
خُرده کاهی نیستم
پا در گریز
با وزیدنِ آهی از سرِ یأس.
.
بید بُن نیستم که به لرزه درآیم به ضربِ تازیانهیِ باد.
علف هرزه نیستم
یا نهالکی که به تسلیم
سر خم کنم در گذارِ نسیم.
.
ریشه در ژرفِ تاریخ سروی
قامت کشیده تا طلایهیِ نورم من؛
سپیدار واری
سر برکشیده تا بلندایِ غرورم من.
.
طاقتِ کهسارم
در معبرِ تندر و
شلاقِ آذرخش.
.
نسلی آزاده زادم-
از تبارِ حماسه و شیرافکنانِ دلیر،
عصیانگری گسسته ز پا زنجیر.
.
میرنده نیستم؛
ققنوسی از سُلالهیِ مرزی کهن سالهام من
که جان بر آتش میافکنم-
بی محابا
تا جوجکانی نو بزایم از بیضهیِ تدبیر.
.
نه-
نه پرِّ کاهی
نه علف هرزه ئی
نه بید بُنی
نه نهالکی نو رسته از دلِ خاک،
بل نسلی ز هیبتِ صخرههایِ ستبرِ اساطیرم،
پشت کشیده به آرشی کمان گیرم.
**********
تیبوران- ۲۸ نوامبر ۲۰۲۲
جهانگیر صداقت فر






