
***
صدور حکم اعدام برای فعال کارگری شریفه محمدی، چیزی جز آب ریختن در آسیاب امپریالیسم و صهیونیسم نیست.
***
وقتی به شرایط و چالشهای فزاینده امروز جامعه ما فکر میکنیم، از یک منظر خود را در برابر پارادوکس گونهای میبینیم که عبور از آن بسیار نگرانکننده و دشوار به نظر میرسد. از یک سو گویا دستیابی به مطالبات دموکراتیک و عدالت اجتماعی و حاکمیت سکولار به عنوان مطالبات برحق مردم کشورمان در شرایط کنونی و این لحظه تاریخی در تعارض با مطالبه استقلال و حق حاکمیت ملی قرار گرفته است. به عبارت دیگر، در توازن قوا و صفآراییها و شرایط کنونی هر گونه رژیم چنج در ایران میتواند با تهدید و به احتمال بسیار زیاد، ازدست رفتن رفتن حاکمیت ملی و استقلال و تمامیت ارضی کشور همراه باشد. دلیل اصلی این دغدغه هم، عدم مشاهده یک آلترناتیو ملی و دموکراتیک واقعی است.
از سوی دیگر، تداوم شیوه حکمرانی موجود نیز اساسا چشماندازی را برای تامین عدالت اجتماعی، مطالبات دموکراتیک و حاکمیت سکولار بازتاب نمیدهد.
بر این اساس، خروج از این بحران شاید با تحولاتی رقم بخورد که حاکمیت را به تندادن به بخشهایی از مطالبات مردم هدایت کند! بدیهی است که چنین تغییری، بدون تغییر توازن قوای اجتماعی و سیاسی در جامعه رخ نمیدهد.
و این تغییر توازن قوا تنها میتواند محصول کنشگری مطالباتی و اعتراضی مردم و فشار بر حاکمیت از این طریق باشد. همان مردمی که با رفتار میهنپرستانه و هوشمندانه خود در برابر تجاوز صهیونیستی امپریالیستی و جنگ ۱۲ روزه، امید متجاوزان به راه انداختن آشوب داخلی را به یاس تبدیل کردند.
اگر این واقعیت درک شود که تنها کنشگری مطالباتی و اعتراضی آگاهانه مردم میتواند زمینه تن دادن حاکمان به بخشهایی از مطالبات آنها را فراهم آورد، بنابراین کنشگری مطالباتی و اعتراضی مردم را نه تنها نباید در تعارض با مطالبه مهم استقلال و حق حاکمیت ملی در برابر مداخله و تجاوز امپریالیستی صهیونیستی دید و با نگرانی به آن نگریست و… ، بلکه باید مسئولانه و آگاهانه و هشیارانه از آن حمایت کرد و در سازماندهی و هدایت آن نیر کوشید. چراکه تنها تقویت اعتراض و مطالبه گری ممکن است بتواند حاکمیت را وادار به تن دادن تدریجی به بخشهایی از مطالبات مردم و تامین حداقل سرمایه اجتماعی لازم برای ایستادگی در برابر تهاجم صهیونیستی_امپریالیستی کند. با اینکه از سوی بسیاری از تحلیلگران و دلسوزان و میهندوستان، مشاورههایی از این گونه بارها به حاکمیت داده شده است، اما گوش شنوایی برای آنها یافت نشده و در عمل نیز اثربخش نبوده است. اما جنبش “زن، زندگی، آزادی” نشان داد که با نیروی اجتماعی میتوان حاکمیت را وادار به تندادن به برخی از مطالبات متعارف اجتماعی چون پوشش اختیاری کرد. این میتواند درسی برای جنبش کارگری و عدالتخواهانه و جنبش دموکراتیک جامعه ما هم باشد! جنبش کارگران و بازنشستگان نیز در نیمه اول سال ۱۴۰۱ و پیش از جنبش مهسا، با واداشتن دولت به تمکین به اجرای مصوبه شورای عالی کار در مورد افزایش ۵۷ درصدی دستمزد، حاوی چنین درسی بود.
نکته کلیدی اینجاست که جنبش دموکراتیک و عدالتخواهانه تنها در صورتی میتواند به این مهم دستیابد که بسیار هشیارانه عمل کند. منظور از هشیارانه عمل کردن هم آن است که همواره در کنشهای اعتراضی و مطالباتی خود، نهتنها با امپریالیسم و صهیونیسم و رسانهها و مزدوران آنها مرزبندی آشکار کند، بلکه دشمنی خود را با آنها نیز به نمایش بگذارد. بدین ترتیب میتواند فرصت استفاده سوء از جنبش خود را از آنها سلب کند.
از سوی دیگر اگر نیرویی در حاکمیت واقعا نگران استقلال و امنیت کشور در برابر تجاوزات امپریالیستی و صهیونیستی است که نمیتوان منکر آن شد، باید درک کند که با سرکوب مطالبات دموکراتیک و عدالتخواهانه مردم، تنها در جهت بسترسازی بیشتر برای مداخله امپریالیستی صهیونیستی عمل میکند، نه مقابله با آن.
درست آن است که به صدور احکامی چون حکم اعدام شریف محمدی فعال کارگری از این منظر نگریسته شود. تمام مردم می بینند که او هیچ گاه بر اساس اصل ۱۶۸ قانون اساسی به صورت علنی محاکمه نشد. از این رو حق دارند نه تنها آن را ناعادلانه دانسته و نپذیرند، بلکه آن را گامی در جهت تخریب فضای ملی و میهنی شکل گرفته در روزهای جنگ ۱۲ روزه ببینند.
آنها که در حاکمیت سعی دارند از فضای جنگی ایجاد شده برای سرکوب کنشگران و فعالان اجتماعی و دموکراتیک بهره بگیرند و سرکوب و اعدام فعالان را تشدید کنند، بی شک آب به آسیاب امپریالیسم و صهیونیسم میریزند و همان راهی را دنبال میکنند که جاسوسان و نفودیهای امپریالیسم و صهیونیسم طراحی و مهندسی کردهاند. درست آن است که شریفه و همه فعالان و کنشگران اجتماعی و دموکراتیک فوری آزاد شوند.
تردید نباید داشت که همین مردمی که در جنگ ۱۲ روزه آن هوشمندی را از خود نشان دادند، این گونه رفتارها و اقدامات را نخواهند بخشید.
بدون تردید سکوت در برابر چنین رویکرد و اقداماتی نه تنها با میهن دوستی و دفاع از استقلال و امنیت کشور همسوئی ندارد، بلکه دقیقا در تقابل با آن است.
همان گونه که نیروهای دموکراتیک و عدالتخواه جامعه ما باید به این حقیقت توجه کنند که تنها با حفظ حاکمیت ملی میتوان چشماندازی را برای تحقق این مطالبات متصور شد، نیروهای مدافع حاکمیت ملی و استقلال کشور در حاکمیت نیز که در معرض تهاجم امپریالیستی و صهیونیستی قرار دارند ناگزیر به فهم این حقیقت هستند که تنها با کنار آمدن با مطالبات برحق مردم می توان از امکان مقابله موفق با دامنه وسیع توطئه ها و مداخلات امپریالیستی و صهیونیستی برخوردار شد.
سرانجام ، باید امیدوار بود شرایط جامعه ما مصداق دیگری برای تکرار و تقویت این باور نباشد که دیکتاتورها کندذهناند، یا نمیفهمند و یا بسیار دیر میفهمند!
زمانی که کار از کار گذشته باشد!






در میان حکومتیان مورد علاقه مسعود امیدی حتی یک نفر این همه راجع به “امپریالیسم” صحبت نمیکند. ۴۵ سال پیش هرگونه مبارزه از نظر ایشان و همفکران به زعامت حزب توده از کانال مبارزه با امپریالیسم و صهیونیسم میگذشت، اما فقط هستی و نیستی شان را از دست دادند. اما امروز که هستی و نیستی یک جامعه مطرح است حمایت اینان از حقوق بشر از جمله اعدام شریفه به خاطر هم خطی با صهیونیست ها است!! اگر اینها با این سیاست انتحاری امروز انگشت شمار شدهاند ملت ایران به هیچ وجه دیگر خریدار این سیاست نیست.
ممکن است نام ببرید آن “نیرویی در حاکمیت که واقعا نگران استقلال و امنیت کشور در برابر تجاوزات امپریالیستی و صهیونیستی است”؟
✔صادرکنندگان احکام مرگ نه تنها برای شریفه محمدی بلکه هزاران زن و کودک و کارگر و معلم و… در زندان بزرگ رو بازی بنام ایران؟
✔مداحان بیت رهبری “ایران” پرست؟
✔برادران قاچاقچی و میدان و کاسبان تحریم؟
✔بی شرافت ها و بی عقلهای دور سیدعلی حسین بازجوها؟
✔امامان جمعه زمین خوار و اختلاسگران چای دبش که جگر بازنشستگان را سوزاند؟
✔آقازاده های صدور نفت و ترور و مافیای اسلحه و سارقان جیب و سفره میلیونها کارگر و بازنشسته با دستمزد ماهیانه ۱/۵ زیر خط فقر؟
✔و یا پزشک حجاب بان و همدست و حامی جنایتکاران “ذوب در ولایت؛اصولگرای اصلاح طلب؛ادامه دهنده راه رئیسی که کابینه خود را براساس نظرات سیدعلی انتخاب کرده و کسی حق توهین به رهبر ندارد و اختیاری برای آزادی زندانیان سیاسی و..نداشته؛ از مقام معظم رهبری بابت هدایت از درآمدن نامش از صندوقها تشکر کرد”؟
این مقاله بیان درد دل میلیونها ایرانی میهندوست است که از یکطرف نگران از دست دادن استقلال ملی و تمامیت ارضی کشور هستند و از طرف دیگر از جنایات، ناتوانیها و نابخردیهای حکومت جانشان به لب رسیده است.
با درود
حکم اعدام خانم شریفه محمدی چون ٱب به ٱسیاب امپریالیسم و صهیونیسم میریزد اشتباه است؟
و از نظر شما فقط رژیم چنج می تواند استقلال و حاکمیت ملی را بخطر اندازد ، نه استمرار این رژیم که حتی قادر به تامین ٱب و برق مردم هم نیست ، تا جاٸیکه رٸیس جمهور اعلام می کنه ، مگه من کردم ، برید یقه اونیکه کرده بگیرید ! از خامنه ای هم که خبری نیست ، میگن فعلن رفته مدرسه موشها.
این نیروهای مدافع حاکمیت ملی و استقلال کشور در حاکمیت ، کی ها هستند؟ اصول گرایان ارتجاعی “عدالت خواه “یا روزنه گشایان به اصطاح “طرفدار غرب “، هر دو موافق در ریخت و بپاش برای نیروهای محور مقاومت از جیب مردم بدبخت و فقیر ایران برای تثبیت حکومتشون در این ۴۶ سال، البته بدون هیچ اعتراضی از طرف شما و رفقای متمایل به شرق !!!
جنبش زن زندگی ٱزادی بعنوان یک انقلاب فرهنگی اجتمایی بعد از شوک وارده به اکثریت گروهای سباسی و باز کردن چشم و گوش طرفداران متمایل به شرق ، توانست حاکمیت را مجبور عقب نشینی کند .
با ٱرزوی سلامتی
ٱقای امیدی مرتبا تلاش دارد بر پارادکسی که تحلیل هایش با ٱن روبروست غلبه کند و از این رو فرمول بندی مردم، مبارزه، رژیم و امپریالیسم را بازنویسی می کند. این تلاش قابل توجهی است.
اما با با یک رژیم ضد مردمی مافیایی روبروییم که تلاش بر حفظ موقعیت غارتگرانه اش را نمی توان استقلال خواهی تلقی کرد.
مبارزه ی مردم و خواست ٱن ها اصل است. اینکه این مبارزات باید راه هر سواستفاده ی نیروهای وابسته به امپریالیسم چه خارجی و چه داخلی را ببندد صحیح است، اما اشتباه است که فکر کنیم راهش از چسبیدن دوباره به بخش هایی از رژیم می گذرد.
تا بند ناف خط فکری ٱقای امیدی به نجات از طریق رژیم وصل است این پارادوکس رفع نخواهد شد.