
ماهیت فرقهای سازوکار تقسیم قدرت بین شیعیان اکثریت و سنیهای اقلیت، مهمترین سرچشمهٔ ضعف عراق امروز است. این میراث اشغال آمریکا از کشور ما، دستگاه دولت را خود به عرصهٔ اصلی نزاع تبدیل کرده است، جایی که گروههای رقیب میکوشند قدرت خود را به بهای تضعیف دیگری گسترش دهند
عراقیها در ۱۱ نوامبر برای انتخاب پارلمان جدید به پای صندوقهای رأی رفتند. این انتخابات مسیر را برای انتصاب یک رئیسجمهور ــ مقامی عمدتاً تشریفاتی که طبق سنت برای یک کُرد در نظر گرفته شده است ــ و یک نخستوزیر که معمولاً از جامعهٔ شیعه انتخاب میشود، هموار کرد. بر اساس عرف سیاسی که پس از اشغال عراق توسط آمریکا شکل گرفت، یک سنی باید ریاست پارلمان را بر عهده بگیرد. این تقسیمبندی فرقهای قدرت، میراث اشغال آمریکا از این کشور است.
ائتلاف به رهبری نخستوزیر شیعه فعلی، محمد شیاع السودانی، بهعنوان بزرگترین بلوک واحد ظاهر شد و ۴۶ کرسی از مجموع ۳۲۹ کرسی را بهدست آورد. اکنون مذاکرات برای تشکیل دولت آغاز شده است؛ دولتی که السودانی مورد حمایت آمریکا عزم دارد خود رهبری آن را بر عهده گیرد.
السودانی در سال ۲۰۲۲ با حمایت ائتلافی از احزاب و جناحهای شیعه به قدرت رسید، با وجود اینکه حزب خودش تنها دو کرسی در پارلمان داشت. این واقعیت نشان میدهد که اتحادهایی که پس از انتخابات شکل میگیرند تا چه اندازه مهماند؛ به همان اندازهٔ خودِ رأیگیری. رقیب اصلی او نوری المالکی، نخستوزیر سابق مورد حمایت ایران بود.
این انتخابات بهدقت از سوی ایالات متحده و ایران دنبال شد، چرا که هر دو تلاش میکردند بر نتیجه آن تأثیر بگذارند. عراق همچنان از پیامدهای تهاجم ۲۰۰۳ آمریکا رنج میبرد، و شکافهای فرقهای مذهبی که سیاست این کشور را آشفته کردهاند، نتیجهٔ همان اقدام امپریالیستی است.
در چنین شرایطی، حزب کمونیست عراق تلاش میکند صدای خود را به گوش مردم برساند ــ صدایی سکولار که به مسائل اقتصادی و اجتماعی میپردازد و خواهان خروج تمام نیروها و نفوذهای خارجی از کشور است. پس از تحریم انتخابات ۲۰۲۱ در پی سرکوب دولتی اعتراضات جوانان که ۸۰۰ کشته بر جای گذاشت، حزب کمونیست عراق امسال به عرصهٔ انتخاباتی بازگشته است.
رائد فهمی، دبیرکل حزب کمونیست عراق، نمایندهٔ سابق پارلمان و وزیر علوم و فناوری بین سالهای ۲۰۱۰-۲۰۰۶ است. این مصاحبه توسط پییر باربانسه، روزنامهنگار نشریه اومانیته، ارگان حزب کمونیست فرانسه، درست پیش از انتخابات با او انجام شده است. فهمی در این گفتگو دربارهٔ وضعیت داخلی کشور و چالشهایی که عراق با فشارهای خارجی با آن روبهروست، توضیح میدهد.
اومانیته: این انتخابات قانونگذاری در چه فضایی برگزار میشود؟
رائد فهمی: پسزمینهٔ این انتخابات چیزی نیست جز دگرگونیهایی که طی دو سال گذشته در سطح منطقه روی داده است، از آنچه در فلسطین یا لبنان میگذرد گرفته تا تغییرات در سوریه، و پیامدهای آنها بر توازن قوا، بهویژه برای محور ایران. افزون بر این، ما با این پروژه [آمریکایی-اسرائیلی] برای یک خاورمیانهٔ جدید و روند جاری ایجاد «اسرائیل بزرگ» مواجهیم.
همانند لبنان و سوریه، عراق نیز بخشی از همین تصویر است. درک این نکته ضروری است که ایالات متحده به عراق ــ مانند دیگر نقاط منطقه ــ از دریچهٔ ایران نگاه میکند.
عراق چگونه با این چالشها مواجه خواهد شد؟ بهویژه در ارتباط با روابطش با ایران، جایگاه و نقش گروههای مسلح، خلع سلاح آنها، و اصلاح «نیروهای بسیج مردمی» یا حشد الشعبی؛ با آگاهی از اینکه تمام این موارد به معنای فشار مستقیم ایالات متحده است؟
در داخل کشور، دولتی که پس از انتخابات تشکیل خواهد شد باید به این چالشهای بزرگ پاسخ دهد. اما مسائل صرفاً سیاسی و اقتصادی نیز وجود دارند. نابرابریها و عدمتوازنهای قابلتوجهی دیده میشود. سطح بدهیها دائماً در حال افزایش است، وابستگی به تولید نفت رو به گسترش است، بیکاری ــ بهویژه در میان جوانان ــ به رکوردهای تازهای رسیده است، و مشکلات مربوط به زیرساختهای اصلی، وخامت خدمات عمومی، بهداشت و آموزش… همچنان پابرجاست. تمام اینها در بستری از یک دولت ضعیف رخ میدهند؛ شرایطی که فساد را تغذیه میکند.
اومانیته: محورهای اساسی این انتخابات چیست؟
رائد فهمی: پرسش اکنون، و برای آینده، این است که آیا همچنان در همین مسیر ادامه خواهیم داد یا اینکه با تقویت نقش دولت در سراسر کشور مسیر دیگری را در پیش خواهیم گرفت؟ آیا همان شیوهٔ حکمرانی را ادامه میدهیم، یعنی تقسیم قدرت میان نیروهای فرقهای؟ آیا این انتخابات پیکربندی سیاسی متفاوتی بهویژه با توجه به روابط منطقهای، چه با ایران و چه با ترکیه، بهوجود خواهد آورد؟
درک این نکته مهم است که توازن قوا در این انتخابات با انتخابات پیشین متفاوت خواهد بود. محور ایران نسبتاً تضعیف شده است، اما ترکیه در حال افزایش نفوذ خود است، بهویژه از طریق کنترل مستقیم منابع آب در قلمرو عراق.
همانگونه که میبینیم، چالشها هم داخلیاند و هم خارجی. در داخل، دعوت به تحریم انتخابات از سوی مقتدی صدر، شخصیت برجستهٔ شیعه که گروه او بسیار تأثیرگذار است، خود برای نیروهای سیاسی شیعه بیمسئله نیست. این موضعگیری به سود گروههای سیاسی سنی تمام خواهد شد.
حضور احزاب فرقهای به معنای رویارویی سیاسی میان هر کدام از این گروههاست (شیعه، سنی و کرد گروههای اصلیاند)، اما در درون هر یک از این فرقهها نیز تنشهایی میان احزاب وجود دارد. این امر پیامدهای مهمی دارد، بهویژه در آنچه «شهرهای مختلط» نامیده میشود، جایی که جمعیتهای متعلق به ادیان مختلف در کنار هم زندگی میکنند. بغداد آشکارترین نمونهٔ آن است.
ماهیت فرقهای سازوکار تقسیم قدرت بین شیعیان اکثریت و سنیهای اقلیت، مهمترین سرچشمهٔ ضعف عراق امروز است. این میراث اشغال آمریکا از کشور ما، دستگاه دولت را خود به عرصهٔ اصلی نزاع تبدیل کرده است، جایی که گروههای رقیب میکوشند قدرت خود را به بهای تضعیف دیگری گسترش دهند.
البته تقسیم قدرت، ترفند کلاسیک امپریالیسم برای تقسیم و تضعیف کشورها و ملتهای تحت سلطه است. افزون بر این، درآمدهای نفتی عراق در بانکهای آمریکا نگهداری میشود، تحت حفاظت یک فرمان ریاستجمهوری، و بنابراین در معرض خفگی و سقوط قرار دارد.
نتیجهٔ این وضعیت، بیثباتی، فقدان سیاستهای منسجم، و رهایی اندک یا هیچ پایبندی به تحقق اهداف ملی بر پایهٔ هویت ملی ماست. این چالشهای درونی و بیرونی هویت و وحدت عراق را تهدید میکنند و مسئلهای بالقوه انفجاری پدید آوردهاند.
اومانیته: جنبش غیرفرقهای جوانان در عراق که در سالهای اخیر شکل گرفته، چگونه در این انتخابات قرار میگیرد؟ با شعار «میخواهیم وطنمان را پس بگیریم» ساختارهای شیعه را لرزاند، و همین سرکوب ــ که به کشته شدن ۸۰۰ معترض انجامید ــ شما را وادار به استعفا از پارلمان کرد و حزب کمونیست را به تحریم انتخابات ۲۰۲۱ کشاند.
رائد فهمی: شمار زیادی از جوانان این بار تصمیم به مشارکت در انتخابات گرفتهاند. آنها میان چندین گروه تقسیم شدهاند. برخی با ما هستند. در فهرستهای محلی در استانها نیز مشارکت کردهاند. اما گروهی دیگر فاصله گرفتهاند؛ آنها تحریم کردهاند. اما من فکر میکنم وضعیت اجتماعی و سیاسی کنونی میتواند بعداً شرایطی برای خیزش دوبارهٔ جنبش اعتراضی فراهم کند.
زیرا مشکلاتی که جوانان با آن روبهرو هستند همچنان پابرجاست، بهویژه نبود شغل و حمله به آزادیها. در نهایت، میل ملموسی برای تغییر وجود دارد، حتی در میان سیاستمداران. متناقضانه، همین امر نیز جوانان را بیش از پیش از انتخابات دور میکند. آنها حس میکنند چیزی درست نیست. این روزها پول بهوفور جریان دارد و نقش مهمی در خرید آرا ایفا میکند.
این وضعیت پیامدهای زیانباری برای برابری میان نیروها، میان گروههای مشارکتکننده در انتخابات، دارد. منابع دولتی غالباً برای حمایت از احزاب و افراد صاحب قدرت به کار گرفته میشود. گروههای شبهنظامی نمایندگان سیاسی دارند و احزاب سیاسی شاخههای مسلح.
به همین دلیل برخی گروهها و چهرههای سیاسی معتقدند تا زمانی که این عوامل سلامت انتخابات را تضعیف میکنند، باید آنها را تحریم و با آنها مقابله کرد. واقعاً همین عوامل وجود دارند و به برابری و دموکراسی آسیب میزنند، اما ما معتقدیم این مسئله، مسئلهٔ مبارزه و مقاومت است.
اومانیته: حزب کمونیست عراق چگونه با این انتخابات مواجه شده است؟ چه نوع ائتلافی کوشیدهاید بسازید؟
رائد فهمی: نخستین پرسشی که باید به آن پاسخ میدادیم این بود که آیا مشارکت کنیم یا تحریم. ما مشاهده کردیم که خستگی فزاینده، اما همچنین نوعی رد و نفی هژمونی گروههای مذهبی در جامعه وجود دارد.
این امر فرصتی برای بسیج و کنشگری با مردم بهوجود میآورد. دوم اینکه با توجه به تغییراتی که در منطقه رخ داده و جابهجاییهای صورتگرفته در توازن قوا، فرصتی برای نیروهای سکولار ایجاد شده تا پیشروی کنند و حتی شاید بتوانند چند کرسی در مجلس بهدست آورند. ما کار پارلمانی و فراتر از پارلمان را نیروهای متضاد نمیدانیم؛ معتقدیم هر دو مکمل و تقویتکنندهٔ یکدیگرند.
به همین دلیل ابتکار عمل را برای ساختن یک ائتلاف نسبتاً گسترده از نیروهای مدنی و سکولار در دست گرفتیم که آن را «بدیل» نامیدیم. این ائتلاف از ۱۰ تا ۱۱ حزب تشکیل شده است، که بیشتر آنها ماهیتی مدنی دارند و برخی نیز میهندوستاند. در میان آنها دو یا سه حزب وجود دارند که در گذشته به گروههای شیعه یا اسلامی نزدیک بودند، اما تغییر موضع داده و به نیروهای مدنی و ضدفرقهای نزدیک شدهاند. همین امر فضای تازهای برای حرکت و کنشگری نیروهای مدنی، و در نتیجه برای حزب ما، گشوده است.
السودانی در موقعیتی متناقض قرار دارد؛ او به حمایت آمریکا نیاز دارد و آمریکا نیز به حضور او در قدرت. پیروزی نیروهای مترقی یا نزدیک به ایران مورد استقبال واشنگتن نخواهد بود. اما ما کارزار خود را بر پایان حضور نیروهای آمریکایی، ترکیهای و دیگر نیروهای خارجی در کشورمان متمرکز خواهیم کرد.
***
پانوشت: ائتلاف حزب کمونیست عراق، «بدیل»، با توجه به ساختار انتخاباتی سهمیه ای، از ورود به پارلمان باز ماند. حتی یکی از نامزدهای این ائتلاف نتوانست کرسی نمایندگی پارلمان را بگیرد.
دو روز بعد از پایان انتخابات ۱۳ نوامبر، حرب کمونیست با انتشار بیانیه ای به ارزیابی انتخابات پرداخت و اعلام کرد: نیروهای مدنی دموکراتیک هیچ نمایندهای در پارلمان جدید نخواهند داشت.
این نخستین بار از سال ۲۰۰۳ است که صدای نیروهای مدنی به این شکل گسترده از پارلمان حذف میشود و این خود نشانهای خطرناک از ماهیت محیط سیاسی، اقتصادی، و اجتماعیای است که انتخابات در آن برگزار شد.
هدفِ این حذف یک حزب خاص نیست، بلکه جوهر خود روند دموکراتیک را نشانه گرفته است، روندی که بر اثر نظام سهمیهبندی و فساد، به دموکراسیای ظاهری و تهی از محتوا تبدیل شده و به حضور همهٔ نیروهای مدنی دموکراتیکی لطمه زده است که از ایجاد دولت نهادگرا دفاع میکنند.
ما از شرایط منتهی به این انتخابات و بیثباتی ساختاری در روند انتخابات آگاه بودیم. با وجود این، با شور و شوق فراوان و احساس مسئولیت و با اعتقاد به ضرورت دفاع از گزینهٔ دولت مدنی دموکراتیک و حق مردم برای داشتن جایگزینی ملی و صادق وارد رقابت شدیم.
با این حال، حاصل این روند انتخابات آشکارا ناشی از تسلط سلاح و پول سیاسی، سهمیهبندی قدرت، سوءاستفاده از نفوذ، قدرت، و منابع دولتی و نهادهای مدنی، نظامی، و امنیتیاش، و دامن زدن به تنشهای فرقهیی، قبیلهیی، و منطقهیی بود. به این دلیل بود که این رقابت انتخاباتی به رقابتی نابرابر تبدیل شد که در آن همان نیروهای مسلط و منافع قشری کوچک بازتولید شد.
بیشتر بخوانید
در آستانه انتخابات عراق: دو حزب کمونیست با بیانیهای مشترک علیه نظام سهمیهای و فساد فراخوان دادند





2 پاسخ
پس از سقوط بعثی ها ناسیونالیسم عراقی بدون نماینده مانده است.اکنون در عراق همۀ جریانها میکوشندخودشان را نمایندۀ ناسیونالیسم عراقی معرفی کنند.از حشدشعبی تا صدریستها و سنیهای جناح خمیس خنجر و حتی بارزانی که از خواب رفراندوم استقلال پریده و اکنون تلاش میکند حزبش را به عنوان یک حزب عراقی بازسازی کند.حزب کمونیست عراق هم در میتینگهایش با برافراشتن پرچم زمان عبدالکریم قاسم در همین راستا تلاش میکند.کل سخن رائد فهمی هم در راستای همین سیاست است.امامهمتر اینست که توضیح میدادند اگر این سیستم سهمیه ای وجود نداشت چند سال دیگر قدرت در دست اقلیت سنی بعثی میماند و شیعه ها و کوردها قتل عام میشدند؟چندسال طول میکشید تا حضور یک حزب اقلیت در پارلمان فرضی کشور پذیرفته شود و چه میزان شانس برای احزاب و گروه های غیرناسیونالیست وجود داشت تا بتوانند به دایرۀ تنگ قدرت وارد شوند؟به نظرم اگرچه مدل دموکراسی سهمیه ای شکست خورده، اما آلترناتیو آن به هیچ وجه نمیتواند بازگشت به ناسیونالیسم عراقی باشد.
“اما مهمتر اینست که توضیح میدادند اگر این سیستم سهمیه ای وجود نداشت چند سال دیگر قدرت در دست اقلیت سنی بعثی میماند و شیعه ها و کوردها قتل عام میشدند؟”
پس میتوان گفت حملات ناتو به رهبری امپریالیسم آمریکا به “دموکراسی” در عراق کمک نموده است ؟! حمله اسرائیل به فلسطین “اسلام سیاسی” هم … ؟! حمله دولت صهیونیستی اسرائیل به حکومت فاشیستی شیعه “اسلام سیاسی” ایران هم …؟!
افقانستان، لیبی ، سوریه … و در حال حاضر ونزوئلا هم …؟!
این عقاید راه جهانگشایی امپریالیستها را بر تصرف دیگر کشورهای مستقل باز نمینماید ؟