واژه های تازه – بهمن پارسا

در سرزمین دل ها

چه آسان است 

از دست ها

و جملات ِ چشم ها و

واژه های سینه ها و

پیچ و تاب اندام ها،

به آنچه در سر میگذرد پِی بُرد

بی آنکه زبان را بکار گرفته باشی!

اینجا زبان عضوی است مُعطّل

به زبان نیازی نیست،

همه ی اشارات و کرشمه ها

ترا به ژرفای جان ره می بَرَد

و طعم ِ‌زندگی را 

بی منّت ِ زبان و پیچ و خم هایش ؛ می چشی

مثل شراب ِ‌کهنه ی  کیانتی

مثل ِ‌جِلاتوُ

مثلِ‌پیتزا

و در عمقِ کُهنگی های ِ قرون رفته

و عتیقه جات ِ‌راستین

دِلّت تازه می شود،‌کنارِ  فوّاره یی، …آب نمایی، …

و هوس میکنی تو هم به جای زبان

 دست  و چشم و سر و سینه   را  بکار گرفته 

در میانه ی میدانی قدیمی

 به مردم بگویی:

اینجا ایتالیا ست!

من در رُم  هستم!

و برقصی…

۲۰دسامبر ۲۰۲۳ 

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x