یادداشتى کوتاه در ارتباط با مقاله “حزب هزار دستان” به قلم آقاى على ملیحى – بیژن پوربهنام 

یادداشتى کوتاه در ارتباط با مقاله “حزب هزار دستان” به قلم آقاى على ملیحى عضو هییت تحریریه ماهنامه “اندیشه پویا”، شماره ۹۷، سال چهاردهم، مرداد و شهریور ۱۴۰۴.
بیژن پوربهنام 

توضیح: این مقاله در پاسخ به مقاله فوق برای ماهنامه «اندیشه پویا» ارسال شد و بعد از چند بار نامه‌نگاری پاسخ رسید هرگز در «اندیشه پویا» منتشر نخواهد شد.

با عرض سلام و ادب خدمت جناب آقاى على ملیحى،

محترما به اطلاع میرسانم :

در سال‌هاى اخیر در ارتباط با وقایع سالهاى ۶۲-۱۳۶۱ که منجر به دستگیرى رهبران حزب توده ایران و مصاحبه‌هاى تلویزیونى آن سال‌ها شد، هم در داخل کشور و هم در خارج، مطالب بسیارى از زوایاى مختلف در درستى و یا نادرستى فعالیت‌هاى حزب توده ایران و درباره این حزب منتشر شده است، ولى از اینجایی که ممکنست برخى از محتواى مطالبى که در این مقاله “حزب هزار دستان” در ارتباط با ناخدا بهرام افضلى فرمانده سابق نیروى دریایى ایران در زمان جنگ ایران و عراق را باور کنند؛ ذکر چند نکته بصورت فشرده لازمست بیان شود و طبق قانون مطبوعات و باور به ارزش‌هاى اخلاقى و انسانى در فرهنگ روزنامه‌نگارى و اطلاع‌رسانى‌، حق اینست که مخاطبان و علاقه مندان نشریه شما با حقایقى غیر‌قابل‌انکار از زندگى ناخدا افضلى آشنا شوند که تا بحال در مطبوعات داخل کشور به آن پرداخته نشده است. 

۱- در مقاله “حزب هزار دستان”

در صفحه ۸۳ چنین ادعا میشود:-

“تمام اخبار محرمانه کشور در امور نظامى از طریق ناخدا افضلى در اختیار حزب قرار می‌گرفت و به گفته کیانورى اطلاعاتى که ناخدا افضلى به حزب می‌داد مهم‌ترین و با ارزش‌ترین خبرها بود”. (پایان نقل قول). 

اندیشه پویا یک نشریه است. آرشیو اسناد نیست. وقتى نشریه‌اى می‌نویسد “تمام اخبار محرمانه کشور در امور نظامى از طریق ناخدا افضلى در اختیار حزب قرار می‌گرفت”، کمترین انتظار اینست معلوم کند که منبع خبر خود را مشخص کند. اگر هم منبع خبر یا سند مربوطه، سرى است، نشریه به لحاظ حرفه‌اى و تعهد به بیان حقیقت‌، موظف است بنویسد که از ذکر نام منبع بدلایل امنیتى معذور است. ممکن است اندیشه پویا بدون اشاره به منبع تصمیم گرفته، چنین اتهامى را به دریادار افضلى بزند. در این‌صورت اندیشه پویا خود را در سطح بدنام‌ترین بازجوهاى پرونده‌ساز ساواک و وزارت اطلاعات تنزل داده است.

نکته دیگر اینکه اولاً استناد و تهمت به کسى که دیگر در قید حیات نیست کارى زشت‌تر و زبونانه‌تر از دروغ‌گویى در حق کسى است که امکان دفاع از خود را دارد‌.

ثانیا اگر به دفاعیات ناخدا افضلى در دادگاه نظامى توجه کنیم او چنین می‌گوید:

• “نسبت به وقایع درون حزب، مرکزیت و نیز گذشته آن کاملا بى‌اطلاع بودم و صرفا هدف من از ارائه اطلاعات سیاسى به حزب در اختیار گذاشتن داده‌ها و اطلاعات صحیح به منظور کمک به یک تحلیل سیاسى درست و صحیح و اشتباه مجاهدین را مرتکب نشدن در آن شرایط و حوادث بغرنج و پیچیده انقلاب بود”.

• هدف من فقط خدمت بود و فکر می‌کردم که از این طریق می‌توانم به مملکتم، به انقلاب و به مردم ایران خدمت کنم”.

• “مطالب ارائه شده در جلسات، مسائل سیاسى بوده و جنبه کلى و تحلیلى داشته است و ناخدا افضلى در پاسخ به سئوالات مکرر رئیس دادگاه میگوید “حاج آقا من انچه را که در پرونده نوشته‌ام و امضا کرده‌ام را قبول دارم”.

تا امروز نه مقامات امنیتى و اطلاعاتى کشور و نه نویسندگان کتاب “سایه سرخ” و نه قلمزنان نشریه اندیشه پویا هیچ‌کدام حتى به یک مورد هم اشاره نکرده‌اند که کدام اطلاعات سرى نظامى کشور توسط حزب توده “‌لو‌” رفته است؟

سازمان مجاهدین خلق بارها اذعان کرده که با ارتش عراق در حمله به ایران “همکارى” داشته و ان‌ها همچنین در سال ۲۰۰۳ به اطلاعات سرى اتمى کشور از راه جاسوسى دسترسى پیدا کرده و انها را “لو” دادند ؛ در حالی‌که مطلقا هیچ گزارشى وجود ندارد که اطلاعات سرى نظامى کشور توسط حزب توده “لو‌” رفته باشد. 

۲- در شماره ۳۸ نشریه اندیشه پویا، مهر و آبان ۱۳۹۵ در گفتگو با مهدى پرتوى مسئول تشکیلات مخفى حزب توده ایران در صفحه ۸۴ در ستون دوم و سوم همین صفحه از زبان پرتوى چنین میخوانیم:

“شوروى‌ها بسیار علاقه‌مند بودند که اسناد موشک دریایى هارپون را بدست بیاورند، من این موضوع را به افضلى منتقل کردم، افضلى در مقام فرمانده نیروى دریایى طبیعتا در موقعیتى نبود که بتواند به سراغ اسناد تعمیراتى برود. او پیشنهاد جالبى داد که من به کیانورى منتقل کردم. افضلى گفت یکى از ناوچه‌هاى نیروى دریایى در ابتداى جنگ غرق و به موشک هارپون مجهز بوده است، افضلى مختصات جغرافیایى محل غرق شده این ناو را داد و گفت اگر شوروى‌ها هارپون را میخواهند بروند از زیر دریا بردارند (پایان نقل‌قول از پرتوى).

کاملا معلوم و مشخص است که بدلیل شرایط جنگى منطقه، چنین امکانى براى شوروی‌ها مهیا نبوده چرا که ناوچه پیکان در نزدیکى‌هاى سکوى البکر عراقی‌ها غرق شده بود که جزو منطقه ممنوعه جنگى و امکان چنین اکتشافى وجود نداشته و ثانیا همه متخصصین نظامى و دریایى بخوبى می‌دانند که ناخدا افضلى با دادن چنین پاسخى بدرخواست مهدى پرتوى، در واقع او را بدنبال نخود سیاه فرستاده است.

۳- ناخدا بهرام افضلى در سه سال اول جنگ فرمانده نیروى دریایى ایران بود. شهرت او، نبوغ و مدیریتى بود که در همان زمان کوتاه مسئولیتش او را نام آور کرد، به ویژه “عملیات مروارید” که در هفتم آذر ماه ۱۳۵۹ انجام شد و طى ان بخش عمده ناوگان نیروى دریایى عراق را نابود کرد و تا  آخر جنگ انرا از هر رویارویى نظامى جدى بازداشت.

۴- ناخدا بهرام افضلى در عملیات شکسته شدن حصر آبادان در مهر ۱۳۶۰ و همچنین در آزادسازى خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ که در تاریخ جنگ ایران و عراق دستاوردى برجسته است بعنوان فرمانده نیروى دریایى وقت، نقشى ارزنده و فراموش‌نشدنى از خود بجاى گذاشته است. 

۵- تلاش ناخدا افضلى در مورد پرداخت ۶۰ میلیارد دلار غرامت جنگى به ایران و خاتمه جنگ که در کتاب “عبور از بحران” آقاى هاشمى رفسنجانى در ۱۵ اسفند ۱۳۶۰ در صفحه ۵۰۰ قید شده است را آیا می‌توان فراموش کرد؟

۶- یکى دیگر از خدمات پرافتخار ناخدا بهرام افضلى، ایجاد دانشکده افسرى نیروى دریایى در نوشهر میباشد که در اسفند ۱۳۶۱ افتتاح شد.

۷- در شرایطى که میهن ما و از راس تا ذیل حکومت جمهورى اسلامى ایران زیر سیطره خوفناک جاسوسان اسراییل قرار دارد، از یک نشریه‌اى که مى‌کوشد سیماى میهن‌دوستى داشته باشد‌، انتظار نمی‌رود که مکرر در مکرر خادمان به میهن و مردم را در ردیف خائنان به کشور و مردم قرار دهد و کمک کند که جاسوسانى که آدرس محل اقامت اسماعیل هنیه، تا محل زندگى اصلى‌ترین فرماندهان سپاه، تا محل تشکیل جلسه شوراى عالى امنیت ملى را “لو” دادند آسوده‌تر بتوانند خیانت به کشور را ادامه دهند.

و نکته آخر اینکه 

۸- بعد از یورش به حزب توده ایران و دستگیرى رهبران این حزب در بهمن ۱۳۶۱، ناخدا افضلى در راس هیاتى در فروردین ۱۳۶۲ به لیبى و ایتالیا مسافرت کرد، سئوالى که درینجا مطرح می‌باشد اینست که چگونه فردى که می‌دانست که از همان روز اول دستگیرى رهبران حزب توده، آن‌ها به جاسوسى متهم شده اند، چرا به وطن خود باز مى‌گردد؟

آیا غیر از اینست که فقط یک انسان میهن‌دوست و شرافتمند می‌توانست به خود حق دهد که با سرى افراشته به میهن خود باز گردد.

“کارون ز فراق ناخدا گلگون شد /

گیتى ز سروش عشق او مجنون شد

دیدى که درین سراچه افسون بار /

آغاز سخن چه بود و پایان چون 

شد “.

با آرزوى سلامتى و موفقیت روز افزون شما .

با ارادت – بیژن پوربهنام

سه شنبه  ۱۸ شهریور ۱۴۰۴ برابر با 

نهم سپتامبر ۲۰۲۵

• براى اطلاعات بیشتر در مورد ناخدا بهرام افضلى مى توانید به وب سایت ایشان مراجعه کنید:

www.bahramafzali.info

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

2 پاسخ

  1. با درود فراوان به روان ناخدا افضلی, اما آنچه نویسنده از زبان پرتوی یاداوری نموده همانا فرصت طلبی حزب کمونیست شورویست از موقعیت خطیر ناخدا افضلی که در بحبه جنگ با عراق بجای کمک و کسب دستاورد هایی برای ناخدا افضلی و بالا بردن اعتبار مردمی و نظامی او در سلسله مراتب تصمیمگیری, او را در حد یک جاسوس مفت و مجانی و بی ارزش قلمداد کرده و جان و موقعیتش را به خطر میاندازد.

  2. در غریو مرغک دریا، باز پیامی است
    گلخند «ناوی انوشه»
    در دهان تو شکفت ناخدا
    بمان، بمان
    که فردا
    ما بهار را در آغوش می‌کشیم
    من می‌گریم و دریا
    همچنان

    موج بر موج می‌کوبد…

پاسخ دادن به نیک لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی