
با رد پیشنویس قطعنامهی پیشنهادی در شورای امنیت برای تعویق اجرای مکانیسم «ماشه» به مدت ۶ ماه، کشور زیر ابر سنگین شبح بحران تحریم حداکثری قرار گرفته است. مطابق رای روز جمعه ۱۹ سپتامبر این شورا، جمهوری اسلامی حالا دیگر فقط ۹ روز وقت دارد که با سه خواستهی سه دولت آلمان، انگلستان و فرانسه کنار بیاید تا مانع از اجرای ناگزیر مکانیسمی شود که بسیار مهلک به حال مردم کشور است.
سخن از مکانیسمی میرود که مطابق توافقات برجامی سال ۲۰۱۵، حتی مخالفت هیچیک از امضاء کنندگان برای عمل به درآمدن آن و از جمله ۵ عضو دارای حق رای وتو هم قادر نیست مانع از اجرایی شدنش در زمان مقرر شود. از سوی دیگر خود کشورهای سهگانهی خواهان اجرای «ماشه» هم اگر راس روز ۲۸ سپتامبر اعلام اقدام به آن نکنند، طرح خودبخود مطابق همان معاهده به سود جمهوری اسلامی از انتفاع میافتد. طرفین با اضطرار زمانی روبرو هستند.
همهی اینها هم فقط یک معنی دارد: یک هفتهی آتی، آخرین فرصت برای جلوگیری از بازگشت وسیعترین و شدیدترین تحریمها علیه ایران است. یا جمهوری اسلامی طی همین چند روز آینده درخواست اروپا مبنی بر سه مورد مشخص پیشنهادی را میپذیرد و یا ایران زیر کمرشکنترین تحریمها میرود که طی زمان مسلماً هم بسط بیشتری خواهد داشت. این واقعیت دارد که امکان شقوق توافقی بینابین در این میان تقریباً به صفر رسیده است.
سه مطالبهی تروئیکای اروپایی عبارتند از: بازگشت نمایندگان آژانس بین المللی اتمی برای از سرگیری نظارت بر برنامههای هستهای جمهوری اسلامی بی مانعتراشی از سوی این حکومت، روشن شدن وضعیت مبهم ۴۰۰ کیلو اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده که زیر علامت سئوال است، و نیز آغاز دیپلماسی دوباره جمهوری اسلامی با دولت آمریکا و مذاکرهی مستقیم با آن.
از این سه مورد، اولی ولو ظاهراً طبق توافق ۹ سپتامبر بین جمهوری اسلامی و آژانس هستهای در قاهره به نتیجه رسیده است. دومی اما هنوز هم در هالهای از ابهام قرار دارد و جمهوری اسلامی مدعی است که خودش هم نمیداند ذخایر مربوطه زیر کدام آوار ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل مدفون شدهاند. سومی هم یعنی آغاز گفتگو با آمریکا، مواجه با این شرط از سوی خامنهای که اول آمریکا تعهد عدم حمله به ایران دهد تا گفتگوها آغاز شود.
برخورد جمهوری اسلامی با دو مورد آخر، چیزی نیست جز ادامهی همان سیاستهای تاکنونی مبنی بر «از این ستون به آن ستون فرجی است» و در واقع فقط و فقط خرید زمان. چه اگر صداقت در میان باشد، رفع ابهام از اختفاء یا انهدام ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی به راحتی با تامین بازرسی دور از محدودیت برنامهی هستهای جمهوری اسلامی توسط آژانس رفعشدنی است. دومی هم چیزی که، در دکان هیچ عطاری دیپلماسی آن را نتوان یافت؛ زیرا مذاکره متکی بر آتش بس برای جلوگیری از جنگ است نه که اول تعهد بر عدم جنگ و سپس پهن شدن میز مذاکره برای جنگ نکردن!
این برخوردهای جمهوری اسلامی نامی جز دفع الوقت ندارد. سئوال اما اینست که پشتوانهی همین آخرین فرصتسوزیها چیست و جمهوری اسلامی به حساب کدامین افق از گشایشها و به چه امید واقعاً قابل دسترس، دست به چنین لجبازیها به هزینهی ملت میزند؟ به اتکای کدام قدرت بازدارندگی نظامی، که حباب آن در جنگ دوازده روزه به نحو تحقیرآمیز ترکید؟ مبتنی بر چه ظرفیت و درونمایهی اقتصادی، کشور را این چنین زیر تیغ چند لبهای تحریم بین المللی میبرد؟
جمهوری اسلامی از قبل هم فاقد نقشهراه موفق در ماجراجویی هستهایاش بود. خود نیز به تجربه دید که چگونه هرچه رِشت، پوکید و شندره از کار درآمد. زمان به روشنی نشان داد که هشدارهای اپوزیسیونی در مورد هستیسوزبودن برنامهی هستهای نظام، مرگبار و ویرانگربودن سیاست «عمق استراتژیک» و «هلال شیعی» متکی بر بازوهای نیابتی آن، و انتحاری بودن انزواگزینی اقتصادیاش تحت عنوان اقتصاد مقاومتی، چه اندازه برحق بوده است.
با این حال اما، بعد این همه فجایع و آسیب، باز هم در بر همان پاشنه میچرخد و در واقع میچرخانند که تاکنون چرخیده است. نظام اکنون که در موقعیتی بدتر از هر زمان دیگری قرار دارد، باز از شلیک در تاریکی دست نمیکشد. حالا که زمانهی میدانداری حزب الله در لبنان، موجودیت دولت اسد در سوریه، یکهتازیهای حشد الشعبی در عراق را از دست داده است و پشمهای پوشالیاش ریخته است، باز هم میخواهد زمان امام زمانی بخرد! آنهم در مقطعی که دولت دست راستی جنایتکار نتانیاهو برای پیشبُرد برنامهی پاکسازی قومی غزه و بلندپروازیهای کثیفش بیش از همه روی همین بنبُست مناسبات جمهوری اسلامی و غرب و مخصوصاً آمریکا حساب باز کرده است.
جمهوری اسلامی در شرایطی که افتضاح شکست هوا – فضایی و اطلاعاتی جنگ دوازده روزه را پشت سر دارد و دستش خالی تر از هر وقت دیگری برای چانهزنی در مذاکرات است، اما همچنان شرط پشت شرط میچیند و هر امکان دیپلماتیک ولو شکننده را کور میکند. همهی اینها نیز تماماً به هزینهی مردمی که عمرشان درون بحرانهای تودرتوی محیط زیستی، اقتصادی و امنیتی تباه میشود.
وضع کنونی نظام اما بیش از آنکه با اتخاذ تصمیم ولو غلط و نافرجام توضیحپذیر باشد با سرگیجگی و بیتصمیمی بدفرجام تعریف شدنی است. اگر ولی فقیه تا چندی پیش با تصمیمات ماجراجویانه و ابلهانهاش هستی کشور را به آتش کشید و وضعیت آن را به این موقعیت شوم رساند، اکنون اما بیشتر از ندانمکاریها و ناتوانی از تصمیم برای برونرفت از چاه خودکندهاش است که کشور را زیر لهیب آتشی دیگر اعم از افلاس اقتصادی و انتحار نظامی قرار میدهد.
ولی فقیه جدا از هویت «دشمنمحور» خود، نیرویی را در جمهوری اسلامی پایگاه خود ساخته و بارآورده است که منافع اقتصادی و مصالح عقیدتیشان در گرو تداوم سیاست ستیز با آمریکا و «نابودی اسرائیل» است. خامنهای که تصمیمگیرندهی نهایی در این کشور برای امورات کلان است، حال خود در محاصرهی چنین نیرویی قرار دارد. اختفای کنونی وی فقط هم بخاطر ترس از ترور توسط «دشمن» نیست، بلکه گریز از اتخاذ تصمیم سراسر ریسک هم است!
واکنش روز شنبه شورای عالی امنیت کشور در برابر تصمیم شورای امنیت سازمان ملل متحد هم نشان داد که هیچ مشی پایدار و کنشگرایانهای از سوی جمهوری اسلامی در کار نیست. سه هفته پیش موافقت با بازرسیهای آژانس شد و حالا اعلام انصراف از آن! هر چه هست، فقط عکس العمل موضعی است و چیزی در معنای راهبُرد دیده نمیشود.
این بدانمعنی است که شرایط برای خوراندن تصمیم به راس نظام هم اینک گرفتار تردید جانکاه و دچار نوسان در تصمیم، نباید نامساعد باشد. خامنهای دچار عدم ثبات نظر، قادر به اتخاذ تصمیم در هیچیک از دو سمت از منزلگه تصمیم بزرگ نیست. لذا میشود از سوی او تصمیم گرفت و در برابر کار انجامشده قرارش داد. آیا چنین کسی در ساختار و بافتار کنونی جمهوری اسلامی وجود دارد؟ ولایت، جانشینخور است و در کادر ساختار فرصتکُش، قاتل هر شخص فرصتساز! اما او فراتر از شرایط نیست و حتی جایگاههای انتصابی در شرایط معین چه بسا بتوانند تصمیمساز بیفتند.
پزشکیان چند روز بعد عازم نیویورک است تا در مجمع عمومی سالانهی سران کشورها ابراز موضع کند. آیا او جرئت به خرج خواهد داد در این فرصت مناسب برای دیدار با مقامهای دیگر دول، اعلام دیدار با ترامپ بنماید که همگان میدانند این پرزیدنت شیفتهی سورپرایزها چه اندازه آمادهی ملاقات است! اگر پزشکیان برای یکبار هم که شده چنین جسارتی بورزد، نامش ماندگار خواهد شد. اما اگر اهلش باشد!
آیا در چنین حالت مفروضی، خامنهای متزلزلتر از هر زمان، حاضر خواهد شد تن به ریسک برکناری پزشکیان فرضاً مرتکب چنین نافرمانی بدهد؟ بعید است! چون اگر این بکند میداند فروپاشی نظامش شتاب خواهد گرفت. احتمال غالب اما برعکس اینست که او همین را فرصتی بداند برای انداختن زنگوله بر گردن دیگری تا خر نظام از پل بگذرد و راس نظام از زیربار مسئولیت بگریزد! نتیجه اما در هر حال به نفع مردم بیزار از تحریمها و جنگ خواهد بود.
صاحب منصبهای سیاسی در لحظاتی، در معرض آزمونهای خاص تاریخی قرار میگیرند. خاتمی چون آن لحظهای را که میبایست در برابر حُکم حکومتی خامنهای میایستاد و دو لایحهی تقدیمیاش به مجلس را پس نمیگرفت از دست داد، سرنوشت بعدی جنبش اصلاحات و همچنین خودش را بدانگونه رقم زد که ریشخند تاریخ شد. موسوی اما از آنجا که به زورگویی خامنهای تمکین نکرد و بر سبزینهگی «رای من کو؟» پای فشرد، هم از این روی توانست که به جایگاه رد و نفی قانون اساسی ولایی جمهوری اسلامی فرابروید. لحظاتی هستند که فرایندساز هستند و ننگآور و یا نامآفرین.
قبلاً نیز یکبار این را در جایی نوشتم که فوریه سال ۱۹۹۳ سمینار چند نفرهای در برلین با شرکت زنده یادان ابوالحسن بنی صدر و کامبیز روستا و من نیز جزو ترکیب چهار نفرهی آن داشتیم. بنی صدر طی سخنان خود در آن سمینار و طبق عادت دیرینه چندین بار از ۱۱ میلیون رایی که آورده بود گفت تا آن را نشانهی حمایت ملی از خود جلوه دهد. من اما در جایی از سخنانم مضموناً خطاب به ایشان گفتم که افتخار تاریخی شما نه در اخذ این رای نوع امامی، بلکه آنجایی بود که در برابر زورگویی امام ایستادید و این رای را پس دادید؛ همین هم از شما در تاریخ مانده است و خواهد ماند!
تا به امروز و بعد از انتصاب – انتخاب پزشکیان به ریاست جمهوری نظام ولایی، شخص پزشکیان را نه زیر ضرب گرفتهام و نه از او انتظار و توقعی داشتهام. به این دلیل که هیچکارهتر از آنی است که طرف حساب و خطاب قرار گیرد و مهمتر به این علت که، مبادا اصل مخالفت با ولایت فقیه از تمرکز اصلی باز بماند و مبارزه محوری به کژراهه و بیراه کشیده شود.
لحظهی حاضر اما از آن لحظاتی است که میتوان به این شخص عازم نیویورک گفت: بس است شراکت جُرم، بیا و مسوزان این فرصت استثنایی برای دورکردن شبح تحریم بیشتر و جنگ متعاقب آن از سر مردم ایران را؛ نخواه که بجای بر جای گذاشتن نامی از خودت برای یکبار هم که شده به عنوان شخصیتی درآمده از «هیچکاره بودن» و ماندگارشدن برای آینده، ننگ تاریخی چیزی را بر دوش بکشی که نباید متحملاش میشدی اما خود خواستی و کردی.
بهزاد کریمی
۳۰ شهریور ماه ۱۴۰۴ برابر با ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۵








28 پاسخ
اقای کریمی حقیقت گویی به دشمنان بالفطره مردم ایران حماقت محض است و ایران در جائیکه وظیفه آژانس بود که مانع حمله به تاسیسات هسته ای ایران شود و انجام نداد و حتی انرا محکوم نکرد و ریاست ان با جاسوسی علیه ایران زمینه ساز حمله اسرائیل به ایران شد شما حرف از صداقت با این آژانس میزنید؟ که ایران باید مکان اورانیم تغلیظ شده خود را بدهد؟
.اقای کریمی به مواضع خود قدری تامل کنید این مقاله میتوانست امضای نتانیاهو را داشته باشد.
شما فکر میکنید مخالفت با جمهوری یعنی مخالفت با حقوق مردم ایران، بی دفاع گذاشتن آنان در مقابل دشمنان ایران و شاید مثل کومله، رضا پهلوی و شرکا به پیروی از خواست اسراییل و امریکا تجزیه ایران. اگر مواضع شما مواضع سازمان اکثریت و “حزب چپ ایران” است واقعا تاسف آور است. امیدوارم اینگونه نباشد.
بفرض محال که محال نیست،شما جای پزشکیان بودید،در مذاکره با ترامپ چه میخواستید وچه میدادید؟آیا دیگری چیزی برای دادن مانده است؟دربهترین حالت نتیجه این مذاکره چیست؟امریکا شروطی را دیکته کرده ومنتظر امضای ایران است.مذاکره ای در کار نیست.کی میخواخید از حداقل ده سال گذشته تجربه کسب کنید؟مذاکره در شرایط کنونی یعنی تسلیم کامل ،یعنی قبول نوکری.راهی که قذافی رفت وبه آن سرنوشت دچار شد.
به نظر میرسد سخنرانی اخیر خامنه ای ، و اعلام قاطع او که مذاکره با آمریکا بیهوده است، در مقابل گفته بهزاد کریمی که میگوید: “این بدانمعنی است که شرایط برای خوراندن تصمیم به راس نظام هم اینک گرفتار تردید جانکاه و دچار نوسان در تصمیم، نباید نامساعد باشد. خامنهای دچار عدم ثبات نظر، قادر به اتخاذ تصمیم در هیچیک از دو سمت از منزلگه تصمیم بزرگ نیست. لذا میشود از سوی او تصمیم گرفت و در برابر کار انجامشده قرارش داد. ” مشت محکمی بر خود بهزاد کریمی و پایه سست مقاله اش میباشد که تلاش برای لولوی ترسناک نشان دادن امپریالیزم و صهیونیزم است.
آقای کریمی عزیز، میدانم که شما از روی خیر خواهی برای مردم و کشور ایران این مقاله را نوشته اید؛ مخصوصاً درآنجا که بدرستی به سیاستهای زیانبار خامنه ای اشاره و از اِعمال تحریمهای شدیدی که در راه هستند، ابراز نگرانی میکنید. تحریمها به نفع مردم ایران و کشور نبوده و نیست و باید با آنان مخالفت کرد. درین سالهای طولانی، چه کسانی بجز باندهای فاسد رژیمی و دلالان بین المللی از تحریمها سود برده اند؟ بنفع مردم و کشور ماست که تحریمها هر چه زودتر برداشته شوند و خطر تهاجم نظامی به کشور رفع شود. از منظرمبارزه دمکراتیک هم رفع تحریمها میتواند به افزایش نیرو و انرژی مردم ستمدیده ما منتهی شود، حتی اگر فوائد اقتصادی آن ملّا خور شود! درین جا من با شما موافقم. اما اگر شما تصور میکنید که حکومتهای آمریکا و ایران، واقعاً، اراده لازم را برای حل معضلاتی که خود آفریده اند دارند، اشتباه بزرگی میکنید!
نه آمریکا خواهان مذاکره برای توافقی برابر و دوجانبه است، و نه رژیم برای خیر مردم ایران تن به مصالحه ای خواهد داد.
کریمی گرامی درود بر شما. از اینکه در این دنیای آشفته شما به محور به اصطلاح مقاومت نپیوسته و همچنان در راه مردم و انقلاب ملی ایران گام برمیدارید بسیار خرسندم. به امید پیروزی بهرام خراسانی، یکم مهرماه ۱۴۰۴
چرا موضع آقای کریمی مسولانه است؟ پس از مدتی سکوت، نظرم را مینویسم: اول/ موضع نابخردانه خامنه ای، کشور را به ورطه بازگشت تحریمهای سازمان ملل و جنگ ویرانگر دیگری کشانده است. دوم/ بیشترینه مردم ایران، خواهان عادی سازی روابط کشور با غرب و بویژه با آمریکا هستند. حتا هواداران شرق هم، آنقدر عقلانیت سیاسی دارند که، این ضرورت را درک کنند. پزشکیان، اگر میخواهد سیاستمداری باشد، که منافع تاریخی مردم خود را درک می کند، میبایستی با موافقت، یا بی موافقت خامنه ای، خواهان مذاکرات وسیع با دولت آمریکا شود، تا در یک روند مذاکراتی جامع با آمریکا، همه اختلافات تاریخی این کشور را با آمریکا حل شوند. در اولین گام، میبایستی خواهان بازگشایی سفارت آمریکا در ایران، و سفارت ایران در آمریکا شود. آیا چنین امکانی وجود دارد؟ تفاوت سیاستمدار با سیاستندار، در همین لحظه خطیر تاریخی خود را نشان میدهد. وقت همگان خوش!
با درود
موضوع مسیولانه یا غیر مسیولانه بودن این فرد یا آن یکی فرد نیست، مشکل توهم نویسنده نسبت به چرخ پنجم درشکه است که با رها اقرار کرده: حرف حرف اقاست. قهرمانسازی از جنایتکارانی مانند بنی صدر و موسوی و حالا هم از پرشکیان است که توگویی اینها مستقل هستند …. او مانند همه روسای جمهور قبلی عبد است و عبید. حتما سخنرانی اخیر سید علی را شنیده اید. اگر در دقیقه ۹۰ بخواهند پیک زهری را بالا بزنند یا قری قهرمانانه بدهند، حتما تحت رهنمودهای بهزاد کریمی بوده بخصوص که هم زبان هم هستند و بهتر همدیگر را می فهمند. کلیت جناح های رژیم به سرکردگی مافیای سپاه. …. مملکت را اداره و در قتل و غارت ۵ دهه شریکند. خط امامی های دیروز یا “چپ” مقاومتی هستند یا پیرو اصلاحات چی های داخل حکومت و طرح شده از حکومت.
واقعیت سیاست امروزی امریکا و به طبع آن اسراییل در مقاله آقای کریمی در نظر گرفته نشده. امروزه امریکا واسرایبل شوشیر را از رو بستهاند و به یک مثال انگلیسی یا راه ما را قبول می کنی یا راه خودت را، وسطی وجود ندارد. امریکای ترامپ خواهان مذاکره نبوده و نیست . مارک ربیو پریروز اعلام کرد ایران باید تمامی برنامه های موشکی و توان دفاعی موشکی و بهپادی خود را متوقف کند مشکل فقط برنامه هستی ایران نیست.
آقای کریمی باید با جسارت و شهامت الترناتیو واقع بینانه و میهن پرستانه ای که جلو پای ایران و نه ج ا وجود دارد را بیان بکند نه صحبت های تکراری . کشوری که بی دفاع باشد آن همدر خاور میانه حتما سوریه، لیبی، عراق و ….. خواهد شد
جناب کریمی
کسی مطالب شما را قبل از نشر نمی خواند؟ چزا این قدر دست و پا شکسته می نویسید؟
برای عمل به درآمدن آن ( برای به عمل در آمدن آن )
اگر راس روز ۲۸ سپتامبر اعلام اقدام به آن نکنند ( اگر راس روز ۲۸ سپتامبر اعلام به اقدام آن نکنند)
طی زمان مسلماً هم بسط بیشتری خواهد داشت ( طی زمان هم مسلماً بسط بیشتری خواهد داشت)
نه که اول تعهد بر عدم جنگ (نه این که اول تعهد بر عدم جنگ)
بعد این همه فجایع و آسیب (بعد از این همه فجایع و آسیب )
متاسفانه “الیگارشی و هوش مصنوعی” در تحلیل چپ ها و اپوزیسون ایرانی گمتر دیده میشود.
چهره جهان تغییر یافته است و عقب افتاده ترین ،بی لیاقت ترین الیگارشهای جهان هم توانایی ادامه پشت سرمایه داری ” تک میلیاردرها” با سرکوب مردمانشان را دارند!
در ایران با حکومت متوهم و ثروتمند و اپوزیسیون از هم گسیخته و تک رو اوضاع بغرنج تر به نظر می آید ،خود را متشکل و همگرا کنیم و به سمت بر گذاری یک رفراندم دمکراتیک و ملی جهت گیری کنیم.
جبهه ضد دیکتاتوری ولایت فقیه را تشکیل دهیم!
در مقاله آقای کریمی تماماً فقط از سیاست های غلط رژیم جمهوری اسلامی گفته میشود، که بجای خود درست است. ولی این بازی دو طرف و کنشگر داشته است. آمریکا،ناتو و اسرائیل طرف دیگر و بسیار فعال و نیرومند تر داستان بوده اند که بیش از همه در منطقه ما از هیچ جنایتی برای تغییر رژیم رویگردان نیستند.ایشان به شرط جمهوری اسلامی که در صورتی حاضر به مذاکره با آمریکا است که وسط مذاکرات به ایران حمله نکند هم ایراد میگیرند. من فکر میکنم که حمله اسرائیل به قطر، با هدف روشن قتل تیم مذاکرهکننده حماس در دوحه بیش از همه روشن کرده است که دولت کنونی آمریکا تابع هیچ یک از اصول بینالمللی نیست و گویی مذاکره از نظر دولت آمریکا تنها فرصتی است برای گمراه کردن طرف دیگر مذاکره و دادن گراد برای بمباران و نابود کردن چهره های مهم طرف دیگر مذاکره ، حتا تیم مذاکره طرف دیگر در پایتخت یکی از سرسپرده ترین رژیمهای خود که نقش میانجی را بازی میکند. در مقاله آقای کریمی حتا یک کلمه راجع به این موضوع و مشکل اشاره نشده است.
اگر چند روز دیگر رژیم تصمیم گرفت جام زهر نوشیده و جراح قلب نهج البلاغه خوان این موضوع را اعلام کند در این حالت باید بی شرفیهای بیشتری را بپذیرد و تسلیم شروط آمریکا – اروپا در کنار گذاشتن پروژه هستهای و موشکی بشود.در حالت دوم اگر زیر بار نروند و جنگ و تحریم را بر گرده زحمتکشان آوار کنند که آتش جنگی را شعلهور میکنند که همه چیز را در خاکستر مینشاند و در هر دو حالت، بازی برایش “باخت باخت” است.
به گفته خامنهای “فتنه” و دشمن اصلی رژیم داخل کشورست.
جنگ،”نعمت” و تحریم،”فرصت” است!و سرکوب راه همیشگی رژیم! ولی نتوانسته صدای حقطلبانه کارگران، زنان، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، رانندگان و…را خاموش کند.در ۵۲ زندان زندانیان سیاسی “سه شنبههای نه به اعدام” را پیش میبرند. جنبشهای اجتماعی در هفت سال گذشته، سه خیزش بزرگ را در سالهای ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ به نمایش گذاشتند که هر بار شدیدتر پایه های حکومت را لرزاند. این جنبشها هستند که میتوانند سرنوشت شوم این رژیم جنایتکار را رقم بزنند.
تقاضای بهزاد کریمی از پزشکیان برای مذاکره با ترامپ غیر واقعی است , پزشکیان همان کاری را میکند که در شورای امنیت ملی بر روی آن توافق شده است , باید امیدوار بود که شورای امنیت ملی تصمیم به مذاکره مستقیم با دونالد ترامپ گرفته باشد
برداشتی که از نوشتار آقای کریمی می توان داشت اینست:
نگارنده آن با توجه به شرایط حاکم،
نگرانی خود از سرنوشت سرزمینش در بازی پیش رو از خود بروز داده است که این نگرانی را باید در مسئولیت پذیری این افراد نسبت به تحولات دانست شاید قضاوت تاریخی نیکویی را هم بدست آورند
و ایشان نگرانی خود را از اجرای تحریم های جدید و اثر ویرانگر آن ها بر روی زندگی مردم عادی از خود بروز داده است.
این نگرانی های افرادی مانند ایشان را بسمتی می برد که راهکاری را با توجه به بازیگران نظام ارائه دهند که این نوع رفتار از امثال ایشان هم طبیعیست و می توان این رفتار را ناشی از نگرانی امثال ایشان دانست.
اما وقتی نظرات بعضی از نظر دهندگان را مشاهده می کنیم:
گروهی مثل رفتار گذشته اشان بسمت محاکمه کردن می روند که تو قبلن آنطور بودی پس نوشتارهایت بدرد نمی خورد.
گروهی هم تکراری و شعاری بسیاری را نام می برند که اینها دیگر حق حیات ندارند
اصلن حق تاثیر گذاری روی روندها ندارند
گروهی شرق خواهی اشان نمی گذارد درست
نظرات اصلاح طلب حرفه ای، امیر ایرانی را که نوشته مقاله نویس به مذاقش خوش آمده و انرا بهانه ای برای چپ ستیزی های مکرر و بی پایانش و حمله به بقیه کاربران یافته است کجای دلم بگذارم؟!
مامور تجسس در احوالات دیگران
جناب یاداوری کننده،
اگر فقط چپی که شرق خواه است ایده آل شماست باید بگویم،
بلی من و امثال من چپ ستیز هستیم
اما اگر عدالتخواهی حرکاتش براساس منافع ملی کشورش باشد و ارتباط با دیگران را براساس موازی منفی و بر اساس برد برد می خواهد این عدالتخواه چپ اندیش مورد احترام هر ایرانی میهن دوست است و هواداری نسبت به او شکل خواهد گرفت.
برای این مامور تجسس آرزوی موفقیت می کنم همیشه در حال تجسس باشند
اما پرونده سازی هایش خانه مانسوز نباشد
..ازیک ساست ورز حرفه ای مانند آقای کریمی بعید است که در دنیای دیپلماسی از “صداقت”سخن بگویند.ایشان می فرمایند ایران صادقانه محل ۴۰۰ کیلو گرم اورانیوم غنی شده خود را به آژانس انرژی اتمی نشان دهند که البته نتیجه این صداقت گزارش صادقانه آن به اسرائیل وحمله صادقانه اسرائیل وآمریکا برای نابود کردن آن خواهد بود.در فرازی دیگر می فرمایند حمله نکر دن امریکا به ایران باید نتیجه مذاکره باشد نه شرطی برای شروع آن. که واقعا مایه تاسف است زیرا ایِشان با این بیان عملا می پذیرند که حمله آمریکا به ایران حق آمریکا است وبرای اینکه از این حق استفاده نکند باید با او مذاکره کرد
ودر نهایت در جای جای نوشته شان چنان از موفقیت های اسرائیل وآمریکا در جنگ دوازده روزه ذوق زده اند که اگر اسم ایشان بر مقاله نبود سلطنت طلبان می توانستند به نام خود چاپش کنند.کسی به ایشان بگوید آمریکای ترامپی دست در دست نتانیاهو ‘اعتماد وصداقت که هیچ بلکه تمام تعهدات وهنجار های جهانی را قورت داده ویک آب هم روش..کجای کاری آقای کریمی
آقای کریمی به پزشکیان:روزگاری شد وکس مرد ره عشق ندید//حالیا چشم جهانی نگران من و توست؟؟
پزشک همدست و حامی جنایتکاران:”ذوب در ولایت؛اصولگرای اصلاح طلب؛ادامه دهنده راه رئیسی که کابینه خود را براساس نظرات سیدعلی انتخاب و کسی حق توهین به رهبر ندارد و اختیاری برای آزادی زندانیان سیاسی و..نداشته؛از مقام معظم رهبری بابت هدایت از درآمدن نامش از صندوقها تشکر کرد”؟
همانطور که بنی صدرها پادوی خمینی شدند تا شوراها و کردستان و…سرکوب و کشتار دانشگاه انجام و کارها بدست لاجوردیها-موسوی تبریزی ها و هیئت مرگ سپرده شود
همانگونه که میرحسین همراه و یاور قضاییه جلادان شد تا خمینی و نظامش حفظ شوند.خامنه ای هم امور را به پزشکیان سپرده تا نظامش چندی بیشتر به حکومت ننگین خود ادامه دهند.
پزشکیان درگیر امور مهمتری مانند موتورسواری زنان و سگ گردانی و برگزاری کنسرت است.
تصمیمها قبلا از سوی حسین بازجو و پایدارچی ها و فرماندهان سپاه گرفته شده.
“جنگ جنگ تا سیه روزی”و”ما را بکشید ملت ما بیدارتر میشود”
بادرود به دوستان اخبارروز. دوست گرام بهزاد کریمی شما می نویسید که جمهوری اسلامی در شرایطی که افتضاح شکست هوا – فضایی و اطلاعاتی جنگ دوازده روزه را پشت سر دارد. شما بر چه پایه همچن نظری دارید. در جنگ نفت کش ها آمریکا یک شبه همه نیروی دریایی ایران را نابود و سکوهای نفتی ایران را واژگون کرد و بدون پاسخ رفت. شما باید این بازه زمانه را در بررسی هایتان در نطر بگیرید. و این که حکومت ولایی پس بکشد. شما یک و یا چند آلترناتیو پیش بگذارید که پس از پس کشیدن آنها چ روی خواهد داد و سرنوشت مردم چ خواهد شد. بهروز و کامروا باشید.
جناب کریمی میگن، مردم هر کشور همان حکومتی را میسازند که سزاوارش یا لایقش هستند. چرا هیچ انتقادی به مردم ایران نمیکنید که طرف مقابل رژیم ملایان هستند و با اینهمه بحران اقتصادی و فقر و فشار و سرکوب و اعدام و زندان و شکنجه حتی صدای جیک اعتراض شان هم درنمیآید. رژیم هر بلایی که دلش خواسته بر سر مردم آورده و میآورد ولی دریغا از مقاومتی گسترده فراگیر چند میلیونی خیابانی. قشر خاکستری اکثریت چه منافعی دارد که با سکوتش راضی به ماندن رژیم میشود؟ نگران نباشید رژیم فاسد جنایتکار برای حفظ نظام که اسلامی بماند و آخوندهای تشنه قدرت سکاندار کشور باشند با برادران سپاهی تروریست شان در واپسین لحظه چنان چرخش سیاسی و نرمش قهرمانانه بکنند که شاید باورتان نشود و مطمئنا با ترامپ معاملاتی خواهند کرد تا رژیم گلیم خودش را از آب لجن خودش بیرون بکشد.اشکال امثال کریمی ها که همانطور در انقلاب ۵۷ آخوندهای شارلاتان را دست کم گرفته بودند هنوز هم دست کم میگیرند.شناخت ضعیف نمایندگان چپ از ماهیت رژیم فاشیسم شیعی ملاها!
اصولاً تحلیلهای سیاسی و اکادمیک قادر به توضیح و تشریح فعل و انفعالات حاکمیت رژیم در ایران نیستند. برعکس مقاله امیر خوش سرور در همین سایت “میدان مادر…ها” تصویری واقعی تر از گنده لاتها و کفن فروشهای ولی فقیه به شمول پزشکیان و عراقچی اراعه میدهد که امروز در صفوف امور اجرایی مشاغل دارند. امروز سرنوشت ایران در دست افراد نالایقی چون عراقچی است که مقابل نماینده آمریکا مینشیند اما از سر دریوزگی به جای تماس چشمی مستقیم با او با دیوار مقابل صحبت میکند که بگوید آمریکا در شأن ایران نیست! اینها همه از منویات پیشوای کودک کش ایران است. یعنی همانی که پس از شکست خجالت بار از اسرائیل هنوز در زیرزمین است.
رفیق بهزاد سلام
رفیق بهزاد گرچه پزشکیان ترک است
ولی این ترک از آن ترکهایی نیست که تو این انتظارات را از او داشته باشی
آن ترک های با غیرتی که تو میتوانستی از آنها یک همچین انتظاراتی را داشته باشی
اسم اش یا ستار بود یا باقر بود یا صمد
یا حتی یا حتی استوار ساقی!!!
عقب نشینی جمهوری اسلامی به نفع مردم ایران؟
آنهم توسط “هیچکارهتر از آنی که طرف حساب و خطاب قرار گیرد”؟ مثل افسانه ها که شاهزاده قصه عاشق دختر فقیری شود و عمری به عدالت حکمروایی کند؟
چرا هنوز این توهم را که جمهوری اسلامی می تواند قدمی به نفع مردم بردارد دامن می زنید؟ ظاهرا” فرخ نگهدار تنها نبود وقتی که در نامه هایش خامنه ای را نصیحت می کرد!
امپریالیسم امریکا، فقط تسلیم شدن بدون قید شرط و رام شدنِ رژیم ملایان را میخواهد، و رژیم ملایان هم فقط بدنبال تضمین برای بقای ننگین خود است. از اینرو پیروزی هیچکدام از طرفین، بنفع مردم ما نیست، و هیچک از طرفین، برای گشایش کار مردم بجان آمده ما و حل معضلات آنان پشیزی ارزش قائل نیست. بنابراین، تمرکز و نقطه عزیمت ما در سیاست، نه تشویق این یا آن طرف برای مذاکره و توافقی که در نهایت بنفع امریکا و یا بنفع بقای رژیم ملایان است، بلکه مخالفت با جنگ و با هر گونه دخالت خارجی در کشور و کمک به جنبش مردم ایران برای ادامه مبارزه بر علیه رژیم ملایان است. درین برهه حساس، اوج گیری جنبش دمکراتیک در ایران، محتمل است و اگر چنین شود، موثرترین راه برای کمتر کردن خطر تهاجم خارجی و عقب نشینی رژیم در برابر ملت خواهد بود. جنبش و اوج گرفتن جنبش دمکراتیک، این است راه رهایی ایران ازین شرایط برزخی. یاد زنده یاد رفیق کامبیز روستا (ک فرهاد) بخیر که میگفت “این رژیم جان سخت تر از آن است که….”.🌹👏👏
آدم از خواندن این مقاله و اینکه ممکن بوده زمانی در ایران امثال بهزاد کریمی ها عناصر تصمیم گیرنده بوده باشند، و از اینکه نبوده و نیستند احساس شعف میکند. امثال بهزاد کریمی ها بدون درس گرفتن از وقایع حداقل ۲۵ سال گذشته و انچه که توسط آمریکا با همراهی اروپا و اسراییل بر سر مردم کشورهایی امده، نسخه ملاقات با ترامپ را میپیچد. این جماعت گویا نمیفهمند که ترامپ خواستار هیچگونه مذاکره ای نیست. ترامپ خواسته هایی دارد و خواستار اجرایی شدن آنهاست.
حدس میزدم نماینده” چپ “محور مقاومت آقای سام ، پیرو خط امام و رفیق گرمابه و گلستان دیروز آقا بهزاد که حالا یار و یاور بیت رهبری و شرکا شده اولین عکس العمل را نسبت به این مقاله نشان دهد.
که اینطور هم شد.
خدا قوت “دلاور”
خسته نباشی “پهلوان”
اقا یا خانم مخفی، یاد آوری
“بله درست میگی.”
امیدوارم با این جواب سه کلمه ای بتوانی تفکری کرده و جوابت را گرفته باشی؟
که شک دارم.
اقای کریمی در حالیکه سرشناسترین کارشناسان نظامی امریکا صریحا تحلیل از برتری نظامی ایران بر اسراییل میکنند وحتی ترامپ علت حمله به ایران را درماندگی اسرائیل و درخواست عاجل کمک از امریکا اعلام کرد شما فقط به تحقیر ایران بسنده میکنید شاید به ان دلیل که میدانید امریکا و اروپا به تقاضای اسراییل ودرست به دلیل شکست این کشور خواهان از بین بردن قدرت موشکی ایران شده اند، زمینه را برای عقب نشینی در این امر هم فراهم میکنید تا در مقاله بعدی از ضرورت نابودی توان موشکی ایران برای رفع تحریم ها سخن بگویید.اقای کریمی آیا شما قادر به دیدن تاکتیک جدید دولت امریکا و اسرائیل نیستید که از سرگرم کردن به مذاکرات قلابی استفاده میکنند تا ضربه مرگبار وارد کنند. اگر خامنهای حرف از شرط عدم حمله در حین مذاکره میزند دقیقا به این تاکتیک جدید دشمنان قسم خورده ایران اگاه است اگر شما قدرت درک انرا ندارید مشکل خودتان است.