‌همه خون را ریختند.

فوریه ۲۰۲۶

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی