سال تحصیلی جدید در شرایطی آغاز میشود که میلیونها خانوادهی کارگری و تهیدست با هزینههای کمرشکن آموزشی روبهرو هستند. بر اساس آمار رسمی هزینهی نوشتافزار در مقطع ابتدایی از حدود ۲.۵ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ به ۳.۵ تا ۴ میلیون تومان در سال جاری رسیده است و برای دانشآموزان متوسطه اول و دوم، این رقم به ۵ تا ۸ میلیون تومان افزایش یافته است. به این قیمت ها، هزینه تأمین کیف و کوله پشتی، هزینه لباس فرم مدارس و هزینه سرسام آور سرویس رفت و آمد مدارس در طول سال از ۶ تا ۱۵ میلیون تومان و شهریه که تحت نام کمک های اجباری از والدین اخذ می گردد را هم اضافه کنید، یک کارگر با حداقل دستمزد ماهانه ۱۲ میلیون تومان که بیش از ۵۰ درصد آن صرف کرایه خانه می شود چگونه می تواند از عهده تامین هزینه آموزش فرزندانش برآید؟
آنچه فاجعه بار است، افزایش شدید شمار کودکانی است که در فقر مطلق زندگی می کنند. این کودکان در خانواده هایی زندگی می کنند که در آمدشان سه یا چهار مرتبه کمتر از هزینه تامین سبد معیشت یک خانواده کارگری است. مسئله تنها افزایش قیمت نوشت افزار، لباس فرم و … نیست، زمانی که قیمت مواد غذایی و کالاهای اولیه مورد نیاز زندگی بسیار سریع تر از دستمزدها افزایش می یابند، آنگاه نه تنها سفره ها خالی تر و خالی تر می شوند، بلکه کودکان از یک اتاق گرم، از تخت خواب، یک میز و صندلی ساده و … محروم می شوند. فراتر از اینها رنج و خشم پدر و مادرهایی که از عهده تامین زندگی بر نمی آیند، إحساس شرم کودکانی که فقط به خاطر فقر از جانب هم کلاسی هایشان طرد می شوند آرمش محیط خانواده را بر هم می زند. بنابراین زخم های جامعه طبقاتی و آموزش طبقاتی چنان عمیق و چند لایه هستند که هیچ آمار و ارقامی نمی تواند ابعاد آن را به تصویر بکشد.
بازتاب شکاف عمیق طبقاتی و خصوصی سازی ها در نظام آموزشی صدها هزار کودک را از آغاز درس و مدرسه محروم و به میان خیل عظیم کودکان خیابان رانده و صدها هزار دانش آموز را نیز از چرخه تحصیل خارج و روانه بازار کار کرده است. اما به رغم این أوضاع فاجعه بار، روند رو به گسترش اعتراضات و اعتصابات کارگران، معلمان، بازنشستگان، مبارزه شکوهمند زنان، تسلیم ناپذیری جنبش دانشجویی، ابتکار عمل فعالین اجتماعی در جنبش انقلابی کردستان در برپایی همایش های توده ای، جنبش نه به اعدام در پشت میله های زندان، چشم انداز امید بخشی به روی جامعه گشوده است. اگر جنبش کارگری فضای سیاسی و مبارزاتی را در جامعه زنده نگاه داشته، اگر جنبش زنان نظام آپارتاید جنسی را به عقب رانده و چهره خیابان ها و شهرهای ایران را تغییر داده، جنبش معلمان، دانشجویان و دانش آموزان نیز در جریان جنبش انقلابی ژینا چنان مهر خود را به محیط دانشگاه و مدرسه کوبیده اند که حکومت اسلامی سرمایه داران با تکیه دستگاه ایدئولوژیک، نهادهای امنیتی و استخدام هزاران طلبه حوزه علمیه برای رواج افکار پوسیده و خرافات مذهبی و با نهادینه کردن فساد به ویژه در زمینه عزل و نصب نتوانسته جلو این روند را بگیرد.
ایستادگی و اعتراضات معلمان و جنبش دانشجویی علیه سرکوبگری های رژیم جمهوری اسلامی و در دفاع از امنیت و حرمت دانشجویان و دانش آموزان و مبارزات آنان برای پیگیری مطالبات برحق شان تأثیرات زیادی بر فضای مدارس، دانشگاهها و فضای سیاسی کل جامعه بجای گذاشته است. معلمان با تأکید بر خواست تحصیل رایگان برای همه کودکان و رفع تبعیض ها و افزایش حقوقها به بالای خط فقر و خواست منع کالایی شدن آموزش و درمان و بهداشت، در عالم واقع خواستهای کارگران و تهیدستان شهری و اقشار فرودست جامعه را نیز مطرح کرده اند. اگر اخراج معلمان مبارز در کردستان و یا بگیر و ببند آنان در شهرهای دیگر ایران، با اعتراض بخش های مختلف جامعه بویژه فرودستان روبرو می شود، ریشه در همین واقعیت های اجتماعی دارد. شعار «کارگر، معلم، دانشجو، اتحاد اتحاد» در کوهپیمایی باشکوه سنندج در حمایت از معلمان اخراجی نیاز به این همبستگی علیه وضع موجود را فریاد می زند.
معلمان در جریان مبارزات خود تجارب ارزنده ای در زمینه سازمانیابی و برپایی اعتصابات و اعتراضات سراسری به دست آورده اند. دانش آموزان می توانند با درس گرفتن از تجربه با ارزش معلمان و جنبش دانشجویی در سالهای اخیر، شوراها، کانون ها و انجمن های دانش آموزان را ایجاد کنند. جنبش های دانشجویی و دانش آموزی و معلمان می توانند در همبستگی با هم پرچم خواسته های آزادیخواهانه و برابری طلبانه موجود در جامعه را بر افرازند و در همراهی با خانواده هایشان سیاست های بورژوایی، امنیتی و ارتجاعی رژیم اسلامی در عرصه آموزش و پرورش را به عقب برانند.
حزب کمونیست ایران ضمن تبریک آغاز سال تحصیلی جدید، از ایستادگی و مبارزات معلمان، دانشجویان، دانش آموزان و استادان انقلابی در یکسال گذشته صمیمانه قدردانی می کند و تلاش های آنان برای ایجاد همبستگی و اتحاد با جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی را ارج می نهد. حقیقت این است که نظام سرمایه داری تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی نه می تواند نان بدهد، نه مسکن، نه بهداشت، نه آموزش، نه برق، نه آب و نه هوای تازه برای نفس کشیدن. این نظام را باید با انقلاب کارگری به زیر کشید، تا افق آزادی بی قید و شرط سیاسی، برابری و رفاه و امنیت انسان و سوسیالیسم را به روی جامعه و کودکان این سرزمین گشود.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
۲۶ شهریور ۱۴۰۴ – ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵



