مردم آزادیخواه ایران و در راس آن طبقه کارگر از دی ماه ۹۶ با شعار “اصلاح طلب، اصول گرا، دیگر تمومه ماجرا”، سرنگونی حاکمیت جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار می دهند و اعتراضات روزمره ی اجتماعی به اشکال مختلف گسترش می یابد که در تعاقب آن اعتراضات خونین آبان ۹۸ را منجر می گردد. کارگران در تمام این دوره ها با اعتصاب و نیز اعتراضات خیابانی همواره مدافع حقوق طبقاتی خویش می شوند که در نتیجه روحیه مبارزاتی سراسری را ارتقا می بخشند. ولی حاکمیت قرون وسطایی اسلامی ایران نه می خواهد و نه می تواند پاسخگوی مطالبات مردم ایران باشد، زیرا آنان منابع سرشار مالی ایران را در اختیار جنبش های ارتجاعی مذهبی در خاور میانه و حتی فراتر از آن قرار می دهند و از روی جنون و روان ـ پریشی سیاسی، ۹۰ میلیون جمعیت ایران را همواره در سراشیبی فقر و تنگدستی رهسپار می سازند و ۴۷ سال است که با مواضع فوق روزگار را سپری می کنند و پی در پی کمک های نجومی آنان در خارج از جغرافیای ایران تخریب گشته و برباد می رود و حاکمیت یاد شده نه تنها درس نمی گیرد، بر عکس زمینه های دزدی و سرقت بخش های دیگری از منابع مالی مردم به جیب مبارک شان سرازیر می شود و برای توجیه سرقت های مذکور، کفاره گناهان را به سوی تحریم اقتصادی متوجه می سازند که سال های متمادی است بوسیله ی تظاهرات خیابانی کارگران و بازنشستگان در اقصی نقاط کشور با سیاست جنگ افروزانه با ملل دیگر افشاگری می شود.
با توجه به این مسائل، اقتصاد ورشکسته ی ایران و تاراج مالی آن وضعیت را بجایی می رساند که دزدان اسلامی فکر میکنند با ارتقای قیمت دلار، بحران روزمره ی ریالی ایران جبران گردد که هزینه آن بعهده ی مردمانی می باشد که در فقر و تنگدستی زندگی می کنند تا جایی که اعتراضات خیابانی بازاریان را در روزهای اخیر موجب گردیده است، زیرا با فروکش شدن قدرت خرید مردم، کسبه ها و بازاریان، فاقد مشتری و فروش می شوند. اما حاکمیت اسلامی ایران از دی ماه ۹۶ سراشیبی سقوط را طی می کند و در این بین فقط طبقه کارگر است که باید شعار های طبقاتی خویش را در تمام تظاهرات خیابانی تبلیغ و ترویج نماید. حقیقت این است که ضمانت اساسی دموکراسی های مدنی و اجتماعی از طرف نیروهای کار در زمینه های صنعتی، خدماتی، درمانی و آموزشی که اکثریت جمعیت ایران را تشکیل می دهند، میسر می گردد و دموکراسی طبقه ی دیگر یعنی بورژوایی، فریبی بیش نخواهد بود که در هر بزن گاه و تند پیچ های اجتماعی خیانت مستمر ببار آورده است.
تا زمانی که هدف غایی ما برای یک دنیای بهتر، لغو کارمزدی نباشد درب بر همان پایه خواهد چرخید.
بر چنین مبنایی است که “شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس” که در سال ۲۰۱۵ اعلام موجودیت نمود، با اتخاذ سیاست از جنبش مذکور و با تداوم بحث های مداومی که در این زمینه داشت، “مبانی مشترک” را برای تحقق آن، تدوین نمود، که در انتهای این بیانیه در اختیار افکار عمومی قرار می گیرد. ما از تمام انقلابیون آزادیخواهی که به سیاست کارگری اعم از بخش ها و لایه های مختلف نیروهای کار اعتقاد راسخ دارند، دعوت می کنیم که جمع ما را در پاریس تقویت بخشیده و نیز همه ی نهاد های کارگری موجود در کشورهای مختلف را به همکاری مقطعی در جهت گسترش اهداف کارگری دعوت می نمائیم.
ایران آبستن اعتراضات عمیق اجتماعی است، با همکاری های هر چه وسیع تر، اهداف خود را بسیج و سازماندهی کنیم.
شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس
۱۱ دی ۱۴۰۴ ـ اول ژانویه ۲۰۲۶
مبانی مشترک «شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس»
طبقه کارگر ایران بدون تشکل و تحزب سراسری طبقاتی کارگران،وارد مبارزه طبقاتی و ضد استبدادی بر علیه رژیم پهلوی سال ۱۳۵۷ گردید و با فداکاری های فراوان، چه با شرکت در اعتراضات و تظاهرات توده ای و خیابانی و چه در عرصه اقتصادی و سازماندهی اعتصابات سراسری، در سرنگونی رژیم مستبد پهلوی و به پیروزی رساندن قیام شکوهمند، سهم بسزایی داشت.اما در فقدان حزب طبقاتی کارگری (کمونیستی)،و در نبود یک فضا برای تبلیغ و ترویج طبقاتی ضد سرمایه داری وگرفتن قدرت سیاسی ، طبقه کارگر هیچ نصیبی ازقیام بهمن نمی برد، رهبری قیام بدست طیف انگل و عقب مانده مذهبی میافتد و در نتیجه شکست بر چهره ی انقلاب می نشیند.
وضعیت کنونی در قرن بیست و یکم همراه با بحران ساختاری نظام سرمایه داری جهانی، تمرکز اصلی را فقط در محور تضاد کار و سرمایه قرار می دهد و تبلیغ آزادی های مدنی و اجتماعی از مسیر مبارزه ی کار علیه سرمایه و گرفتن قدرت سیاسی می گذرد و سازماندهی هر چه بیشتر نهادهای کارگری ـ انقلابی را در دستور کار قرار می دهد. بر چنین مبنایی ما بخشی از فعالین سیاسی ـ اجتماعی که از زاویه انقلابی به مبارزات جنبش کارگری متکی میباشیم، با ایجاد “شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس”، اشکال فعالیت، وظایف و اهداف آنرا در چارچوب “مبانی مشترک” تدوین می نماییم.
اشکال، اهداف و وظایف “شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس”:
۱ـ بربریتی که سیستم سرمایه در دوران حاضر در هر نقطه جهان بوجود آورده است، ما بخشی از فعالین انقلابی در پاریس برآن شدیم که تشکلی مستفل برای معرفی و یاری رساندن به سازمان یابی جنبش کارگری ایجاد کنیم و از این زاویه به سهم خود به جنبش های دموکراتیک اجتماعی یاری رسانیم.
۲ـ عضویت، فعالیت و همکاری ما در “شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس” بر اساس ضدیت با نظام سرمایه داری جهانی، به هر شکلی که خود را آراسته باشد (چه بصورت نئولیبرالی، نئوکینزی و کینزی و چه به شکل دیکتاتوری ـ فاشیستی)، پی ریزی می گردد و نظام سرمایه داری جهانی که جمهوری اسلامی ایران نیز حلقه ای از سلسله زنجیره ی آن محسوب می گردد، در هیچ شرایطی قادر به حفظ آزادی های مدنی و اجتماعی نیست. بنابراین دموکراسی بورژوایی در سراسر جهان جز لاشه ی متعفنی بیش نخواهد بود و فقط دموکراسی کارگری میتواند آزادی های اجتماعی را تحقق بخشد. از چنین زاویه ای است که مبارزه ی طبقاتی رکن اساسی اعتراضات و مطالبات سیاسی ـ اجتماعی ما علیه سرمایه و امپریالیسم را تشکیل خواهد داد.
۳ـ اعضای متشکل در “شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس” در مبارزه علیه نظام سرمایه داری، از گرایشات متفاوت انقلابی بوجود آمده است و مستقل از احزاب و سازمان های سیاسی، اهداف خود را پیش میبرد. روشن است که اعضای سازمان ها و احزاب و نهادهای سیاسی ـ اجتماعی میتوانند از زاویه صفت فردی، عضو نهاد کارگری ما باشند ولی برعکس نمی توان در دو نهاد کارگری عضویت داشت.
۴ـ “شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس” از آنجا که مرزبندی قاطعی در برابر نظام جهانی سرمایه چه در سطح داخلی و چه بین المللی دارد، خواهان سرنگونی قدرت سیاسی ـ اجتماعی در ایران و جهان است و اطلاعیه، بیانیه و فعالیت های خود را در عرصه ی داخلی (ایران)، در شعارهای اساسی: ۱ـ سرنگون باد نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران 2ـ زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم، منعکس می سازد. بنابراین با نیروهای اصلاح طلب، عقب مانده ی سازشکار با نظام سرمایه داری، در هیچ شرایطی نه فقط سر نزدیکی ندارد، بلکه مواضع سازشکارانه و بورژوایی اینگونه نیروها را در مواقع ضروری افشا خواهد ساخت.
۵ـ همه افراد موافق “مبانی مشترک”، بدون توجه به ملیت، جنسیت، می توانند عضو “شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس” شوند.
۶ـ اعضا از حقوق کامل و برابر در تمامی سطوح کار و فعالیت “شورای همبستگی با جنبش…” برخوردارند و نیز در چنین راستایی حق انتخاب شدن و انتخاب کردن را دارا می باشند.
۷ـ “شورای همبستگی با جنبش…” در مواقع ضروری مجمع عمومی برگزار می نماید که در آن “اهداف و وظایف” مورد بررسی و بازبینی قرار می گیرد. فقط مجمع عمومی قادر است مسئولیت ها و نیز تغییر و تصویب “اشکال، اهداف و وظایف” را به عهده گیرد.
۸ـ همه ی مسئولین و مسئولیت ها در مجمع عمومی توسط اکثریت اعضا انتخاب شده و نیز با خواست اکثریت اعضا قابل عزل و تغییر می باشند.
۹ـ مجمع عمومی با نصف + ۱ اعضا رسمیت مییابد و همه ی وظایف و تصمیمات آن بر رای دو سوم اعضای حاضر در مجمع عمومی، تصویب می شود و هم چنین مجمع عمومی می تواند با اراده ی نصف + ۱ اعضا فراخوانده شود.
۱۰ـ سازماندهی و فراخوان اعتراضات و آکسیون های عمومی در پاریس در راستای تحقق خواسته های بر حق کارگران، تشکیل سمینار، سخنرانی و انتشار بولتن به زبان های فارسی و فرانسه، شرکت و سازماندهی جلسات کارگری، تماس با فعالین، نهادها و سازمان های کارگری، سازماندهی کلاس های آموزشی، شرکت در مراسم اول ماه مه و هشت مارس، تشکیل گروهای کاری برای پیشبرد طرح ها و پروژه ها، جلب پشتیبانی از مبارزات کارگری و شرکت فعال در مراسم و مبارزات کارگری، رساندن اخبار و مبارزات جنبش کارگری به سازمان ها و نهادها و سندیکاهای کارگری (داخلی و خارجی)، از وظایف “شورای همبستگی با جنبش…” را تشکیل می دهد.
۱۱ـ “شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس” به منابع مالی نیاز دارد. بنابراین تشکیل صندوق مالی جهت کمک به خانواده های کارگران زندانی و یا کارگرانی که در اثر مبارزات و پیگیری مطالبات کارگری، از کار اخراج شده اند، ضرورت دارد. رفقای “شورای همبستگی با جنبش…” در چارچوب توانایی و بنیه مالی خویش می توانند داوطلبانه در اینگونه آکسیون های مالی شرکت جویند و نیز هر عضوی حداقل سالانه ۱۰۰ یورو بعنوان حق عضویت به صندوق مالی می پردازد.
۱۲- در هر مجمع عمومی سه نفر مسئول بعنوان “شورای هماهنگی” انتخاب میشوند و مسئولیت ها را بین خود تا مجمع عمومی آینده تقسیم خواهند کرد.
شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس
آذر ۱۳۹۴ ـ 23 / 11 / 2015






