
اگرچه تشنه و تنها
باز به خاموشیِ خانه بازگشتهایم،
اما خیابانها را یکییکی
نامِ دوبارهای دادهایم،
به تا اَبَد…!
.
اگرچه تشنه،
اگرچه تنها،
باز بارانزاد و غرقِ خون
به خانههای خود بازگشتهایم،
گریبان دریده و بیگفت.
.
باز هم خیالی نیست،
زمان
بر ما
بسیار گذشته است که زخم
تنها زخم
زیورِ زندهگانی بوده است هنوز
به تا هنوز…!




