همراهِ بیهقی – سیدعلی صالحی

اگرچه تشنه و تنها

باز به خاموشیِ خانه بازگشته‌ایم،

اما خیابان‌ها را یکی‌یکی

نامِ دوباره‌ای داده‌ایم،

به تا اَبَد…!

اگرچه تشنه،

اگرچه تنها،

باز باران‌زاد و غرقِ خون

به خانه‌های خود بازگشته‌ایم،

گریبان دریده و بی‌گفت.

باز هم خیالی نیست،

زمان

بر ما

بسیار گذشته است که زخم

تنها زخم

زیورِ زنده‌گانی بوده است هنوز 

به تا هنوز…!

برچسب ها

به قول همیشه بامداد ما، «روزگارِ غریبی‌ست نازنین!»البته این عبارت اندوهگسار، چهره‌نمای همان دو سه دهه‌ی نخست انقلاب بود. این سال‌ها و دهه‌های اخیر، «ما خود غریب روزگار و روزگارانیم»! ‌این غربت برای من آن شبی آغاز شد که شنیدم زنده‌نام «غلامحسین ساعدی» دنیا را به دردپذیران سپرد و رفت

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی