درسوگ روز جهانی صلح! – زهره تنکابنی

صلح! گمشده‌ای که در دنیای آشفته‌ی کنونی، با تهاجمات پی‌درپی امپراطوری درحال افول سرمایه‌داری، بویژه آمریکا و کارگزار نیابتی جنایتکارش اسرائیل در خاورمیانه به متاعی دست‌نیافتنی تبدیل شده است.

ترامپ کاندیدای جایزه‌ی نوبل!
بی‌پروا، جنگ‌افروزی را پیشه کرده و از یمن تا ایران و از ایران تا غزه حمله می‌کند و با تحریکات سازمان‌یافته، سایر کشورها را چون اوکراین به سوی جنگ سوق می‌دهد و بتازگی نیز با حمله به ونزوئلا و قطر، وقیحانه در انتظار دستیابی به جایزه‌ی صلح نوبل، آوای صلح‌طلبی سر می‌دهد! و چه‌بسا که برنده نیز شود چرا که اوست که تأثیرگذار بر رد یا تأیید برگزیدگان جهانی جایزه‌ی صلح نوبل است!

در این برهه از تاریخ بشر، جهان در حال زایمانی سخت و دردناک بسوی دوران جدید چندقطبی به پیش می‌رود و در این میان، آمریکا که این سده را قرن سروری خود نامیده بود، ناامیدانه و دیوانه‌وار برای حفظ این سروری تلاش می‌کند به‌گونه‌ای که نیروهایش را به سراسر جهان گسیل کرده است که پیامد آن به‌طور طبیعی، موجب افت و کمبود بودجه‌ی کشور شده و برخلاف بنیان نظام نئولیبرالیسم و اقتصاد بازار، ناگزیر به تهدید و حمله و باج‌خواهی و بلعیدن ثروت و منابع کشورهای دیگر شده و با توجه به تورم به‌وجود آمده در داخل کشورش، با دودستگی مردم خود نیز مواجه شده است و کشورش را بیش از پیش به ورطه‌ی سقوط سوق داده است.

اگرچه آنچه که شاهدش هستیم نزول تدریجی قدرت امپراطوری آمریکاست، ولی این امکان محتمل است که آمریکا برای رهایی از این سقوط، با استفاده از سلاح هسته‌ای، بشریت را نیز در این سقوط به ورطه‌ی نابودی بکشاند.

و اما اسرائیل که به نیابت از آمریکا مترصد دستیابی به آرزوی ۳۰ ساله‌ی ارباب خود مبنی بر تجزیه‌ی خاورمیانه به کشورهای کوچک و بر اساس قومیت و سپس جنگ و جدال دائمی و فرساینده‌ی آنها برای تسهیل چپاول و غارت منابعشان است، چهره‌ی مخوف صهیونیسم را به همه‌ی جهان نشان داده و همه‌ی قوانین مدون حقوق بشر جهانی را با حمایت سرورش آمریکا و کشورهای اروپایی که با قرائت جانبدارانه و دوگانه‌ی حقوق بشری‌شان، روزانه صدها تن اسلحه برای کودک‌کشی در اختیارش قرار می‌دهند، پایمال نموده است.

و کشورهای اروپایی که روزگاری خود جهان را به خاک و خون کشیده‌اند و پیشینه‌ی دو جنگ جهانی و میلیون‌ها کشته را در کارنامه‌ی خود دارند، اکنون در نهایت ضعف و استیصال، دنباله‌رو سیاست‌های آمریکا و اسرائیل کودک‌کش شده‌اند.

و اما در این میان جمهوری اسلامی چه می‌کند؟ و از چه باید سخن گفت؟ از معیشت مردم که زیر فشار آن خم شده‌اند! از اسارت آزادگان در بند؟ از اعدام‌ها؟ از فیلترینگ… از ناامیدی جوانان و مهاجرت بی‌رویه‌شان از میهن… از عدم برخورد با کارشکنی عده‌ای دزد و فاسد در امور دولت… از صلب بودن صخره‌ی دیکتاتوری…

زهی تأسف!
مردم ایران، هوشمندانه در جریان جنگ ۱۲ روزه به حمایت از میهن و منافع ملی، پرداختند، به امید آن‌که شاید منفذی در صخره‌ی دیکتاتوری ایجاد شود و حاکمان دریابند که بدون حمایت مردم، با صدها خاکریز نیز قادر به حفظ خود نیستند و از این طریق قدری به تأمین آسایش و آزادی برای مردم بپردازند که این‌چنین نیز نشد و در بر همان پاشنه می‌چرخد و حتی نشانه‌ای از عقب‌نشینی در برابر خواست مردم دیده نشده یا بسیار اندک بوده و هیچ تغییری در سیاست‌های شکست‌خورده‌ی این چند دهه‌ی اخیر نیز دیده نمی‌شود.

و حالا که نه بودجه‌ای مانده است و نه از دزدان سر گردنه‌ی بیت‌المال کسی به سزایی رسیده است! چه باید کرد؟!

آقای پزشکیان، شما در بد زمانی زمام ریاست جمهوری را در دست گرفتید. شاید در وعده‌های انتخاباتی خود تا این حد به نفوذ جاسوسان و سیاست‌گذاری‌های ضد مردمی‌شان آگاه نبوده‌اید. احتمالاً فکر نمی‌کردید که تا این حد در رده‌ی مسئولین بالای حکومت نفوذ دارند و روز به روز به مناصب بالاتری نیز گمارده می‌شوند.

ولی اگر در فکر نجات کشورید باید به هر قیمتی شده با مردم از در وفاق درآیید نه با کسانی که دائماً چوب لای چرخ کارهای شما می‌گذارند. آن‌ها را به مردم معرفی کنید. بودجه‌ی ارگان‌های غیرمؤثر را حذف کنید. می‌دانم که انجام این موارد به معنای انگشت نهادن در لانه‌ی مارهای زهرآگین است که آرام نخواهند نشست، اما وظیفه‌ی شما به ثمررساندن خواست مردم است نه وفاق با نابخردان و افراطیون جنگ‌طلب هم‌سو با آمریکا و اسرائیل جنایتکار. فرصتی باقی نمانده است.

و در خاتمه اشاره‌ای به رنج و اندوه ناشی از فقدان عزیزانمان می‌کنم که شما پس از گذشت سال‌ها همچنان اشک از چشمانتان جاری می‌شود ولی در زمان ریاست جمهوری شما، شورای تأمین استان و شهرداری دوران شما، سردمدار ظلم و ستم به دادخواهان سال‌های ۶۰، بویژه ۶۷ که بخاطر عقایدشان به قتل رسیده‌اند، شده است. البته این روند کشتن معترضان را در سال‌های ۷۸، ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ نیز شاهد بوده‌ایم. ولی این فشارها که نتیجه‌ی وفاق یک‌طرفه و یک‌جانبه‌ی شماست، تنها به تخریب دولت شما خواهد انجامید و بس…
از ما گفتن بود!


مادر صلح: زهره تنکابنی ۲۷ شهریور ۱۴۰۴

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

2 پاسخ

پاسخ دادن به توجه لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی