ایران در بزنگاه تاریخی: میان فشار خارجی، تقویت جامعهٔ مدنی و حفظ قدرت دفاعی – مهرزاد وطن‌آبادی

ایران امروز در یکی از حساس‌ترین بزنگاه‌های تاریخی خود ایستاده است؛ جایی که فشارهای خارجی، تحولات منطقه‌ای و مطالبات داخلی، آیندهٔ کشور را در ابعادی سرنوشت‌ساز رقم می‌زند. نگاه به گذشته و حال ایران نشان می‌دهد که این موقعیت تازه نیست، اما اکنون ابعاد آن از همیشه گسترده‌تر و پرخطرتر است.

از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که با حمایت مستقیم سیا و ام.آی ۶، دولت ملی دکتر مصدق را سرنگون کرد تا تحریم‌های گستردهٔ اقتصادی دهه‌های اخیر، ایران همواره در معرض سیاست‌های سلطه‌جویانهٔ غرب قرار داشته است. ایالات متحده و متحدانش، با توسل به ابزارهای فشار اقتصادی و تهدید نظامی، کوشیده‌اند ایران را به کشوری مطیع در مدار منافع خود بدل کنند. تحریم‌های یک‌جانبهٔ آمریکا که از نگاه سازمان ملل بارها به‌عنوان اقدامی مغایر با اصول حقوق بین‌الملل مورد انتقاد قرار گرفته‌اند، نه تنها اقتصاد کشور را فلج کرده، بلکه زندگی روزمرهٔ میلیون‌ها شهروند عادی را هدف گرفته است. تجاوز مستقیم آمریکا و اسرائیل به خاک ایران – حملاتی که به‌گفتهٔ منابع بین‌المللی در طول ۱۲ روز به زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی خسارت وارد کرد – نشان داد که فشارهای بیرونی تنها به سطح اقتصادی محدود نمی‌شوند، بلکه تهدیدات نظامی نیز هم‌چنان بر فراز ایران سایه افکنده‌اند. نگرانی از تکرار چنین حملاتی هر روز شدت بیشتری می‌گیرد. اسرائیل، که همواره کوشیده نقش خود را به‌عنوان بازوی نظامی غرب در منطقه تثبیت کند، اکنون بیش از هر زمان دیگری در پی مشروعیت‌بخشی به اقدامات تهاجمی خود است. این بار اما خطر تنها به حملات نظامی محدود نمی‌شود، بلکه در بطن آن یک پروژهٔ کلان‌تر نهفته است: بازترسیم نقشهٔ ژئوپلیتیک منطقه تحت لوای جهانی‌سازی سرمایه‌داری.

جهانی‌سازی در روایت رسمی قدرت‌های غربی، با شعار آزادی تجارت و برداشتن موانع مرزی مطرح شد، اما در واقعیت، بیش از همه ابزاری بود برای گسترش سلطهٔ سرمایه مالی جهانی و تضمین دسترسی نامحدود به منابع انرژی و بازارهای استراتژیک. در خاورمیانه، این سیاست به معنای شکستن مرزهای سنتی، تضعیف دولت‌های مستقل، و بازتعریف نظم منطقه‌ای بر اساس منافع بلوک غرب – به‌ویژه آمریکا و اسرائیل – است. دکترین این سیاست سال‌ها پیش طراحی شد، اکنون اما با استفاده از بحران‌های پیاپی و جنگ‌های نیابتی، تلاش برای تحقق آن شتاب بیشتری یافته است. از این منظر، بیم حملات دوبارهٔ اسرائیل به ایران صرفاً یک تهدید نظامی نیست، بلکه بخشی از یک طرح کلان برای فرسایش حاکمیت‌های مستقل و تسهیل پیاده‌سازی نظم جدید سرمایه‌داری جهانی در خاورمیانه است.

برخورد محافل جهانی با این روند، چهرهٔ دوگانهٔ سرمایه‌داری جهانی را آشکار می‌سازد. از یک‌سو، سازمان ملل و برخی نهادهای بین‌المللی حملات نظامی و تحریم‌های یک‌جانبه را «غیرقانونی» می‌خوانند، اما از سوی دیگر، در عمل هیچ مکانیسم بازدارنده‌ای علیه تجاوزات اسرائیل و آمریکا به‌کار نمی‌گیرند. کشورهای اروپایی، درگیر رقابت‌های ژئوپلیتیک و وابسته به چتر امنیتی ناتو، اغلب در برابر این تجاوزات سکوت می‌کنند یا با عباراتی مبهم آن را توجیه می‌نمایند. در مقابل، کشورهای عضو بریکس و برخی کشورهای مستقل جنوب جهانی، بارها بر لزوم احترام به تمامیت ارضی ایران و پایان دادن به سیاست‌های دوگانهٔ غرب تأکید کرده‌اند. این دوگانگی نشان می‌دهد که نهادهای رسمی بین‌المللی، تا زمانی که در مدار سلطهٔ قدرت‌های بزرگ سرمایه‌داری حرکت می‌کنند، قادر به تضمین امنیت کشورهایی چون ایران نخواهند بود. بنابراین، تکیهٔ ایران بر دیپلماسی چندجانبه، همکاری با بلوک‌های نوظهور، و در عین حال تقویت قدرت دفاعی خود، ضرورتی انکارناپذیر است.

از منظر داخلی، بحران‌های انباشتهٔ اقتصادی و اجتماعی، ایران را با چالش‌هایی جدی روبه‌رو کرده است. تورم بالا، بیکاری، فساد ساختاری و شکاف طبقاتی، زندگی اکثریت مردم را دشوار کرده است. با وجود این، جامعهٔ ایران دست روی دست نگذاشته است. در سال‌های اخیر، اعتراضات صنفی و مدنی کارگران، معلمان، بازنشستگان و دانشجویان نشان داد که مردم در پی یافتن راهی برای دفاع از حقوق خود می‌باشند. این حرکت‌ها، گرچه اغلب با فشار و محدودیت روبه‌رو می‌شوند، اما پیام روشنی دارند: جامعه ایران خواهان آزادی‌های مدنی، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی است. تقویت این جنبش‌های مدنی و صنفی، نه تنها گامی در جهت اصلاحات داخلی‌ست، بلکه سدی قدرتمند در برابر پروژه‌های بی‌ثبات‌ساز خارجی محسوب می‌شود.

در این میان، دولت مسعود پزشکیان، هرچند محدود به ساختارهای موجود است، اما فرصتی فراهم کرده است برای باز کردن حداقلی فضاهای مدنی و ایجاد گفت‌وگو میان جامعه و حاکمیت. پزشکیان با رویکردی میانه‌رو، اگر بتواند اعتماد نسبی جامعه را بازسازی کند و روزنه‌هایی برای آزادی‌های مدنی بگشاید، می‌تواند به کاهش شکاف‌های داخلی یاری رساند. حمایت نسبی از چنین روندی، نه به معنای چشم‌پوشی از کاستی‌ها، بلکه به معنای درک شرایط دشوار و استفاده از هر فرصت برای تقویت جامعهٔ مدنی و جلوگیری از انسداد سیاسی است.

ایران در بزنگاه تاریخی خود، بیش از هر زمان دیگر نیازمند راهبردی جامع و چندلایه است. تهدید خارجی، چه در شکل تحریم و چه در شکل تجاوز نظامی، هم‌چنان پابرجاست. بحران‌های داخلی نیز هم‌چنان جامعه را تحت فشار نگاه داشته است. تنها راه عبور از این وضعیت، پیوند سه مسیر اساسی است: دیپلماسی فعال منطقه‌ای و جهانی برای کاستن از فشارها، تقویت آزادی‌های مدنی و مشارکت اجتماعی برای ایجاد وحدت و توان داخلی، و حفظ قدرت دفاعی برای بازدارندگی در برابر تجاوزات خارجی. این سه مسیر، مکمل یکدیگرند و تنها در پیوند با هم می‌توانند آینده‌ای باثبات، مستقل و انسانی برای ایران رقم بزنند.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

3 پاسخ

  1. هر چقدر علی خامنه‌ای فریاد بر سر آمریکا می‌کشد مهرزاد وطن آبادی و همفکران نمی‌شنوند (مراجعه شود به سخنرانی اخیر او مندرج در همین سایت). ایشان هر دو پا را در یک کفش دارد و هنوز ازخامنه ای “راهبردی جامع و چند لایه” انتظار دارد. صحبت از دیپلماسی فعال منطقه‌ای و جهانی، آقای وطن آبادی یا خجول است که بگوید مذاکره با آمریکا لازم است و یا با علی خامنه‌ای موافق است که مذاکره با آمریکا به طور مستقیم درست نیست. ضمن اینکه قدرت به اصطلاح دفاعی ایران را در آن جنگ خفت بار ۱۲ روزه مشاهده کردیم. طبق معمول ایشان رژیم را هم از ستیز و قصد نابودی اسرائیل منع نمی‌کند تا بلکه مفری پیدا شود. کل مقاله یعنی یک موضع منفعل و در نهایت مشوق وضع موجود که در نهایت به جنگی ویرانگر برای ایران منجر خواهد شد.

  2. با درود
    شما می فرمایبد که .
    “تکیهٔ ایران بر دیپلماسی چندجانبه، همکاری با بلوک‌های نوظهور، و در عین حال تقویت قدرت دفاعی خود، ضرورتی انکارناپذیر است”.
    این پیشنهاد شما به حاکمیت ایران، در سوریه با وجود دو پایگاه نظامی روسیه، و وجود سیستم دفاعی پیشرفته ، وجود نیروهای سپاه پاسداران ، فاطمیون و زینبیون و با پشتیبانی ” بلوکهای نوظهور” از اسد، تجربه شده و نتوانست از سقوط او جلوگیری کند .
    درسته که اصلاح طلبان به جنب و جوش افتاده اند و دارن برای ٱمریکا دم تکون می دن و برای جناح دوقلوشون، دندا ن مصنوعی ، ولی گفتمان” اصلاح طلبی ” تایخ انقضاش تمام شده . از جنبشها و مبارزات و شعارهای مردم میشه فهمید ، میگه نه. از دوستان و فامیلها خودتون تو ایران بپرسید .
    با ٱرزوی اتحاد ،سازماندهی و پیروزی

  3. جناب وطن آبادی در سریالی کمدی بچه ای ده, دوازده ساله ماشین لوکس همسایه را با میخی حسابی خط انداخته بود. همسایه به پدر کودک شکایت برد و پدر فرزند خاطی را خواست و مقرر کرد که به خاطر این خطا برود در اتاقش برای دو ساعت بماند. همسایه که از این تنبیه ناچیز متعجب شده بود به تمسخر گفت که ما حالا شکایتی کردیم, اما توقع نداشتیم که شما اینقدر سخت به بچه بگیری, گناه داره !!! حالا داستان شما و رژیم هم همان گونه گردیده. میفرمایید ” در سال‌های اخیر، اعتراضات صنفی و مدنی کارگران، معلمان، بازنشستگان و دانشجویان نشان داد که مردم در پی یافتن راهی برای دفاع از حقوق خود می‌باشند. این حرکت‌ها، گرچه اغلب با فشار و محدودیت روبه‌رو می‌شوند،” فشار و محدودیت !!!! ما گفتیم به رژیم انتقاد کن نه دیگه به این شدیدی. در ضمن آخرین جمله خود را بهتر است اینگونه تمام کنید: این سه مسیر، مکمل یکدیگرند و تنها در پیوند با هم می‌توانند آینده‌ای باثبات، زیر پرچم جمهوری اسلامی به رهبری ولی فقیه برای ایران رقم بزنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی