۲۲ بهمن سالروز قیام علیه دیکتاتوری آریامهری و پایان دادن به حکومت پهلوی است. چه شاد بودند مردمی که در حرکتی میلیونی و سراسری در سال ۵۷ موفق به سرنگونی دیکتاتوری آهنین شاه و ساواک و خانواده هزار فامیل شده بودند! چقدر احساس قدرت میکردند مردمی که آینده را در دستان خود می دیدند! از چند ماه قبل زندانیان سیاسی بتدریج در شمار متعددی آزاد می شدند و مردم با دسته های گل به استقبال آنها میرفتند. احساس پیروزی تمام جامعه را فرا گرفته بودند. در مسیر جاده ها مواردی از حمله چماقداران معدود طرفدار شاه مشاهده میشد که جلوی اتومبیل ها را میگرفتند و از آنها میخواستند جاوید شاه بگویند و یا عکس شاه و فرخ را بلند کنند، و گرنه شیشه های اتومبیلهایشان را با چماق خرد میکردند. من جزو آخرین سری زندانیان سیاسی بودم که در اواخر دی ماه آزاد شدم و فضای جامعه را آبستن تحولاتی می دیدم که دوگانه بود. هم شاد و خوشحال از رفتن یک دیکتاتور، و هم نگران از جلو آمدن باند خمینی که بتدریج هیچگونه شعار و سخن متفاوت را بر نمی تابید. کشاکش با این نیروی اسلامی در صف تظاهراتها و در خیابانها و جلوی دانشگاهها مدتها بود که شروع شده بود و هر آن داغتر می شد و در بسیاری از موارد به درگیری و زدوخورد میکشید.
نمیخواهم بیش از این به سابقه بهمن ماه بازگردم. امسال بیست و دو بهمن از هر نظر متفاوت است. یک ماه از کشتار و هالوکاست دی ماه گذشته است و زخم عمیقی که بر تن جامعه وارد شد تازه است و درد آن همه جا احساس می شود. نفرت از جمهوری خونخوار اسلامی همه جا موج میزند. کشتار دی ماه بی سابقه بود. غیر قابل تصور بود که حکومتی جرات کند مردم کشور متبوع خود را اینچنین بی رحمانه قتل عام کند. حکومت اسلامی خود را به طور واقعی در آستانه سرنگونی می دید. بارها خیزشهای وسیع مردم را دیده بود و این بار گسترش سریع آن به چند صد شهر سوت پایان را به صدا در آورده بود. از همین رو خامنه ای دستور کشتار بی رحمانه را به مزدوران و نیروهای تحت فرمانش صادر کرد. با این محاسبه که اگر نکشیم نمیمانیم و اگر بکشیم باز هم ممکن است نمانیم اما احتمال بقا بدرجه ای ایجاد خواهد شد. با تصوراتی از این قبیل فرمان حمله را صادر کردند که: شاید مردم ساکت شوند و عقب رانده شوند. شاید فضای جامعه از سرنگونی عبور کند و به حالت تسلیم و تمکین کشیده شود. و شاید ترس و رعب بر مردم غالب شود. سوت حمله را به صدا در آوردند و بی محابا و بی رحمانه کشتند. این کشتار اقدام حکومتی نبود که تصور میکند میتواند به حکومتش ادامه دهد. بلکه کار حکومتی است که به استیصال رسیده است و سرانش می اندیشند از این ستون خونین به ستون بعدی شاید فرجی باشد.
شب بیست و دوم بهمن، یعنی یک ماه بعد از هالوکاست اسلامی، مردم پاسخشان را از پنچره ها و پشت بام ها به حکومت خون آشام دادند: مرگ بر دیکتاتور! مرگ بر خامنه ای جلاد! مرگ بر سپاه آدمکش! این صداها در تهران، شیراز، اصفهان، کرمانشاه و شهرهای متعدد دیگری با قدرت طنین انداز شد.
ما مردم زخم خورده ایم. ما قربانیان بسیاری داده ایم. همه ما مردم داغدار و دادخواهیم. به طور واقعی یک دریای خون میان ما مردم و حکومت خامنه ای و خمینی قرار گرفته است. جنبش دادخواهی سراسر ایران را در نوردیده است. هر روز مراسم یادبود جوانان در این شهر و آن شهر و این کوچه و آن خیابان برپا میشود. رقص خشم در این مراسم ها تودهنی محکمی به خامنه ای و حکومت جلادان اسلامی است. رقص خشم مردم بر مزار عزیزانشان به این معناست که از همه چیز خود حاضریم بگذریم اما بیش از این حکومت شما را تحمل نمیکنیم. این پیام رقص مادران و پدران و مردم داغدار به حکومت اسلامی است.
جمهوری اسلامی باید برود. این را سالهاست که مردم اعلام کرده اند. در شب ۲۲ بهمن امسال خامنه ای فراخوان جشن پیروزی داد و مردم با جسارت فریاد مرگ بر دیکتاتور سر دادند. از این بیشتر نمیتوان فاصله مردم یک کشور را با حاکمیت در آن کشور که در واقع یک نیروی اشغالگر و بیگانه است، ابراز کرد. این شروع یک جنبش دادخواهی است که سراسر کشور را در بر خواهد گرفت و به سکوی انقلاب بعدی تبدیل خواهد شد. سرآغاز فشار به دولتها برای بایکوت جهانی جمهوری جنایتکار اسلامی است. سرآغاز تلاشی قدرتمند برای گشودن پرونده خامنه ای و سران سپاه پاسداران در دادگاههای بین المللی است. و سرآغاز آخرین نبرد مردم با حکومت جانیان اسلامی است.
بلافاصله پس از کشتار دی ماه، دانشجویان در دهها دانشگاه با تجمعات و اعتصاب و بیانیه های خود کیفرخواست جامعه علیه حاکمین کشتارگر را اعلام کردند و جواب محکمی به حکومت خونخوار اسلامی دادند. بازنشستگان در تجمعات خود علیه کشتار شعار دادند. اما شاخص تر از همه اینها مراسم یادبود و خاکسپاری عزیزان جانباخته در شهرها و مناطق مختلف این کشور است که با رقص خشم، عزم مردم این کشور برای ادامه راه را با جسارت اعلام میکند.
در دل این فضای ملتهب و حماسی، این بار شاهد تلاشهایی واپس گرایانه برای بازگرداندن دیکتاتوری سابق بویژه در کشورهای خارج بودیم که به شیوه های فاشیستی تلاش کردند صدای زن زندگی آزادی و مرگ بر دیکتاتور را در میان ایرانیان ساکن کشورهای مختلف خاموش کنند و شعار دوران دیکتاتوری و عقب ماندگی یعنی جاوید شاه را بر مردم غالب نمایند. این توطئه ای سازمان یافته اما بی پایه است که به طور قطع به شکست خواهد انجامید. مردم در این کشور به عقب باز نمیگردند. مردم با تمام وجود، آزادی میخواهند، زندگی و اختیار و برابری میخواهند، میخواهند خود در یک جامعه مدرن تصمیم گیرنده باشند و اختیار خود را به دست هیچ دیکتاتوری نخواهند داد. چه رسد به دیکتاتوری ای که قبلا به دست خود آنها سرنگون شده است.
۲۲ بهمن امسال سیگنال به پا خاستن مجدد مردم در پس کشتار دهها هزار نفره دی ماه را به بیرون ارسال کرد. به پاخاستنی که این بار قطعا از همیشه غافلگیرانه تر، فراگیرتر و عمیق تر خواهد بود و تمام بخشهای جامعه را برای پایان دادن به هرگونه دیکتاتوری در بر خواهد گرفت.



