ایران و خاورمیانه بار دیگر در مسیر تحولات شوم و خطرناکی قرار گرفتهاند. آنچه اکنون بر افق آیندهٔ نزدیک سایه انداخته، احتمال رویارویی نظامی فاجعهباری است که ممکن است امپریالیسم آمریکا و دولت جنایتکار نتانیاهو آغاز کنند.
ادامهٔ اعتراضهای مردمی از جمله موج گستردهٔ اعتراضهای دانشجویان در دانشگاههای مختلف کشور در روزهای اخیر در یادبود هزاران کشته شده سرکوب خونین و وحشیانه رژیم ولایت فقیه در جریان اعتراضهای مردمی دی ۱۴۰۴، و سوگواری اعتراضی خانوادههای جانباختگان بر مزار عزیزانشان را میتوان کنشی معنادار و آگاهانه دانست؛ کنشی که بیانگر عزم راسخ آنان برای تداوم مبارزه را نشان میدهدو از سوی دیگر نشان دهندهٔ این واقعیت است که رژیم ولایت فقیه از مهار کردن بحران عمیق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که با آن روبهروست عاجز است و میهن ما برای نجات از زنجیرهای دیکتاتوری کنونی و خطر دخالت خارجی و تحمیل دیکتاتوری مورد پسند آمریکا، اتحادیه اروپا و متحدان آن سریعاً نیازمند همکاری و تلاش مشترک همه نیروهای مترقی، آزادیخواه و میهندوست است.
در روزهای اخیر روشن شد که با وجود دیدار نمایندگان دولتهای دو کشور ایران و آمریکا در ژنو در روز سهشنبه ۱۷ فوریه (۲۸ بهمن) و صحبت از «پیشرفت خوب» در مذاکرات که بیشتر لفاظی بیمعنا به نظر میآید- و در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی در حال تدوین پاسخی به خواستهای آمریکا هستند- و نیز با وجود صحبت از اینکه روند مذاکرات ادامه خواهد یافت، هیچیک از دو طرف از مواضع حداکثریشان کوتاه نیامدهاند و مذاکرات تا اینجا فراتر از کلیات نرفته است. در همین حال، ما شاهد بزرگترین تجمع نظامی آمریکا در خاورمیانه از زمان فاجعهٔ حمله به عراق و اشغال آن کشور در سال ۲۰۰۳ هستیم. این تحولات پیوند تنگاتنگی با اظهارات ترامپ در روز جمعه ۱۳ فوریه (۲۴ بهمن) در پایگاه نظامی فورت براگ دارد. او در آنجا به خبرنگاران گفت که تغییر رژیم در ایران «بهترین چیزی است که میتواند اتفاق بیفتد». در همان روز فاش شد که نیروهای نظامی آمریکا فعالانه در حال آماده شدن برای عملیات «چندهفتهیی»اند. ترامپ اکنون گزینهٔ «حملهٔ نظامی محدود» به ایران را بهعنوان گام نخست در وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش خواستهایش برای توافق هستهیی مطرح کرده است و این طرح می تواند با تشدید و گسترش حملهها در مقیاسی بزرگتر و وسیعتر، تا تسلیم شدن جمهوری اسلامی یا سقوط آن، ادامه یابد.
حزب تودهٔ ایران بارها تأکید کرده است که چنین جنگی پیش و بیش از هر چیز برای کشور ایران و مردم رنجکشیدهاش، و نیز برای همسایگانش در منطقهٔ وسیعتر و ملتهای آن کشورها، فاجعهبار خواهد بود. کمترین آسیب این فاجعه آن است که هرگونه امکان حفظ صلح و تحقق دگرگونیهای مترقی اساسی در داخل ایران به همّت خود مردم ایران کاملاً از بین خواهد رفت و کشور تا مدت نامعلومی دچار بیثباتی می گردد و دست رژیم برای تشدید سرکوب و اعدام دستگیرشدگان باز خواهد شد. باید بر این موضوع نیز تأکید کرد که تلاش برای «تغییر رژیم» توسط امپریالیسم آمریکا و متحدانش هیچ پیوندی با مبارزهٔ مردم ما برای رهایی از استبداد حاکم ندارد. برعکس، نتایج «تغییر رژیم» در کشورهایی که هدف چنین تلاشی قرار گرفتهاند شامل افزایش سرکوب سیاسی و نقض حقوق بشر، تجزیه و «بالکانیزه شدن» و حتی جنگ داخلی، فقر گسترده و نابرابری بیشتر، و در نهایت سلطهپذیری تحمیلی در بلندمدت بوده است. «تغییر رژیم»، که فرمانده کل قوای آمریکا (ترامپ) در ارتباط با ایران بهصراحت بیان کرده است، در هیچجا هیچ سابقه و نمونهٔ «موفق» و مثبتی نداشته است. حزب تودهٔ ایران معتقد است که این تحولات تأکیدی است بر ضرورت راهاندازی کارزاری مؤثر علیه جنگ با ایران. چنین کارزاری به همان اندازه فوری و ضروری است که ۲۳ سال پیش، در آستانهٔ تجاوز جنایتکارانهٔ قدرتهای بزرگ به رهبری آمریکا به عراق و اشغال بعدی آن کشور، مبرم و ضروری بود.
حزب تودهٔایران همگام با شماری از نیروهای ملی و شخصیت های سیاسی-مدنی که در هفته های اخیر با انتشار بیانیه های مختلف بر ضرورت تلاش برای نجات کشور از فاجعه کنونی تأکید کرده اند معتقد است که در شرایط بسیار حساس و بحرانی کنونی تشکیل جبههٔ مردمی گسترده و گذار سیاسی از دیکتاتوری و تحقق تغییرات دموکراتیک در ایران وظیفه ای درنگ ناپذیر است که حزب ما آماده است در این راه همه امکانات و توان خود را به کار گیرد.
حزب تودهٔ ایران
۳ اسفند ۱۴۰۴


