
هشتاد سال پیش، مردم ویتنام با اتکا به قدرت تودهها و رهبری نیروهای انقلابی بهویژه حزب کمونیست و هو شی مین، زنجیرهای استعمار فرانسه و اشغال ژاپن را درهم شکست. انقلاب اوت ۱۹۴۵ نه تنها نقطه پایان سلطه امپریالیستی بود، بلکه آغازگر بنای جمهوری دموکراتیکی شد که بر پایهی مشارکت مردمی و آرمانهای آزادیخواهانه شکل گرفت. این تجربه تاریخی، همچنان بهعنوان الگویی زنده برای جنبشهای ضد امپریالیستی و چپ جهانی الهامبخش است.
هشتاد سال پس از آنکه هوشی مین در میدان بادین هانوی استقلال ویتنام را اعلام کرد، کشوری که با قیامی تودهای علیه استعمار فرانسه و اشغال ژاپن زاده شد، اکنون در میانهی تقابلی پیچیده میان دو ابرقدرت آمریکا و چین، باید راهی بهسوی آینده بگشاید. ویتنامِ امروز، وارث جمهوری دموکراتیکی با ریشههای سوسیالیستی، میکوشد در جهانی چندقطبی، تعادلی شکننده میان مشارکت راهبردی با چین و فشارهای تجاری ایالات متحده برقرار کند؛ تعادلی که بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید قرار دارد. از انقلاب آگوست تا راهبرد «چهار نه»، و از میدان نبرد تا میدان تعرفهها، ویتنام با آزمونی تازه روبهروست: دفاع از استقلال سیاسی و اقتصادی در جهانی که هر گام نسنجیده، میتواند به بهای سقوط تمام شود.
در دوم سپتامبر ۱۹۴۵، زمانی که هو شی مین، نخستوزیر تازهمنصوب، در پایتخت کشور هانوی، استقلال ویتنام و تأسیس یک جمهوری دموکراتیک را اعلام کرد، ملت، نتیجهی انقلابی پیروز را جشن گرفت.
ویتنام از اواخر قرن نوزدهم در بند استعمار فرانسه گرفتار بود و از سال ۱۹۴۰/۴۱ همانند دیگر بخشهای هندوچین، تحت اشغال نیروهای نظامی ژاپن نیز قرار داشت.
با این حال، در اوایل سال ۱۹۴۵ شرایطی پدید آمد که نیروهای میهنپرست، که از آغاز دهه ۱۹۳۰ بهطور فزایندهای سازمانیافته عمل میکردند – و در چارچوب اتحادیهای به نام «ویتمین» گرد هم آمده بودند؛ اتحادی که در سال ۱۹۴۱ به ابتکار حزب کمونیست هندوچین (IKP) و به رهبری هو شی مین تشکیل شد – به این نتیجه رسیدند که زمان برای یک قیام سراسری فرا رسیده است.
در اوایل ماه مارس، رهبری حزب کمونیست هندوچین در اردوگاههای مخفی خود در ویتباک – منطقهای کوهستانی در شمال کشور – تصمیم گرفت تا مردم را برای اقدامات گستردهی سیاسی در راستای آمادهسازی قیام علیه حکومت استعماری و رژیم دستنشاندهای که توسط فرانسه منصوب و از سوی ژاپنیها تحمل میشد (به رهبری امپراتور باو دای در شهر هُوئه) بسیج کند.
در سراسر کشور، کمیتههای رهایی در سطح محلات، شهرستانها و استانها تشکیل شد.
در ماه آوریل، در یک کنفرانس نظامی تصمیم بر آن شد که نیروهای مسلح پراکنده، تحت فرماندهی کمیتهای نظامی به رهبری وو نگویین ژاپ (که بعدها به عنوان ژنرال ارتش و وزیر دفاع باسابقه شناخته شد و از اواخر سال ۱۹۴۴ فرمانده نخستین واحد نظامی بود) متحد و به یک ارتش آزادیبخش تبدیل شوند. همچنین واحدهای محلی دفاع شخصی و میلیشیا نیز سازماندهی شدند. در پی آن، در نقاط مختلف کشور، نبرد چریکی شعلهور شد.
ساعت سرنوشتساز
با تسلیم ژاپن در ۱۴ اوت، ارتش ۳۸ آن کشور عملاً در موقعیتی شکستخورده قرار گرفت.
حزب کمونیست هندوچین در کنفرانسی در ویتباک تصمیم به تشکیل یک کمیته ملی قیام گرفت و با صدور بیانیهای با عنوان «خطاب به سربازان و میهنپرستان سراسر کشور»، فراخوان انقلاب را صادر کرد.
در روز ۱۶ اوت، در یک کنگره ملی مردمی که به همت ویتمین برگزار شد، نمایندگانی از سراسر کشور و از همه اقشار جامعه گرد هم آمدند و کمیته ملی رهایی را به عنوان دولت موقت تشکیل دادند.
کنگره، برنامهی عملیاتی ده مادهای را به تصویب رساند که نخستین بند آن چنین بود: «تصاحب قدرت، تأسیس جمهوری دموکراتیک ویتنام بر پایهی استقلال کامل.»
در شب بعد، نمایندگان و گروههای پیک به راه افتادند تا این پیام را به سراسر کشور برسانند.
کمیته رهایی بیانیهای صادر کرد:
«هممیهنان! ساعت سرنوشتساز برای ملت ما فرارسیده است. بیایید با نیروی خود، خود را آزاد کنیم!»
در روزهای بعد، رویدادها یکی پس از دیگری با سرعتی برقآسا به وقوع پیوستند؛ در شهرها و روستاها، مردم به پا خاستند.
ارتش آزادیبخش، پارتیزانها، واحدهای دفاع شخصی و میلیشیاهای محلی وارد عمل شدند.
فرماندهی ارتش آزادیبخش بهسختی قادر به ساماندهی موج داوطلبانی بود که به آن میپیوستند.
ارتشی که تا پیش از آن تنها حدود ۵ هزار نیرو داشت، بهناگهان و با بهرهگیری از غنایم نظامی فراوان، به نیرویی ۵۰ هزار نفره و مجهز تبدیل شد.
پادگانها، پایگاهها و مواضع ژاپنی یا درهم کوبیده شدند یا بدون درگیری تسلیم گشتند.
نیروهای امپراتور باو دای یا تسلیم شدند یا به صف شورشیان پیوستند.
قیام، در عرض چند روز سراسر ویتنام را در بر گرفت؛ از دورترین نقاط شمالی تا دلتای مکونگ در جنوب، در همه جا نظامهای اداری پیشین فرو پاشیدند و گریختند.
در میانه اوت، دلتای گستردهی رودخانهی سرخ گرفتار سیل ویرانگری شد که بر اثر بارانهای شدید استوایی پدید آمده بود.
با این حال، حتی در آنجا نیز انقلاب پیروز شد. در ۱۹ اوت، رژیم قدیم در مرکز این منطقه، یعنی شهر هانوی، سرنگون شد.
تا ۲۲ اوت، نیروهای میهندوست در ۱۸ شهر استانی پیروز شده بودند؛ در ۲۳ اوت، ۱۷ شهر دیگر آزاد شد و تا ۲۸ اوت، ۱۹ مرکز استان دیگر نیز به دست نیروهای آزادیبخش افتاد.
بدین ترتیب، مردم انقلابی و نیروهای مسلحشان تقریباً کنترل کامل کشور را ــ جز چند شهر مرزی در شمال ــ به دست گرفتند.
وحدت ملی
در ۲۵ اوت، هو شی مین که از مدتها پیش از مشکلات جسمی رنج میبرد، همراه با اعضای دولت موقت و رهبری حزب، سوار بر یک خودروی غنیمتگرفته شده، با تدابیر شدید امنیتی ویتباک را به مقصد هانوی ترک کرد.
در پایتخت، باید با نفوذیها، دشمنان پنهان نظم نوین و حتی طرحهای ترور مقابله میشد.
در بافت قدیمی و پرجمعیت شهر، که خیابانهایی باریک و درهمتنیده داشت، هو شی مین و همراهانش مخفیانه در خانه یک زوج عمدهفروش پارچه پناه گرفتند؛ زوجی که آماده بودند چند تن از «رهبران ویتمین» را به طور مخفیانه میزبانی کنند.
روز بعد، کمیته ملی آزادی در همانجا با پیشنهاد هو برای تشکیل یک دولت وحدت ملی موافقت کرد.
در ۲۹ اوت، کابینهای موقت تشکیل شد که تقریباً نیمی از اعضای آن نمایندگان ویتمین بودند.
هو شی مین به عنوان نخستوزیر و وزیر امور خارجه منصوب شد، فام ون دونگ (که از سال ۱۹۵۵ به مدت طولانی نخستوزیر ویتنام بود) مسئولیت وزارت دارایی را برعهده گرفت، و امور داخلی به وو نگویین ژاپ واگذار شد.
پس از آنکه روزنامههای تازهتأسیس پایتخت از برگزاری مراسم اعلام استقلال با حضور هو شی مین خبر دادند، از نخستین ساعات صبح ۲ سپتامبر ۱۹۴۵، تقریباً یک میلیون نفر در میدان «بادین» و خیابانهای اطراف آن گرد آمدند.
در میان جمعی از همرزمان و مبارزان، هو شی مین بر فراز سکویی ایستاد و «اعلامیه استقلال جمهوری دموکراتیک ویتنام» را قرائت کرد؛ متنی که خود شخصاً با ماشینتحریر قدیمیاش ــ که سالها یکی از معدود داراییهای همیشگیاش بود ــ نگاشته بود.
چالشهای امروز و چشمانداز آینده
ویتنام طی نیمقرن گذشته مسیر کمنظیری را در دگرگونیهای سیاسی و اقتصادی پیموده است. کشوری که پس از جنگ طولانی با ایالات متحده در دهه ۱۹۷۰ در ویرانی کامل فرو رفت، از اواخر دهه ۱۹۸۰ با اجرای اصلاحات «دویموی» یا نوآوری وارد مرحلهای تازه شد؛ مرحلهای که با تحول در برنامه اقتصادی ویتنام را به یکی از پویاترین اقتصادهای جنوب شرق آسیا بدل کرد.
امروزI ویتنام در جایگاهی ایستاده که همزمان روابطی گسترده با چین، آمریکا، اتحادیه اروپا و همسایگان آسیایی خود دارد و تلاش میکند تعادلی هرچند شکننده میان قدرتهای بزرگ برقرار کند. این تعادل، در ادبیات روابط بینالملل «راهبرد تعهد چندگانه» نامیده میشود. ویتنام بهخوبی آموخته که برای حفظ استقلال و امنیت ملی خود باید از وابستگی کامل به یک قدرت بپرهیزد. به همین دلیل این کشور روابط اقتصادی عمیقی با چین، بزرگترین شریک تجاری خود دارد اما در عین حال به آمریکا و اتحادیه اروپا نیز نزدیک شده است. ویتنام حتی در مسائل امنیتی و دفاعی هم تلاش کرده همزمان با قدرتهای مختلف همکاری کند؛ از مشارکت در رزمایشهای منطقهای گرفته تا انعقاد توافقهای دوجانبه با واشنگتن و توکیو، دولت هانوی برای تامین منافعش در همه حضور دارد.
چهار نه بزرگ سیاست خارجی ویتنام
ویتنام پس از پایان جنگ ویرانگر با آمریکا و آغاز تحولات «دوی موی» راهبردی را در سیاست خارجی خود ایجاد کرد که تا به امروز نیز آن را دنبال کرده است. راهبرد «چهار نه» که از چهارپایه مهمی تشکیل شده که عبارتنداز: نه به اتحاد نظامی با هر قدرت خارجی، نه به جانبداری از یک کشور علیه کشور دیگر، نه به اجازه استفاده از خاک ویتنام برای اقدامات نظامی علیه کشور ثالث و در نهایت نه به استفاده یا تهدید به استفاده از زور در روابط بینالمللی؛ این چهار اصل در واقع پیریزی دکترین سیاسی است که به هانوی امکان داده است تا حتی در اوج نزدیکی با آمریکا یا چین، استقلال تصمیمگیری خود را حفظ کند. راهبرد «چهار نه» در واقع سپری است که به ویتنام اجازه میدهد همزمان در عرصه اقتصادی و امنیتی با قدرتهای بزرگ همکاری کند، بیآنکه به دام وابستگی یا تقابل آشکار بیفتد. ویتنام با تکیه بر این اصل توانست با قدرتها وارد «مشارکت جامع راهبردی» شود و همچنان استقلال و بیطرفی نسبی خودش را حفظ کند؛ این راهبرد در حقیقت ستون اصلی «تعهد چندگانه» است.
بیانیه مشترک، لبه شمشیر اعتدال
با این حال، تحولات اخیر نشانهای است از اینکه ویتنام وارد مرحلهای حساستر از این راهبرد شده است. در دوم جولای هانوی و واشنگتن، بیانیه مشترکی منتشر کردند که چارچوب توافقی تجاری با محوریت تعرفه متقابل به علاوه دسترسی به تعرفه صفر را ترسیم میکرد. براساس این چارچوب، ویتنام پذیرفته است کالاهای آمریکایی را با تعرفه صفر وارد کند، در حالی که آمریکا نرخهایی تا ۲۰ و حتی ۴۰درصد برای کالاهای ویتنامی بهویژه آنهایی که حاوی اجزای ساخت چین هستند، وضع خواهد کرد.
این توافق در ظاهر اقدامی برای گسترش تجارت دوجانبه است اما در عمل نوعی قرص سمی علیه چین تلقی میشود زیرا بخش عمده صادرات ویتنام وابسته به زنجیره تامین چین است. بنابراین هرگونه محدودیت علیه کالاهای دارای قطعات چینی، فشار مستقیم بر پیوندهای اقتصادی میان پکن و هانوی خواهد بود. سخنگوی وزارت بازرگانی چین نیز بیدرنگ هشدار داد که چین مخالف توافقی است که منافع مشروعش را قربانی کند و در صورت لزوم مقابله خواهد کرد.
محاصره تعرفهای علیه شراکت راهبردی چین
در این نقطه است که مفهوم «مشارکت جامعه راهبردی» اهمیت مییابد. این اصطلاح به سطحی از همکاری میان کشورها اشاره دارد که فراتر از روابط اقتصادی است و حوزههای امنیتی، سیاسی و حتی فرهنگی را دربر میگیرد. چین و ویتنام تاکنون بارها بر «مشارکت جامع راهبردی» خود تاکید کردهاند؛ مشارکتی که برپایه همسایگی، پیوندهای تاریخی و حجم عظیم مبادلات تجاری شکل گرفته است.
افزون بر آن ویتنام عضو مشارکت جامع اقتصادی منطقهای نیز هست؛ توافقی که چین در آن نقشی کلیدی دارد اما ورود ویتنام به توافق تعرفهای تازه با آمریکا میتواند این موازنه را دگرگون کند. اگر این توافق به مرحله اجرا برسد، هانوی ناگزیر خواهد شد در تعیین مبدا کالاها سختگیری بیشتری کند تا از انتقال آزاد قطعات چینی جلوگیری شود. چنین روندی بهطور مستقیم چین را تحتفشار قرار میدهد و به روابط تجاری ویتنام با دیگر اعضای آسیایی آسیب میزند. در عین حال آمریکا امیدوار است با تکرار این الگو در دیگر کشورهای آسهآن، شکافهای درونی در منطقه ایجاد کرده و چین را در محاصره اقتصادی قرار دهد. در حقیقت این تعرفهها برگ برنده آمریکا برای مقابله حداکثری با نفوذ اقتصادی چین در منطقه است.
ویتنام اکنون در موقعیتی قرار گرفته که راهبرد «تعهد چندگانه»اش ممکن است دچار تغییر شود. تا دیروز این راهبرد بیشتر به معنای تقسیم روابط میان چین و آمریکا بود؛ امروز اما ورود به توافق تعرفهای با ایالات متحده، هانوی را به تصمیمهای دشوارتری میکشاند. هرچند ویتنام میکوشد همچنان بر استقلال و بیطرفی نسبی خود تاکید کند،اما واقعیت این است که هر قدم تازه به سمت واشنگتن، فاصلهای میان هانوی و پکن ایجاد خواهد کرد.
در همین راستا چین هنوز مهمترین بازار برای کشاورزی و صنایع ویتنام است. در سال گذشته صادرات کشاورزی ویتنام به چین بیش از ۷میلیارد دلار بوده و تنها استان دوریان ویتنام ۳میلیارد دلار سهم داشته است. افزون بر این، هزاران شرکت چینی در ویتنام فعال هستند و بیش از ۳۰میلیارد دلار سرمایهگذاری انجام دادهاند بنابراین چنین وابستگیای به سادگی قابل جایگزینی نیست. از سوی دیگر آمریکا برای ویتنام نهتنها یک شریک اقتصادی بلکه فرصتی برای ایجاد توازن راهبردی در برابر چین محسوب میشود.
ویتنام تعادل یا همسویی؟
سوال اصلی اینجاست: آیا ویتنام میتواند همچنان از راهبرد تعهد چندگانه دفاع کند یا اینکه با ورود به مشارکت جامعه راهبردی با آمریکا، ناگزیر به تغییر آن خواهد شد؟ پاسخ به این پرسش وابسته به چند عامل است؛ از جمله محتوای نهایی توافق تعرفهای، واکنش چین و همچنین اراده داخلی ویتنام برای مدیریت این شکافها. اگر هانوی بتواند امتیازهای اقتصادی را با واشنگتن بهدست آورد بیآنکه روابط حیاتی با پکن را تخریب کند، راهبرد تعهد چندگانه همچنان زنده خواهد ماند اما اگر توافق تازه به محدودیتهای گسترده علیه کالاهای چینی بیانجامد آنگاه راهبرد به سمت همسویی آشکارتر با آمریکا حرکت خواهد کرد. تجربه تاریخی ویتنام نشان میدهد که این کشور استاد بازی روی مرزهای باریک، همزیستی با چین و در عین حال گشودن دروازهها به سوی غرب است اما شرایط کنونی با رقابت فزاینده میان دو قدرت بزرگ، آزمونی سختتر از همیشه پیش پای هانوی گذاشته است. آنچه مسلم است این است که آینده راهبردی ویتنام نهتنها برای خود این کشور بلکه برای کل منطقه آسهآن و حتی توازن قوا در آسیا پیامدهای عمیقی به همراه خواهد داشت.
*این نوشته را گُلشن افتخاری با استفاده از مقاله “با اتکا به خودمان” نشریه آلمانی یونگه ولت، و مقاله ی “دکترین ویتنام در گذار از فقر به ثروت” در روزنامه جهان صنعت برای انتشار در اخبارروز تنظیم کرده است.




