چرا حتی تحصیل‌کرده‌ها اطلاعات نادرست را می‌پذیرند؟ – علی سرکوهی و ناصر رحیم خانی

 یکی از باورهای رایج این است که تحصیلات دانشگاهی، عقلانیت و دسترسی به منابع معتبر، ذهن انسان را در برابر اخبار و روایت‌های نادرست مصون می‌کند. اما تجربه‌های روزمره، از شایعات ساده تا بحران‌های اجتماعی، نشان می‌دهد که این تصور همیشه درست نیست. کافی است واکنش اقشار مختلف را به یک خبر تحریف‌شده در نظر بگیریم تا روشن شود تحصیلات، تضمینی برای مصونیت شناختی نیست.

پرسش اصلی این است که چرا حتی افراد آشنا با استدلال و تحلیل منطقی نیز گاهی روایت‌های نادرست جهتدار را باور می‌کنند؟

میان‌بُرهای ذهنی

مغز انسان برای صرفه‌جویی در انرژی و سرعت‌بخشیدن به تصمیم‌گیری، از «میان‌بُرهای» ذهنی استفاده می‌کند، سازوکارهایی سریع اما نه‌چندان دقیق. این میان‌بُرها در بسیاری از موقعیت‌ها مفیدند، اما در مسائل پیچیده اجتماعی می‌توانند ما را دچار خطا کنند. طبق نظریه «سوگیری تأییدی»، هر فرد، حتی تحصیل‌کرده، به‌طور آگاهانه یا ناخودآگاه به دنبال اطلاعاتی می‌رود که باورهای پیشین او را تأیید کند. به همین دلیل، خبری که با پیش‌فرض‌های ذهنی او همسو باشد، «قابل‌اعتمادتر» به نظر می‌رسد، حتی اگر شواهدی بر خلاف آن موجود باشد.

ادعاهای نادرست، اگر بارها تکرار شوند، رفته‌رفته «آشنا» و سپس «قابل اعتماد» جلوه می‌کنند. همین سازوکار ساده، از تبلیغات تجاری تا شایعات فضای مجازی، بارها مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.

پیام‌هایی که عواطف، از جمله ترس، خشم یا امید را تحریک می‌کنند، مسیر تحلیل منطقی را دور می‌زنند. سرعت واکنش هیجانی بسیار بیشتر از سرعت تفکر منطقی است و همین امر باعث می‌شود حتی افراد منطقی نیز گاه اسیر تیترها و اطلاعات هیجانی شوند.

هویت جمعی و مقاومت در برابر حقیقت

یکی از مهم‌ترین موانع پذیرش واقعیت، تعارض آن با هویت شخصی یا جمعی است. انسان‌ها تنها به‌دنبال حقیقت نیستند؛ آنان به دنبال معنا و ثبات روانی نیز هستند. هنگامی که یک حقیقت جدید با باورهای هویتی فرد تعارض داشته باشد، او به‌طور ناخودآگاه آن را رد می‌کند. این وضعیت «عقلانیت انگیزه‌محور» نام دارد، یعنی عقل برای دفاع از هویت به کار می‌رود، نه کشف حقیقت.

عامل دیگر، فشار جمع است. تجربه روان‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهد که افراد تحت فشار گروهی، حتی در برابر شواهد روشن نیز دچار خطا می‌شوند. آزمایش مشهور «اَش» نشان داد که انسان‌ها برای هماهنگی با جمع، گاه واقعیت را نادیده می‌گیرند. در فضای قطبی امروز نیز، بسیاری از افراد برای هم‌سو ماندن با اطرافیان، روایت غالب را می‌پذیرند.

دو سیستم ذهنی

بر اساس نظریه «دانیل کانمن»، ذهن انسان با دو سیستم عمل می‌کند: سیستم سریع (شهودی و هیجانی) و سیستم کند (تحلیلی و منطقی). بخش بزرگی از واکنش افراد به اخبار، تحت کنترل سیستم سریع است؛ همان نقطه‌ای که تولیدکنندگان روایت‌های ساده‌شده آن را هدف می‌گیرند. ذهن از ابهام گریزان است و روایت‌های ساده، حتی اگر نادرست باشند، احساس قطعیت ایجاد می‌کنند. به همین دلیل در بحران‌ها، نظریه‌های توطئه به سرعت گسترش می‌یابند.

پیامد تولید، پذیرش و به‌کار بردن باورهای نادرست

تولید، پذیرش و به‌کار بردن اطلاعات نادرست فقط یک اشتباه فردی نیست و عواقب آن لزوماً تنها گریبانگیر فرد نمی‌شود، بلکه دارای پیامدهای اجتماعی مهمی نیز هست، از اختلال در تصمیم‌گیری عمومی، تشدید قطبی‌سازی سیاسی، کاهش اعتماد عمومی به رسانه‌ها و نهادهای معتبر تا فراهم شدن بستر برای گسترش بیشتر اطلاعات نادرست. جامعه‌ای که درگیر روایت‌های غلط شود، توان تصمیم‌گیری مبتنی بر واقعیت را از دست می‌دهد.

چه باید کرد؟

در سطح فردی، تقویت تفکر انتقادی، بازاندیشی در باورها و بررسی منابع از طریق جست‌وجوی جانبی ضروری است. پذیرش این واقعیت که «ما هم ممکن است اشتباه کنیم»، اولین گام در افزایش مصونیت شناختی است.

در سطح جمعی، آموزش سواد رسانه‌ای باید تقویت شود. قوانین و سازوکارهایی برای کاهش انتشار اخبار نادرست نیاز است. رسانه‌های حرفه‌ای باید تقویت شوند و جامعه پیش از وقوع بحران‌ها نیازمند نوعی «ایمن‌سازی اطلاعاتی» است.

سازندگان آگاهانه اطلاعات نادرست

نباید فراموش کرد که در برخی موارد، افراد تحصیل‌کرده نه‌تنها قربانی نیستند، بلکه خود تولیدکننده و توزیع‌کننده آگاهانه اطلاعات نادرست و هدفمند هستند. گاهی انگیزه‌های سیاسی، اقتصادی یا حرفه‌ای موجب می‌شود این افراد روایت‌های تحریف‌شده را منتشر کنند. پیچیدگی زبانی یا اعتبار اجتماعی آن‌ها نیز سبب می‌شود این اطلاعات نادرست سریع‌تر و گسترده‌تر منتشر شود. ازاین‌رو، مقابله با اخبار نادرست تنها با آموزش مخاطبان کافی نیست، بلکه نیازمند مسئولیت‌پذیری و شفافیت کسانی است که در شکل‌دهی افکار عمومی نقش دارند.  

علی سرکوهی

ناصر رحیم خانی 

سالومون اَش   :(Solomon Asch)روان‌شناس اجتماعی آمریکایی که با «آزمایش همرنگی اَش» نشان داد فشار جمع چگونه می‌تواند حتی ادراک واقعیت را در افراد تغییر دهد.

دانیل کانمن    :(Daniel Kahneman)روان‌شناس و برنده نوبل اقتصاد که نظریه «دو سیستم ذهنی» و پژوهش‌هایش درباره سوگیری‌های شناختی، فهم ما از تصمیم‌گیری را دگرگون کرد.

 مقاله حاضر حاصل گفتگوی من و ناصر رحیم‌خانی  است. 

برچسب ها

شاهنامهٔ فردوسی صرفاً روایت پهلوانی‌ها و نبردهای اسطوره‌ای نیست، بلکه به‌منزلهٔ حافظهٔ تاریخی و روانی ایرانیان عمل می‌کند؛ متنی که الگوهای پایدار قدرت، هویت، خشونت و پنهان‌کاری را در قالب نمادین بازنمایی می‌سازد

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

4 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
مجتبی صداقتی
مجتبی صداقتی
2 ماه قبل

همانطور که شما و دیگران بارها گفتید که تحصیلات هیچ ربطی به اگاهی و شعور ندارد. خیلی‌ها بسیار تحصیلکرده هستند اما در مورد کوچکترین مسائل شخصی و اجتماعی ناتوان و به عبارتی نابینا هستند. این افراد بسیار ساده و سریع آلت دست رسانه‌ها می‌شوند. در جریان کنید هوش و خرد جمعی را بوضوح مشاهده کردیم. نقطه مقابل این افراد کسانی هستند منفعت شخصی دارند یا مغرض هستند امثال مطهری نیاها که خیلی واضح میگه که ایران تجزیه نخواهد شد.

Houshang Zeyghami
Houshang Zeyghami
2 ماه قبل

خودتان بدرستی اشاره کردید که در برخی موارد افراد تحصیل کرده تنها قربانی نیستند بلکه خود تولید و توزیع کننده اطلاعات نادرست هستندو متاسفانه تعدادشان هم کم نیست و بیشترینشان یا نفع اقتصادی دارند یا سیاسی.
چقدر تحصیل کرده در کشور خودمان داریم که به عنوان ،دولتمرد،سیاستمدار،تحلیلگر ،روزنانه نگار، میدانند که دروغ میگویند ولی ادامه میدهند،متاسفانه نفع شخصی و رفاه بیشتر، عامل مهم این کجروی و به ظاهر اشتباه تحصیلکرده هاست ولی آنها اشتباه نمی‌کنند بلکه انتخاب میکنند که چنان رفتاری داشته باشند.
وجدان خفته و عدم مسئولیت در برابر مردم بزرگترین خطائی است که تحصیلکرده های ما دارند.

محمد عقیلی
محمد عقیلی
2 ماه قبل

مقاله بسیار خوب و مفیدی ست. در جهان پیچیده‌ی امروز با انبوه رسانه‌های جهت‌دار، مصون ماندن از آسیب‌های اخبار و اطلاعات نادرست دشوار است. پیشنهاد تقویت تفکر انتقادی و بازاندیشی در باورها می‌تواند کمک بزرگی باشد. با تشکر از آقایان سرکوهی و رحیم‌خانی.

زینت هاشمی
زینت هاشمی
2 ماه قبل

بر چسبها: دست هر دو درد نکند به واقعیت هایی اشاره کردن که متاسفانه زیاد دیده می‌شود.

آگهی

4
0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x