کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲- بازخوانی یک “زخم تاریخی” – داوید پارسیان

۷۲ سال پیش در چنین روزی، چگونه نقش قدرت‌های جهانی و بازیگران داخلی در یک مهندسی سقوط مسیر و سرنوشت دموکراسی در ایران را تا به امروز تغییر داده و  نقطه عطف سیاست‌های مداخله‌گرانه در خاورمیانه و الگوی کودتاهای جنگ سرد در جهان شد.

مقدمه

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران، که منجر به سرنگونی دولت ملی دکتر محمد مصدق و بازگشت محمدرضا شاه پهلوی به قدرت شد، یک نقطه عطف تاریخی در روابط بین‌الملل و تاریخ معاصر ایران و نمونه‌ای بارز از مداخله خارجی در امور داخلی کشورهای جهان سوم است. این کودتا با برنامه‌ریزی و اجرای سازمان‌های اطلاعاتی ایالات متحده (CIA) و بریتانیا (MI6) صورت گرفت. این کودتا نه‌تنها مسیر دموکراسی در ایران را منحرف کرد، بلکه الگویی برای مداخلات مشابه در کشورهای دیگر شد (Kinzer, 2008; Abrahamian, 2013). برای فهم کامل این رویداد، باید به انگیزه‌ها، بازیگران اصلی و پیامدهای آن از دیدگاه‌های مختلف پرداخت.

این مقاله با بهره‌گیری از منابع مختلف (آمریکایی، انگلیسی، روسی و ایرانی)، به بررسی زمینه‌های سیاسی-اجتماعی، نقش بازیگران داخلی و خارجی، و پیامدهای منطقه‌ای و جهانی این کودتا می‌پردازد. همچنین، درس‌ها و عبرت‌های تاریخی آن را برای ایران امروز تحلیل میکند.

۱) زمینه‌های سیاسی-اجتماعی و انگیزه ملی شدن نفت

از زمان کشف نفت در ایران در پنجم خرداد سال ۱۲۸۷ در دره خرسان شهر مسجد سلیمان که آغازگر فصلی نو در حیات سیاسی و اقتصادی کشور ایران به حساب می‌آید، شرکت‌های خارجی به ‌ویژه Anglo-Iranian Oil Company (AIOC)  کنترل کامل بر منابع نفتی کشور را در دست داشتند. 

این کنترل انحصاری بر صنعت نفت ایران پس از پایان جنگ جهانی دوم، همچنان از طریق شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) توسط بریتانیا انجام میگرفت. با ظهور موج استقلال‌طلبی و نارضایتی عمومی از قراردادهای استعماری و سهم اندک ایران از درآمد نفت، تقاضا برای ملی کردن صنعت نفت افزایش یافت. با آغاز نخست‌وزیری دکتر مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۰، شعار اصلی او ملی‌کردن صنعت نفت ایران بود، شعاری که از دل تجربه‌ی استعمار اقتصادی بریتانیا در شرکت نفت ایران و انگلیس برخاسته بود. (Elm, 1992) استخراج و مدیریت صنغت نفت به مهم‌ترین منبع درآمد و ابزار حاکمیت ملی ایران بدل شد و محرک اصلی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی گردید. مصدق معتقد بود که استقلال سیاسی ایران بدون استقلال اقتصادی ممکن نیست (Abrahamian, 2013).

دکتر مصدق، رهبر جبهه ملی، این خواست را به یک جنبش ملی تبدیل کرد. در اسفند ۱۳۲۹، مجلس شورای ملی به ملی شدن صنعت نفت رأی داد و این قانون در اردیبهشت ۱۳۳۰ توسط مصدق، که به تازگی به نخست‌وزیری رسیده بود، به اجرا درآمد. این اقدام ضربه سنگینی به منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک بریتانیا وارد کرد. (Gasiorowski, 1991)

ملی شدن نفت برای ایرانیان صرفاً یک تصمیم اقتصادی نبود، بلکه به شعار استقلال و آزادی سیاسی بدل شد. مردم ایران با ملی کردن نفت، برای نخستین بار توانستند سلطه یک قدرت استعماری دیرپا (بریتانیا) را به چالش بکشند. این حرکت، انعکاسی جهانی نیز یافت و الهام‌بخش بسیاری از جنبش‌های ضداستعماری در جهان سوم شد (Katouzian, 2003).

۲) نقش بازیگران داخلی

۲.۱)  جبهه ملی و دکتر مصدق

جبهه ملی به عنوان اصلی‌ترین نیروی سیاسی به رهبری دکتر محمد مصدق، یک ائتلاف از نیروهای ملی‌گرا، روحانیون و روشنفکران بود که هدف اصلی آن بر کوتاه کردن دست نیرو های خارجی‌ از منابع و سرنوشت ایران تمرکز داشت. مصدق با تکیه بر حمایت مردمی و با شجاعت در برابر فشار بریتانیا ایستادگی کرد. با این حال، با تشدید بحران و افزایش فشار خارجی، ائتلاف داخلی دچار شکاف شد و سرانجام شرایط سقوط او را فراهم ساخت (Abrahamian, 2013).

۲.۲)  روحانیت

بخشی از روحانیت، به ویژه به رهبری آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی، در ابتدا حامی اصلی نهضت ملی شدن نفت بود. کاشانی با فتوای خود به مردم برای حمایت از مصدق کمک کرد. اما به تدریج، اختلافات سیاسی و دیدگاه‌ها بین او و مصدق افزایش یافت، و کاشانی در روزهای منتهی به کودتا از مصدق فاصله، و حتی در برابر او موضع گرفت. این شکاف در صفوف نهضت، یکی از دلایل اصلی ضعف آن در برابر کودتاچیان بود. (Ervand Abrahamian, 2013) (Moaddel, 1993)

۲.۳)  حزب توده

حزب توده، با گرایش چپ و وابستگی به شوروی، که در آن زمان یکی از قدرتمندترین نیروهای سازمان یافته سیاسی ایران بود، در ابتدا با مصدق همکاری نداشت، اما با بالا گرفتن بحران، از دولت او و از ملی شدن نفت حمایت کرد. اما به علت اختلافات ایدئولوژیک با مصدق، انجام سیاست‌های دوگانه و به دلیل ملاحظات شوروی همکاری مؤثری شکل نگرفت و سرانجام نتوانست در لحظه‌ی کودتا از مصدق دفاع کند. از جانب دیگر، ترس از قدرت‌گیری حزب توده توسط کشور های غربی بهانه‌ای برای مداخله شد. مصدق نیز با دوری از حزب توده و عدم مسلح کردن اعضایش برای مقابله با کودتا، سعی در حفظ تعادل سیاسی داشت. این تصمیم، هرچند از نظر سیاسی منطقی به نظر می‌رسید، اما در عمل توانایی او را برای مقابله با کودتا کاهش داد (Gasiorowski, 2004).

۲.۴)  محمدرضا شاه پهلوی

محمدرضا شاه که در آغاز ضعیف و وابسته به ارتش و حامیان خارجی بود، در ابتدا با ملی شدن نفت مخالفت کرد، اما با فشار مردم و مجلس با اکراه مصدق را بعنوان نخست وزیر منصوب کرد و مجبور به تأیید قانون ملی شدن نفت شد. او در طول نخست‌وزیری مصدق در تقابل با او قرار داشت. ولی سرانجام با افزایش فشار خارجی و تایید نیروهای مذهبی در داخل، او به عنوان ابزاری برای بازگرداندن سلطه بریتانیا و جلوگیری از سقوط ایران به دست کمونیست‌ها (از دیدگاه آمریکا) مورد استفاده قرار گرفت، و پس از کودتا به نماد بازگشت استبداد بدل شد (Gasiorowski, 1987). 

۳) نقش قدرت‌های خارجی: از بریتانیا تا آمریکا

۳.۱)  بریتانیا و وینستون چرچیل

دولت وینستون چرچیل در بریتانیا، ملی شدن صنعت نفت را به عنوان یک تهدید مستقیم به منافع امپراتوری خود می‌دید. بریتانیا در ابتدا با تحریم اقتصادی، مسدود کردن فروش نفت ایران و اقدامات دیپلماتیک سعی در تضعیف دولت مصدق داشت. زمانی که این اقدامات مؤثر واقع نشد، بریتانیا به دنبال راه‌حل‌های قهرآمیز رفت. آن‌ها با ارائه طرحی به نام عملیات بوت (Operation Boot) به آمریکا، خواستار همکاری برای سرنگونی مصدق شدند (Kinzer, 2003). (Ferrier, 1982). اسناد آرشیو ملی بریتانیا نشان می‌دهند که MI6 در طراحی عملیات “Boot” نقشی کلیدی داشت و هدف اصلی چرچیل، حفظ منافع نفتی و جلوگیری از الگوسازی ایران برای کشورهای دیگر بود.

 (Risen, 2000)- (Amirani, 2020)  

۳.۲)  ایالات متحده: از ترومن تا آیزنهاور

در ابتدا، دولت هری ترومن در آمریکا سعی در میانجی‌گری بین ایران و بریتانیا داشت و از راهکارهای نظامی حمایت نمی‌کرد. با این حال، با روی کار آمدن دوایت آیزنهاور و وزیر خارجه‌اش جان فاستر دالس، و افزایش نگرانی از نفوذ شوروی رویکرد آمریکا تغییر کرد. آن‌ها در دوران جنگ سرد، ملی شدن نفت را تهدیدی برای نفوذ کمونیسم می‌دیدند. برادران دالس، جان فاستر و آلن دالس (رئیس CIA)، به این باور بودند که عدم اقدام، ایران را به دامن شوروی خواهد انداخت. آن‌ها با پذیرش طرح بریتانیا، عملیات آژاکس (Operation TPAJAX) را با همکاری (MI6) برای سرنگونی مصدق طراحی کردند. این عملیات توسط کرمیت روزولت (Kermit Roosevelt) نوه تئودور روزولت، نماینده CIA مسئول اجرای عملیات در تهران، در ایران اجرا شد (Kinzer, 2003). (CIA, 2013; Politico, 2018). 

۳.۳)  نقش اتحاد شوروی و مرگ استالین

دولت شوروی پس از جنگ جهانی دوم تلاش‌هایی برای نفوذ و جدایی در شمال غرب و غرب ایران داشت. ولی در زمان مصدق، به ویژه پس از مرگ استالین در آوریل ۱۹۵۳، موضع دوگانه‌ای داشت. آن‌ها از یک سو تمایلی به دخالت مستقیم در ایران نداشتند تا بعلت تجارب جنگ در شبه جزیره کره، از یک درگیری مستقیم با آمریکا جلوگیری کنند. از سوی دیگر، آن‌ها به دنبال تضعیف نفوذ غرب در ایران بودند و از طریق حزب توده نفوذ خود را حفظ می‌کردند. با این حال، شوروی در نهایت هیچ کمک مؤثری به مصدق نکرد و در برابر کودتا سکوت کرد. ضعف حزب توده به دلیل اختلافات داخلی و فقدان هماهنگی با کرملین باعث شد که نتواند در بزنگاه تاریخی از مصدق حمایت و دفاع کند (Fursenko & Naftali, 1997). – (Behrooz, 2000; Zubok, 2020).

۴) چگونگی کودتا و نقش نیروهای داخلی

کودتا در دو مرحله طراحی شد. در ابتدا، در روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲، یک فرمان شاه مبنی بر عزل مصدق و انتصاب ژنرال فضل‌الله زاهدی به نخست‌وزیری به او ابلاغ شد. مصدق این فرمان را غیرقانونی دانست و کودتا شکست خورد. شاه با هواپیمای خود به بغداد و سپس به رم گریخت. با این حال، نیروهای کودتا به فرماندهی ژنرال زاهدی، با حمایت مالی CIA و سازماندهی کرمیت روزولت، دوباره دست به کار شدند.

روز ۲۸ مرداد، عوامل کودتا با بسیج ارتش، شبکه‌ای از روحانیون، بازاریان و گروه‌های اوباش و لمپن شهری، به رهبری افرادی مانند شعبان جعفری و طیب حاج رضایی، به خیابان‌ها ریختند. آن‌ها با حمایت مالی و تبلیغاتی CIA که با پرداخت پول به چهره‌های بانفوذ و روزنامه‌نگاران، فضای رسانه‌ای را علیه مصدق شکل داده بودند، با شعار «جاوید شاه»، به سمت خانه مصدق حرکت کرده و آن را به آتش کشیدند .(Gasiorowski, 1987) ارتشبد زاهدی به‌عنوان مهره اصلی کودتا معرفی شد و نیروهای نظامی با حمله به خانه مصدق، دولت او را ساقط کردند. نیروهای وفادار به مصدق مقاومت مؤثری نداشتند و در نهایت مصدق دستگیر شد و دولت او سرنگون گردید.

۵) پیامدهای بین‌المللی و الگوسازی در جنگ سرد

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یک الگوی مداخله‌جویانه برای قدرت‌های بزرگ در دوران جنگ سرد ایجاد کرد. پس از موفقیت CIA در ایران، این سازمان در کشورهای دیگر نیز دست به چنین اقداماتی زد.

گواتمالا (۱۹۵۴): CIA با عملیات PBSuccess، دولت منتخب جاکوبو آربنز را به دلیل سیاست‌های اصلاحات ارضی‌اش، که منافع شرکت آمریکایی یونایتد فروت را تهدید می‌کرد، سرنگون کرد (Kinzer, 2006).

شیلی (۱۹۷۳): CIA با حمایت از یک کودتای نظامی، دولت سوسیالیست سالوادور آلنده را سرنگون کرد و آگوستو پینوشه را به قدرت رساند (Blum, 2000).

کنگو (۱۹۶۰): پاتریس لومومبا، نخست‌وزیر کنگو، به دلیل تمایل به ملی کردن منابع معدنی کشورش و درخواست کمک از شوروی، توسط سازمان‌های اطلاعاتی غربی مورد هدف قرار گرفت و کشته شد.

اندونزی (۱۹۶۵): با حمایت CIA، یک کودتای نظامی علیه سوکارنو، رئیس‌جمهور ملی‌گرای اندونزی، صورت گرفت که منجر به کشتار گسترده کمونیست‌ها شد.

الگوی این مداخلات نشان داد که قدرت‌های بزرگ برای حفظ منافع خود، کنترل منابع طبیعی و مقابله با جنبش‌های ملی‌ یا چپ‌گرا ، از سرنگونی دولت‌های منتخب و دموکراتیک ابایی ندارند.

(Kinzer, 2008; Azizi, 2024) –  (Blum, 2004; Bevins, 2020)

۶) چرا مصدق شکست خورد؟

مصدق به قانون اساسی وفادار بود و از استفاده از زور پرهیز کرد. او و جبهه ملی فاقد سازماندهی نظامی و ابزار دفاعی بودند. ارتش همچنان وفادار به شاه بود و حزب توده نیز به دلیل سیاست های دوگانه و پیروی از دستوارات مسکو، بی عمل ماند. (Shoamanesh, 2009) همچنین اختلافات داخلی میان نیروهای ملی و روحانیت، زمینه شکست را فراهم کرد (Abrahamian, 2013).

شکست مصدق را می‌توان به چند عامل نسبت داد:

عدم انسجام داخلی: شکاف میان مصدق و کاشانی، و همچنین میان مصدق و نیروهای مذهبی و مشروطه خواه، صفوف نهضت را در لحظه حساس درهم شکست.

بی‌توجهی به ارتش: مصدق به ارتش اعتماد کرد و افسران وفادار به شاه را تصفیه نکرد. در نتیجه، کودتاچیان توانستند از نیروهای نظامی برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند.

عدم اتکا به مردم: در حالی که مصدق در ۲۵ تیر ۱۳۳۱ با تکیه بر مردم توانست دوباره به قدرت بازگردد، در روزهای منتهی به کودتا از ظرفیت بسیج عمومی خود استفاده نکرد و به نیروهای خیابانی کودتاچیان اجازه داد تا کنترل شهر را به دست بگیرند (Gasiorowski, 2004).

۷) پیامدهای داخلی کودتا و درس‌هایی برای امروز

پس از کودتا، شاه به سلطنت مطلقه بازگشت و با کمک ارتش و نیرو های امنیتی یک حکومت دیکتاتوری را برقرار کرد. سه سال بعد در سال ۱۳۳۵ سازمان ساواک برای سرکوب مخالفان تأسیس شد. فضای سیاسی کشور به شدت بسته شد و روند دموکراتیزاسیون متوقف گردید. بسیاری از فعالان سیاسی، از جمله اعضای جبهه ملی و حزب توده، زندانی یا اعدام شدند. روند دموکراتیک ایران که با ملی شدن نفت آغاز شده بود، متوقف شد و فضای سیاسی به شدت سرکوب گردید. این سرکوب‌ها در نهایت در بیست و پنچ سال بعد به نارضایتی عمومی و وقوع انقلاب ۱۳۵۷ انجامید. (Milani,2008) درس مهمی که از این رویداد تاریخی می‌توان گرفت این است که دموکراسی در ایران، برای موفقیت، نیازمند یک ائتلاف گسترده و قوی از نیروهای سیاسی و اجتماعی است. همچنین، وابستگی به قدرت‌های خارجی برای حفظ یا سرنگونی یک دولت می‌تواند به قیمت نابودی استقلال و حاکمیت ملی تمام شود. 

کودتای ۱۳۳۲ نشان داد که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی و وحدت نیروهای ملی امکان‌پذیر نیست. همچنین اهمیت سازماندهی اجتماعی، نقش نهادهای مدنی و استقلال از قدرت‌های خارجی از مهم‌ترین درس‌های این رویداد است. (Abrahamian, 2013; RFE/RL, 2013).

۸) اذعان مقامات آمریکایی و سکوت بریتانیا

اذعان آمریکا: مقامات و سیاستمداران ایالات متحده در دهه‌های اخیر به‌طور ضمنی بارها به نقش CIA در کودتای ۲۸ مرداد اذعان کرده‌اند. در سال ۲۰۱۳، سازمان سیا اسناد محرمانه مربوط به این کودتا را منتشر کرد و برای اولین بار به طور رسمی به نقش خود در سرنگونی مصدق اعتراف کرد (National Security Archive, 2013). و در سال ۲۰۲۳ آن را «غیردموکراتیک» خواند. بسیاری از سیاستمداران آمریکایی، از جمله مادلین آلبرایت، وزیر خارجه سابق آمریکا، در سال ۲۰۰۰ اظهار داشت که کودتای ۱۹۵۳ «تاریخ توسعه دموکراسی در ایران را عقب انداخت» و از این اقدام به عنوان یک اشتباه تاریخی یاد کرد و از مردم ایران پوزش خواست. (Albright, 2000) باراک اوباما نیز در سال ۲۰۰۹ در قاهره به نقش مخرب آمریکا در ایران اشاره کرد.

سکوت بریتانیا: در مقابل، دولت بریتانیا هرگز به طور رسمی به نقش خود در کودتا اعتراف نکرده و به دلیل حساسیت‌های سیاسی و تاریخی، از یک واکنش و اقدام به عذرخواهی تا کنون دوری جسته است. آنها تنها برخی اسناد را از طبقه‌بندی خارج کرده اند (Risen, 2000). بریتانیا همچنان معتقد است که نقش آن‌ها کمتر از آنچه ادعا می‌شود بوده و بیشتر مسئولیت به گردن آمریکا است.  

منابع:

Abrahamian, E. (2013). The coup: 1953, the CIA, and the roots of modern U.S.-Iranian relations. New Press.

Albright, M. (2000, March 17). Remarks before the American-Iranian Council. U.S. Department of State.

Behrooz, M. (1999). Rebels with a cause: The failure of the left in Iran. I.B. Tauris.

Bevins, V. (2020). The Jakarta method: Washington’s anticommunist crusade and the mass murder program that shaped our world. PublicAffairs.

Blum, W. (2004). Killing hope: U.S. military and CIA interventions since World War II. Zed Books.

Elm, M. (1992). Oil, power, and principle: Iran’s oil nationalization and its aftermath. Syracuse University Press.

Ferrier, R. W. (1982). The history of the British Petroleum Company. Cambridge University Press.

Fursenko, A., & Naftali, T. (1997). One hell of a gamble: Khrushchev, Castro, and Kennedy, 1958–۱۹۶۴. Norton.

Gasiorowski, M. J. (1987). The 1953 coup d’etat in Iran. International Journal of Middle East Studies, 19(۳), ۲۶۱–۲۸۶.

Katouzian, H. (2003). Iranian history and politics: The dialectic of state and society. Routledge.

Kinzer, S. (2003). All the Shah’s men: An American coup and the roots of Middle East terror. Wiley.

Milani, A. (2008). Eminent Persians: The men and women who made modern Iran, 1941–۱۹۷۹. Syracuse University Press.

Moaddel, M. (1993). Class, politics, and ideology in the Iranian revolution. Columbia University Press.

Risen, J. (2000, April 16). Secrets of history: The CIA in Iran. The New York Times.

New Yorker: Preparing the Battlefield

New Yorker: Revolution – Shah of Shahs

Hampton Think: Iran 1953 – How the CIA orchestrated an imperialist coup

Yahoo News: CIA publicly acknowledges 1953 coup

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

3 پاسخ

  1. این نوشتار منظرهٔ رویداد های دورهٔ مربوطه را ترسیم کرده اما برخی از زوایا و لحظه ها را دقیق توضیح نداده است. نویسنده اگر به کتاب «تجربه ۲۸ مرداد» نوشته ف م جوانشیر مراجعه می کرد می توانست نکات مفقود در نوشتارش رابیابد و توضیح دهد!

  2. با احترام در مورد کم تحرکی حزب توده ایران ارزیابی پسینی صورت گرفته

    فارغ از شکست کودتا در ۲۵ مرداد توسط کادر های نظامی حزب موارد زیر مشخصا در مورد روز کودتا مهم است
    الف ) روز قبل از کودتا ۷۰۰ نفر از کادر های حزب توده ایران بر اساس دستور مصدق پس از مذاکره‌ با سفیر آمریکا دستگیر و هر گونه تظاهر ممنوع شد .
    ب ) بر این اساس هر گونه حرکتی از سوی توده بدون هماهنگی با مصدق تاییدی بر جنگ روانی کودتای کمونیستی توسط راست تلقی می شد
    ج )حزب توده ایران از بامداد روز کودتا با اعزام مسئولین جمعیت مبارزه با استعمار به دفتر مصدق تلاش وافری کرد
    د) دکتر کیانوری از طریق بانو مریم فیروز ۴ بار با مصدق تماس گرفت و بلانتیجه بود
    ه ) اساسا مصدق طبق دفاعیاتش در دادگاه
    واقف شده بود که پس از مرگ استالین و تغییر توازن نیرو ها مقاومت منجر به خون ریزی می‌شد کما اینکه بعدا ایشان با طرح فراری و پیام رادیویی به مردم ، که سازمان افسران تدارک دیده بود استقبال نکرد
    منبع: کودتا آبراهامیان

  3. آیا واقعه ۲۸ مرداد و آن کودتا باید همیشه برجسته و یاد آوری شوی؟
    پاسخ آریست!
    چرا؟
    ایران خانم دو حرکت مهم برایش شکل گرفت
    که این دو حرکت منجر به پوشاند لباس شیک و متناسب با اندامش می شد این دو حرکت
    یکی مشروطه بود و دیگر حرکت دکتر مصدق
    که متاسفانه هر بگونه ای نتوانستند نهادینه شوند و بر کار های مسلط شود که هر دو حرکت توسط خاندانی بنام پلانی که بعدن آن خاندان شد پهلوی سرکوب شدند

پاسخ دادن به رضا قضات لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی