روایت سردخانه‌ها؛ زنان و مردان فراموش شده 

رها صدیق – هم‌وطن: زمستان دی‌ماه، سرد و بی‌رحم بود و تنها خیابان‌ها نبودند که از سرما یخ زده بودند؛ سردی واقعی در راهروهای کلانتری‌ها، بازداشتگاه‌ها و سردخانه‌ها احساس می‌شد. خانواده‌ها هر روز در انتظار خبری بودند که شاید هیچ‌گاه نمی‌آمد. مادران با عکس فرزندانشان در دست، پدران با شناسنامه و کارت ملی و برادرانی که نام خواهرانشان را آرام زمزمه می‌کردند، ساعت‌ها در سکوت و اضطراب ایستاده بودند. جمله‌ای که همیشه در خانه‌ها تکرار می‌شد، نشان‌دهنده عمق محرومیت زنان بود: «اگر بگیرنت یا بمیری، دنبال نمی‌آییم.» این جمله بازتاب سال‌ها طرد و بی‌پناهی زنان در جامعه‌ای مردسالار بود. زندگی زنانی که همیشه در سایه محدودیت‌ها و تبعیض‌ها زیسته‌اند، در این جمله خلاصه می‌شود؛ جایی که امنیت، حمایت و حتی یادبود بعد از فقدان، به تصمیمات دیگران گره خورده و زن همیشه در گوشه‌ای تنها و رها مانده است. این واقعیت، اوج بی‌پناهی و غم زنان را نشان می‌دهد؛ نسلی که با ترس، اضطراب و بلاتکلیفی بزرگ شده و یاد گرفته است که حتی در فقدان یا مرگ، کسی دنبالشان نخواهد آمد. و نیامد.

سردخانه‌هایی پر از فراموش‌شدگان

با گذشت کمتر از یک ماه از فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، خبری در رسانه‌ها منتشر شد که دست‌کم ۵۰ پیکر زن و تعدادی مرد در پزشکی قانونی شناسایی نشده و هنوز کسی سراغشان نرفته است. گزارش دانشگاهی که با منابع غیررسمی ارتباط داشت، روایت می‌کرد که پژوهشگران و دانشجویان وقتی به سردخانه‌ها مراجعه کردند، با قفسه‌هایی پر از پیکرهای ناشناس مواجه شدند؛ قفسه‌هایی که در سکوتی سرد و بی‌صدا، هزاران سؤال بی‌جواب را با خود داشتند. دانشجویانی که تنها وظیفه‌شان مشاهده و ثبت بود، از شدت غم و سکوت موجود در سالن‌ها سخت تکان خورده بودند. یکی از پژوهشگران می گوید: «وقتی وارد سالن شدم، حس کردم زمان ایستاده است. پیکرهایی که در سکوت خوابیده بودند، نامی نداشتند، هیچ نشانه‌ای از هویتشان باقی نمانده بود و همین، دل آدم را می‌سوزاند. حتی در صورت آنها آثار شکنجه و ضرب‌وشتم وجود داشت به گونه ای که به سختی شناسایی زنان امکان‌پذیر است. تصور کنید خانواده‌ای در جست‌وجوی فرزند خود باشد و هنوز نداند که او کجاست.»

گزارش دانشگاهی همچنین تأکید می‌کرد که شمار واقعی پیکرها ممکن است بسیار بیشتر از پنجاه نفر باشد و بخش زیادی از آنان هنوز ثبت نشده‌اند. از سوی دیگر این اجساد تنها در پزشکی قانونی تهران یافت شده و هنوز خبری از پزشکی قانونی‌های استان های دیگر به خصوص ایلام در دست نیست. در هر صورت پیکر، نمادی از بی‌پناهی و فراموشی بود؛ زنانی که در تلاش برای آزادی و اعتراض، جان باختند و اکنون در سردخانه‌ها، تنها با شماره و تاریخ، بی‌نام و نشان مانده‌اند.

روایت خانواده‌ها

مریم، مادر یکی از زنان بازداشت‌شده، هر روز در انتظار خبری است که شاید هیچ‌گاه نرسد: «سه روز پس از اعتراضات، دخترم دیگر به خانه بازنگشت. دادسرا حضور او را در زندان انکار می کند. اما تلفن او خاموش است و کسی پاسخی ندارد. وقتی به پزشکی قانونی رفتم، با قفسه‌های سرد و بی‌جان مواجه شدم. پدر او معتاد است و من تنهای به دنبال خبری از دخترم هستم، حتی یک نام. دخترم نیست. »

حسن، برادر یکی دیگر از بازداشت‌شدگان، می‌گوید: «به ما گفته‌اند او آزاد شده، اما هیچ مدرکی ارائه نکرده‌اند. نمی‌دانم زنده است یا مرده. وقتی عدد پنجاه را شنیدم، اولین فکر من این بود که شاید خواهرم در میان آن‌ها باشد. اما حتی آنجا هم‌نبود. »

این روایت‌ها نشان می‌دهد که خانواده‌ها چگونه میان امید و ترس گرفتار شده‌اند و تجربه بی‌اعتمادی و فقدان شفافیت را روزانه حس می‌کنند.

تضاد روایت‌ها

این در حالی است که سازمان پزشکی قانونی کشور اعلام کرده که تمامی جان‌باختگان شناسایی شده‌اند و هیچ پیکر ناشناس مرتبط با اعتراضات وجود ندارد، اما خانواده‌ها و فعالان مدنی همچنان تأکید دارند که بسیاری از عزیزانشان پیدا نشده‌اند و بلاتکلیفی ادامه دارد. تضاد میان روایت رسمی و تجربه واقعی مردم، بحران اعتماد و نگرانی عمومی را تشدید کرده است.

گزارش دانشگاه همچنین هشدار می‌دهد که بسیاری از زنان، حتی در تلاش برای آزادی، هیچ حمایتی از جامعه دریافت نکردند و اکنون در سردخانه‌ها فراموش شده‌اند. این وضعیت، اوج محرومیت و طرد زنان را نشان می‌دهد؛ نسلی که با ترس و اضطراب رشد کرده و اکنون حتی بعد از مرگ، نام و نشانی از آن‌ها باقی نمانده است.

بی‌نام ماندن و فقدان یادبود

برای خانواده‌ها، بدترین درد نه مرگ، بلکه فراموشی و بی‌نام ماندن است. آنها هیچ نشانه‌ای از عزیزان خود ندارند و هر روز با سوالاتی مواجه‌اند که هیچ جوابی برایشان وجود ندارد: کجا هستند؟ چه سرنوشتی یافته‌اند؟ چرا کسی به فکر آن‌ها نبوده است؟ زنان در سردخانه، بی‌نام و فراموش‌شده، نماد بحران و بی‌پناهی در جامعه‌ای مردسالار هستند. تمام این سوالات در حالی بیان می شود که روایت های متفاوتی از تجاوز به زنان بازداشتی در زندان و حتی پیش از آن دست به دست می شود. سخنان بسیار است از پیکرهای که به دلایل نامعلوم رحم نداشتند تا واژن و مقعدهای پاره و خونی. اما همچنان صدای بازماندگان به گوش کسی نمی رسد. 

پیامدهای حقوق بشری و بین‌المللی

سازمان‌های حقوق بشری بین‌المللی خواستار شفافیت و تحقیقات مستقل درباره تمامی مرگ‌ها و بازداشت‌ها شده‌اند و بر انتشار فهرست کامل بازداشت‌شدگان و جان‌باختگان و دسترسی مستقل به مدارک پزشکی قانونی تأکید دارند. محدودیت دسترسی برای خبرنگاران و خطر بازداشت منابع محلی، چالش‌های بیشتری برای رسانه‌های خارجی ایجاد کرده است.

برچسب ها

بر پایه تازه‌ترین داده‌های تجمیعی هرانا مجموع جان‌باختگان تأییدشده به ۷۰۰۲ نفر رسیده است. ۱۱۷۳۰ مورد همچنان در دست بررسی قرار دارد. شمار مصدومان غیرنظامی ۲۵۰۲۲ نفر، مجموع بازداشت‌ها ۵۲۹۴۱ مورد، بازداشت دانشجو ۱۳۶ مورد، اعترافات اجباری ۳۳۷ مورد و احضارها ۱۱۰۵۱ مورد ثبت شده است. مجموع نقاط اعتراضی ثبت‌شده ۶۷۶ مورد در ۲۱۰ شهر و ۳۱ استان گزارش شده است.

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی