
گرچه کشور با فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای سازمان ملل و حتی خطر جنگی دیگر روبهروست که فشار مضاعفی بر زندگی مردم وارد میکند، اما خوشبختانه بخشی از نخبگان همچنان بر ضرورت گفتوگو درباره گذار از نظام کنونی و چشمانداز پسا جمهوری اسلامی تأکید دارند. این یادداشت در همدلی با چنین رویکردی نوشته شده است.
از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی، ایرانیان بارها به امید آزادی و عدالت برخاستند، اما یا با استبداد تازهای مواجه شدند یا در گرداب نزاعهای سیاسی فرساینده گرفتار آمدند. امروز نیز اپوزیسیون میان دو قطب جمهوریخواهی و سلطنتطلبی قفل شده است؛ نزاعی خستهکننده و بیپایان بر سر نام و شکل نظام آینده.
نوع دموکراسی مورد نظر بخش بزرگی از اپوزیسیون همان دموکراسی نمایندگی کلاسیک است؛ الگویی که تجربه نشان داده است در عمل به تمرکز قدرت و فاصله میان حاکمان و مردم میانجامد.
امروز در جهان دموکراسی نمایندگی در سراشیبی نزول قرار دارد و با بحران مشروعیت دست و پنجه نرم میکند. احزاب سنتی فرسوده شدهاند و شکاف میان آنها و جامعه افزایش یافته است.
در ایران هم اگر نظامی صرفاً متکی بر نمایندگی ـ چه جمهوری و چه سلطنت مشروطه ـ شکل بگیرد، بهاحتمال زیاد بسیار شکننده خواهد بود، زیرا ابزار اصلی آن یعنی احزاب فراگیر و پایدار اساساً وجود ندارند.
از سوی دیگر، دموکراسی مستقیم در مقیاس ملی دشوار و پرهزینه است. راه برونرفت، دموکراسی مشارکتی است: مدلی که تلفیقی از دمکراسی نمایندگی و دمکراسی مستقیم است. در این الگو، مردم تنها رأیدهندهای منفعل نیستند، بلکه همواره در تصمیمگیری حضور دارند و میتوانند مسئولان را بازخواست یا جایگزین کنند.
ایرانیان اما در طول تاریخ، چه در شکوه و چه در تراژدی، بارها مبتکر «اولینها» بودهاند. امپراتوری هخامنشی یکی از نخستین نظامهای سیاسی چندقومیتی جهان را بنا نهاد. انقلاب مشروطه، پیش از بسیاری از کشورهای آسیایی، قانون اساسی و پارلمان را به رسمیت شناخت. انقلاب اسلامی یکی از بزرگترین انقلابهای قرن بیستم بود که البته به استبداد دینی انجامید. و در نهایت، جنبش «زن، زندگی، آزادی» بار دیگر نشان داد که جامعه ایران همچنان توانایی زایش آرمانهای نو دارد.
سئوال این است: با چنین پیشینهای، چرا نتوانیم نخستین ملتی باشیم که نظامی متکی بر دموکراسی مشارکتی واقعی را به جهان عرضه کند؟
ایران میتواند تولیدکننده مدلی نوین در سیاست جهانی باشد. اما لازمه این کار آن است که حتی گذار از نظام کنونی نیز بهطور دموکراتیک و با مکانیزمهای مشارکتی انجام گیرد.
خوشبختانه ایران از پیش دارای نهادهای شورایی است. شوراهای شهر و روستا، هرچند امروز زیر سلطه حکومت و بدون اختیار واقعی عمل میکنند، اما مردم با آن آشنا هستند و این ساختار در ذهنیت عمومی نهادینه شده است. این تجربه نیمبند، مزیتی بزرگ برای آینده به شمار میرود. شوراها هرچند ناکارآمدند، اما با رهایی از کنترل دولت مرکزی میتوانند بهسرعت به ستونهای اصلی نظام مشارکتی بدل شوند.
شوراها ابزار دموکراسی مستقیم در سطح محدود و محلی هستند.
رفراندومها ابزار دموکراسی مستقیم در سطح ملی و کلان هستند.
و وقتی این دو ابزار در کنار دموکراسی نمایندگی (پارلمان و دولت پاسخگو) قرار بگیرند، همدیگه رو تکمیل میکنن و جامعه امکان رسیدن به دموکراسی مشارکتی را پیدا میکند.
دموکراسی مشارکتی نه از بالا، بلکه از ده، روستا، محله و شهر آغاز میشود. هر واحد محلی به شکل شورایی، دیجیتال و حضوری تصمیمگیری میکند و نمایندگان خود را به سطح بالاتر میفرستد. بدین ترتیب مشروعیت از پایین به بالا ساخته میشود، نه از بالا به پایین.
شوراها برای اجرای وظایف خود از کمیتهها در حوزههایی مانند آموزش، بهداشت یا کشاورزی استفاده میکنند. کمیتهها بازوی اجرایی شوراها هستند.
در سطح بالاتر، مجالس استانی یا منطقهای شکل میگیرند تا هماهنگی میان شوراهای محلی را بر عهده داشته باشند. و نهایتاً، این زنجیره به یک پارلمان مشارکتی ملی ختم میشود.
در چنین پارلمانی، نمایندگان، وزرا و حتی نخستوزیر همواره پاسخگو به شوراها و رأیدهندگاناند و در صورت ناکارآمدی بهسرعت و بدون بحران سیاسی جایگزین میشوند. با یک دموکراسی مشارکتی که هم از ابزارهای نوین دیجیتال بهره میگیرد و هم در سنت شورا ریشه دارد، میتوان قدرت را همواره در معرض بازخواست و جایگزینی سریع قرار داد.
اگر جامعه بتواند به سمت دموکراسی مشارکتی حرکت کند، نزاع قدیمی میان جمهوریخواهی و سلطنتطلبی نیز بیمعنا خواهد شد.
حتی میتوان هیچ پیشوندی بر نام کشور نگذاشت و تنها بر یک اصل تأکید کرد: ایران دموکراتیکِ مشارکتی
الگویی برای آزادی، عدالت و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش.







9 پاسخ
از عجایب دنیای ماست که مدعیان یافتن راه پاسخگو کردن حکومت ها خود پاسخگوی مطالبی که مینویسند هم نیستند. تو گویی این نوابغ عالم کسی را در حد و قواره خود نمیبینند که لایق پاسخ به آنان باشند. کسی که قادر به توجیه و توضیح نظرات خود در یک سایت چپ به خوانندگانش نیست چگونه میتواند چند ملیون ایرانی را به نظرات خود متقاعد کند. شاید هم در دنیای کنونی, سرمایه داری در امر نویسندگی نیز وارد شده و بنام چپ هم مطلب مینویسد و کسبی راه انداخته که ما از آن بیخبریم.
خواب دیدید خیر باشد. چندی کلمه سرایی با ادعای اولین باشیم ولی ملقمه ای از نظریات اوجالان و کمون هایش. آرزو بر جوانان عیب نیست. شما اول تکلیف این گذار از جمهوری اسلامی را مشخص کن که چطور باید باشد: با التماس برای رفراندوم ؟! یا بر پایه اتفاق و اتحاد در اپوزیسیون برای سرنگونی؟ و بعد از سرنگونی نحوه تعیین نظام چگونه باید باشد وقتی به قول خودتان حزب نداریم.
من در چه خیال ام و فلک در چه خیال! 🌻🙏
دنباله قبلی
پدران ما وقتی خواستند با استبداد شاهی مبارزه کنند با درکی درست از روند ها، ابتدا مهار منبع استبدادی قدرت و قانون پذیر کردن آنرا پی گرفتند آنهم توسط تشکیل مجلس شورای ملی ، در این روند مقدمه ذهن کار گروهی به شکل مدرنش پی ریزی شد
انهم در مجلس بشکل فراکسیون ها که بعدن دیدیم این رود بصورت حزب فراگیر و یا جبهه های گسترده نمود یافت که نشان از درک بخش وسیعی از مردم به کار گروهی و حزبی بود که این مردم تحقق اهداف خود را در کار گروهی می دیدند.
که متاسفانه آن حزب فراگیر که توده نام گرفته دچار کج اندیشی شد و جبهه بنام جبهه ملی با شکل گیری کودتایی بسمت فروپاشی رفت اما از دل آن حزب و جبهه تشکل های دیگری شکل گرفت و…
که در همان زمان بخش چوپان خواهان جامعه برای حذف نگرش کار جمعی چه کار جمعی حزبیش و چه کار جبهه ایش شمشیر را از رو بستند؛ اما خود مستبدین وقت چون متوجه شده اند نمی شود روحیه حزب خواهی و جبهه خواهی را حذف کنند بسمت ساختن تشکل های مصنوعی و دلقک گونه رفتند
اما
در جامعه چیزی که نیاز به پررنگ شدن دارد دمکراسی در مقابل هر نوع استبدادی است آنهم استبدادی که در جامعه ریشه چندین قرنی دارد آنهم استبداد از نوع شیخی و شاهی اش است که ظاهر جامعه از این دو عبور کرده است بهمین خاطر است که هر دو اینها بقا و روی کار آمدنشان را در وجود جنگ و درگیری می بینند که به کمک بیگانگان حاکم شوند و یا روی کار بمانند.
آقا مقیسه ای طرحی در نوشتارش آورده است که باید گفت
اینکه هنوز چیزی نشده، نه به داره نه به باره، آخرین مرحله از روند تجربه دمکراسی گری را بخواهیم و پیدا کنیم این گفته ها
هم اتلاف وقت است و هم طرح به طنزی می مانند.
اما گروهی جامعه ایران را برای پذیرش دمکراسی دست کم می گیرند که اینها در حقیقت می خواهند القا کنند ایران نیاز به یک چوپان دارد که آن چوپان هم می تواند شاه باشد و یا شیخ باشد که این چوپان خواهی هم توهین به ایرانی هاست هم بر ملا کننده نیت مطرح کننده آن.
اما درمورد روند مبارزاتی پدران ما دراین صد و چندساله کشور، تاریخ به ما می گویند
توهم “ایران نخستین نظام دموکراتیک مشارکتی جهان” مانند حکایت فردی فقیر و تحصیل نکرده است که میخواهد به وفور ثروت هم داشته باشد! ایران خیلی هنر کند باید از یک افتضاح و فاجعه دیگر شبیه ۵۷ جلوگیری کند و به شکل صلحآمیز بتواند به یک نظام مدنی متعادل دست یابد و لازم نیست در جهان اول شود. چنین رویای اولین و یا بهترین برای ایران همانا شایسته ناسیونالیست های معتقد به ژن خوب ایرانی است. ناسیونالیسم افراطی این چنین مرز بین چپ و راست سلطنت را خدوش میکند.
مطمئنی “امروز نیز اپوزیسیون میان دو قطب جمهوریخواهی و سلطنتطلبی قفل شده است” این را از کجا کشف کردی؟؟
پس همان بهتر که جمهوریخواهان سلطنت طلب برای ایران آینده یعنی همان گردانندگان همایش مونیخ و مدعوین و بندگان و “چپ” نادم و “چپ” خط امامی و اصلاح طلب رانده از حکومت و مانده در حکومت و ملی-مذهبی و گنجی و اشکوری و سروش و محققی کشور را بچرخانند و
چپ اجتماعی که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند، مانند کارگر و مزدبگیر و پرستار و معلم و نویسنده و راننده و بازنشسته…..هم بروند غازشان را بچرانند ….
با تشکر از توضیح شما، منتهی نفرمودید که این نظام چه فرقی با نظام شورایی شوروی خواهد داشت و اگر متفاوت آست آیا همان ابهامات حکومت الله و اسلامی و بی طبقه توحیدی را در خود ندارد؟ آیا فکر نمیکنید برای جامعه کنونی ایران که هیچ آشنایی و تمرین دمکراسی نداشته نوآوری و ابتکار کمی زود باشد؟ کشوری که قادر به ساختن دوچرخه نیست و زیربنای ساختن تایر و سر فنتیل دوچرخه را هم ندارد که نمیتواند بجای مونتاژ اتومبیل صحبت از نو آوری در ساختن اتومبیلی از خود کند که از همه اتومبیل های ساخته شد در جهان بهتر باشد. اتومبیل هایی که امروزه در سطح جهانی اعتبار کسب کرده اند تاریخ پر هزینه ای داشته اند. هر بخش آن, از تایر گرفته تا ترمز و کمربند و صندلی سرنشینان پس از بررسی تصادفات و کشته دادن ها کم کم اصلاح شده و به اینجا رسیده. حال شما خیال دارید اتومبیلی بسازید و تمام آن مراحل خطرناک را با جان مردم طی کنید چون دیگر اتومبیل ها بی ایراد نیستند؟ بهترین راه، الگو برداری از بهترین دمکراسی موجود است و اصلاح آن در آینده.
نظام دموکراتیک مشارکتی تنها وقتی میتواند در برابر هجوم مستمر راست استحکام داشته باشد که تقسیم عادلانه ثروت و عدالت اجتماعی پایدار و مداوم از ارکان اصلی آن نظام دموکراتیک باشد