بازداشت‌های سراسری پس از اعتراضات ادامه دارد

دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین اعتراضات سراسری ماه گذشته، موجی از بازداشت‌های گسترده را در سراسر کشور به راه انداخته‌اند؛ شبکه‌ای از یورش‌ها به خانه‌ها و محل‌های کار که از کلان‌شهرها تا شهرهای کوچک و مناطق روستایی امتداد یافته و بخش‌های متنوعی از جامعه را دربر گرفته است.

آسوشیتدپرس در گزارشی از این بازداشت‌های گسترده، روایتی از یک یورش شبانه را نقل می‌کند: ساعت دو بامداد مأموران امنیتی با چند خودرو مقابل خانه خانواده «نخیعی» توقف می‌کنند، دو خواهر به نام‌های «نوشا» و «مونا» را از خواب بیدار می‌کنند، رمز تلفن‌های همراهشان را می‌گیرند و سپس هر دو را با خود می‌برند. به گفته یک دوست این دو زن، که به دلیل ملاحظات امنیتی نخواست نامش فاش شود، آنان به مشارکت در اعتراضاتی متهم شده‌اند که یک هفته پیش از آن کشور را تکان داده بود و بازداشتشان در ۱۶ ژانویه رخ داده است.

این نوع بازداشت‌ها طی هفته‌های اخیر به شکل تکرارشونده گزارش شده و نشان می‌دهد سرکوب صرفاً به خیابان محدود نمانده، بلکه به «تور امنیتی» فراگیری تبدیل شده است. دانشگاهیان و دانشجویان، پزشکان، وکلا، معلمان، بازیگران، صاحبان کسب‌وکار، ورزشکاران و فیلمسازان در میان بازداشت‌شدگان هستند؛ همچنین شماری از چهره‌های نزدیک به جریان‌های اصلاح‌طلب و مرتبط با مسعود پزشکیان نیز در فهرست کسانی آمده‌اند که هدف این موج قرار گرفته‌اند.

آمارهای متناقض و دشواری راستی‌آزمایی در سایه قطع اینترنت

در مورد شمار بازداشت‌ها، هرانا رقم «بیش از ۵۰ هزار نفر» را مطرح کرده، پس از قطع اینترنت و محدودیت‌های ارتباطی گردش اطلاعات بسیار دشوار شده و به سختی از داخل کشور به بیرون درز می‌کند.

«کمیته پایش وضعیت بازداشت‌شدگان اعتراضات» در خارج از کشور اعلام کرده تا اینجا نام بیش از ۲۲۰۰ نفر از بازداشت‌شدگان را با اتکا به گزارش مستقیم خانواده‌ها و شبکه تماس‌های میدانی تأیید کرده است. به گفته این کمیته، در میان این افراد دست‌کم ۱۰۷ دانشجوی دانشگاه، ۸۲ کودک (برخی از ۱۳ سالگی)، ۱۹ وکیل و ۱۰۶ پزشک دیده می‌شوند.

این کمیته می‌گوید نیروهای امنیتی برای شناسایی معترضان، تصاویر دوربین‌های شهری، دوربین‌های فروشگاه‌ها، و نیز تصاویر پهپادی را بررسی می‌کنند تا افراد را تا خانه یا محل کار دنبال و سپس بازداشت کنند.

بازداشت‌های طولانی بدون تماس و فشار بر خانواده‌ها

یکی از ویژگی‌های برجسته این موج، نگهداری بازداشت‌شدگان «بدون ارتباط» برای روزها و حتی هفته‌هاست. فعالان می‌گویند بسیاری از زندانیان از تماس با خانواده و دسترسی به وکیل محروم‌اند؛ مسئله‌ای که خانواده‌ها را به جست‌وجوی ناامیدانه برای یافتن عزیزانشان کشانده است.

در ادامه این گزارش نمونه‌هایی از این وضعیت آمده است: دو خواهر نخیعی ابتدا به زندان اوین منتقل شده‌اند و امکان تماس محدود با والدین داشته‌اند، اما بعداً بنا بر روایت دوستشان به زندان «قرچک» در حاشیه تهران منتقل شده‌اند؛ زندانی که پیش از این نیز گزارش‌هایی درباره ازدحام و وضعیت بهداشتی نامناسب آن مطرح بود. همچنین از فردی به نام «ابوالفضل جذبی» یاد شده که پس از بازداشت در ۱۵ ژانویه در کارخانه‌ای در اصفهان، خانواده‌اش هیچ خبری از او دریافت نکرده‌اند؛ در حالی که بنا بر گزارش کمیته، او به اختلال خونی شدید مبتلاست و به دارو نیاز دارد. نمونه دیگر، «آتیلا سلطان‌پور» ۴۵ ساله است که طبق گزارش گروه حقوقی «دادبان»، در ۲۹ ژانویه از خانه‌اش در تهران برده شده و گفته می‌شود هنگام بازداشت به‌شدت ضرب‌وشتم شده است.

به گفته یک وکیل مرتبط با «دادبان»، فشارها فقط به خودِ بازداشت‌شدگان محدود نیست و گزارش‌هایی از مسدود کردن حساب‌های بانکی، قطع سیم‌کارت‌ها و حتی مصادره اموالِ بستگان معترضان یا کسانی که علناً از آنان حمایت می‌کنند نیز دریافت شده است. این وکیل می‌گوید در سرکوب‌های گذشته، حکومت گاه «ظاهر» حداقلی از روند قانونی را حفظ می‌کرد، اما این بار نشانه‌های بیشتری از کنار گذاشتن همان پوسته دیده می‌شود: محرومیت از وکیل، بازداشت‌های طولانی بدون تماس، و احضار یا حتی بازداشتِ وکلایی که از متهمان دفاع می‌کنند.

زمینه اعتراضات و تداوم خشم اجتماعی

اعتراضات از اواخر دسامبر و در واکنش به جهش قیمت‌ها آغاز شد و به سرعت سراسر کشور را فرا گرفت. اوج آن در ۸ و ۹ ژانویه بود؛ زمانی که صدها هزار نفر در بیش از ۱۹۰ شهر و شهرک به خیابان آمدند. نیروهای امنیتی با خشونتی بی‌سابقه پاسخ دادند. درباره شمار کشته‌شدگان نیز آمارها متناقض است: نهادهای حقوق بشری از بیش از ۷ هزار کشته سخن گفته‌اند و دولت ایران تنها یک‌بار در ۲۱ ژانویه رقم ۳۱۱۷ نفر را اعلام کرده است.

در همین حال، با نزدیک شدن به چهلم جان‌باختگان، بیم آن می‌رود خشم عمومی دوباره شعله‌ورتر شود. گزارش از قول یک معترض در منطقه گوهردشت (حومه تهران) می‌گوید بازداشت‌ها «بسیار گسترده» شده و شبیه «خفه کردن کل جامعه» است. او مدعی شده در روزهای نخست سرکوب، چند تن از بستگانش و دوستان نزدیک خانواده کشته شده‌اند.

نشانه‌های مقاومت مدنی در برابر سرکوب

با وجود شدت فشار امنیتی، بخشی از نهادها و گروه‌های مدنی همچنان بیانیه‌های اعتراضی منتشر می‌کنند. «کانون نویسندگان ایران» اعتراضات را قیامی علیه «۴۷ سال فساد و تبعیض سیستماتیک» توصیف کرده و از بازداشت دو عضو خود خبر داده است. شورای صنفی معلمان نیز از خانواده‌ها خواسته درباره بازداشت کودکان و دانش‌آموزان سکوت نکنند و نام‌ها را علنی کنند. یک سخنگوی این شورا گفته است مرگ دست‌کم ۲۰۰ کودک در جریان سرکوب را ثبت کرده‌اند و افزوده که این فهرست مدام در حال طولانی شدن است.

در کنار بحران سیاسی، نارضایتی اقتصادی نیز تشدید شده است: کاهش ارزش پول ملی و تورم بی‌سابقه، تلخی زندگی روزمره را افزایش داده و دولت با اقداماتی مانند راه‌اندازی کوپن کالاهای ضروری تلاش کرده از فشار بکاهد؛ در حالی که گروه‌های کارگری و صنفی، از جمله تشکل‌های بازنشستگان، بیانیه‌هایی علیه بحران اقتصادی و سیاسی صادر کرده‌اند.

سایه تهدیدهای خارجی

هم‌زمان با این تحولات داخلی، دولت ترامپ یک ناو هواپیمابر و تجهیزات نظامی دیگر را به خلیج فارس منتقل کرده و تلویحاً احتمال حمله به ایران را ــ چه به دلیل کشتار معترضان و چه در صورت اجرای اعدام‌های گسترده ــ مطرح کرده است. بنا بر گزارش، ناو دوم آمریکا نیز در راه خاورمیانه است.

تصویر ترسیم‌شده از سوی آسوشیتدپرس نشان می‌دهد حکومت، پس از سرکوب خیابانی، مرحله‌ای تازه از کنترل را پیش می‌برد: بازداشت‌های فراگیر، قطع ارتباط زندانیان، فشار بر خانواده‌ها و محدود کردن دسترسی به وکیل؛ در حالی که نشانه‌هایی از مقاومت مدنی همچنان ادامه دارد و برخی ناظران، خشونت بی‌سابقه سرکوب را نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه ترس حاکمیت از احتمال سرنگونی ارزیابی می‌کنند.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی