
با گذشت نزدیک به دو سال از آغاز جنگ غزه، شدت حملات اسرائیل بهویژه بر شهر غزه ابعاد بیسابقهای یافته است. تازهترین موج بمبارانها در روز شنبه دستکم ۳۲ کشته برجای گذاشت که میان آنها ۱۲ کودک نیز دیده میشوند. بیمارستان شفا اجساد قربانیان را تحویل گرفته و منابع پزشکی میگویند دهها تن دیگر زخمی شدهاند.
یکی از مرگبارترین حملات، خانهای در محله شیخ رضوان را ویران کرد و جان ۱۰ عضو یک خانواده را گرفت. همچنین اتحادیه فوتبال فلسطین اعلام کرد محمد رامز سلطان، بازیکن باشگاه الهلال، همراه با ۱۴ تن از بستگانش در حملات جان باخت. تصاویر منتشرشده، دود و شعلههایی را نشان میدهد که از ساختمانهای مسکونی ویرانشده به هوا برخاسته است.
هفته گذشته ژنرال بازنشسته هرتزی هالوی، فرمانده پیشین ارتش اسرائیل، تأیید کرد تاکنون بیش از ۲۰۰ هزار نفر در غزه کشته یا زخمی شدهاند؛ آماری که همپوشانی قابل توجهی با دادههای وزارت بهداشت غزه دارد. این وزارتخانه تا امروز رقم ۶۴ هزار و ۸۰۰ کشته و بیش از ۱۶۳ هزار زخمی را ثبت کرده است. کارشناسان بینالمللی میگویند بسیاری از قربانیان هنوز زیر آوار مدفون ماندهاند و شمار واقعی مرگومیر به مراتب بالاتر است.
بر اساس دادههای فاششده از ارتش اسرائیل، بیش از ۸۰ درصد کشتهشدگان غیرنظامیاند؛ زنان، کودکان، سالمندان، پزشکان و امدادگران که در دل فاجعه انسانی گرفتار شدهاند.
ارتش اسرائیل بار دیگر از حدود یک میلیون نفر در شمال غزه خواسته است که شهر را ترک کنند. اما گزارش سازمان ملل نشان میدهد تنها ۱۰۰ هزار نفر توانستهاند بین میانه اوت تا میانه سپتامبر مهاجرت کنند. برای بسیاری، هزینه جابهجایی یا نبود سرپناه مانع اصلی است.
اردوگاههای جنوب غزه به نقطهای غیرقابل زیست تبدیل شدهاند. وزارت بهداشت غزه در تازهترین گزارش اعلام کرد که تاکنون ۴۲۰ نفر از جمله ۱۴۵ کودک بر اثر سوءتغذیه جان خود را از دست دادهاند. سازمان ملل نیز تأیید کرده که بیش از ۸۶ هزار چادر امدادی همچنان پشت مرز مانده و اجازه ورود به غزه نیافتهاند.
در داخل اسرائیل نیز بحران ادامه دارد. خانوادههای گروگانهای باقیمانده در غزه شنبه شب در تلآویو تجمع کردند. آنان دولت نتانیاهو را به «بمباران امیدها» متهم کردند. ایناف زانگاوکر، مادر یکی از گروگانها، گفت: «هر بار که مذاکرات پیش میرود، نتانیاهو بمباران میکند. این بار نه رهبران حماس، بلکه امید ما برای بازگرداندن عزیزانمان هدف قرار گرفت.»
بر اساس برآوردها، هنوز ۴۸ گروگان در غزه نگهداری میشوند که حدود ۲۰ تن زندهاند. خانوادهها میگویند ادامه حملات نظامی شانس آزادی آنان را به صفر میرساند.
بیش از ۹۰ درصد جمعیت دو میلیونی غزه تاکنون آواره شدهاند و بخشهای وسیعی از شهرها به تلی از خاکستر بدل شده است. با این حال، دولت اسرائیل همچنان بر ادامه جنگ و تسلط کامل بر غزه پافشاری دارد.
کارشناسان حقوق بشری تأکید میکنند که اسرائیل در این جنگ «دستکشها را کنار گذاشته» و محدودیتهای حقوق بینالملل عملاً نادیده گرفته میشود. مایکل سفارد، حقوقدان برجسته اسرائیلی، میگوید: «مشاوران حقوقی ارتش تنها نقش مُهر تأیید را دارند. فرماندهان میدانند که هر تصمیمی بگیرند بعدها توجیه حقوقی برایش ساخته خواهد شد.»
جنگ غزه امروز نهتنها به بزرگترین فاجعه انسانی معاصر بدل شده، بلکه پرسشهای بنیادینی را درباره کارآمدی حقوق بینالملل و نقش جامعه جهانی برانگیخته است. در حالی که اسرائیل از «پیروزی کامل» سخن میگوید، واقعیت میدانی از ویرانی گسترده، آمار مرگومیر تکاندهنده و آوارگی میلیونها انسان حکایت دارد.








3 پاسخ
آنان که این رژیم بربر و نسل کش و این کشور جعلی را ” تنها دمکراسی خاورمیانه” مینامند و به اوصاف و صفات دمکراتیک میآرایند، باید پاسخ دهند که این چگونه کشور دمکراتیکی ست که، بیش از نود درصد مردمش بر روی زمینهای دزدی و غصبی و اشغالی زندگی میکنند؟ این چگونه دولت دمکراتیکی ست که با نسل کشی و تروریسمی هولناک، حق دمکراتیکِ مردم فلسطین را غصب کرده و آنان را از خانه و کاشانه خود آواره و قتلعام کرده است؟ آیا آن احزابی که در کنست اسرائیل عضو هستند، اعضایشان بر روی هوا زندگی میکنند؟ آیا خانه هایشان بر روی زمینهای اشغالی نیست؟ کل زمینهای این کشور جعلی، از فلسطینیان دزدیده و بزور گرفته شده است. اعضای کنست یا مجلس اسرائیل، از باصطلاح کمونیستش گرفته تا باصطلاح دمکرات و دست راستی و لیکودش، خانه هایشان بر روی سرزمینهای غصبی ساخته شده است. از نظر دادگاههای حقوقی و میثاقهای قضایی، همه اینها، اول باید خانه های خود را تخلیه کنند و به صاحبان اصلی اش بر گردانند، و بعد ادعای کمونیست یا دمکرات بودن بکنند….
کشور جعلی و فاشیستی و نژاد پرست و اشغالگر اسرائیل، با کمک استعمار انگلستان و سازمانهای تروریستی صهیونیست و قتلعامهای پی در پی از فلسطینیان بوجود آمد. از اوان تشکیل شدن این کشور جعلی، که انبان تروریسم و جنگ و آدمکشی ست، هم دارودستِه دولتی اش، و هم اکثر به اصطلاح “ملتش”، با دزدی و غصب سزمینهای فلسطینیان و قتل و تروریسم مردم اصلی این سرزمین، زندگی کرده و به این صفات رذیله، خو گرفته اند. اکثر مردم این کشور جعلی و خبیث، عضو و همراه ارتش جنایتکارش هستند و خیلی از آنها مسلح و در کشتار فلسطینیان شرکت داشته و دارند. بباور من، اطلاقِ کلمه ملت به مردم اسرائیل، از نظر حقوقی درست نیست. بیش از نود در صد آنان مهاجرینِ مهاجم اند، که بطور آگاهانه، برای تصرف زمینهای غصبی، از اروپا و دیگر
بلاد به فلسطین رفته اند. اینان نه ملت اند و نه کشوری متعارف دارند.یک کشور جعلی و یک ملت و ارتش اشغالگر و نژاد پرستِ تروریست، که به رذیلانه ترین شیوه های تروریستی و کشتار و اشغالگری، ادامه حیات میدهند. پدیده ای شوم.
زیادهخواهیهای ارضی صهیونیستها که همواره نیمنگاهی به صحرای سینا و کانال سوئز داشتهاند طرح کانال بنگوریون نیز نگرانیهای جدی ایجاد کرده است. این طرح، که خلیج عَقَبه را به دریای مدیترانه متصل میکند و باید از شمال غزه عبور کند، میتواند یک کانال آبی جدید در کنار کانال سوئز ایجاد نماید. پیامدهای اقتصادی این طرح برای مصر، به ویژه از نظر کاهش درآمدهای ناشی از کانال سوئز، میتواند جبرانناپذیر باشد. حمله هفت اکتبر به قوای اشغالگر و به زیر پرسش بردن بازدارندگی اسرائیل این حکومت جعلی را برآن داشت تا یک تعرض بیسابقه را آغاز کند و آن را به یک نسلکشی واقعی در غزه تبدیل نماید. این اقدامات به گونهای انجام شده که عملاً از غزه چیزی جز ویرانه باقی نمانده است. همزمان، اسرائیل در کرانهی باختری نیز با همکاری دولت محمود عباس، پاکسازی قومی را با شدت بیشتری ادامه داده است.