
مصاحبهی خانم فرناز قاضیزاده با لیلا حسینزاده، «دخترک ستم دیده از زندانِ حکومت زشتکردار ج. ا» در تلوزیون بیبیسی به تاریخ دهم ژانویه – بیست و شش، نظرم را جلب کرد. در حقیقت، جدلی بود میان دو دیدگاه متفاوت! اینک چند نکتهی اضافه در جواب سوالات!
«ابتدا خلاصهی محتوای سوالات ایشان».
-اولین پرسش خانم قاضیزاده :«این نوع حضور عمومی از طریق فرانخوان چهرههای سیاسی را چطور تحلیل می کنید»!؟
سوالِ خانم قاضیزاده جانبدارانه و به دور از موقعیت کاری اوست! ایشان در مقام خبرنگار، اعتراض و حضور مردم در خیابان را درون یک کیسه، تقدیم آقای پهلوی کردند! چنین رفتاری دور از شان خبرنگاریست! هر چند «لیلا» منظور ایشان را درک کرد و با دقت و جسارت مثال زدنی، تناقض «پرسش» را برجسته کرد و گفت: «اول اینکه اعتراضات دوازده روز هست … ! در حالیکه فراخوان پهلوی دو روزه …»! لیلا با فراخ نظری و با به رسمیت شناختن «سلطنت طلبی» به عنوان یک نحلهی فکری، روال طبیعی و رو به گسترش اعتراضات را با نمونهی آبان نود و هشت، تشریح کرد. سپس با سرزنش انحصار طلبی آقای «پهلوی»، ترید بخشی از جامعه در پیوستن به اعتراضات را، زیان آور خواند! جواب به قدر کافی رسا بود!
سوال دوم خانم فرناز: «آیا فرق عمدهای می بینید در اتفاقات که ظرف این دو هفته اخیر شاهد بودیم»؟ جوابِ لیلا هوشمندانه بود با شرحی از موج سواری آقای پهلوی. او ضمن تاکید چندین مرتبه بر تکثرگرایی جامعهی ایران، پرسید: چرا آقای پهلوی تلاش می کند آنرا «تکثرگرائی» به یک تک قدرتی تقریر کند؟ هر چند خانم قاضیزاده باز هم تلاش کرد در برجستهسازی از موقعیت ویژهی «پهلوی» بی توجه از پرسش مخاطب!
سوال سوم فرناز خانم: «برخی می گن – ما نیاز داریم به یک چهرهی محوری …! می گن! بخش عمده – بخش خاکستری – مسئلهی آوردن بخش خاکستری … ! الان شاهزاده به عنوان یک چهرهی «شاخص» آمده در آن جایگاه قرار گرفته! پاسخ به آنها چیه»!؟
دخترک جسور و شجاع «لیلا» در اندک فرصت، جواب درخور به پرسشگر داد. و اما چند نکتهی اضافه:
ابتدا بنگریم به توصیف یک کارشناس اسرائیل از چهرهی «شاخص» خانم قاضیزاده «پهلوی» در مصاحبه با آقای کسری ناجی!
{ناجی – در مورد اپوزیسیون، در چه شرایطی هستند؟ آیا می توانند رژیم را جدا به خطر بیندازند …؟
دنی – فکر می کنم مشکلات زیادی دارد. اول از همه، شما یک رهبر مشخص نمی بینید. متاسفانه فکر می کنم پهلوی که خارج از ایران نشسته، رهبر طبیعی این جنبش نیست.
ناجی – در زمان انقلاب هم … آیت الله خمینی عمدا در خارج از ایران … بودند!
دنی – قبول دارم. اما تفاوت بین پنجاه و هفت با وضعیت فعلی پهلوی توی اینه، خمینی توانائی کنترل پیرواناشرو در داخل کشور داشت. من حمایت گسترده از سلطنت در ایران نمی بینم. بنابراین یک خلع وجود دارد. اما او نمی تونه واقعا ازش استفاده کنه!
ناجی – افراد زیادی داخل ایران، خواستار برگشتن او هستند حتی امروز ..!
دنی – فکر می کنم بسیاری از کسانی که چنین شعارهایی می دهند، این کاررو بیشتر برای به چالش کشیدن رژیم انجام می دهند. چون اپوزیسیون دیگهای وجود نداره. من فکر می کنم اکثریت ایرانیان نخواهند یک دیکتاتوری سقوط کنه و بعد یک دیکتاتوری دیگهای جاشرو بگیره!}. مصاحبهی کسری ناجی با سیترینوویچ – دنی – تحلیل گر سابق ارتش اسرائیل – برنامه شصت دقیقه.
علت یاد آوری از مصاحبه آقایان ناجی – دنی: نداشتن جنم و ویژگی خاص و رفتار دیکتاتوری «آقای پهلوی» از منظر یک کارشناس اسرائیلی! “کشوری” که آقای پهلوی با شکستن قبح بیگانهپرستی، پرچم آنرا بدست هواداناش سپرد تا همراه پرچم ملی ایران به اهتراض درآورند!
و اما چند پرسش از خانم قاضیزاده: الف – آقای «پهلوی» با چه ویژگی در مقام چهرهی «شاخص» جای می گیرند!؟ ب – چه کسانی (مردم) ایشان را بر چنین جایگاهی منسوب کردهاند؟ پ – ایشان چهرهی «شاخص» کل جامعهی ایران هستند یا هواداران خود؟ اگر از جانب هواداران خود به چنان مقامی برکشیده شدهاند، چه حقی دارند از جانب کل جامعهی ایران سخن بگویند؟
سوالات بیش از چند مورد بالاست. اما سوال از شخص خانم قاضیزاده که سابقهی کار در روزنامههای اصلاح طلب دارند و هکذا مشغول در بیبیسی: آیا شما در هر یک از بنگاههای خبری که کار کردید، تست گزینشی دادید یا نه؟ اگر برای کار در یک بنگاه خبری، تست و گزینش نیاز است، چرا برای چهرهی «شاخص» و «رهنما»ئی یک موقعیت خطیر در جامعه، ایشان از تست دادن سر باز می زنند؟ آیا تنها دلیل، بدنیا آمدن ایشان در یک خانوادهی برتر از دیگران است!؟ اگر چنین باشد که «هست»، وای به حال جامعهای با چنین رهبر برتری طلب! اگر ایشان از هوش و استعداد حداقلی هم برخوردار نباشند، باز چهرهی «شاخص» نامیده می شوند! با همهی عیوب! چون در خانوادهای خاص بدنیا آمدهاند! آیا سزاوار است فردی کم حافظه و کم هوش و کم استعداد بر بسیارانی حکم براند با هوش زیاد و استعداد بالا ووو؟ عاقبت چنین جامعه به کجا خواهد کشید؟ آیا باید بدین تفکر سخیف تن داد؟ آیا به حسن خمینی و مجتبی خامنهای، باید حق چنین موقعیتی قائل شد!؟
سوال چهارم: «با توجه به زندان بودن افراد شاخص، آیا فکر نمی کنید که زمان آن رسیده بهر حال از این مرحله بشه یک جوری عبور کرد – بعد از اینکه بلاخره جمهوری اسلامی به نوعی دچار تحول – دچار تغییر – هر اتفاقی که بعدا افتاد – آن وقت برسیم سر اینکه باید به دموکراسی چطو رسید»!؟
نخست – فهم من از دموکراسی: همگرائی بیش از نصف افراد جامعه «اکثریت» بر محور فکر – راهبرد – مانیفست، جهت اجرای مقررات «قانون» یک جامعه، با شرط مراعات حقوق بقیهی افراد «اقلیت» که بدان فکر و اندیشه ناباور هستند. با این تعریف باید که اقلیتی به راهحل اکثریت اعتماد کند با شرط حفظ حق نقد برنامهی اکثریت!
حال باید پرسید: – آیا فکر و باور آقای «پهلوی» در کل جامعهی ایران، سنجیده شده؟ همه یقین دارند که اکثریتِ جامعه، نظر مساعد بر آن دارند؟ می دانیم که چنین نبوده و نیست. پس اگر هنوز هیچ نحلهی فکری از «اکثریت» برخوردار نیست و اعتماد هم فعل «پسندیده»، چرا آقای پهلوی به دیگران اعتماد نمی کند؟ – فرض بر محال! اکثریت جامعه آقای پهلوی را قبول دارند!! آیا ایشان با حواریون خود، به حقوق اقلیت با تعریف «دموکراسی» باور دارند؟ در صورتی که جواب، “نه” باشد، پس بجاست مقابله با او! اگر آری! باز باید پرسید: چرا هوادران ایشان، داعشوار به دیگران هجوم می برند؟ یکی از سرداران رشید ایشان، در فاصلهی بعید از قدرت، مادر همهی رقبا را به گروگان می گیرد! تا هدیهی “مرد هفته” دریافت کند از فرستلیدی آینده! (البته تکلیف ما که مادر نداریم، هنوز مشخص نیست)!
خانم قاضیزاده در میانهی بحث و جدل، سخن از برنامه و دفترچه اضطرار آقای پهلوی کردند! خانم، کجای آن دفترچه، حقوق جامعه را محترم شمرده!؟ گویی آقای محمد تقی مصباح یزدی، تئوری«مردم چه کاره هستند … به کسی حق بدهند» را برای پادشاه خواهان با عنوان «سایه خدا بر زمین» و اسلامیون با عنوان «نمایندهی خدا بر زمین» تدوین کرده است! لاجرم افرادی که از این دو نحلهی فکری به دور هستند، چارهای جز سپردن «سینه» به سرب داغ، یا «سر» به دار، ندارند! سزاوار است چنین بودن!؟
خانم قاضیزاده اشاره می کنند: (بدلیل زندان بودن افراد «شاخص»، بهتر که آقای پهلوی محور شوند و…)!! عجبا! اولا – چرا بر یک برنامه توافق نشود تا یک فرد؟ تا کی مردم را صغیر فرض کردن و قهرمان صدا زدن؟ دوما – اگر نیاز بر صدا کردن فردی هست، چرا عنصر «مذکر»!؟ و نه از میان زنان و دختران قوی همت؟ کم هستند زنان و دختران قویدلِ کارآزموده در دل بحرانها؟ نمونه: نرگس – نسرین – صدیقه – لیلا – سپده ووو! همین خانم پرستو فروهر! او در میان خون و اشک، حتی بر قاتلان پدر و مادرش، کلامی ناسزا بر زبان نراند. سالهاست با همت قوی و با ارادهای پولادین مسیر دادخواهی را دنبال می کند. خانم قاضیزاده، آیا سابقهی احضار به وزارت اطلاعات یا ادارهی اماکن دارید؟ تجربهی بسیار تلخ و تباهیست! خوف انگیز است! آدمی با همهی وجود هراسان می شود! پرستو فرهر، سالهاست با آن مکانهای هراسانگیز آشناست و توانا در کنترل صحنههای هولانگیز! یاد دارم روز جنایت را! روزی که پیکر کارداجین شدهی داریوش فرهر و پروانهی اسکندری بر دوش جمعیت خشمگین از چهارراه هدایت، به سمت بهارستان در حرکت بود و بسیاری از مامورین هراس آور، دنبال بهانه! صحنه، نیازمند فردی با تجربه بود تا تدبیر کند آن همه خشم و ترس و هراس را توامان! و پرستو همان بود! آیا آقای «پهلوی» کمترین تجربهی این چنینی دارد؟ خانم، لطفا صدا نزنید «مردی» در لباس “آِیت الله” یا “شاه” جهت ادامهی جنایات؟ روا نیست این همه بی رحمی بر مادران و خواهران!
سوال پنجم: «گروههای دموکراسی خواه چه کنند»؟ – بهترین راهحل تدوین برنامهایست با در نظر گرفتن حقوق احاد جامعه بدون برتری دادن به فردی با عنوان چهرهی «شاخص»! سپس انتخاب فرد یا افرادی جهت سخنگوئی برنامه! (هر چند دشوار ولی عملیست).
شش: خانم قاضیزاده از پاسخ “لیلا” تناقض می گیرد که: «صحبتهایت آیا تناقض ندارد؟ … ! چون چهره همین طور ساخته می شود. شما رفتید زندان و برگشتید – چهره شدید! در حالیکه یک شخصی مثل رضا پهلوی پنجاه ساله که او داره در این حوزه به عنوان اولین مبارز علیه جمهوری اسلامی خودش رو معرفی می کنه»!!
کلمهای نیافتم درخور پاسخ خانم فرناز! خواستم ایشان را برای داشتن تنها اندکی انصاف فرا خوانم! یاد آوردم، جفاست در مورد کلمهی «انصاف». خانم، آنانی که نه تنها از فردای بیست – دو بهمن، حتی قبل از آن تاریخ، مورد هجوم حزب اللهیها قرار می گرفتند با بهانهی غیر حزب الله و چپ ووو، شما و هزاران هزار کجا بودید؟ آقای پهلوی کجا بودند؟ زمانی که پیروی امام رسم بود و نان گرم تنور، خیل عظیمی از جوانان (دختر – پسر) در قبرها و تباهخانهها، «مرگ» را زندگی می کردند! الان هم با فرمایش حواریون و بانوی آقای پهلوی، وعدهی مرگ را منتظرند! ولی آقای پهلوی اولین مبارز علیه …! به حرمت ادب، سکوت کنم!
هفت: «ولی شعارهای مردمی هم هست. الان می بینیم شعار می دهند در حمایت از ایشان! آنرا چطور می بینی»؟
یک: آیا شعار با نام ایشان از زبان اکثریت جامعه است؟ با کدام سنجش؟ دو: آیا شعار اکثریت، معنای «درستی» مسیر را می نمایاند؟ اگر آری! چرا به آیت الله خمینی که اکثریت جامعه با او بود ایراد می گیرند با نام «پنجاه و هفتی»؟ اگر اکثریت، معنای «حقیقت» دارد، چرا ایشان به عنوان اولین فرد! مقابل آن ایستاد و مبارزه کرد و حالا افتخار می کند؟ سه – اگر اکثریت، محور حقیقت مطلق است، هیتلر و افرادی چون او، نیک نام تاریخاند!؟
هشت: خانم فرناز به لیلا اعتراض می کند که: «داعش را با رضا پهلوی نمیشه مقایسه کرد»!! خانم – مرگ را برای مخالفین آقای پهلوی تقاضا کردن، ایراد ندارد!؟ اما ایشان را با همهی تمامیت خواهی، با تمامیت خواه بدنام دیگری مقایسه کردن، ممنوع است!؟ مادر رقبای آقای پهلوی را گروگان گرفتن، ایراد ندارد!؟ ولی بر چهره «شاخص» ایشان غیر نیکی رنگ زدن، گناه!؟
نُه: «جنبش اسم او را می برد. جواب او را چه می دهید»؟ به اندازهی کافی، پاسخ داده شده.
ده: «سوال من این است آن گروههای متنوع باید چه بکنند؟ در این مقطع آن گروههای متنوع چه کنند؟ باید با پهلوی اعتلاف بکنند؟ برند مقابلش بایستند؟ چه کاری بکنند؟ وقتی شرایط – شرایط امروز ایرانه»!؟
البته خود خانم قاضیزاده در اولین پرسش با چسباندن کلمهی «شاخص» بر چهرهی پهلوی، راه حل اپوزیسیون واگرا، به هم گرا را زیر سایهی آن بزرگوار نشان داده تا «شاخصهی» چهرهی ایشان هر چه بیشتر برجسته شود که اولین مبارز پنجاه ساله علیه حکومت جمهوری اسلامی هستند!! خُب. حالا چند سوال از ایشان: خانم، بر سر دو راهی هستیم، عکس کدام بزرگوار – کدام قهرمان را برای بیعت دست بگیریم؟ نتانیاهو؟ شازده؟ ترامپ؟ اصلا چه کسی را برای رهایی باید صدا بزنیم؟ راستی در مورد پرچم چطور؟ کدام پرچم را به اهتراز در آوریم؟ ایران؟ اسرائیل؟
گویا آقای پهلوی دو اشتباه فاحش تاریخی را یکجا تصحیح فرمودند! نخست اینکه هر کشوری فقط یک پرچم ندارد! مورد دوم، ضرورت ندارد قهرمان یا مبارز، از درون جامعه و کشور باشد! ظاهرا آقای پهلوی اولین بودند در انکار چنین افکار عقب مانده! در عوض اثبات کردند هر کسی در جهان با من و ما «ایشان» باشد – نشان و پرچم او، ما «ایشان» را نشان و پرچم است! البته با تذکر اینکه؛ چنین نظر و تئوری تنها در مورد ایشان صادق است! چرا که مجاهدین خلق با رفتن به کشور عراق، حتی بدون بلند کردن پرچم آن کشور و بدون قهرمان نامیدن «صدام» به عنوان مرد رهایی بخش، مرتد و منفور شدند و هستند!! چون آنان زادهی خانوادهی «شاخص» نبودند!
سخن پایانی در قدردانی از مسئولیت پذیری! آقای پهلوی:
کوهنوردی، ورزش سالم و فرحبخشیست! کلوپ کوهنوردی مقرراتی دارد! کسی که اعلام برنامه کند: باید مسئولیت پذیر – آزموده و با تجربه – بلد آموزشهای کوهنوردی – داشتن اطلاعات کافی از مسیر اعلام شده، را داشته باشد. پس از اعلام برنامه، عدهای ثبت نام می کنند! در مسیر صعود، اعضای گروه موظف به رعایت راهنماییهای راهبان خود هستند! پس از برگشت از برنامه، رهبر گروه باید گزارش بدهد. سپس اعضای گروه ابراز نظر می کنند. اگر گروه با خطری مواجه شده و یا مشکل دیگری رُخ داده باشد، رهبر گروه موظف به توضیح و توجیه است تا تجربهی برنامه برای دیگران در کلوپ ثبت شود.
حال با الگوی مقررات کلوپ کوهنوردی، نگاهی به اولین تجربهی آقای پهلوی در فراخواناش، داشته باشیم، چه چیزی خواهیم یافت:
*دیر هنگام وارد عرصه «میدان» شد. حدودا پس از ده روز گذشته از اعتراضات، فراخوان داد. * ناشیانه و در میدانی که خصم او «ح. ج. ا» تدارک دیده بود، عملیات کرد. (همانند اشتباه مجاهدین خلق در سی خرداد سال شصت). * ناشیانه و بر خلاف ضربالمثل آذری (قونشویا اومود باغلیان، شام سیز قالار) به قول یک «سوداگر» اعتماد کرد. حتی تجربهی پدرش به وقت «انقلاب را نادیده گرفت که امریکا پشت او “شاه” خالی کرد و ژنرال هایزر بی خبر با سران … دیدار..»! عیان است که آقای پهلوی بی تجربه است و از عبرتِ تاریخ، بی خبر! به همین علت صحبتهای ترامپ را به هوادارناش منتقل و امید واهی ایجاد کرد! * توان شکست نداشت و مسئولیت نپذیرفت. بنگریم مصاحبهی ایشان را با سیبیاس:
«نورا او دانل – آیا این عقلانی هست که شما شهروندان ایرانی را به آغوش مرگ بفرستید؟
پهلوی: چنانچه گفتم این جنگ است و جنگ تلفات دارد! ….من از آنها نخواستم بیایند خیابان!! … بعضی رهبران جدی هستند که می فهمند که برای این پیروزی چه کارهائی لازم است انجام بدهند و به این نیاز جواب می دهند و من فکر می کنم که پرزیدنت ترامپ نیز به همین امر جواب می دهند»!
م. دانش




5 پاسخ
سخنرانی درخشان لیلا حسینزاده در تظاهرات ایرانیان در پاریس ۱۷ ژانویه ۲۷ دی
https://www.youtube.com/watch?v=3ncGs2UV4_w
او با اشاره به اینکه مردم ایران بیش از همیشه به همدلی و همیاری بینالمللی نیاز دارند اکنون در این شرایط تنها ماندهاند، گفت: ترامپ که از آن سوی دنیا برای معترضان ایرانی پیام حمایت میفرستاد و کشتارشان را برای رژیم ایران با اسم رمز مداخله خارجی آسان میکرد حالا کشته شدگان را همصدا با رژیم ایران به کار مسلحانه متهم و از خامنهای قاتل و جنایتکار بدلیل اینکه بیشتر از چندهزار نکشته تشکر میکند!
او در ادامه با انتقاد از اپوزیسیون وابسته به اسرائیل و چپ محور مقاومتی گفت: اپوزیسوین وابسته به اسرائیل معترضان را به اسرائیل وصل میکنند و کشتار و سرکوب آنان را برای رژیم با اسم رمز عامل دشمن ساده میکنند و پسر شاه سابق، این تفرقهافکن بین معترضان، به کشته شدگان نام تلفات میدهد و چپ محور مقاومتی برای کشتار معترضان به نام عامل موساد هورا میکشد.
لیلا حسینزاده یکی از نمایندگان هزاران جوان آگاه از نسل کنونی است که صدای رسای مردم داخل کشور است.
او در مصاحبه با یکی از تلویزیونهای سازمانهای سیاسی چپ ۲ شعار دانشجویان دانشگاه تهران در سال ۹۶ را بیان و دو باره خاطر نشان کرد:
اصلاح طلب – اصولگرا دیگه تمامه ماجرا
نه شاه میخاییم- نه ملا فقط قدرت شورا
بازنشسته ها و سایر مزدبگیران شعار دانشجویان را تکرار میکنند.
اصلاح طلب – اصولگرا دشمن بازنشسته ها
اصلاح طلب – اصولگرا بیچاره کردین ما ها را
هزاران درود بر رزمشان
توضیح و بررسی خیلی خوبی است٬ ولی صدا زدن یک خانم مبارز وجسور همچون لیلا حسین زاده را دخترک خواندن٬اگرچه منضور نویسنده از روی محبت باشد٬ که هست٬ کاملأ نادرست است.
درود بر م. دانش عزیز، من از تحلیل و دیدگاه شما بهره گرفتم. سپاس از شما، اما همانطور که یکی از دوستان اشاره کرده، بکار گرفتن لفظ « دخترک» برای لیلا حسین زاده، با هر نیتی که باشد، تخفیف کردن یک جوان شجاع فعال اجتماعی است.
من این کامنت را علیرغم شباهتش در نقد یک دوست دیگر تکرار کردم که بر اهمیت کرامت انسانها و بویژه این جوانان فرهیخته و شجاع تاکید کرده باشم. پایدار باشید.
من بعد از خواندن نقد شما رفتم و مصاحبه خانم حسین زاده، این بزرگ زن و دلیر زن را گوش کردم. شما در نقدتان طرف خطاب خانم قاضیزاده و سئوالات ایشان بود. به نظرم از زاویه دیگر اگر به این مصاحبه و طرح سوال نگاه کنیم متوجه میشویم که در لوای این گفتگو، یک مانیفست و یک ایدیولوژی ناب علیه جریانات تمامیت خواه توسط لیلا خانم قرائت شد. این نقطه نظر و دیدگاه در جایی مانند بیبی سی با این مخاطب وسیع بنظرم بسیار مغتنم و عالی بود. اگر از این منظر به این مصاحبه نگاه کنیم باید بگوییم که خانم فرناز یا تهیهکننده برنامه و یا بی بی سی فارسی بسیار زیرکانه این برنامه را تدارک دید. ضمن اینکه با نظرات شما هم کاملا موافقم. مهرافزون