قهوه با شیر و شکر – خسرو باقرپور

نرم و سبک آمد
بانوی قهوه چی!
با تکرارِ لطیفِ لبخندش
در مِهرِ گونه هاش.
و عطرِ قهوه در هوا پیچید!
چند چِکّه شیر؛
تیرگی ی یادِ تو در جانِ فنجان کُشت
شیرینی ی شِکَر؛
تلخی ی اندوه از شورِ شعرم شُست
و لبهایم
بوسه بر جُرعه های غزل زد.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی