خاک بر سر نوبل شد! – سهیلا وحدتی

بیانیه‌ی شیرین عبادی و نرگس محمدی*، دو برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل، در جانبداری از تجاوز اسرائیل و محکوم ساختن ایران، مایه‌ی ننگ نوبل است که جایزه‌ی صلح‌اش را به چنین کسانی اعطا می کنند؛ کسانی که به‌جای محکوم ساختن تجاوز نظامی و آغاز جنگ، به هواداری از خواسته‌های کشور متجاوزی برخاسته‌اند که اتفاقاً به میهن خود ایشان حمله کرده است!

زمانی زنده‌یاد محسن حیدریان مقاله‌ای نوشت درباره‌ی اینکه جایزه‌ی صلح نوبل به شیرین عبادی کاملاً سیاسی بوده و کارنامه‌ی شیرین عبادی وزن و اعتبار لازم برای دریافت این جایزه‌ی سنگین را نداشته است. من مقاله‌ای نوشتم در پاسخ به ایشان با عنوانی شبیه به این‌که هم جایزه‌ی صلح نوبل را باور کنیم و هم زنان ایرانی را. اما اکنون از روح محسن حیدریان پوزش می‌طلبم. کاملاً حق با ایشان بود!

اعطای جایزه‌ی صلح نوبل هم به شیرین عبادی و هم به نرگس محمدی کاملاً سیاسی بود و با حساب‌و‌کتاب غرب برای برجسته ساختن مخالفت با رژیم جمهوری اسلامی، به فعالانی اعطا شد که زمینه داشتند تبدیل به مخالف سیاسی شوند، و چه بسا در آینده این جایزه شانس آن‌ها را برای اینکه به رهبر مخالفین یا رئیس‌جمهور آینده تبدیل شوند افزایش دهد، همانطور که دیدم که در میانمار (برمه)‌ چنین شد. و حقاً که این دو نفر نسبت به غرب نمک‌نشناس نیستند و موازین شناخته‌شده برای خشنود کردن اعطا‌کنندگان این جایزه را همواره رعایت می‌کنند. به‌جای این‌که تجاوز به خاک میهن‌شان را محکوم کنند، خواسته‌ی اسرائیل درباره‌ی توقف غنی‌سازی را تکرار می‌کنند؛ یعنی در عمل در حمایت از اسرائیل و این تجاوز حرف می‌زنند. من به غنی‌سازی کاری ندارم و حق ایشان است که با آن مخالف باشند، اما جای ابراز این مخالفت در بیانیه‌ای درباره‌ی این تجاوز نظامی نیست وقتی که این خواسته دقیقا همان بهانه‌ی اسرائیل برای حمله به ایران است.

بسیاری از ما مخالف هیئت حاکمه‌ی جمهوری اسلامی هستیم و آرزوی برقراری دمکراسی سکولار در کشورمان را داریم. ولی وقتی که دشمن خارجی به کشوری حمله می‌کند، اول از همه باید دشمن را پس زد و سر جایش نشاند، بعد به مسایل داخلی رسیدگی کرد. اسرائیل و هیچ کشور دیگری حق مداخله در امور داخلی ایران را ندارد که بخواهد مهره‌ای را به جای حکومت فعلی جایگزین کند. این فقط و فقط حق مردم ایران است که درباره‌ی حکومت و حاکمیت سیاسی خودشان تصمیم‌گیری کنند..

نگاه به اسراییل و امریکا به عنوان ناجی مردم ایران توهین به مردم ایران است! 

مردم ایران مبارزات خود را از زمان مصدق تاکنون برای برقراری دمکراسی در ایران آغاز کرده و ادامه می‌دهند. یک نمونه ازین مبارزات را زنان و جوانان ما با خون خویش به ثبت رساندند تا بی‌حجابی را در جامعه عادی سازی کردند. آن‌ها برای حقوق حقه خود مبارزه‌ای بی وقفه، بدون ادعا و بدون جایزه را در سراسر کشور ادامه می‌دهند. آن‌وقت چند نفر معدود با برنامه‌ای حساب شده مورد توجه بین‌المللی قرار می‌گیرند و بی‌شرمانه نه تنها اعتبار مبارزات مردم ایران را درو می‌کنند بلکه به آن‌ها و مبارزات‌شان پشت کرده و دست گدایی سیاسی به سوی غرب و دشمن ایران یعنی اسراییل دراز می‌کنند.

مامان من، یادش شاد، هر وقت کسی به فلاکت می‌افتاد یا آرزوهایش همه بر باد می‌رفت می‌گفت: خاک بر سرش شد! حالا نوبل بیچاره که با هزار آرزو این جایزه را بنیاد نهاد که صلح را با اعطای این جایزه برجسته سازد و در جهان رواج دهد، با این بیانیه‌ی شما خاک بر سرش شد؛ که برندگان جایزه‌ی صلح او اکنون همسو و همراه با یک کشور متجاوز که به کشور خودشان حمله کرده، بیانیه می‌دهند. این به اصطلاح برندگان جایزه نوبل در کنار کشور متجاوز می‌ایستند، و بدتر اینکه در کنار کشور متجاوز به کشور خودشان می‌ایستند.

خانم شیرین عبادی عزیز،

ای کاش سکوت می کردید! ولی از جنایت جنگی و تجاوز به میهن‌تان دفاع نمی‌کردید.

برای دیگر امضاکنندگان، و به‌ویژه کارگردان‌های برجسته‌ای چون رسول‌اف و پناهی نیز واقعاً متأسفم که جوگیر اپوزیسیون سیاسی خارج‌کشور شده‌اند و خودشان و جایگاه انسانی و میهن‌دوستانه‌ی خودشان را گم کرده‌اند. گرچه به نرگس محمدی دیگر امیدی ندارم، اما امیدوارم که این عزیزان به خود آمده و به کنار مردم ایران و جایگاه حمایت از صلح بازگردند.

* در زیر متن کامل بیانیه‌ی شیرین عبادی و نرگس محمدی به همراه پنج تن دیگر از فعالان مدنی ایران را بخوانید که در اینستاگرام منتشر شده است:

فعالان مدنی ایرانی خواهان توقف غنی‌سازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی و توقف جنگ و حملات نظامی به زیرساخت‌های حیاتی هر دو کشور و کشتار غیرنظامیان شدند.

ما، امضاکنندگان این بیانیه، با تأکید قاطع بر حفظ تمامیت ارضی ایران و حق حاکمیت واقعی مردم، خواهان توقف غنی‌سازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی، پایان فوری جنگ ویرانگر میان جمهوری اسلامی و رژیم حاکم بر اسرائیل هستیم؛ جنگی که نه‌تنها زیرساخت‌ها و جان غیرنظامیان را در هر دو سرزمین نابود می‌کند، بلکه تهدیدی آشکار علیه بنیان‌های تمدن انسانی به شمار می‌آید.

غنی‌سازی اورانیوم، مسأله‌ی مردم ایران نیست. نباید ایران و مردم این سرزمین را فدای غنی‌سازی اورانیوم و جاه‌طلبی جمهوری اسلامی کرد. به نظر ما، هیئت حاکمه‌ی جمهوری اسلامی نه توانایی و نه ظرفیت حل مناقشات و منازعات داخلی و خارجی ایران را دارد و بهترین راه برای نجات مردم ایران و این سرزمین، کناره‌گیری هیئت حاکمه‌ی جمهوری اسلامی و فراهم‌آوردن گذار از جمهوری اسلامی به دموکراسی است.

ما از سازمان ملل و جامعه‌ی بین‌المللی می‌خواهیم که با برداشتن گام‌های فوری و قاطع، جمهوری اسلامی را به توقف غنی‌سازی، و هر دو طرف جنگ را به توقف حملات نظامی به زیرساخت‌های حیاتی یکدیگر، و توقف کشتار غیرنظامیان در هر دو سرزمین وادار نمایند.

جعفر پناهی
شهناز اکملی
شیرین عبادی
صدیقه وسمقی
عبدالفتاح سلطانی
محمد رسول‌اف
نرگس محمدی

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

6 پاسخ

  1. بیانیه هفت فعال مدنی به سازمان ملل در اخبارروز در دسترس ست.
    ««ما، امضاکنندگان این بیانیه، با تاکید قاطع بر حفظ تمامیت ارضی ایران و حق حاکمیت واقعی مردم، خواهان توقف غنی‌سازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی، پایان فوری جنگ ویرانگر میان جمهوری اسلامی و رژیم حاکم بر اسراییل هستیم؛ جنگی که نه‌تنها زیرساخت‌ها و جان غیرنظامیان را در هر دو سرزمین نابود می‌کند….»
    به باور من چنین بیانیه ای اگر خواهان «پایان فوری جنگ ویرانگر میان جمهوری اسلامی و رژیم بر اسرائیل ست..» باید مختصر و مفید روی «پایان فوری جنگ » تکیه کرد.مهم نیست که بعضی هاجنگ را دوست دارند!!!
    باید از موضع گیری کرد و از پرداختن به دیگر موارد مورد مناقشه مثل «غنی سازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی» یا « جنگ را کدام طرف شروع کرد ..» و…..خودداری کرد.

  2. خاک بر سر شدن نوبل جدید نیست بلکه ادامه همان خطی است که از دهه‌ها پیش توسط تفکر اردوگاهی تبلیغ شد. نگاهی بیندازید به سابقه تاریخی این جریان زمانی که سولخوف فیزیکدان و سولژنیتسین نویسنده و گورباچف سیاستمدار این جوایز را دریافت کردند و چگونه مورد هتاکی هواداران اسبق اردوگاه شکست خورده قرار گرفتند. عبارت “حقاً که این دو نفر نسبت به غرب نمک‌نشناس نیستند” ادامه تفکر چپ خط امامی است که امروز به چپ ترامپی مانند پیک نت تبدیل شده است. این‌ها قادر نیستند ببینند که این سیاست به اصطلاح حمایت از حق هسته‌ای ترامپ دیوانه هم را در یک هفتگی جنگ با تمامی ایران قرار داده است.

  3. من هم در نقد عملکرد پرو آمریکایی خانم نرگس محمدی و شیرین عبادی و سیاسی بودن جوایز آنان دو مقاله در اخبار روز منتشر کردم. عده ای من را به ناسزا گرفتند. مهم نیست.
    یک پرسش از کامنت گذار اکثر مقاله های اخبار روز یعنی آقای کهنسال دارم:
    ” آقای کهنسال گرامی، چرا خاموشی گزیدید؟
    آیا این درست است که خانم محمدی در شرایط فعلی در تهران حضور نداشته باشند تا حداقل مایه دلگرمی هواداران خود باشند. باید همچون یزدگرد سوم‌ در هنگام هجوم دشمن‌، فرار را بر قرار ترجیح دهند؟ ”

    به هر حال، ایشان به نوعی رهبر محسوب می شوند. کدام اصل رهبری در تایید فرار ایشان در هنگام نیاز مردم به یکی از رهبران است؟
    آقای کهنسال گرامی، هر گردی، گردو نیست. زندان، شکنجه و حتا اعدام دلیل بر حقانیت مفعول نیست. نمونه اش صادق قطب زاده است.

  4. جعفر پناهی در بیانیه جداگانه و مستقل خود:
    «در این نکته‌ی روشن و غیرقابل ‌مذاکره هیچ تردیدی ندارم و موضع‌ام را صریحا اعلام کرده‌ام و باز هم می‌کنم: حمله به سرزمینم، ایران، به هیچ عنوان قابل‌قبول نیست. اسرائیل به ایران تجاوز کرده و باید در محاکم بین‌المللی به‌عنوان یک متجاوز جنگی محاکمه شود.»
    «این موضع اما به‌هیچ‌وجه به معنای نادیده‌گرفتن چهار دهه سوء‌مدیریت، فساد، ظلم و استبداد و بی‌کفایتی جمهوری اسلامی نیست. این حاکمیت نه توان، نه اراده، و نه مشروعیت لازم برای اداره‌ی کشور یا مدیریت بحران‌ها را دارد.»

    https://akhbar-rooz.com/1404/03/27/20468/

  5. دانش غنی سازی و کار کردن با دستگاه های مربوط در دهه ۷۰ شمسی تحقق یافته بود
    اما پرسش اصلی ایسنت پافشاری بر انجام آن آیا صرفه اقتصادی دارد یا نه
    اگر نه چرا باید انجام شود
    نیاز به سوخت را برای موردهای ایجاد شده برای مصارف غیر اتمی را براحتی از دو سه کشور که بصورت انبوه تولید می کنند تهیه کرد به گفته بعضی از کارشناسان می گویند با توجه مواد کم مورد نیاز رفته بسمت تولید مواد غنی سازی صرفه اقتصادی ندارد
    اگر چنین باشد
    خواسته این چند نفر می تواند منطقی باشد؛
    چرا باید کشور برای چیزی که صرفه اقتصادی
    ندارد و میزان مورد نیاز را براحتی می توان از بیرون تهیه کرد باید هزینه؟

پاسخ دادن به امیر ایرانی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی