استقلال ملی به مثابه محصولی ساخت آمریکا؛ هوش مصنوعی، از حباب مالی تا سلاح ژئوپلیتیک – برگردان: آسیا مهرآذین

تحریم‌های صادراتی جای ناوچه‌های جنگی را گرفته‌اند؛ واشنگتن دیگر بنادر را هدف نمی‌گیرد، بلکه انگشت خود را روی کلید برق مزارع سِرور گذاشته است. برای محافظت از معماری مالی، باید چنگ و دندان نشان داد

در سراسر جهان، دولت‌ها صدها میلیارد صرف می‌کنند تا «هوش مصنوعی (IA) مستقل» ایجاد کنند – عبارتی متناقض، زیرا این فناوری عمیقاً به صنایع آمریکایی وابسته است. با تشدید تنش‌های بین‌المللی، «استقلال» تبدیل به کالایی شده که با طلا، رمزارزها و خودروهای لوکس رقابت می‌کند.

در فوریه گذشته، رئیس‌جمهور فرانسه، امانوئل مکرون، مرحله تازه‌ای از «راهبرد ملی هوش مصنوعی» را اعلام کرد: طرحی با سرمایه‌گذاری خصوصی به ارزش ۱۰۹ میلیارد یورو که ترکیبی از صندوق‌های ثروت امارات، صندوق‌های بازنشستگی کانادا، سرمایه‌گذاری‌های آمریکایی و شرکت‌های بزرگ ملی – مانند Iliad، Orange و Thales – بود. اما همه این شرکت‌ها بر اساس پردازنده‌های گرافیکی (GPU) بلک‌ول ساخت شرکت Nvidia کار می‌کنند، یک غول آمریکایی که نیمه‌هادی‌های پرکاربرد در حوزه هوش مصنوعی را طراحی می‌کند و در صدر جدول ارزش بازار جهانی قرار دارد. بریتانیا در سپتامبر با طرح Technology Prosperity Deal به ارزش ۱۵۰ میلیارد پوند (۱۷۲ میلیارد یورو) از آن پیشی گرفت؛ آلمان نیز شتابان به این موج پیوست، و این سناریو از خاورمیانه تا جنوب شرق آسیا تکرار شد: وعده‌های خیره‌کننده برای شکستن وابستگی به فناوری‌های آمریکایی، آن هم با خرید تراشه‌های آمریکایی تحت شرایطی که آمریکایی‌ها تعیین می‌کنند. «استقلال» در واقع به معنای داشتن امتیاز نوشتن چک به ایالات متحده با ارز خود است.

درست است که مدیرعامل انویدیا در دامن زدن به این هذیان جمعی نقش زیادی دارد. با آن کاپشن چرمی همیشگی که ظاهرش را به مربی انگیزشی نمایندگی‌های هارلی‌دیویدسون شبیه می‌کند، جنسن هوانگ در هر اجلاس همان موعظه تکراری را بازگو می‌کند: «مالک ابزار تولیدِ هوشِ خود باشید.» مقابل او، وزیران دارایی با حالتی خلسه‌وار و سرهایی که با احترام تکان می‌خورند – مانند وام‌گیرندگانی که قید خواندن ریزنوشته‌های قرارداد را زده‌اند – گوش فرامی‌دهند. پیام ضمنی راه رستگاری روشن است: تراشه‌های ما را بخرید و از سلطه OpenAI و محصول پرچم‌دارش، ChatGPT، بگریزید.

آنچه این واعظ از فراز منبرش فراموش می‌کند ذکر کند این است که خودِ انویدیا قصد دارد ۱۰۰ میلیارد دلار (۸۶ میلیارد یورو) در همان لویاتانی (اژدهای عظیم‌الجثه) سرمایه‌گذاری کند که آموزه «استقلال»ش مدعی است آن را مهار می‌کند. رقص سرمایه‌ها به مرز نوعی زنای با محارم می‌رسد: برای هر ۱۰ میلیارد دلاری که به OpenAI تزریق می‌شود، انویدیا ۳۵ میلیارد دلار از محل فروش تراشه‌ها بازپس می‌گیرد – چرخه بسته‌ای چنان روغن‌خورده که گویی حرکت دائمی خود را ایجاد می‌کند (۱). و از آن هم عجیب‌تر: تراشه‌های انویدیا حتی فروخته نمی‌شوند، بلکه اجاره داده می‌شوند (۲).

بحران مالی، فصل دوم

هم‌زمان، OpenAI در رقیب اصلی انویدیا، یعنی AMD، نیز سرمایه‌گذاری می‌کند؛ و در عین حال در حال تدارک توافق‌های زیرساختی‌ای است که باید در نهایت توانی معادل مصرف بیست رآکتور هسته‌ای برای آن فراهم کنند، همه این‌ها تنها با پرداخت مبلغ ناچیز هزار میلیارد دلار. چنان بازگشت‌پذیری و تکرار در این ترتیبات مالی، بهترین طراحان «پونزی» (Ponzi) را – همان هرم‌های مالی کلاه‌بردارانه که پرداخت مشتریان قدیمی از پول تازه‌واردان صورت می‌گیرد – به حسادت وا‌می‌دارد. با رسیدن بدهی بخش هوش مصنوعی به ۱۲۰۰ میلیارد دلار، این حوزه اکنون حتی از بخش بانکی نیز جلو زده است؛ گویی بحران مالی ۲۰۰۸ است، فصل دوم، با این تفاوت که این بار سیلیکون نقش وام‌های پرریسک «ساب‌پرایم (subprime)» را بازی می‌کند.

حتی پرستش‌گران بازار نیز از حل این معمای مالی عاجز مانده‌اند. طبق برآوردهای Morgan Stanley، هزینه‌های مربوط به مراکز داده تا سال ۲۰۲۸ به ۲۹۰۰ میلیارد دلار می‌رسد. غول‌های فناوری، با وجود ذخایر نقدی‌ای که از بودجه بسیاری کشورها بیشتر است، تنها ۱۴۰۰ میلیارد دلار در دست دارند؛ و بنابراین ناگزیرند ۱۵۰۰ میلیارد دلار باقی‌مانده را قرض بگیرند (۳). از چه کسانی؟ از Blackstone، Apollo یا Pimco؛ همان صندوق‌های سرمایه‌گذاری که استاد مهندسی مالی پیچیده و به‌غایت سودآور موسوم به «اعتبار خصوصی» هستند. استقلال، که پیش‌تر بر تراشه‌های انویدیا گرو گذاشته شده بود، اکنون بر خطوط اعتباری وال‌استریت نیز رهن شده است.

اما در واشنگتن چه می‌گذرد؟ از دیدگاه هژمونی آمریکا، «هوش مصنوعی مستقل» یک حقه تازه نیست، بلکه آخرین پرده از نمایشنامه‌ای است که بیش از یک قرن است نوشته می‌شود. دیپلماسی نفت جای دیپلماسی دلار را گرفت، و آن نیز اکنون جای خود را به دیپلماسی پردازنده داده است. گرچه هر مرحله از مرحله پیشین پیچیده‌تر و غریب‌تر است، دو بازیگر نقش اول ثابت هستند: دولت آمریکا و سرمایه آمریکا که همچنان در رقص بی‌پایان خود گره‌خورده‌اند.

پرده اول در آستانه سده بیستم گشوده می‌شود. دولت ایالات متحده به کشورهای آمریکای لاتین وعده می‌دهد که رونق اقتصادی و اصلاح مالی، ثبات سیاسی را برای آنان تضمین خواهد کرد. در دهه ۱۹۰۰، تئودور روزولت همین بهانه را دستاویز قرار می‌دهد تا گمرک‌های جمهوری دومینیکن را تحت قیومت خود درآورد. در سال ۱۹۱۲، نوبت نیکاراگوئه بود که از طریق وامی اعطایی بانک برادران براون Brown Brothers به همان سرنوشت دچار شود؛ بخش اصلی درآمدهای گمرکی آن کشور راهی منهتن ‌می‌شود. نارضایتی نیکاراگوئه‌ای‌ها از برخوردی که کشورشان را همچون یک شرکت زیرمجموعه کاملاً وابسته می‌دید، با واکنش واشنگتن و اعزام نیروهای تفنگدار دریایی روبه‌رو شد: کشور به مدت بیست‌ویک سال (۱۹۱۲ تا ۱۹۳۳) اشغال می‌شود، و در اوج حضور نظامی، نزدیک به چهار هزار سرباز در آن مستقرند. در سرمقاله‌ای در سال ۱۹۲۲، هفته‌نامه The Nation از «جمهوری برادران براون» سخن گفت؛ عبارتی پیش‌گویانه، با توجه به آنچه قرار بود پس از آن رخ دهد.

پرده دوم نخستین بار در سال ۱۹۷۴ اجرا می‌شود، سه سال پس از آنکه ریچارد نیکسون قابلیت تبدیل دلار به طلا را لغو و ارزش پول آمریکا را تنزل داد. هنری کیسینجر پیشنهادی در لفافه دیپلماسی به سعودی‌ها ارائه می‌دهد: نفت خود را به هر قیمتی که صلاح می‌دانید بفروشید، اما فقط به دلار؛ و درآمد حاصل را در اوراق خزانه‌داری آمریکا سرمایه‌گذاری کنید. این پیمان محرمانه با تضمین‌های امنیتی ضمنی همراه است – و روشن است که هرگونه تخلف از آن، به‌منزله اقدام جنگی تلقی خواهد شد. میان سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۸۱، بخش قابل‌توجهی از ۴۵۰ میلیارد دلار مازاد جمع‌شده توسط اوپک دوباره در اقتصاد آمریکا سرمایه‌گذاری می‌شود. دلارهای نفتی، یکی پس از دیگری، سلطه پولی ایالات متحده را بازمی‌سازند. این بار نیازی به زحمت دادن تفنگداران نبود.

پرده سوم هنوز در حال نگارش است، اما مقیاس عملیات در آن از هر آنچه پیش از این دیده‌ایم فراتر می‌رود. پس از موزها، پس از بشکه‌ها، اکنون این توان محاسباتی است که خریدوفروش می‌شود – یعنی همان ظرفیت خام پردازش که به ماشین‌ها اجازه می‌دهد محاسباتی انجام دهند سریع‌تر از زمانی که یک بانک مرکزی نیاز دارد تا چاپ پول را آغاز کند. «جمهوری برادران براون» اکنون جای خود را به جمهوری انویدیا داده است.

تلاطم‌های آنارکو-کاپیتالیسم

بخشی از این جریان‌ها از مسیر رمزارزها عبور می‌کند. چه در دبی صادر شده باشد و چه در سائوپائولو، هر «رمزارز پایدار» باید با اوراق خزانه‌داری آمریکا پشتوانه‌گذاری شود. با جسارتی که ناگزیر مایه تحسین است، پائولو آردوینو، مدیرعامل ایتالیایی شرکت Tether، با صدای بلند اعلام می‌کند که توکن‌های دیجیتال او «کارآمدترین ابزار هژمونی دلار» هستند (X، ۲۵ فوریه ۲۰۲۵). و البته حق هم دارد: شرکت او ۱۲۰ میلیارد دلار بدهی دولت آمریکا را در اختیار دارد. Genius Act که در ژوئیه گذشته توسط دونالد ترامپ امضا شد و چارچوب حقوقی رمزارزها را پایه گذاشت، به رئیس‌جمهور آمریکا اعتبار «ضدسیستمی» رمزارزها را می‌بخشد… تا همان سیستمی را تحکیم کند که ظاهراً قرار بود رمزارز با آن بجنگد. چه کسی تصور می‌کرد آنارکو-کاپیتالیسم، روزی تضمین‌کننده کسری بودجه فدرال شود؟

نمایش فرعی رمزارزها، نگاه‌ها را از سرقتی که آشکارا پیش چشممان جریان دارد، منحرف می‌کند. زیرا این مدل‌های هوش مصنوعی هستند که بزرگ‌ترین بخش ظرفیت محاسباتی جهان را می‌بلعند. و تراشه‌های انویدیا برای آن‌ها همان‌قدر حیاتی‌اند که نفت خام سعودی برای پالایشگاه‌ها، یا عواید گمرکی نیکاراگوئه برای Brown Brothers. در چنین وضعیتی، سخن گفتن از «هوش مصنوعی مستقل» به همان اندازه بی‌معنی است که ادعای پایان وابستگی آلمان به نفت، حتی اگر اکسون همه جایگاه‌های Esso در امتداد اتوبان را «پمپ‌های آزادی» نام‌گذاری کند.

نقشه واشنگتن صرفاً یک بازی سراسر ریاکارانه می‌بود، اگر نتایج آن تا این اندازه خیره‌کننده نبودند. ابتدا، ایجاد یک «بحران حاکمیت و استقلال» – مراقب تراشه‌های چینی باشید، تنها گزینه معتبر همان ابرهای آمریکایی‌اند، مراکز داده شما آسیب‌پذیرند. سپس، فروش درمانی که سودش شایسته یک شرکت داروسازی باشد. در اروپا، زیرساخت‌های دیجیتالی‌ای که قرار بر آن شده «هوش مصنوعی مستقل» را تغذیه کنند، به لطف سرمایه‌گذاری‌های بلک‌راک (BlackRock) و صندوق اماراتی MGX – که خود زاییده همان نظام پترو‌دلارهاست – از دل زمین سر برمی‌آورند. همان سرمایه‌های سرازیرشده از کشورهای خلیج فارس، همان بازی‌های واسطه‌گری؛ تنها کالاست که تغییر می‌کند. با تِکنو-دلارها، چرخه بازیافت با سرعتی به‌مراتب بیشتر انجام می‌شود و حاشیه سود نه با واحد صدمِ درصد، بلکه در صدها واحد درصد اندازه‌گیری می‌شود.

تحریم‌های صادراتی جای ناوچه‌های جنگی را گرفته‌اند؛ واشنگتن دیگر بنادر را هدف نمی‌گیرد، بلکه انگشت خود را روی کلید برق مزارع سِرور گذاشته است. برای محافظت از معماری مالی، باید چنگ و دندان نشان داد.

به این ترتیب بود که شرکت هلندی ASML – تنها تولیدکننده ماشین‌های لیتوگرافی فرابنفش شدید (EUV) در جهان، که برای حک‌کردن پیشرفته‌ترین ریزپردازنده‌ها به کار می‌روند – در آغاز سال ۲۰۲۴ تحت فشار قرار گرفت تا دیگر به مشتریان چینی خود تجهیزات ندهد؛ در غیر این صورت، دسترسی‌اش به نرم‌افزارهای آمریکایی قطع خواهد شد و اسکنرهایش به پاره‌آهن‌های ۲۰۰ میلیون دلاری تبدیل می‌شوند. این شرکت در مرحله نخست موفق شد وضعیت را موقتاً به نفع خود تغییر دهد: مشتری‌ها برای ثبت آخرین سفارش‌هایشان هجوم آوردند و سهم چین در گردش مالی ASML از ۲۹٪ در ۲۰۲۳ به ۳۶٪ در ۲۰۲۴ افزایش یافت. اما واکنش منفی خیلی زود از راه رسید: در ۲۰۲۵، این شرکت کاهش سهم درآمدهای چین به ۲۰٪ را پیش‌بینی می‌کند. گرفتار میان دستورهای واشنگتن و محدودیت‌های پکن بر صادرات عناصر خاکی کمیاب، ASML اکنون انتظار «چندین هفته» تأخیر در تولید را دارد (بلومبرگ، ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵).

قلاده‌ای از سیلیکون

به‌صورت مستقل – یا شاید با تشویق واشنگتن – دولت هلند تصمیم گرفت یک گام دیگر بردارد. در ۱۲ اکتبر، یعنی سه روز پس از اعلام محدودیت‌ها بر صادرات عناصر خاکی کمیاب، کنترل شرکت Nexperia، تولیدکننده تراشه چینی مستقر در هلند از سال ۲۰۱۹، را به دست گرفت. بهانه؟ «کمبودهای جدی در حفظ استقلال» که استفاده از اختیارات اضطراری را توجیه می‌کرد. یک دادگاه دستور توقیف دارایی‌های Nexperia را صادر کرد، مدیرعامل آن، ژانگ شوه‎ژنگ، با یک مدیر «غیرچینی» دارای حق رأی تعیین‌کننده جایگزین شد و مدیریت شرکت به یک مدیر بی‌طرف سپرده شد. حرکتی هوشمندانه: Nexperia اعلام کرد که دیگر تأمین میکروپردازنده‌ها را تضمین نمی‌کند و این کمبود تهدیدی جدی برای صنعت خودروسازی آلمان به شمار می‌رود…

شور ضدچینی محدود به دوره ترامپ نبود. در سال ۲۰۲۴، جینا ریموندو، وزیر بازرگانی جو بایدن، به صراحت به مقامات امارات متحده عربی گفت: غول فناوری آن‌ها، G42، باید «بین آمریکا و چین انتخاب کند». نه تنوع بخشی. نه پوشش ریسک. «انتخاب کنید». سرورهای G42 از قطعات Huawei به ارزش ۱.۷ تا ۲ میلیارد دلار خالی شدند (۴)، و سپس مایکروسافت سرمایه‌گذاری ۱.۵ میلیارد دلاری به G42 ارائه داد – به نوعی غرامت برای «انصراف» از چین. به هر حال، طبق Cloud Act، ابر «حفظ استقلال» G42 همچنان از لحاظ زیستی آمریکایی باقی می‌ماند: داده‌ها در ابوظبی هستند، و دادگاه‌های صالح در ویرجینیا قرار دارند.

این قانون خود مفهوم استقلال را به تمسخر می‌گیرد. در جلسه استماع سنا فرانسه در ژوئن ۲۰۲۵، از مدیر امور عمومی و حقوقی مایکروسافت فرانسه پرسیده شد که آیا می‌تواند تضمین کند که داده‌های شهروندان فرانسوی بدون موافقت پاریس هرگز به دولت آمریکا منتقل نخواهد شد؟ پاسخ او سزاوار «مدال صداقت امپراتوری» بود: «نمی‌توانم این را تضمین کنم.»

واشنگتن ابزارهای دیگری نیز در دست دارد. قانون محصول مستقیم خارجی (Foreign Direct Product Rule یا FDPR) حاکمیت آمریکا را تا سطح اتم گسترش می‌دهد. کافی است تراشه‌ای، یک ویفر یا حتی یک پیچ یک‌بار در حضور یک خط کد یا تحقیق آمریکایی قرار گرفته باشد تا حقوق فراملی آمریکا اعمال شود. اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، چیز بهتری هم وجود دارد: قانون امنیت تراشه (Chip Security Act) که در مه ۲۰۲۵ ارائه شد، نصب سیستم‌های موقعیت‌یابی روی تراشه‌های Nvidia H100 و B200 را اجباری می‌کند – در واقع درهای پشتی سیلیکونی (Backdoors) یا GPS برای GPUها. معماری نظارتی‌ای که غربی‌ها Huawei را به اجرای آن متهم می‌کردند، اکنون به سیاستی فدرال بدل می‌شود، اما فقط برای تراشه‌های آمریکایی.

در چنین شرایطی، می‌توان پرسید رئیس‌جمهور مکرون دقیقاً چه چیزی را جشن می‌گیرد، وقتی قراردادهای Mistral AI با Nvidia را تحسین می‌کند و در ۱۱ ژوئن گذشته، کنار جنسن هوانگ از «مبارزه برای استقلال» سخن می‌گوید. یک رئیس‌جمهور فرانسوی که به بازاریاب و نماینده فروش تبدیل شده است – نه از سر اجبار، بلکه از روی شور و شوق استراتژیک: این همان مرحله نهایی اجبار است.

چه کسانی این امپراتوری را به حرکت درمی‌آورند؟ دیگر سربازان نیستند – که محدود به کشورهای فقیرند – بلکه نخبگان محلی هستند. و این نخبگان با اشتیاقی عمل می‌کنند که صورت مدیران استعمارگر از شرم گل می‌اندازد. منطق آن غیرقابل انکار است: در جهانی انحصاری، متنوع شدن به معنای خودکشی است؛ تنها انتخاب منطقی این است که خود را به‌عنوان نماینده رسمی انحصار جای دهید. مائو تسه‌تونگ این طبقه را «بورژوازی کامپرادور» می‌نامید – کسانی که با واسطه‌گری میان سرمایه خارجی و اقتصاد ملی ثروتمند شده‌اند. اکنون قدرت پردازش جایگزین تریاک شده است (اشاره به دو جنگ تریاک با چین.م)، اما حاشیه سود همچنان همان‌قدر پربازده باقی مانده است.

جایزه نخل طلایی به شرکت ژاپنی SoftBank می‌رسد. از زمان تغییر مسیر، این بانک که پیش‌تر پس‌انداز شهروندان ژاپنی را به شرکت‌های داخلی هدایت می‌کرد، تصمیم گرفته است ۴۸ میلیارد دلار در هوش مصنوعی آمریکایی (OpenAI، Nvidia، Ampere) سرمایه‌گذاری کند، حتی با وجود اینکه ذخایر نقدی‌اش تنها ۳۱ میلیارد دلار است. کسری از طریق بدهی پر خواهد شد. وقتی SoftBank به بانک‌های ژاپنی مراجعه کرد و ۱۳.۵ میلیارد دلار برای تأمین مالی «جشنواره آمریکایی» بعدی خود درخواست کرد، بانک‌ها حتی دو برابر آن مبلغ پیشنهاد دادند.

و درباره Deutsche Telekom چه می‌توان گفت؟ در حالی که نیاکانش، یعنی Deutsche Bundespost، با کابل‌کشی به اقتصاد آلمان خدمت می‌کردند، اکنون «ابر صنعتی هوش مصنوعی» خود را ترویج می‌کند؛ ابری که با ۱۰ هزار تراشه Nvidia تغذیه می‌شود؛ تراشه‌هایی که در سانتا کلارا طراحی، در تایوان ساخته و در دلاویر ثبت شده‌اند. برلین مالک ۳۲٪ و صندوق‌های سرمایه‌گذاری مالک ۶۸٪ هستند. استقلالی صرفاً صوری و سودهایی که بی‌وقفه به غرب جریان می‌یابند.

حتی سرسخت‌ترین مخالفان سابق نیز دیگر نمی‌توانند مقاومت کنند. غول‌های چینی مانند ByteDance، Alibaba و Tencent، که قرار بود با اولویت‌های استراتژیک پکن همسو باشند، به‌طور مخفیانه تراشه‌های Nvidia قاچاق را جمع‌آوری می‌کنند، با وجود فشارهای حاکمیت، الزامات امنیت ملی و وجود جایگزین‌های ارزان‌تر (اگرچه همچنان ضعیف‌تر) از Huawei.

با وجود همه تجربه‌ای که دارند، آمریکایی‌ها گاهی لغزشی می‌کنند و حرفی را بر زبان می‌آورند که بیش از حد صریح است. در ۱۵ ژوئیه گذشته، هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی، در سخنرانی‌ای در پیتسبورگ، نسخه غیررقیق‌شده دکترین آن‌ها را ارائه داد: «باید به اندازه کافی به چینی‌ها بفروشیم تا توسعه‌دهندگانشان به فناوری آمریکایی اعتیاد پیدا کنند.» پکن بدون شتاب اما با دامنه وسیع پاسخ داد. در سپتامبر گذشته، نهاد نظارتی چین Huawei، Cambricon، Alibaba و Baidu را فراخواند تا ارزیابی‌های فنی انجام دهند: مقایسه عملکرد تراشه‌های ملی با محصولات Nvidia که از محدودیت‌های صادراتی مصون مانده بودند، از جمله مدل H20. حکم فوری و تأییدشده در بالاترین سطح صادر شد: فناوری‌های ملی کافی است. تمام سفارش‌های معلق Nvidia لغو شد. نه مذاکره‌ای، نه پیش‌بینی نتایج، نه دوره گذار. زیرمتن این پیام روشن بود: برای کسانی که بر سر استقلال کوتاه نمی‌آیند، قوانین خارجی دیگر اهمیتی ندارند.

در ژانویه، پکن بمب خود را به نام DeepSeek راه‌اندازی کرد؛ یک کارگزار مکالمه‌ای فوق‌العاده پیشرفته که انرژی کمتری نسبت به رقیبش ChatGPT مصرف می‌کند. این موفقیت کمتر در پیشرفت تکنولوژیک نهفته و بیشتر یک نماد سیاسی بود: حزب کمونیست چین، کامپرادورها را دور زده بود؛ همان‌هایی که منافعشان در وابسته ماندن چین به زیرساخت آمریکایی بود. آشکار است که کسی این بار کتاب مائو را خوب خوانده بود.

تاریخچه تولید تراشه‌های Ascend 910B، که ستون فقرات هوش مصنوعی‌های آینده چین معرفی شده‌اند، روایت رسمی را کمی تعدیل می‌کند (۵). Huawei ظاهراً با دور زدن تحریم‌های آمریکا، از طریق شرکت‌های پوششی بیش از ۲ میلیون مدار مجتمع تولیدشده توسط تایوانی‌ها TSMC را خریداری کرده و در تراشه‌های خود جاسازی کرده است. همان‌طور که تحلیل‌های TechInsights نشان داد، این تراشه‌ها همچنین شامل قطعات حافظه Samsung و SK Hynix هستند. این اقدام قهری موفق شد، نه به دلیل خودکفایی، بلکه به‌واسطه وابستگی سخت‌افزاری. پکن به جای پذیرش وابستگی داوطلبانه، تولید تحت فشار را برگزید. اراده سیاسی بر بهینه‌سازی زنجیره تأمین غالب شد.

و همین است که تکرار تجربه چینی را این‌چنین دشوار می‌کند. وقتی مدیرعامل SoftBank می‌خواهد ۴۰ میلیارد دلار به کالیفرنیا بفرستد، توکیو تنها می‌تواند دست بزند و یارانه بدهد. وقتی Deutsche Telekom پلتفرم ابری Microsoft Azure را به رنگ‌های آلمانی درمی‌آورد، برلین شانه بالا می‌اندازد و همچنان آن را «استقلال» می‌نامد. اما وقتی پکن تصمیم می‌گیرد وابستگی را بشکند، نمایندگان حزب کمونیست که در همه هیئت‌مدیره‌های بزرگ مستقرند، وقت خود را صرف بحث درباره «منافع ملی» نمی‌کنند؛ آن را به رأی تبدیل می‌کنند. بانک‌های دولتی که در «Big Fund» چینی با سرمایه ۹۵ میلیارد دلار مشارکت دارند، به هیچ سهامداری پاسخگو نیستند؛ تولیدکنندگان نیمه‌هادی در زمین‌هایی که به دستور دولت تصرف شده‌اند شکوفا می‌شوند؛ و هزینه‌های این استراتژی – کاهش بهره‌وری، کندی گره‌ها، ریسک قاچاق، کمبود حافظه – در ترازنامه‌هایی جذب می‌شود که برای دهه‌های آینده برنامه‌ریزی شده‌اند، نه برای فصل‌های مالی پیش‌رو.

عملکرد نهادی چین هیچ چیز عجیب و غریبی ندارد؛ فقط اصل ساده‌ای را به اجرا درمی‌آورد که اکثر کشورها کنار گذاشته‌اند: امکان برتری دادن منافع ملی بر منافع خصوصی. کامپرادورها (واسطه‌ها) دزدی نیستند که به حکومت‌های خود بی‌احترامی کنند: منافع آن‌ها با هژمون همسوست و آن‌ها را به دفاع و تسهیل دیپلماسی پردازنده آمریکا وادار می‌کند. تسلط بر آن‌ها مستلزم حمله به سیستمی است که «کامپرادوریزاسیون» را به یک راه‌حل منطقی تبدیل کرده است. در اینجا دیگر بحث از مقررات نیست، بلکه از شکاف ژئوپلیتیک سخن است. از این رو پرسش حیاتی در سراسر جهان، از برلین تا برازیلیا، از کوالالامپور تا ژوهانسبورگ، مطرح می‌شود: وقتی قیمت اتحاد تبعیت دائمی باشد، آیا ارزشش را دارد؟

دسترسی به بازارها، عناصر خاکی کمیاب و مدل‌های هوش مصنوعی چینی، مستلزم رد انتخاب دوتایی تحمیل‌شده توسط واشنگتن است – یا آن‌ها یا ما، وابستگی یا انزوا، ادغام یا تبعید – و در عین حال پذیرش پیامدهای این رد: فرار سرمایه‌ها، دارایی‌های مسدودشده، معماری امنیتی خصمانه، هویج‌ها جای خود را به چماق‌ها داده‌اند. در بسیاری از کشورها، مشکل از نداشتن ظرفیت گفتن «نه» نیست؛ مشکل، فقدان اراده تحمل پیامدهای آن است.

به همین دلیل است که چک‌ها به نام جمهوری Nvidia همچنان وصول می‌شوند. و جایی در سانتا کلارا، یک کاپشن‌چرمی که تنها به لطف سودها به موجودی حساس تبدیل شده، همین حالا در حال آماده کردن موعظه‌ی بعدی‌اش مقابل دولتی است که کاملاً آماده است تا شعارهای تجاری را با استراتژی ژئوپلیتیک یکی بگیرد.

۱- Jeremy Kahn, «Nvidia’s $100 billion OpenAI investment raises eyebrows and a key question : how much of the AI boom is just Nvidia’s cash being recycled ? », Fortune, New York, 28 septembre 2025.

۲- Anissa Gardizy et Sri Muppidi, «In OpenAI megadeal, Nvidia discusses a new business model : chip leasing », ۲۳ septembre 2025, www.theinformation.com

۳- Tabby Kinder, « “Absolutely immense” : the companies on the hook for the $3tn AI building boom», Financial Times, Londres, 14 août 2025.

۴- Ben Bartenstein, Mackenzie Hawkins, Nick Wadhams et Dina Bass, «G42 made secret pact with US to divest from China before Microsoft deal », Bloomberg, New York, 16 avril 2024.

۵- Ann Cao et Wency Chen, « Home-grown heroes : how Huawei and DeepSeek are helping China break reliance on US chips », South China Morning Post, Hongkong, 27 septembre 2025.

Evgeny Morozov نویسنده کتاب: «برای حفظ همه چیز، اینجا را کلیک کنید، فناوری راه حل یاب و تاکید بر حل مشکلاتی که وجود ندارد»، آلن لین، لندن، ۲۰۱۳. در ۲۱ اوت توسط نشر FYP (لیموژ) تحت عنوان: «برای حل همه چیز، اینجا را کلیک کنید، خطای راه حل یابی فناوری» منتشر می شود.

منبع: لوموند دیلوماتیک

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی