اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ وکمونیست: پیروزی کارگران فولاد، تجربه‌ای برای تقویت سازمانیابی سراسری!

مبارزه نزدیک به سه‌ هفته‌ ای کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اهواز بار دیگر نشان داد که در برابر دولت اسلامی سرمایه و سرمایه ‌داران پشت آن، هیچ راهی جز مبارزه متحد و خیابانی وجود ندارد. روز دوشنبه ۷ مهر ۱۴۰۴ کارگران با تجمعات قدرتمند مقابل استانداری و فرمانداری و سپس با راهپیمایی اعتراضی در خیابان‌های مرکزی اهواز، توانستند دستگاه حاکمیت را وادار به عقب ‌نشینی کنند. نتیجه این فشار مستقیم آن بود که روز سه‌ شنبه حقوق مرداد ماه به حساب کارگران واریز شد و مدیریت ناچار گردید وعده پرداخت حقوق شهریور و راه‌ اندازی خطوط تولید را اعلام کند. این پیروزی تنها یک دستاورد محدود اقتصادی نیست. کارگران فولاد اهواز نشان دادند که دولت بورژوازی اسلامی ایران و حافظ نظم سرمایه ‌داری تا لحظه ‌ای که با نیروی متحد کارگران به چالش کشیده نشود، حتی ابتدایی ‌ترین حقوق معوقه را نیز پرداخت نخواهد کرد. همه وعده‌ های این حکومت چیزی جز وقت‌ کشی و تلاش برای شکستن صفوف کارگران نیست. در برابر چنین قدرتی، تنها مقاومت سازمانیافته و حضور مستقیم در خیابان است که می‌تواند راهگشا باشد.

پیام روشن این تجربه برای کل طبقه کارگر و توده‌های وسیع مردم معترض در کف خیابانها و در محیط کار آن است که دشمن اصلی آنان همین نظام سرمایه‌داری اسلامی است؛ نظامی که سرچشمه فقر، بیکاری، سرکوب و تبعیض است. کارگران فولاد با مبارزه خود بار دیگر ثابت کردند که نیروی واقعی جامعه، نه در نهادهای رسمی، نه در وعده‌‌های اصلاح ‌طلبانه و نه در مذاکرات پشت درهای بسته، بلکه در دست طبقه کارگر متشکل است؛ نیرویی که می‌تواند دستگاه حاکم را به عقب براند و مسیر مبارزه را به سمت افق‌های بزرگتر بگشاید. این پیروزی تاکتیکی، اما حامل وظیفه ‌ای استراتژیک است. طبقه کارگر ایران برای آنکه بتواند هژمونی طبقاتی خود را بر جامعه تحمیل کند و رهبری مبارزه رهایی‌ بخش را به دست گیرد، نیازمند سازمانیابی سراسری است. پیوند و هماهنگی میان تشکل ‌های کارگری در بخش‌های مختلف و جنبش‌های پیشرو اجتماعی؛ ضرورتی حیاتی است. تنها با چنین سازمانیابی سراسری است که میتوان صفوف پراکنده را به نیرویی متحد بدل ساخت و هژمونی طبقاتی کارگران را به‌ مثابه طبقه ‌ای برای خود تحکیم کرد.

اکنون که پس از جنگ دوازده ‌روزه و تشدید بحران‌های منطقه‌ای، بار دیگر موج اعتصابات و اعتراضات کارگری در ایران از سر گرفته شده است، مسئله‌ی «چه باید کرد؟» بیش از پیش به یک پرسش حیاتی برای کل جنبش کارگری و نیروهای انقلابی بدل شده است. در چنین شرایطی، هیچ پیروزی مقطعی و هیچ عقب‌ نشینی تحمیلی به دولت سرمایه ‌داری بدون تعمیق و تداوم سازمانیابی طبقه کارگر تضمین نمی‌شود. اگر این مبارزات در چارچوب پراکندگی و موضع‌گیری‌های محلی باقی بمانند، دستگاه بورژوازی اسلامی با ابزار سرکوب و فریب دوباره قادر خواهد شد صفوف کارگران را درهم بشکند. پاسخ واقعی در این مقطع، گسترش تشکل مستقل کارگری، ایجاد شبکه‌های سراسری پیوند میان اعتصابات، و ارتقای آگاهی طبقاتی در پیوند با افق سیاسی سرنگونی کل نظم سرمایه‌داری است.

“شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست” ضمن حمایت از این مبارزات، بر ضرورت سازمانیابی سراسری و متحد کردن صفوف کارگران به ‌مثابه طبقه تأکید می‌کند.

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۸ مهرماه ۱۴۰۴ / ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

3 پاسخ

  1. ادامه کمنت۱
    ” بورژوازی از فئودالیسم سلطنت استبدادی، ماشین بوروکراتیک – نظامی را به عاریت گرفت و ان را کمال بخشید، اپورتونیست ها (بویژه در ۱۹۱۴-۱۹۱۷ ) درآن روئیدند. ( امپریالیسم بمثابه یک عصر در کشورهای پیشرفته در کل قدرت بیش از اندازه ای به این ماشین بخشید) هدف انقلاب پرولتاریائی”داغان کرد”، “خرد کردن” این ماشین و جایگزین کردن آن با خود مدیری کامل از پائین، در محلات و در بالا قدرت مستقیم پرولتاریای مسلح، دیکتاتوری پرولتاریا!”، لنین
    بین جامعۀ سرمایه داری و جامعۀ کمونیستی دورانی از دگرگونی انقلابی یکی به دیگری وجود دارد. متناظر با این دوران گذار یک دوران گذارسیاسی نیز وجود خواهد داشت که طی ان حکومت جز دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا چیز دیگری نمی تواند باشد. ” ( تأکید از مارکس)
    حال برنامه نه باین مسئله اشاره می کند و نه به دولت آینده جامعۀ کمونیستی ” ص ۱۸
    لنین مارکسیسم در بارۀ دولت.
    بدون انقلاب قهری پرولتری نعویض دولت بورژوائی بدولت پرولتری ممکن نیست. لنین دولت و انقلاب

  2. شورائی که حتی از انقلاب قهری کمونیستی یگانه وسیلۀ برای درهم کوبیدن دولت بورژوائی و ساختن دیکتاتوری پرولتاریای مسلح، وسیلۀ لغو سرمایه داری و ایجاد کمونیسم، حرفی نمی زند، یا به قول لنین در “حماقت محض یا تلاشی مارکسیسم “، است و یا یک تشکیلاتی خرده بورژوائی یا بورژوائی می باشد که اگر با نام کمونیسم را خود را بنامد، باید آن را خائن به کمونیسم نامید.
    [ کارل مارکس در نامه ای به “ژوزف وایدمایر” به سال ۱۸۵۲می نویسد: « تا آنجا که به من مربوط میشود، هیچ امتیازی به واسطۀ کشف وجود طبقه ها در جامعۀ مدرن، یا کشفِ پیکار میان آنها ازآن ِ من نمیشود… کاری که من انجام دادم و تازگی داشت، نشان دادن این نکته ها بود:
    ۱- هستی طبقه ها صرفاً وابسته به مرحلۀ تاریخی ِخاصی در تکامل تولید است۲ – پیکار طبقاتی به طور ضروری به دیکتاتوری پرولتاریا منجر می شود.
    ۳- این دیکتاتوری صرفاً پایۀ گذار به انحلال تمامی طبقه ها و استقرار یک جامعۀ بدون طبقه خواهد بود.»
    بدون انقلاب قهری ساختن دیکتاتوری پرولتاریا ممکن نیست.

  3. کارگر فولاد ما – رهبر سرسخت ما
    کارگر ایرالکو – رهبر سرسخت ما
    کارگر نفت ما – رهبر سرسخت ما
    کارگر هفت تپه: نان – کار- آزادی، اداره شورایی
    …………..
    دانشجو: فرزند کارگرانیم -کنارشان می مانیم.

    به امید پیوستن سایر جریانات رادیکال و گسترش هر چه بیشتر شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در اتحاد عمل پایدار و تشکیل آلترناتیو انقلابی و پیوند با مبارزان داخل در مقابله با جنایتکاران جمهوری اسلامی.

پاسخ دادن به کهنسال لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی