ویرگول – سیدعلی صالحی

دوباره، سعی کن!

دوباره سعی کن!

هنوز هزار و یکی امکان هست؛

حتی به ذهنِ جن هم نمی‌رسد.

دوباره…دوباره!

نا امیدی را فراموش نکن،

در این سرزمین

ستمگران حتی

چشم به راهِ همین امکانِ ناممکن‌اند:

آزادی… آه ای آزادی…!

برچسب ها

به قول همیشه بامداد ما، «روزگارِ غریبی‌ست نازنین!»البته این عبارت اندوهگسار، چهره‌نمای همان دو سه دهه‌ی نخست انقلاب بود. این سال‌ها و دهه‌های اخیر، «ما خود غریب روزگار و روزگارانیم»! ‌این غربت برای من آن شبی آغاز شد که شنیدم زنده‌نام «غلامحسین ساعدی» دنیا را به دردپذیران سپرد و رفت

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

یک پاسخ

  1. در شعر قبلی شاعرمی‌گفت: نپندار مُردند، چون هنوز داغدارِ ما هستند. در این شعر می‌گوید: نپندار تمام شده، چون هنوز امکان هست. «ویرگول» بین این دو ایستاده: بین ناامیدی و امکان؛ بین شکست و سعی دوباره. این شعر جایی که نقطه هنوز گذاشته نشده و ویرگول، شکیباییِ مسئولیت است، یادآور دستور زبانِ مقاومت است. وضعیت ناپایدار را از چشم ستمگران بپرس و به‌جای امیدِ دروغگو به امکان بیاندیش. جمله‌ی‌آزادی نقطه‌هایش ممتد است… ح ف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی