هر نزاعی دو سر می‌خواهد – ب. داور

وظیفه هر ایرانی وطن دوستی است که با حمله نظامی ترامپ و نتانیاهو مخالفت کند. جمهوری اسلامی به استقبال این جنگ رفت چون ‌می‌دانست که در این قمار امکان بقا برایش کماکان باقی است ولی در خروش مردمی است که نظام ولایت فقیه حتما بازنده است.

طرفداران همه جناح‌های سیاسی که به الزام گذار از نظام ولایت فقیه باور پیدا کرده‌اند (مثل نگارنده این مطلب)  طبیعتا از نبود ولی فقیه خشنود شده‌اند همانطور که داغ دیدگان و دادخواهان ایرانی از کشته شدن ولی فقیه شادمان شدند. این حق همه ماست که امیدوار شویم که در نبودن ولی فقیه که دستش به خون ده‌ها هزار ایرانی آلوده بود نظام فاسد و جنایتکار حاکم بر ایران تضعیف شود تا شاید شکست را در محضر مردم  ایران که دیگر آنها را نمی‌خواهند بپذیرد.

اما کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی در موج اول حمله نظامی ترامپ و نتانیاهو وضعیت مبارزات خشونت پرهیز مردم ایران را بیش از پیش به سرانجام این حمله نظامی و نقش اقلیت جنگ‌طلب ایرانی وابسته می‌کند که عمدتا در خارج از ایران ساکن هستند؛ آنها که نه در تیررس مخاطرات جنگ هستند و نه خانه و زندگیشان در معرض بمباران. این گروه منتظر است تا با کمترین هزینه‌کرد از خودشان لقمه چرب  و نرم ایران ثروتمند را به چنگ بیاورند. 

ایرانی‌هایی که  با جمهوری اسلامی مخالف‌اند و به استقبال جنگ رفتند را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: 

یک گروه که با گرایشات نومحافظه‌کارانه ترامپ و نتانیاهو همسو هستند و در نتیجه براندازی جمهوری اسلامی را از طریق مداخله نظامی این نیروها بلامشکل می‌دانند و اگر هم حتی به لحاظ ایدولوژیک با این گرایش راست افراطی همسو نباشند هدف انحطاط رژیم ولایت فقیه را به هر طریقی که باشد می‌خواهند. در صدر این گروه از  خارج نشینان که آنها هم ایرانی یا ایرانی‌ تبارهستند  و در توهم رسانه‌ای که خودشان ایجاد کردند به سر می‌برند این باور ایجاد شده که  از خارج از کشور می‌توان به تغییر رژیم دست پیدا کرد و یا ممکن است که چنین گذاری پایدار باشد. به نظر می‌رسد که تصمیم‌سازان این گرایش نه از کشورداری سر رشته‌ای دارند و نه با عمق فرهنگی ایران معاصر آشنا هستند. اما در این گروه کار بلدانی هم هستند که عمدتا با تجربیات مهم  سرمایه‌گذاری و بهره‌وری پشت در ایستاده‌اند تا جاده صاف‌کن جنگ شرایط را برای سهل‌الوصول‌تر شدن استقرارشان در ایران دو دستی تقدیمشان شود. در اینجا نقدی به موج سواری این گروه نیست چون در حال حاضر مدعی دیگری از داخل ایران با وجود سرکوب وحشیانه نظام  اجازه حضور پیدا نمی‌کند. ولی وقتی این موج سواری به توهم ایجاد موج تبدیل شود این خطر وجود دارد که هزینه جنگ را شهروندان ایرانی بدهند و دیگر گفتن اینکه جنگ تلفات دارد موجه نخواهد ماند. از سوی دیگر این گروه خیلی دربرگیرنده تکثر آرا و سلیقه‌های سایر مخالفان با ولایت فقیه نیستند و اگرچه در ادبیات سیاسی خود برای تشکیل اتحاد در مبارزه با ولایت فقیه از دیگران دعوت می‌کنند ولی این دعوت منوط می‌شود به همسویی کامل با روش‌ها و برنامه‌های از پیش تدوین شده آنها. در عین حال در بین طرفداران این گرایش حاشیه‌هایی از کج رفتاری اجتماعی هم بروز پیدا کرده که با ذات اتحاد مغایرت دارد. 

گروهی دیگر نیز که زخم خورده از جنایات رژیم فاسد و متحجر ولایت فقیه هستند و با جمهوری اسلامی قاطعانه مخالفند و برای گذار از ولایت فقیه هزینه جانی و مالی داده‌اند به حدی از استیصال در مبارزات عدم خشونت رسیده‌اند که امیدشان برای ادامه حیات خود و مبارزات گذار از جمهوری اسلامی را در گرو توسل به نیروی کمکی نظامی از خارج ممکن دیدند. 

با وجودی که نظام ولایت فقیه بیش از پیش تضعیف‌شده و در عرصه داخلی هم ته مانده وجاهت خود را از دست داده کماکان بین ایرانیان حامی نظام ولایت فقیه هستند عده‌ای که تحت‌ تاثیر دروغ‌ها و تبلیغات رسانه‌های دولتی دچار توهم قدرت شده‌اند و فکر کرده بودند که همانطور که معترضان خیابانی که با دست خالی بر علیه ولایت فقیه شعار می‌دادند را با قساوت گلوله باران کردند در جنگ با دشمن تا خرخره مسلح چون آمریکا و اسرائیل هم از عهده بر خواهند آمد. متاسفانه این توهم فقط در بین بسیجیان و مردم عادی متدین رایج نیست و در سطوح بالایی جمهوری اسلامی نیز به غلط اینطور جا افتاده بود که حتی بدون نیروهای نیابتی به اصطلاح در محور مقاومت هم ممکن است که نظام جنایتکار و فاسد ولایت فقیه از جنگی تمام عیار جان سالم به در ببرد. این توهم بعد از جنایت حماس در هفت اکتبر ۲۰۲۴ ذات تهاجمی خود را آشکار کرد و بجای بهره برداری از شکست اخلاقی و بین‌المللی نتانیاهو در تقویت مبارزات خلق فلسطین با سوء محاسبه همراه حماس شد و به نتانیاهو این فرصت را داد تا نیروهای نظامی اسرائیل را قانع کند که بعد از غزه و لبنان و سوریه می‌توانند برای بقای اسرائیل جنگ را به داخل مرزهای  ایران هم بکشانند. این لجبازی آخرالزمانی شخص ولی فقیه و دنباله‌روی کورکورانه مزدوران و انصارش سر دوم جنگ‌طلبی است که آوار آن هم بر سر مردم ایران و حالا هم بر سر مردم منطقه سرازیر می‌شود.  

حال که با تحقق حمله نظامی، براندازی جمهوری اسلامی به مداخله نظامی خارجی در ایران پیوست می‌خورد باید متذکر شد که یعنی به احوالات روحی روانی ترامپ و بده بستان‌های پشت صحنه او با نمایندگان در کنگره و سنای آمریکا و ذات معامله‌گری او وابسته خواهد شد که متغیری است غیرقابل پیش‌بینی در این کارزار. نمونه این بلاتکلیفی که هزینه جانی و مالی زیادی هم برای ایرانیان ساکن ایران خواهد داشت این گفته ترامپ که تغییر رژیم در ایران بهترین اتفاقی است که می‌تواند رخ دهد ولی هیچ تضمینی نمی‌دهد که این مداخله نظامی منجر به گذار دموکراتیکی شود که گروه‌های مخالف داخلی به دنبال آن هستند یا اینکه اپوزیسیون خارج از کشور بتواند با بزرگ‌نمایی پایگاه خود در ایران پس از شکست نظامی نظام حا کم کنترل را آنطور که می‌خواهند به دست بگیرند یا گسترده شدن این جنگ به تخاصمی منطقه نخواهد انجامید. البته از ترامپ و نومحافظه‌کاران چنین انتظاری هم نمی‌رود اما چنین سناریویی با ناشناخته‌ها و خطراتی همراه است که در کنار آسیب‌های بدیهی ناشی از جنگ برای سلامتی و پایداری ایرانیان و ایران در آینده بعد از جنگ بدون تردید مضر خواهد بود. 

 تحقیقات آکادمیک زیاد ومعتبری نشان داده‌اند که در اکثر موارد مداخله نظامی خارجی با هدف سرنگونی دولت‌ها  یا به دنبال حذف دولت‌های خود کامه با دخالت نظامی خارجی بیشتر باعث بی‌ثباتی و خشونت طولانی‌مدت شده‌اند تا توسعه پایدار.

با مشاهده واقعیت جنگ دیگر نمی‌توان عدم اعتنا به تجربه جهانی موجود در خصوص جنبش‌های مشابه که به دنبال تغییر رژیم هستند را  ناشی از خامی سیاسی آنها دانست. از یک طرف می‌گفتند که  سر اژدها را که قطع کنیم نظام حا کم سر در گم خواهد شد و مردم آزاد خواهند شد و از طرف دیگر مدعی بودند که به پشتیبانی محور مقاومت و خرافات آخرالزمانی شکست‌ناپذیرند ولی گویی از هر دو سو هدفشان کون فی‌کون کردن کل ایران باشد.

مشخص است که مبارزات علیه نظام ولایت فقیه در داخل ایران با وجود خشونت بی‌سابقه و کشتار معترضین و حتی جنگ ادامه خواهد داشت و جنبش برای عبور از ولایت فقیه غیر قابل سرکوب است چون حکومت آخوندی توانایی حل مشکلات ساختاری‌ایی که خود این نظام متحجر و فاسد ایجاد کرده را ندارد و وضعیت عمومی جمهوری اسلامی  همچنان بی‌ثبات باقی می‌ماند. در این بزنگاه تاریخی باید از تخریب بیش از پیش کشور توسط  نیروهای خارجی که دغدغه منافع ایران و ایرانیان را ندارند و نیروهای مزدور ولایت فقیه که آتش به اختیار در همین راستا عمل می‌کنند جلوگیری کرد. 

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x