
یونان در روزهای گذشته با کشفی تکاندهنده در آرشیوهای غیررسمی روبهرو شد: مجموعهای از عکسهای سیاهوسفید که بهگفته مقامهای یونانی، واپسین لحظات پیش از تیرباران ۲۰۰ زندانی سیاسی یونانی در میدان تیر کایساریانی آتن را ثبت کرده است؛ اعدامهایی که اول ماه مه ۱۹۴۴، در اوج اشغال نازیها، به نمادی ماندگار از مقاومت و نیز به زخمی باز در حافظه جمعی کشور تبدیل شد. این تصاویر، که تا همین اواخر معلوم نبود اصلاً وجود خارجی دارند، پس از آن علنی شد که یک مجموعهدار بلژیکی آنها را برای فروش در یک حراجی اینترنتی عرضه کرد؛ رخدادی که موجی از واکنشهای عمومی و سیاسی را در یونان برانگیخت و دولت را به تکاپوی فوری برای جلوگیری از پراکندهشدن این اسناد تاریخی انداخت.

طبق گزارش رسانههای یونانی، وزارت فرهنگ یونان پس از بالا گرفتن اعتراضها اعلام کرد «توافق مقدماتی» برای خرید این مجموعه امضا شده و فروش آن متوقف شده است؛ اقدامی که هدفش بازگرداندن عکسها به «حوزه عمومی» و حفاظت از آنها بهعنوان سندی با «اهمیت تاریخی استثنایی» عنوان شده است.
به گزارش گاردین، اهمیت این عکسها فقط در ثبت یک جنایت جنگی نیست؛ این تصاویر بهگونهای بیواسطه، لحظهای را پیش چشم میآورند که سالها بیشتر از مسیر روایتهای شفاهی، یادداشتهای پراکنده و خاطرات بازماندگان شناخته میشد. در سنت حافظهنگاری یونان، اعدامهای کایساریانی همواره «اوج» مقاومتِ سازمانیافته علیه اشغالگران تلقی شده است؛ اما کمبود مواد آرشیوی و تصویری، میدان را برای افسانهسازی، انکار، یا مصادره سیاسیِ رخداد باز میگذاشت. اکنون، با پیدا شدن عکسها، امکان شناسایی چهرهها و بازسازی دقیقتر جزئیات فراهم میشود؛ بهویژه آنکه گزارشها از شناسایی برخی افراد توسط خانوادهها و نزدیکان حکایت دارد.
ماجرا از جایی حساستر میشود که بدانیم این مجموعه فقط چند فریم پراکنده نیست. بنا بر اطلاعات منتشرشده، کل مجموعه شامل ۲۶۲ عکس و سند مرتبط با سالهای ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۴ است. همین گستردگی باعث شده است تاریخپژوهان یونانی آن را نه صرفاً «چند تصویر»، بلکه نوعی «پرونده تصویری» از روزهای اشغال و سازوکار خشونت نازیها بدانند؛ پروندهای که میتواند بحثهای تازهای را درباره سیاست حافظه، روایت رسمی از مقاومت، و حتی شکافهای تاریخی پس از آزادی یونان—از جمله پیامدهای سیاسی و اجتماعی سالهای بعد—دوباره فعال کند.

در سوی دیگر، خودِ مسیر ظهور این عکسها نیز پرسشبرانگیز است: چگونه اسنادی با چنین بار تاریخی سر از بازار خرید و فروش «یادگاریهای رایش سوم» درآوردهاند؟ گزارشها میگویند یونان در ابتدا در پی بررسی اصالت تصاویر برآمده و حتی از اعزام کارشناسان برای ارزیابی خبر داده شده است. این حساسیت از آنجا میآید که عکسها، اگر اصیل باشند، هم سند جنایتاند و هم سندی از نگاه «اشغالگر» به سرزمین اشغالی؛ سندی که میتواند لایههای پنهانِ تاریخنگاری را آشکار کند و در عین حال، محل مناقشههای اخلاقی درباره مالکیت، نمایش عمومی و حقوق بازماندگان باشد.
بازگشت احتمالی این عکسها به یونان، تنها یک معامله فرهنگی نیست؛ تلاشی است برای بازپسگیری حافظه. آنچه اکنون در آتن جریان دارد، همزمان سوگواری و بازشناسی است: اینکه چهرههایی که سالها در روایتها «نام» بودند، بتوانند دوباره «چهره» شوند؛ اینکه تاریخ، از سطح افسانه و شعار، به سطح سند و نگاه مستقیم منتقل شود. و شاید به همین دلیل است که این تصاویر چنین واکنش عاطفی و سیاسی گستردهای برانگیختهاند: زیرا در آنها، نه فقط مرگ، که ایستادنِ پیش از مرگ دیده میشود—چیزی که یک ملت، در بزنگاههای دشوار، با آن خود را دوباره تعریف میکند.






