
در حالی که سنای آمریکا در ۸ ژانویه به پیشبرد «قطعنامه اختیارات جنگی» درباره ونزوئلا رأی داد، سناتور جمهوریخواه، سوزان کالینز، اعلام کرد که با «درگیری پایدار برای “ادارهکردن” ونزوئلا» موافق نیست.
وقتی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای نخستین بار گفت ایالات متحده قرار است ونزوئلا را «اداره کند»، بسیاری در جهان دچار سردرگمی شدند. او از آن زمان روشن کرده است که میخواهد با تحمیل انحصار آمریکا بر فروش نفت ونزوئلا به سایر نقاط جهان، کنترل این کشور را به دست گیرد و دولت ونزوئلا را در رابطهای مطیعانه با ایالات متحده گرفتار کند.
وزارت انرژی آمریکا طرحی منتشر کرده است که بر اساس آن نفت ونزوئلایی که پیشتر توسط ایالات متحده مصادره شده، فروخته شود و سپس همین سازوکار برای همه صادرات آتی نفت ونزوئلا به کار گرفته شود. آمریکا تعیین خواهد کرد که درآمدها چگونه میان ایالات متحده و ونزوئلا تقسیم شود و این شکل از کنترل را بهطور نامحدود ادامه دهد. ترامپ قرار است روز جمعه ۹ ژانویه با مدیران شرکتهای نفتی آمریکا دیدار کند تا درباره این طرح گفتوگو کند.
طرح ترامپ تجارت ونزوئلا با چین، روسیه، ایران و دیگر کشورها را قطع میکند و این کشور را وادار میسازد درآمدهای نفتی خود را صرف خرید کالاها و خدمات از ایالات متحده کند. این شکل تازه از استعمار اقتصادی همچنین مانع از آن خواهد شد که ونزوئلا همچنان بخش عمده درآمدهای نفتیاش را صرف نظام گسترده هزینههای اجتماعی کند؛ نظامی که میلیونها ونزوئلایی را از فقر بیرون کشیده است.
با این حال، در ۷ ژانویه، نیویورکتایمز گزارش داد که ونزوئلا برنامههای دیگری دارد. این روزنامه نوشت: «شرکت دولتی نفت ونزوئلا، پترولئوس د ونزوئلا، برای نخستین بار تأیید کرد که در حال مذاکره برای “فروش” نفت خام به ایالات متحده است.» این شرکت در بیانیهای در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که از «چارچوبهایی مشابه آنچه هماکنون با شرکتهای بینالمللی، مانند شورون، برقرار است استفاده میکند و این معاملهای صرفاً تجاری است.»
ترامپ تهدید کرده است که اگر دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت، با برنامههای آمریکا برای ونزوئلا همراهی نکند، اقدام نظامی بیشتری برای برکناری او انجام خواهد داد. اما ترامپ در تصمیم خود برای همکاری با رودریگز، عملاً به واقعیت تن داده است؛ واقعیتی که نشان میدهد ماریا کورینا ماچادو، گزینه پیشین مورد علاقه آمریکا، از حمایت مردمی در ونزوئلا برخوردار نیست. حضور دلسی رودریگز بهعنوان رئیسجمهور موقت، خود گواه این است که عملیات تغییر رژیمِ ترامپ شکست خورده و نیز نشاندهنده تردید عمیق او برای آغاز یک جنگ دیگرِ آمریکا که پیروزیاش ناممکن است.
پس از تهاجم آمریکا و ربایش رئیسجمهور مادورو در ۳ ژانویه، دلسی رودریگز بهعنوان رئیسجمهور موقت سوگند یاد کرد، وفاداری خود را به رئیسجمهور مادورو بار دیگر اعلام نمود و در غیاب او اداره کشور را به دست گرفت. اما دلسی رودریگز کیست و احتمالاً چگونه ونزوئلا را اداره خواهد کرد؟ به عنوان یک عروسک خیمه شب بازی مطیع و تحت فشار آمریکا، یا به عنوان رهبر یک ونزوئلای شکست ناپذیر و مستقل؟
دلسی رودریگز در سال ۱۹۷۶ هفت ساله بود؛ سالی که پدرش بهعنوان یک زندانی سیاسی در ونزوئلا تحت شکنجه قرار گرفت و تا سرحد مرگ کتک خورد. خورخه آنتونیو رودریگز، ۳۴ ساله، از بنیانگذاران «لیگ سوسیالیستی»، یک حزب سیاسی چپگرا بود که دولت او را به ایفای نقشی محوری در ربودن ویلیام نیهوس، مأمور مشکوک سیا که با پوشش مدیر اجرایی شرکت اوونز کورنینگ فعالیت میکرد، متهم کرده بود.
خورخه رودریگز بازداشت شد و پس از بازجویی توسط مأموران اطلاعاتی ونزوئلا در بازداشت دولتی جان باخت. هرچند علت رسمی مرگ «حمله قلبی» اعلام شد، اما کالبدشکافی نشان داد که او دچار جراحات شدید منطبق با شکنجه شده بود؛ از جمله هفت دنده شکسته، قفسه سینه فروریخته و کبدی که از جای خود جدا شده بود.
دلسی حقوق را در کاراکاس و پاریس خواند و وکیل کار شد، در حالی که برادر بزرگترش خورخه روانپزشک شد. دلسی و مادرش، دلسی گومس، در جریان کودتای ناکام مورد حمایت آمریکا در ونزوئلا در سال ۲۰۰۳ در لندن بودند و از سفارت ونزوئلا در گفتوگوهایی با بیبیسی و سیانان این کودتا را محکوم کردند.
دلسی و برادر بزرگترش خورخه اندکی بعد به دولت بولیواری هوگو چاوز پیوستند و در دوره چاوز و سپس مادورو به مجموعهای از مناصب عالی رسیدند: دلسی از ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ وزیر خارجه بود و از ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ وزارت اقتصاد و دارایی را بر عهده داشت؛ همچنین وزیر نفت و معاون رئیسجمهور بود. خورخه نیز یک سال در دوره چاوز معاون رئیسجمهور بود و سپس به مدت هشت سال شهردار کاراکاس شد.
در ۵ ژانویه ۲۰۲۶، این مسئولیت بر عهده خورخه که اکنون رئیس مجلس ملی است قرار گرفت تا پس از تهاجم غیرقانونی آمریکا و ربایش رئیسجمهور مادورو، خواهرش را بهعنوان رئیسجمهور موقت سوگند دهد. دلسی رودریگز خطاب به مردم خود و جهان گفت:
«من بهعنوان معاون اجرایی رئیسجمهور قانونی جمهوری بولیواری ونزوئلا، نیکلاس مادورو موروس، برای ادای سوگند به اینجا آمدهام. با درد رنجی که پس از تجاوز نظامی نامشروع به میهنمان بر مردم ونزوئلا تحمیل شده است، میآیم. با دردِ ربودن دو قهرمان که در ایالات متحده آمریکا به گروگان گرفته شدهاند میآیم: رئیسجمهور نیکلاس مادورو و نخستین مبارز، بانوی اول کشورمان، سیلیا فلورس. با درد میآیم، اما باید بگویم با افتخار نیز میآیم تا به نام همه ونزوئلاییها سوگند یاد کنم. میآیم تا به نام پدرمان، آزادیبخش، سیمون بولیوار سوگند بخورم.»
در دیگر اظهارات علنی، رئیسجمهور موقت، دلسی رودریگز، کوشیده است میان تأکید قاطع بر استقلال ونزوئلا و آمادگی عملگرایانه برای همکاری مسالمتآمیز با ایالات متحده، توازنی دقیق برقرار کند.
در ۳ ژانویه، دلسی رودریگز اعلام کرد که ونزوئلا «هرگز دوباره مستعمره هیچکس نخواهد شد». با این حال، پس از ریاست نخستین جلسه کابینه در روز بعد، گفت ونزوئلا به دنبال رابطهای «متوازن و محترمانه» با ایالات متحده است. او افزود: «ما از دولت آمریکا دعوت میکنیم تا در چارچوب حقوق بینالملل، بر سر دستورکاری از همکاری با هدف توسعه مشترک کار کنیم؛ همکاریای که همزیستی پایدار و مسالمتآمیز را تقویت کند.»
رودریگز در پیامی مستقیم به ترامپ نوشت: «رئیسجمهور دونالد ترامپ: مردم ما و منطقه ما سزاوار صلح و گفتوگو هستند، نه جنگ. این همواره باور رئیسجمهور نیکلاس مادورو بوده و اکنون باور همه ونزوئلاست. این همان ونزوئلایی است که من به آن ایمان دارم و زندگیام را وقف آن کردهام. رؤیای من این است که ونزوئلا به قدرتی بزرگ تبدیل شود که همه ونزوئلاییهای شریف بتوانند در آن گرد هم آیند. ونزوئلا حق صلح، توسعه، حاکمیت و آینده را دارد.»
آلن مکفرسون، رئیس «مرکز مطالعه زور و دیپلماسی» در دانشگاه تمپل آمریکا، دلسی رودریگز را «یک عملگرا که در دورهای اخیر به تثبیت اقتصاد ونزوئلا کمک کرده است» توصیف میکند. با این حال، او در گفتوگو با الجزیره هشدار داد که هرگونه تحقیرِ ادراکشده از سوی دولت ترامپ یا مطالباتی که بیش از حد تلقی شوند، میتواند «اثر معکوس بگذارد و به همکاری پایان دهد» و این رابطه را به «توازنی دشوار برای تحقق» بدل کند.
پس از تهاجم آمریکا در ۳ ژانویه، دستکم دوازده نفتکش از ونزوئلا به راه افتادند و با خاموش کردن فرستندههای موقعیتیاب خود، ۱۲ میلیون بشکه نفت، عمدتاً به مقصد چین حمل کردند و عملاً محاصره آمریکا را شکستند. اما سپس در ۷ ژانویه، نیروهای آمریکا دو نفتکش دیگرِ مرتبط با ونزوئلا را، یکی در دریای کارائیب و دیگری یک نفتکش روسی در شمال اقیانوس اطلس که مدتی تحت نظر داشتند توقیف کردند و آشکار ساختند که ترامپ همچنان مصمم است محاصره آمریکا را بهصورت گزینشی اجرا کند.
شرکت شورون کارکنان آمریکایی خود را برای کار به ونزوئلا بازگردانده و پس از وقفهای چهارروزه، ارسال عادی محمولهها به پالایشگاههای آمریکا را از سر گرفته است. اما دیگر شرکتهای نفتی آمریکا چندان مشتاق ورود شتابزده به ونزوئلا نیستند؛ جایی که اقدامات ترامپ تاکنون صرفاً ریسکهای سیاسیِ سرمایهگذاریهای جدید آمریکا را افزایش داده است، آن هم در شرایط مازاد جهانی عرضه نفت، قیمتهای پایین و جهانی که بهسوی انرژیهای پاک و تجدیدپذیر گذار میکند.
در همین حال، وزارت دادگستری آمریکا دستوپا میزند تا پروندهای علیه رئیسجمهور مادورو بسازد؛ پس از آنکه طرح جنگطلبانه و بیقانونِ ترامپ به بازداشت غیرقانونی مادورو بهعنوان رهبر یک کارتل مواد مخدرِ موهوم در کشوری خارجی انجامید که قوانین داخلی آمریکا در آن قابل اعمال نیست. مادورو در نخستین حضورش در دادگاه نیویورک، خود را رئیسجمهور ونزوئلا و اسیر جنگی معرفی کرد.
ادامه توقیف کشتیها در دریا و تلاش برای باجگیری از ونزوئلا بهمنظور کنترل درآمدهای نفتیاش، همان «رابطه متوازن و محترمانهای» نیست که دلسی رودریگز و دولت ونزوئلا خواهان آناند؛ و موضع آمریکا نیز آنقدرها که تهدیدهای ترامپ و روبیو القا میکند، قدرتمند نیست. تحت نفوذ نومحافظهکارانی چون مارکو روبیو و لیندزی گراهام، ترامپ ایالات متحده را تا آستانه جنگی در آمریکای لاتین پیش برده است؛ جنگی که آمریکاییهای اندکی از آن حمایت میکنند و بخش بزرگی از جهان با آن مخالف است.
احترام متقابل و همکاری با رودریگز و دیگر رهبران مترقی آمریکای لاتین، مانند لولا در برزیل، گوستاوو پترو در کلمبیا و کلودیا شاینباوم در مکزیک راههای آبرومندانهای برای خروج ترامپ از بحرانی فراهم میکند که او و مشاوران سردرگمش خود به آن دامن زدهاند.
ترامپ جایگزینی کاملاً عملی برای گرفتار شدن در بازیِ کشاندن به جنگ از سوی مارکو روبیو دارد: آنچه چینیها «همکاری برد-برد» مینامند. بیشتر آمریکاییها این را به بازیِ حاصلجمع صفرِ امپریالیسم هژمونیک که روبیو و ترامپ دلارهای مالیاتِ بهسختی بهدستآمده ما را در آن هدر میدهند ترجیح میدهند.
مانع اصلیِ همکاری مسالمتآمیزی که ترامپ مدعیِ خواستِ آن است، باور کور خود او به میلیتاریسم آمریکا و برتری نظامی است. او میخواهد امپریالیسم آمریکا را از اروپا، آسیا و آفریقا به آمریکای لاتین هدایت کند، اما این مسیر نه قابل پیروزیتر است و نه از منظر حقوق بینالملل مشروعتر؛ و همانقدر هم نزد مردم آمریکا نامحبوب است.
اگر چیزی باشد، مخالفت عمومی با تجاوز آمریکا «در حیاط خلوت ما» حتی بیش از جنگهای آمریکا در فاصله ۱۰ هزار مایلی است. کوبا، ونزوئلا و کلمبیا همسایگان نزدیک ما هستند و عواقب فرو بردن آنها در خشونت و هرج و مرج برای اکثر آمریکاییها ملموس تر از هزینههای انسانی وحشتناک جنگهای دورتر ایالات متحده است.
ترامپ میداند جنگ بیپایان نامحبوب است، اما همچنان بهنظر میرسد باور دارد میتواند از عملیاتهای «یکبار و تمام»، مانند بمباران ایران و ربودن رئیسجمهور مادورو و بانوی اول، جان سالم بهدر ببرد. این حملات، اما، فقط مشکلاتی خیالی را «حل» کردهاند—سلاحهای هستهایِ ناموجودِ ایران و کارتل مواد مخدرِ مادورو که وجود خارجی ندارد—و در عین حال بحرانهای دیرپای منطقهای را تشدید کردهاند؛ بحرانهایی که سیاستهای آمریکا تا حد زیادی مسئول آنهاست و هیچ راهحل نظامی ندارند.
برخورد با ترامپ چالشی دشوار برای دلسی رودریگز و دیگر رهبران آمریکای لاتین است، اما همه آنها باید تا کنون دریافته باشند که کوتاهآمدن در برابر ترامپ یا اجازه دادن به اینکه او آنها را یکییکی از میدان بهدر کند، راهی بهسوی ویرانی است. جهان باید یکپارچه بایستد تا تجاوز را بازدارد و از اصول و قواعد بنیادین منشور سازمان ملل دفاع کند؛ منشوری که بر اساس آن همه کشورها توافق کردهاند اختلافات را بهطور مسالمتآمیز حل کنند و یکدیگر را به زور نظامی تهدید نکنند یا علیه هم به کار نگیرند. هر امیدی به جهانی صلحآمیزتر، به این بستگی دارد که بالاخره این تعهدات را جدی بگیریم، چیزی که پیشینیان ترامپ نیز در انجامش ناکام بودهاند.
یک جنبش رو به رشد در حال سازماندهی اعتراضات سراسری است تا به ترامپ بگوید که مردم آمریکا جنگها و تهدیدهای جنگی او علیه همسایگان ما در آمریکای لاتین و سراسر جهان را رد میکنند. این لحظهای حیاتی برای بلند کردن صدای خود و کمک به تغییر روند علیه جنگ بیپایان است.
منبع: کنترپانچ، ترجمه برای اخبارروز توسط «ص. نوری»



