آیا کوبا دوام خواهد آورد؟ پس از قطع نفت چه می‌شود؟ گزارش رئیس‌جمهور کوبا از وضعیت اضطراری – برگردان: نوید اخگر

قطع کامل نفت، خاموشی‌های طولانی، فلج‌شدن حمل‌ونقل و توقف بخش‌هایی از تولید؛ کوبا در آستانه‌ی بحرانی ایستاده که زندگی روزمره‌ی میلیون‌ها نفر را نشانه گرفته است. ایالات متحده با تشدید محاصره و مسدود کردن مسیرهای تأمین انرژی، راه نفس کشیدن کوبا را بسته و معادله‌ای تازه پیش روی هاوانا گذاشته است. تسلیم یا مبارزه برای بقا؛ پس از قطع نفت چه می‌شود؟ آیا کوبا دوام خواهد آورد؟
در این گزارشی که می خوانید، چند روایت از دل بحران کنار هم قرار می‌گیرند؛ از خیابان‌های خاموش و سفره‌های کوچک‌شده تا سخنان رئیس‌جمهور کوبا درباره‌ی «وضعیت اضطراری» و مسیر بقا پس از قطع نفت.

کوبا که در دل بحران زاده شد و با طردشدن قوام گرفت، بار دیگر با خفگی اقتصادی از سوی واشنگتن روبه‌روست؛ واشنگتن پس از ۶۷ سال حمله به این جزیره، اکنون برای ضربه‌ی نهایی پیش می‌آید.*

از زمان پیروزی انقلاب در سال ۱۹۵۹، کوبایی‌ها با نبوغ ویژه‌ی خود در عبور از فاجعه‌ها؛ چه طوفان و سیل باشد، چه تهاجم و هواپیماربایی، چه حمله‌ی شیمیایی و زیستی یا جنگ اقتصادی، رهبران ایالات متحده را به خشم آورده‌اند.

علیرغم استمرار فجایع، آنها می‌خورند، می‌نوشند، می‌رقصند و شادی می‌کنند.

امروز، با بازگشت دوباره‌ی ترامپ، ربودن نیکلاس مادورو و قطع نفت ونزوئلا به مقصد هاوانا، بار دیگر با تشدید آشنای سادیسم امپریالیستی روبه‌رو هستند؛ تشدیدی برای واداشتن‌شان به زانو زدن و التماس برای «تخفیف».

ایستگاه‌های اتوبوس خالی مانده‌اند و خودروها و رهگذران کمتری در خیابان‌ها دیده می‌شوند. کمبود سوخت ملموس است و بسیاری از پمپ‌بنزین‌ها تعطیل شده‌اند. “ایر کانادا” خدمات خود به این جزیره را تعلیق کرده است.

خانواده‌ها در میانه‌ی قطعی‌های مداوم برق، برای پخت‌وپز به چوب و زغال روی آورده‌اند. محدودیت‌های اضطراری، هفته‌ی کاری چهارروزه، کاهش رفت‌وآمد میان استان‌ها، تعطیلی مراکز اصلی گردشگری، کوتاه‌شدن روزهای مدرسه و کاهش الزام مشارکت حضوری در دانشگاه‌ها را مقرر کرده است.

با این همه، زندگی به نحوی در هاوانا جاری است و کار و جنب‌وجوش کم نیست. نزدیک ایستگاه قطار در امتداد تفرجگاه ساحلی، مردم ماهیگیری می‌کنند. با فرارسیدن شب، محله‌ها از جوانانی پر می‌شود که در پروژه‌های فرهنگی مشارکت دارند یا فوتبال و بسکتبال بازی می‌کنند.

یادیرا، زن ۳۲ساله‌ی کوبایی، به‌تازگی بخشی کلیدی از روان‌شناسی ملی را به‌خوبی برای لویی هرناندس ناوارو، روزنامه‌نگار، در روزنامه‌ی مکزیکی لا خورنادا بیان کرده است. دو سال پیش، او جزیره را ترک کرد به امید رسیدن به ایالات متحده، و دختر ۹ساله و پسر ۷ساله‌اش را نزد پدربزرگ و مادربزرگ‌شان گذاشت. هرگز به آمریکا نرسید و ناچار شد در مکزیکوسیتی بماند و در بازار نونوالکو در یک مغازه‌ی ماهی‌فروشی کار کند. اکنون به هاوانا بازگشته است.

او می‌گوید: «هرقدر هم از خانه دور باشم، تکه‌ای از من هنوز در کوباست و منظورم فقط بچه‌هایم نیست… نمی‌خواهم اتفاق بدی برای کشورم بیفتد. من اهل سیاست نیستم، اما آنچه با ترامپ تجربه می‌کنیم فراتر از سیاست است. چطور ممکن است کسی که حتی کوبایی نیست بیاید و تصمیم بگیرد ما چگونه زندگی کنیم؟»

ناوارو مشاهده می‌کند کسانی که امروز روی «تغییر رژیم» از راه خفه‌کردن زندگی در کوبا حساب باز کرده‌اند، فراموش می‌کنند پیوندهای انسان با سرزمین مادری‌اش تا چه حد صمیمی است و چگونه حتی افراد غیرسیاسی، مانند یادیرا، می‌توانند به‌سرعت به مقاومت سرسختانه برانگیخته شوند. این فراموشی، هم حماقت‌آمیز است و هم تکراری.

او یادآور می‌شود که این نخستین بار نیست که پایان انقلاب کوبا نزدیک دانسته می‌شود. در سال ۱۹۹۱، آندرس اوپنهایمر، روزنامه‌نگار آرژانتینی، کتاب «آخرین ساعت کاسترو» را منتشر کرد؛ حاصل شش ماه اقامت در کوبا و پانصد مصاحبه با مقامات عالی‌رتبه و مخالفان دولت.

اوپنهایمر که از همکاران میامی هرالد و CNN است، در ایالات متحده زندگی می‌کند و پیوندهای نزدیکی با جامعه‌ی تبعیدیان کوبایی در میامی دارد. به‌گفته‌ی ناوارو، این کتاب فروپاشی قریب‌الوقوع فیدل کاسترو و انقلاب کوبا را پس از سه دهه قدرت پیش‌بینی می‌کرد.

اما آن سرانجامِ که سخت مشتاق آن بودند، به‌سرعت دود شد و به هوا رفت. پیش‌بینی‌های مطمئن از فروپاشی فوری و اجتناب‌ناپذیر دولت کوبا که هم‌زمان با فروریختن «پرده‌ی آهنین» و ناپدیدشدن اتحاد شوروی نوشته شده بود سرابی بیش نبود. این پیش‌بینی‌ها که بی‌محابا چونان بشارتی در روزنامه‌ها و تلویزیون‌ها پخش می‌شد، محقق نشد. فیدل کاسترو ۲۵ سال دیگر سرسختانه زیست، سپس قدرت را به برادرش رائول سپرد و او نیز به‌نوبه‌ی خود به میگل دیاز-کانل.

سی‌وپنج سال بعد، تهاجم نظامی آمریکا علیه ونزوئلا و ربودن رئیس‌جمهور مادورو، بار دیگر پیشگویی شومِ فروپاشی قریب‌الوقوع انقلاب کوبا را زنده کرده است. این خیال‌پردازی از بزرگ‌نمایی نقش «چاویسمو» در بقای سیاست انقلابی در جزیره تغذیه می‌کند و با جهشی ساده‌انگارانه به این نتیجه می‌رسد که حاکمیت کمونیستی ناگهان فروخواهد پاشید.

بی‌تردید درست است که در دوران هوگو چاوز، روزانه تا صد هزار بشکه نفت ونزوئلا به کوبا می‌رسید و پس از تحمیل محاصره‌ی اقتصادی علیه دولت مادورو (۲۰۲۱–۲۰۲۵)، این رقم به سی هزار بشکه در روز سقوط کرد؛ ضربه‌ای سنگین به اقتصاد جزیره. امروز هاوانا تنها حدود ۴۰ هزار بشکه از ۱۰۰ هزار بشکه‌ی مورد نیاز روزانه‌اش را در اختیار دارد، و اجرای برنامه‌ی توسعه‌ی انرژی‌های تجدیدپذیر برای کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی، کندتر از رشد نیازهای کشور پیش می‌رود. برای بدترشدن اوضاع، ترامپ محاصره‌ی انرژی را تشدید کرده و کشورهایی را که جرئت تأمین سوخت برای کوبا داشته باشند به اعمال تعرفه تهدید کرده است. پیامدهای این وضعیت برای سلامت عمومی، غذا و البته زندگی روزمره عمیقاً منفی است. کوبایی‌ها پیش‌تر نیز از قطعی‌های مکرر برق و کمبود و محرومیتی رنج می‌بردند که از زمان «دوره‌ی ویژه» پس از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۱ دیده نشده بود؛ اما اکنون باید تقریباً با خاموشی‌های دائمی کنار بیایند. در بسیاری از نقاط جزیره، قطعی‌ها بیش از نیمی از روز ادامه دارد.

اما آیا این به معنای فروپاشی قریب‌الوقوع دولت کوبا یا وقوع «تغییر رژیم» است؟ اسکار پرس-اُلیوا فراگا، معاون نخست‌وزیر کوبا، قاطعانه می‌گوید: «به هیچ‌وجه. این هم فرصت است و هم چالش، و هیچ تردیدی نداریم که از آن عبور خواهیم کرد. ما فرو نخواهیم پاشید.»

ناوارو با اشاره به عزم کوبایی‌های مقاوم و انسجام اجتماعی‌ای که از رد مداخله‌گری عریان ترامپ زاده شده، می‌نویسد اعلام پایان انقلاب کوبا چیزی بیش از شبحی برآمده از آرزوهای کوباهراسان برای رستگاری و از خواست ترامپ برای جلب رأی در انتخابات میان‌دوره‌ای پیشِ رو نیست.

برای جان‌بخشیدن به این تصور که «تغییر رژیم» شانسی دارد، برخی رسانه‌های نزدیک به مدار واشنگتن اخیراً پیام‌هایی را پخش کرده‌اند مبنی بر اینکه میگل دیاز-کانل، رئیس‌جمهور کوبا، با ایالات متحده تماس گرفته و خواستار گفت‌وگویی جدی شده است، ادعایی که به‌گفته‌ی آنان نشان‌دهنده‌ی تغییر موضع دولت کوبا در قبال آمریکا، در پی اعلامیه‌ی مضحک ۲۹ ژانویه‌ی ترامپ** بود که کوبای کوچک را تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا خواند و از تلافی هشدار داد.

اما در واقع، هیچ تغییری در موضع رخ نداده بود؛ فقط بار دیگر همان دعوت همیشگی به گفت‌وگو و تفاهم میان دو کشور، بر پایه‌ی برابری و احترام متقابل، اصولی که کوبا همواره بر آن‌ها پای فشرده تکرار شد.

از نگاه کوبا، مرحله‌ی تازه‌ی حملات آمریکا به جزیره با کارزار نابودی در غزه و فلج جهانی‌ای آغاز شد که اجازه داد آن ادامه یابد؛ امری که توهم توانمندی برای انجام هر کاری را در واشنگتن دامن زد.

اکنون دونالد ترامپ می‌خواهد با تحمیل گرسنگی، کوبایی‌ها را وادار به دست‌کشیدن از سوسیالیسم کند؛ ایده‌ای که اصلاً تازه نیست. مانند پیشینیانش در کاخ سفید، او نمی‌خواهد هیچ پایگاهی برای سیاست‌های ضد امپریالیستی در هیچ‌کجای جهان وجود داشته باشد، چه رسد به جایی که تنها نود مایل با آمریکا فاصله دارد.

کوبا، به‌هرحال، زمانی صدها هزار نیروی خود را هزاران مایل دورتر از خانه فرستاد تا آفریقای جنوبیِ سفیدپوست را در میدان نبرد تحقیر کند. پیشروی فرساینده‌ی آن در جنوب‌غربی آنگولا و شکست برق‌آسای نیروهای آپارتاید در کویتو کواناواله—با برتری هوایی کوبا—رویدادهایی کلیدی در سرنگونی آن رژیم نفرت‌انگیز بود. نلسون ماندلا گفت پیروزی کوبا در کویتو کواناواله «اسطوره‌ی شکست‌ناپذیری ستمگر سفیدپوست را درهم شکست و توده‌های مبارز آفریقای جنوبی را الهام بخشید… کویتو کواناواله نقطه‌ی عطف آزادی قاره‌ی ما و مردم من از بلای آپارتاید بود.»

ماندلا در نخستین سفرش به خارج از آفریقا، ژوئیه‌ی ۱۹۹۱، عمداً به هاوانا رفت تا پیام قدردانی را حضوری به مردم کوبا برساند: «ما با احساس بدهی عظیمی که به مردم کوبا داریم، به اینجا آمده‌ایم. کدام کشور می‌تواند کارنامه‌ای از خودگذشتگی بیش از آنچه کوبا در روابطش با آفریقا نشان داده، ارائه کند؟»

ایالات متحده تا سال ۲۰۰۸ ماندلا را «تروریست» تعریف می‌کرد و امروز نیز هاوانا را رژیمی تروریستی می‌داند.

شگفت‌آور است: در همین حال، در کوبا، در برابر باد و موج فزاینده‌ای از نیروهای واپس‌گرا، مردمی سربلند و مقاوم که هزاران خیانت را پشت سر گذاشته و تحت محاصره‌ای ظالمانه قرار دارند، با استقامت زندگی می‌کنند.

مارتا خیمنز، آرایشگری در شهر هولگین در شرق کوبا، وقتی از او در مورد محاصره جزیره توسط ترامپ به خصوص حالا که ایالات متحده مانع از رسیدن محموله‌های نفتی می‌شود پرسیدم، صورتش را با دستانش پوشاند و زد زیر گریه.

«تصورش را هم نمی‌کنید که این وضعیت چطور به همهٔ جنبه‌های زندگی‌مان نفوذ کرده»، هق‌هق‌کنان گفت. «یک سقوطِ بی‌رحمانه و همه‌جانبه است. بدون بنزین، اتوبوس‌ها حرکت نمی‌کنند و ما نمی‌توانیم سرِ کار برویم. فقط سه تا شش ساعت در روز برق داریم. برای پخت‌وپز گاز نیست، پس در آپارتمان‌ها چوب و زغال می‌سوزانیم. انگار صد سال به عقب برگشته‌ایم. محاصره دارد خفه‌مان می‌کند، به‌ویژه مادرانِ تنها.» سپس در حالی که صورتش را در دست‌ها پنهان کرده بود، افزود: «و هیچ‌کس جلوی این شیاطین را نمی‌گیرد: ترامپ و مارکو روبیو.»

ما به لطف جمع‌آوری کمک‌های مالی توسط CODEPINK و گروه کوبایی-آمریکایی Puentes de Amor، برای تحویل ۲۵۰۰ پوند عدس به هولگین آمدیم. در آخرین سفرمان، کیسه‌های ۵۰ پوندی شیر خشک را به بیمارستان کودکان بردیم. با توجه به اینکه ترامپ اکنون محاصره‌ای وحشیانه و قرون وسطایی را بر این جزیره تحمیل کرده است، این کمک‌های بشردوستانه بیش از هر زمان دیگری حیاتی است. اما عدس و شیر نمی‌توانند برق یک کشور را تامین کنند. چیزی که کوبایی‌ها واقعاً به آن نیاز دارند نفت است.

در فرودگاه تاکسی‌ای در کار نبود. با کامیونی که برای بردن کمک‌ها آمده بود، خودمان را به شهر رساندیم. جاده به‌طرزی وهم‌آلود خالی بود. در شهر، خودروهای بنزینی اندک بودند و اتوبوسی حرکت نمی‌کرد؛ اما خیابان‌ها پر از دوچرخه، موتورسیکلت‌های برقی و وسایل سه‌چرخهٔ برقی برای جابه‌جایی آدم‌ها و کالاها بود. بیشتر موتورسیکلت‌ها—چینی، ژاپنی یا کره‌ای—از پاناما وارد می‌شوند. با قیمتی نزدیک به ۲۰۰۰ دلار، فقط کسانی که از خانواده‌ای در خارج حواله می‌گیرند توان خریدشان را دارند.

خاویر سیلوای ۳۵ساله با حسرت به یک یاماها که کنار خیابان پارک شده بود خیره شد. «با حقوق ماهی ۴۰۰۰ پزو هرگز نمی‌توانم یکی از این‌ها بخرم»، گفت. با جهش تورم، دلار حالا حدود ۴۸۰ پزو معامله می‌شود؛ یعنی درآمد ماهانهٔ او کمتر از ده دلار می‌ارزد.

کوبایی‌ها اجاره نمی‌دهند و وام مسکن ندارند؛ صاحب خانه‌هایشان هستند. و هرچند مراقبت‌های بهداشتی در سال‌های اخیر به‌دلیل کمبود دارو و تجهیزات به‌شدت افت کرده، همچنان رایگان است؛ سیستمی که نفس‌نفس می‌زند اما رها نشده. وقتی شریک زندگی‌ام، تایگ، دچار حملهٔ آسم شد، به درمانگاه رفتیم و ظرف چند دقیقه با دستگاه نبولایزر، اسپری آلبوترول تنفس می‌کرد. نه فرم بیمه‌ای، نه قبضی. فقط مراقبت با مهارت و لبخند. این است چهرهٔ سلامت وقتی به‌مثابهٔ یک حق انسانی با آن برخورد می‌شود.

بزرگ‌ترین هزینه برای کوبایی‌ها غذاست. بازارها پر هستند، اما قیمت‌ها دست‌نیافتنی، به‌ویژه برای اقلام محبوبی مثل گوشت خوک، مرغ و شیر. حتی گوجه‌فرنگی هم حالا برای بسیاری از خانواده‌ها غیرقابل‌خرید شده است.

هولگین زمانی به‌خاطر زمین‌های حاصلخیزش «انبار نان» کوبا بود. این اعتبار امسال ضربهٔ سنگینی خورد؛ وقتی طوفان ملیسا از استان گذشت و بخش‌های وسیعی از مزارع را نابود کرد. کاشتِ دوباره و ترمیمِ خسارت‌ها بدون بنزین برای تراکتورها یا برق برای آبیاری تقریباً ناممکن است. غذای کمتر یعنی قیمت‌های بالاتر.

تولید در سراسر اقتصاد به کندی می‌ایستد. کارخانه‌ها بدون برق نمی‌توانند کار کنند و بسیاری از نیروی کار ماهر به‌خاطر دستمزدهای بسیار پایین، شغل‌های دولتی را رها کرده‌اند. خورخه، که او را در بازار دیدم و کالباس می‌فروخت، پیش‌تر مهندس یک بنگاه دولتی بود. ورونیکا، که زمانی معلم بود، حالا وقتی برق هست شیرینی‌هایی را که در خانه می‌پزد می‌فروشد. طنز تلخ اینجاست که در حالی‌که مارکو روبیو می‌گوید می‌خواهد سرمایه‌داری را به کوبا بیاورد، تحریم‌های آمریکا دقیقاً همان بخش خصوصی‌ای را له می‌کند که امروز بسیاری از کوبایی‌ها برای بقا به آن وابسته‌اند.

من با افرادی در خیابان صحبت کردم که دولت کوبا را مقصر بحران می‌دانند و آشکارا می‌گویند که نمی‌توانند منتظر سقوط کمونیسم باشند. جوانان به من گفتند که هدفشان ترک جزیره و زندگی در جایی است که بتوانند زندگی مناسبی داشته باشند. اما من حتی یک نفر را هم ندیدم که از محاصره یا حمله ایالات متحده حمایت کند.

«این دولت افتضاح است»، مردی لاغراندام گفت که در خیابان پول خرد می‌کرد—کاری غیرقانونی اما تحمل‌شده. اما وقتی عکس مارکو روبیو را نشانش دادم، درنگ نکرد: «این مرد شیطان است. سیاستمداری خودخواه و لزج که ذره‌ای به مردم کوبا اهمیت نمی‌دهد.»

دیگران تقصیر را تمام‌وکمال متوجه ایالات متحده می‌دانند. به بهبود چشمگیر زندگی‌شان پس از توافق میان اوباما و رائول کاسترو و کاهش بسیاری از تحریم‌ها در سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ اشاره می‌کنند. «همان دولت کوباییِ امروز سرِ کار بود»، مردی به من گفت. «اما وقتی آمریکا طناب دور گردن‌مان را شُل کرد، توانستیم نفس بکشیم. اگر فقط رهایمان کنند، خودمان راه‌حل‌هایمان را پیدا می‌کنیم.»

تنها راهی که کوبایی‌ها این محاصره را تاب می‌آورند، کمک به یکدیگر است. همسایه‌ها برنج را با قهوه معاوضه می‌کنند. بداهه‌پردازی می‌کنند: چیزی نداریم، اما راهش را در می‌آوریم. دولت برای آسیب‌پذیرترین‌ها، سالمندان، افراد دارای معلولیت، مادرانِ بی‌درآمد غذای روزانه فراهم می‌کند؛ اما هر روز دشوارتر می‌شود، چون دولت هم غذای کمتری برای توزیع دارد و هم سوخت کمتری برای پخت.

در یکی از مراکز تغذیه عمومی، داوطلبی سالخورده گفت هر روز ساعت‌ها را صرف پیدا کردن هیزم می‌کند. با غرور تکه‌ای از یک زیرپایه چوبی با میخ‌هایش را نشان‌مان داد. او گفت: «این تضمین غذای فردا است.» – چهره‌اش بین غرور و غم گیر کرده بود.

پس با بدترشدن شرایط، کوبایی‌ها تا کِی می‌توانند دوام بیاورند؟ و پایان این بازی چیست؟

وقتی از مردم پرسیدم که این وضعیت به کجا ختم می‌شود، هیچ ایده‌ای نداشتند. روبیو خواهان تغییر رژیم است، اما هیچ کس نمی‌تواند توضیح دهد که این اتفاق چگونه می‌افتد یا چه کسی جایگزین دولت فعلی خواهد شد. برخی گمان می‌کنند که ممکن است با ترامپ به توافقی برسند. یکی از کارمندان هتل با لحنی نیمه‌شوخی گفت: «ترامپ را وزیر گردشگری کنید. به او یک هتل و یک زمین گلف – یک مار-آ-لاگو در وارادرو – بدهید، شاید ما را به حال خودمان بگذارد.»

در این بازی شیطانی که ترامپ و روبیو با جانِ یازده میلیون کوبایی می‌کنند، چه کسی برنده خواهد شد؟

ارنستو، که وقتی برق هست یخچال‌ها را تعمیر می‌کند، شرط خود را روی مردم کوبا می‌بندد. او به من گفت: «ما شورشی هستیم. ما باتیستا را در سال ۱۹۵۹ شکست دادیم. ما از خلیج خوک‌ها جان سالم به در بردیم. ما دوره ویژه را تحمل کردیم، زمانی که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید و ما بدون هیچ چیز باقی ماندیم. ما از این هم جان سالم به در خواهیم برد.»

او حرفش را با جمله‌ای از ترانه‌سرای بزرگ سیلویو رودریگز که کوبایی‌ها آن را از بر می‌دانند، خلاصه کرد: El tiempo está a favor de los pequenos, de los desnudos, de los olvidados – زمان متعلق به کوچک‌ها، در معرض دیدگان، و فراموش‌شدگان است.

در گذر زمان، استقامت از سلطه بیشتر دوام می‌آورد.

هاوانا- میگل دیاز-کانل رئیس جمهور کوبا

فرمان اجرایی تنبیهی دولت ایالات متحده که دونالد ترامپ در ۲۹ ژانویه صادر کرد، بر همهٔ کشورهایی که به کوبا نفت ارسال می‌کنند تعرفه وضع می‌کند. این در حالی است که از ماه‌ها پیش، عملاً نفتی به کوبا نمی‌رسید؛ نتیجهٔ گشت‌زنی ناوگان آمریکا در دریای کارائیب. حملهٔ نظامی آمریکا به ونزوئلا در ۳ ژانویه و به‌دنبال آن، کنترل ایالات متحده بر فروش نفت ونزوئلا، این منبع دیرینهٔ تأمین نفتِ جزیره را مسدود کرد.

تأمین نفت از مکزیک، یکی از عرضه‌کنندگان پیشین اکنون به‌شدت نامطمئن است. نفت سنگین داخلیِ خودِ کوبا تنها ۳۰ درصد از نیاز روزانهٔ کشور به نفت را پوشش می‌دهد. فاجعه‌ای انسانی در کمین است. بقای دولت سوسیالیستی کوبا به خطر افتاده؛ فروپاشی آن تحقق اهداف راهبردی آمریکا از سال ۱۹۵۹، زمان به‌قدرت‌رسیدن دولت انقلابی، خواهد بود.

در سطح بین‌المللی حمایت‌ها در حال بسیج است و در ایالات متحده نیز کنشگران همبستگی با انگیزه‌هایی از حقوق بین‌الملل تا ضد‌امپریالیسم و گرایش‌های انقلابی به حرکت درآمده‌اند. آن‌ها اکنون به اطلاعات نیاز دارند، آن هم در لحظه‌ای که این کشور کوچک با تهاجمی بی‌سابقه از سوی آمریکا روبه‌روست؛ به‌ویژه اطلاعاتی دربارهٔ برنامه‌ریزی دولت و میزان آمادگی کوبا.

گزارشی که در اینجا ارائه می‌شود، کلام خودِ رئیس‌جمهور کوبا، میگل دیاز-کانل، را بازتاب می‌دهد؛ آنجا که دیدگاه‌ها و اولویت‌های خود و دیگران را دربارهٔ آنچه باید انجام شود تشریح می‌کند. گزارش دیگری که اجرای اولیهٔ برنامه‌ها از سوی دولت کوبا را بررسی می‌کند، به‌زودی منتشر خواهد شد.

رئیس‌جمهور دیاز-کانل در ۶ فوریه یک کنفرانس خبری برگزار کرد و به پرسش‌ها دربارهٔ برنامه‌های دولتش برای پاسخ به محاصرهٔ نفتی آمریکا پاسخ داد. گزیده‌هایی از سخنان او، در ادامه آمده است. متن کامل اسپانیاییِ این کنفرانس خبری در دسترس است. نقل‌قول‌های ترجمه‌شدهٔ انگلیسیِ حاضر تنها بخشی از آنچه گفته شده را دربر می‌گیرد.

دیاز-کانل اعلام کرد که توضیح خواهد داد «برآوردها چیست و از چه راه‌هایی می‌کوشیم در کوتاه‌ترین زمان ممکن از این وضعیت خارج شویم». او گفت: «ناچار بوده‌ایم ارزیابی‌هایی انجام دهیم… در دفتر سیاسی [حزب کمونیست]، در کمیتهٔ اجرایی شورای وزیران، در شورای دفاع ملی، و اکنون نیز جلسه‌ای در شورای وزیران داشته‌ایم تا برنامهٔ کلی را به‌روز کنیم.»

فروپاشی و همبستگی

الیور زامورا، خبرنگار راشا تودی، دربارهٔ «گفتمان فروپاشی» که از سوی دولت آمریکا مطرح می‌شود و نیز امکان‌های همبستگی از خارج پرسید.

دیاز-کانل گفت: «نظریهٔ فروپاشی… به‌طور تنگاتنگی با نظریهٔ [آمریکاییِ] دولتِ ناکام پیوند دارد… و با فرایندهایی گره خورده است که از طریق آن‌ها ایالات متحده متعهد به سرنگونی انقلاب کوباست… به‌ویژه خفه‌سازی اقتصادی… و تهاجم نظامی… فروپاشی بخشی از فلسفهٔ امپریالیستی است، اما در ذهن کوبایی‌ها جایی ندارد.»

او توضیح داد که پیش‌تر مبادلهٔ خدمات پزشکی کوبا با نفت ونزوئلا «تمام نیاز سوخت کشور را پوشش می‌داد… اما نه پس از آغاز محاصرهٔ انرژی—محاصرهٔ دریایی ونزوئلا که مانع رسیدن کشتی‌ها یا کشتی‌های حامل سوخت ونزوئلایی از کشورهای دیگر به کوبا شد. این محاصره با فرمان اجرایی ترامپ تشدید شد؛ فرمانی که کشورها را با تهدیدِ تعرفه برای تأمین نفت تحت فشار می‌گذارد.»

رئیس‌جمهور نمونه‌هایی از «حمایت فوری در سطح بین‌المللی» را برشمرد؛ از جمله خبر «تماس‌های تلفنی امروز میان رئیس‌جمهور چین، شی جین‌پینگ، و رئیس‌جمهور فدراسیون روسیه، پوتین» که در آن «حمایت و تعهد» نسبت به کوبا و ونزوئلا ابراز شده است. او افزود: «با تمام مسئولیت می‌گویم که کوبا تنها نیست.»

حمایت جنوب جهانی

کلودیا فونسکا از خبرگزاری شین‌هوا (چین) پرسید «کشورهای جنوب جهانی به‌طور مشخص چه می‌توانند بکنند تا از کوبا حمایت کنند.»

دیاز-کانل پاسخ داد: «جهان نباید اجازه دهد به بند کشیده شود؛ جهان نباید اجازه دهد تحقیر شود؛ جهان نباید اجازه دهد زور، چندجانبه‌گرایی را درهم بشکند… همهٔ ما، بدون استثنا با جنگی سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی روبه‌رو هستیم؛ جنگی با مؤلفهٔ رسانه‌ای.

«نخستین کار این است که مردم، دولت‌ها، کشورها، ملت‌ها و جنوب جهانی بفهمند چه چیزی محل مناقشه است، میدان‌های نبرد کدام‌اند، و چه بدیلی برای این اکنونِ خشن عرضه می‌شود؛ سپس به‌دنبال وحدت بروند: وحدت گفتمان، وحدت عمل، افشاگری مستمر؛ وحدت در جست‌وجوی همگرایی میان بلوک‌های ممکن و دفاع از ایده‌ها؛ و وحدت در پیگیری همکاری اقتصادی و تجاری و دفاع از چندجانبه‌گرایی.»

گفت‌وگو با ایالات متحده؟

استر گونسالس از کانال کارائیب دربارهٔ «آمادگی کوبا برای گفت‌وگو با ایالات متحده» پرسید.

دیاز کانل گفت: «درون ایالات متحده و نیز در سطح بین‌المللی همواره گروه‌ها و سازمان‌هایی بوده‌اند که طرفدار مسیرها، پل‌ها، فضاهای گفت‌وگو یا کانال‌های ارتباطی بوده‌اند. اغلب، وقتی توانسته‌ایم به‌مثابهٔ برابر سخن بگوییم، این امر محقق شده است… کوبا آمادهٔ گفت‌وگو با ایالات متحده دربارهٔ هر موضوعی است.

«اما تحت فشار و با پیش‌شرط، گفت‌وگویی در کار نخواهد بود. ما خواهان موضعِ برابری، احترام به حاکمیت، استقلال و حق تعیین سرنوشت هستیم و نه تمرکز بر موضوعاتی مخرب که آن‌ها را مداخله‌گرانه می‌دانیم.»

وضعیت جنگ

راسیل گوانچه از روزنامهٔ خوونتود ربلده دربارهٔ «یادداشت رسمیِ اخیرِ منتشرشده دربارهٔ برنامه‌ها و تدابیر دولت برای گذار به وضعیت جنگ» پرسید: «مردم می‌خواهند بدانند کشور امروز در آمادگی دفاعی در چه وضعی است.»

دیاز-کانل گفت: «نگرانی در میان مردم کمتر است، چون خودِ مردم در حال مشارکت‌اند. نگرانی متعلق به دیگران است، آن ازدحامِ الحاق‌طلب آن بیرون؛ کسانی که زیر فشارها و جنگ روانیِ اعمال‌شده علیه ما سست می‌شوند…

«کوبا کشوری صلح‌طلب است. دکترین دفاعی یا نظامی ما «جنگِ همهٔ مردم» است؛ مفهومی برای دفاع از حاکمیت و استقلال کشور که هرگز تجاوز به کشور دیگری را در نظر ندارد. ما تهدیدی برای ایالات متحده نیستیم…

«ما انقلابیون می‌دانیم دفاع از انقلاب چه ارزشی دارد؛ و نیز می‌دانیم انقلابی که نداند چگونه از خود دفاع کند و دفاعش را تقویت نکند، در شرایطی خاص به‌سختی دوام می‌آورد. وظیفهٔ حاکمیتی ما در برابر خطر تجاوز، آمادگی دفاعی است…

«پس از تحلیل رویدادها، از جمله وقایع ۳ ژانویه در ونزوئلا، برنامهٔ دفاعیِ جنگِ همهٔ مردم را در اولویت گذاشتیم و به آماده‌سازی سامانهٔ دفاع سرزمینی پرداختیم.

«شورای دفاع ملی دو اقدام انجام داده است: به‌روزرسانی همهٔ برنامه‌ها برای مقابله با تجاوز… و به‌روزرسانی برنامهٔ گذار به وضعیت جنگ، در صورت نیاز. این‌ها منتشر شده‌اند، چون چیزی را پنهان نمی‌کنیم!

«یادداشت شورا دقیقاً چنین می‌گوید: «این شنبه، شورای دفاع ملی برای بررسی و تصویب برنامه‌ها و تدابیر گذار به وضعیت جنگ—در چارچوب آمادگی کشور بر اساس مفهوم راهبردیِ جنگِ همهٔ مردم—تشکیل جلسه داد.» شورا نمی‌گوید ما به‌سوی جنگ می‌رویم؛ می‌گوید در صورت نیاز، آماده می‌شویم.»

اتهام تروریسم

خورخه لگانوا از پرنسا لاتینا پرسید: «آیا ما کشوری حامی تروریسم بین‌المللی هستیم؟» و نیز «آیا نیروهای نظامی یا اطلاعاتیِ کشورهای دیگر در خاک کوبا حضور دارند؟ آیا گفت‌وگویی برای ایجاد پایگاه‌های اطلاعاتی یا نظامیِ خارجی در کوبا وجود دارد؟»

دیاز-کانل پاسخ داد: «با مرور تاریخ انقلاب کوبا می‌بینیم دولت ایالات متحده چگونه به‌طور نظام‌مند، شدید و موذیانه اقدام به ترویج اعمال تروریستی علیه انقلاب کرده است… این اقدامات توسط دولت‌های پیاپی آمریکا سازمان‌دهی، تأمین مالی و پشتیبانی شده‌اند… امروز از طرح‌هایی برای اقدامات تروریستی آگاهیم که در ایالات متحده پشتیبانی، تأمین مالی و آماده‌سازی می‌شوند تا کوبا را هدف بگیرند. چگونه از تروریسم در کوبا سخن می‌گویند، در حالی که کوبا قربانی تروریسم همان دولتی است که ما را متهم می‌کند؟…

«چند روز پیش از انتقال قدرت ریاست‌جمهوری آمریکا، رئیس‌جمهور وقت ما را در فهرست کشورهایی قرار داد که از تروریسم حمایت می‌کنند… این اقدام یکی از عواملی است که بیشترین سهم را در تشدید محاصره در دورهٔ اخیر داشته، به‌سبب آسیبی که از منظر مالی به ما می‌زند… کوبا کشور تروریستی نیست… هرگز اقدام تهاجمی‌ای را انجام نداده، پیشنهاد نکرده یا مسلح نکرده که تمامیت ارضی، امنیت یا ثبات دولت ایالات متحده را به خطر اندازد.

«ما از تروریست‌ها حمایت نمی‌کنیم. هیچ نیروی نظامیِ کشورهای دیگر یا گروه‌های دیگر در کوبا نیست. هیچ پایگاه نظامیِ خارجی‌ای در کوبا وجود ندارد… در کوبا یک پایگاه نظامی هست—غیرقانونی—و متعلق به کیست؟ پایگاه غیرقانونیِ ایالات متحده در خاک استان گوانتانامو، برخلاف ارادهٔ مردم کوبا.»

نیازهای انرژی کوبا

نورلاند روسندو از خبرگزاری کوبا یادآور شد که «کوبا راهبردی بلندمدت برای تغییر سبد انرژی پیشنهاد کرده است» و پرسید «آیا این راهبرد به‌روزرسانی شده و اولویت‌ها چیست؟»

دیاز-کانل گفت: «ماه ژانویه به نشست‌های سراسری اختصاص داشت که در آن‌ها راهبردهای ملی و سرزمینی بررسی شد؛ یکی از اولویت‌ها برنامهٔ انرژی کشور بود، از برق تا سوخت و شیوهٔ مصرف آن. و این راهبرد به‌روزرسانی شد… این راهبرد حدود دو سال در جریان بود… و ما به‌سوی انرژی‌های تجدیدپذیر و استقلال بیشتر از سوخت‌های فسیلی حرکت می‌کردیم…

«سال گذشته بیش از ۹۰۰ مگاوات در تولید پراکندهٔ کشور بازیابی کردیم. ظرفیت‌های تولید حرارتی را نیز در پی تعمیر و نگهداشت نیروگاه‌های اصلی احیا کردیم؛ اما به‌سبب کمبود شدید سوخت، اثر آن تقریباً صفر بود…

«در انرژی‌های تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کرده‌ایم. پارسال بیش از ۱۰۰۰ مگاوات تولید برق از پارک‌های فتوولتائیک نصب کردیم؛ حدود ۴۹ پارک در کشور. پیش از ۲۰۲۵ سهم انرژی‌های تجدیدپذیر فقط ۳ درصد بود؛ با سرمایه‌گذاری سال گذشته از ۳ به ۱۰ درصد جهش کرد…

«امسال نیز هدف‌مان رقمی نزدیک به ۱۰۰۰ مگاوات است؛ با آن به بالای ۱۵ درصد یا نزدیک ۲۰ درصد می‌رسیم… این روند هر ماه ادامه خواهد یافت: تا پایان فوریه ۹۸ مگاوات دیگر، تا پایان مارس ۵۸ مگاوات دیگر…

«می‌پرسید این انرژی کجاست؟… آن ۱۰۰۰ مگاوات فتوولتائیک به‌طور متوسط در ساعات کاریِ روز، ۳۸ درصد انرژی مصرفی همان ساعات را تأمین می‌کند. امسال باید اقتصاد روزانه را کمی فعال کنیم اگر بر مردم اثر بگذارد زیرا مردم حاصل تولید اقتصاد را دریافت می‌کنند؛ اگر تولیدی نباشد، کارها پیچیده‌تر می‌شود…

«کشور باید با منابعی که دارد پایدار بماند: نفت سنگین داخلی و انرژی‌های تجدیدپذیر. زیست‌توده داریم، می‌توانیم بیوگاز تولید کنیم… تداوم برنامه به حفظ نیروگاه‌های حرارتی وابسته است؛ نمی‌توان فوراً از آن پایه چشم پوشید. و با همین پایهٔ حرارتی می‌توان از نفت داخلی استفاده کرد، بدون وابستگی به واردات.»

تولید نفت در کوبا

اسکار فیگِردو از cubadebate.cu دربارهٔ «تداوم بهره‌برداری از منابع داخلی به‌ویژه نفت و گاز همراه» پرسید.

دیاز کانل گفت: «محاصرهٔ دریایی ونزوئلا از دسامبر آغاز شد؛ از آن زمان هیچ سوختی وارد کشور نشده… امروز کمبود سوخت نه‌تنها تولید برق، بلکه فعالیت‌های اساسی به‌ویژه آنچه مستقیماً به مردم مربوط است را مختل کرده. به همین دلیل شورای وزیران امروز برای تکمیل دستورالعمل‌ها جلسه داد…

«گروهی از معاونان نخست‌وزیر و وزیران جزئیات اقدامات را به مردم توضیح خواهند داد… حتی در محاصرهٔ انرژی نیز از واردات سوخت دست نمی‌کشیم؛ این حق ماست و همهٔ ترتیبات لازم را انجام می‌دهیم… مردم مطمئن باشند حزب، دولت و نهادها می‌کوشند اثرات این شرایط دشوار را به حداقل برسانند…

«وقتی حتی یک قطره سوخت هم نمی‌رسد، اثراتش بر حمل‌ونقل و تولید غذا، حمل‌ونقل عمومی، بیمارستان‌ها، مدارس، تولید و گردشگری می‌نشیند. اقدامات جدید مستلزم تلاش است. می‌دانم می‌پرسند: «باز هم فداکاری؟» اگر فداکاری و مقاومت نکنیم، چه کنیم، تسلیم شویم؟

«تسلیم گزینهٔ کوبا نیست. چیزهای زیادی برای دفاع وجود دارد… و تازه‌ترین‌شان ۳۲ رفیقی‌اند که در ونزوئلا جان باختند… زخمی که التیام نمی‌یابد…

«تولید «معادل نفت» داخلی افزایش یافته؛ استخراج نفت و گاز همراه بیشتر شده و با گاز بیشتر، تولید برق از طریق انرگاس افزایش یافته… این امر پوششِ سوختِ نیروگاه‌های حرارتی را بالا می‌برد… هم‌زمان، فراتر از برقِ نفت‌پایه، به انرژی‌های تجدیدپذیر می‌رویم… این فرصتی برای توسعهٔ پایدار، حاکمیت انرژی و وابستگی کمتر است.

«در جهان افراد و نهادهای بسیاری فشار و باج‌خواهی و محاصرهٔ اقتصادی علیه کوبا را رد می‌کنند و آمادهٔ پذیرش ریسک برای همکاری با کوبا هستند. جامعهٔ بین‌المللی باید تصمیم بگیرد آیا اجازه می‌دهد چنین جنایتی علیه کوبا ادامه یابد؛ هر کشور دیگری هم در برابر چنین جنایتی آسیب‌پذیر است.»

شیوه‌های بقا

دیلبِرت رِیس از گرانما پرسید «زندگی کشور چگونه باید پیش برود تا اولویت‌های بقا تأمین شود؟» و «رهبری حزب چگونه باید تغییر کند تا امور فوری سریع نتیجه بدهد؟»

دیاز-کانل گفت: «پاسخ هر دو پرسش را از نشست‌های استانی می‌گیرم، فضاهایی برای گفت‌وگو و اجماع… متغیر تازه، زندگی مردم و فوریت لحظه است؛ وقت تلف نمی‌توان کرد…

«بر پایهٔ یازدهمین پلنوم کمیتهٔ مرکزی حزب پیش می‌رویم… نشستِ صریحی بود با طرح نارضایتی‌ها و تأکید بر پاسخ فوری… کار ایدئولوژیک، اولویت‌ها، نبرد اقتصادی و اجرای برنامهٔ دولت روشن شد…

«این برنامهٔ دولت که آن را به همه‌پرسی گذاشتیم، اکنون تقویت و گسترش می‌یابد… در شرایط خفه‌سازی اقتصادی و احتمال تهاجم نظامی، باید اولویت‌ها را تعیین کنیم: بهبود کارکرد حزب، دولت، نهادها؛ آمادگی دفاعیِ جنگِ همهٔ مردم؛ بسیج سیاسی؛ پاسخ اقتصادی سریع؛ و تحول‌های بنیادین برای حل مشکلات ساختاری…

«ارتباطات سیاسی، اجتماعی و نهادیِ متناسب با وضعیت بحران و جنگ رسانه‌ای ضروری است… مفهوم پایهٔ کار حزب، وحدت است: بحثِ قوی می‌کنیم و با هم حرکت می‌کنیم… مشارکت عنصر دیگرِ وحدت است… پیوند با مردم حیاتی است… حزبِ ملتِ کوباست و باید جوانان و غیرعضوها را نیز درگیر کند…

«مشکلات پیچیده‌اند و راه‌حل واحد ندارند؛ نوآوری و مقابله با فساد لازم است…

«برای سرعت‌بخشی: مدیریت اقتصاد باید به‌روز شود؛ توازنِ تمرکز و عدم تمرکز؛ خودمختاری نهایی بنگاه‌های دولتی با نگاه صادراتی؛ تمرکز بر سطح شهرداری‌ها و تولید محلی؛ اصلاح سبد غذایی با تأکید بر عدالت، نه برابرسازی؛ بازتوزیع به نفع کم‌برخوردارها؛ همکاری دولت و بخش غیردولتی؛ استفاده از سرمایه‌گذاری خارجی؛ تولید هرچه می‌توان در داخل؛ و توجه دائمی به اقشار آسیب‌پذیر.»

جوانان کوبا

راسیل گوانچه دربارهٔ «ارزیابی نگرش مردم به‌ویژه جوانان در این شرایط پیچیده» پرسید.

دیاز-کانل گفت: «هر بار از مردم و جوانان می‌گوییم، باید کلاه از سر برداریم… مقاومت مردم ما مقاومتِ تاب‌آوریِ صرف نیست؛ مقاومتِ آفرینش است… جوانان محور وحدت و تداوم‌اند… بسیاری از کسانی که رفته‌اند پیوندشان را با انقلاب نگسسته‌اند؛ در این تهدیدها، چه بسیار که بازگشته و اعتراض کرده‌اند… با وجود کمبودها، امیدوار مانده‌اند، چون می‌دانند تحقق برنامه‌های زندگی‌شان اینجا محتمل‌تر است. ما به جوانان اعتماد داریم.»

*نسخهٔ حاضر، بازنویسیِ ویرایش‌شده و کوتاه‌شده‌ای از ترجمهٔ انگلیسیِ منتشرشده در گرانماست؛ خودِ آن نیز خلاصه‌ای از متن اصلی اسپانیایی است.

به دنبال تشدید محاصره ایالات متحده، که اکنون قرار است تمامی واردات نفت به کوبا را نیز متوقف کند، انتقادها از سیاست تحریمی واشنگتن به ویژه در کشورهای جنوب جهانی افزایش یافته است. در حالی که اتحادیه اروپا و دولت فدرال آلمان نسبت به این تشدید بی‌تفاوت مانده‌اند، یک ابتکار اتحادیه‌ای در آلمان شکل گرفته است: با عنوان «فعالان اتحادیه‌ای برای کوبا»، اتحادیه‌گران از صنایع و اتحادیه‌های مختلف DGB قصد دارند موضع عمومی اتخاذ کنند. در فراخوان تأسیس این ابتکار آمده است که دولت آمریکا می‌خواهد انقلاب کوبا را سرنگون کند تا شرایط تولید و مالکیت سرمایه‌داری پیشین بازگردانده شود. با راه‌اندازی یک کمپین گسترده جمع‌آوری کمک مالی به‌همراه همکاری اتحادیه‌ها در جزیره کارائیب، هدف فراتر از سیاست نمادین است و تلاش می‌شود سهمی در توسعه استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر ارائه شود.

از زمان صدور دستور اجرایی توسط رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در ۳۰ ژانویه، ایالات متحده تعرفه‌های تنبیهی بر تمامی کالاهای کشورهای همچنان تأمین‌کننده نفت به هاوانا وضع کرده است. واشنگتن هدف خود را به‌طور مشخص روی شریان حیاتی انرژی جزیره قرار داده است. برای اقتصاد کوبا، این آغاز یک وضعیت اضطراری است که پیامدهای آن ممکن است بحران اقتصادی دهه ۱۹۹۰، معروف به «پریودو اسپسیال»، را نیز پشت سر بگذارد. هم‌اکنون کلاس‌های حضوری در دانشگاه‌ها موقتاً متوقف شده، خاموشی‌ها در سراسر کشور به‌طور قابل توجهی افزایش یافته، تأمین مواد غذایی که پیش از این هم محدود بود، به شکل بحرانی درآمده و حمل‌ونقل هوایی بین‌المللی به کوبا نیز به شدت محدود شده است.

پس از آنکه دولت کوبا اعلام کرد که بیش از ۱۰ هزار سامانه خورشیدی را در سراسر کشور، روی سقف‌های عمومی و خصوصی، نصب خواهد کرد تا با خاموشی‌ها مقابله کند، اتحادیه‌گران آلمانی نیز تمایل دارند در این حمایت مشارکت کنند. در همکاری با انجمن غیرانتفاعی «Interred Cooperación e. V.»، نه تنها منابع مالی تأمین می‌شود، بلکه تمامی قطعات و تجهیزات لازم برای نصب و بهره‌برداری نیز فراهم خواهد شد. هدف از این ابتکار، عملی کردن ایده همبستگی بین‌المللی است. در فراخوان تأسیس آمده است: «به همین دلیل با اتحادیه‌های کوبایی همکاری نزدیک داریم و تماس‌های مستقیم برقرار می‌کنیم.» برنامه این است که از طریق سامانه‌های خورشیدی تأمین‌شده از کمک‌های مالی، از چندین واحد تولیدی در محل حمایت فوری صورت گیرد. هدف کاهش فشار بر بخش انرژی به‌شدت تحت فشار و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی وارداتی است. علاوه بر این، به گفته مؤسسان، این طرح سهم عملی در تحقق اهداف زیست‌محیطی کوبا خواهد داشت. کمپین در سراسر آلمان گسترش می‌یابد و به اهداکنندگان درباره نحوه اجرای پروژه در محل گزارش خواهد داد.

در حالی که همکاری اتحادیه‌ای بین‌المللی کوبا تاکنون عمدتاً بر سازمان‌های هم‌پیمان سوسیالیستی، از جمله فدراسیون عمومی کار ویتنام، متکی بود، همبستگی اتحادیه‌گران آلمانی با کارگران کوبایی در پی تشدید اقدامات آمریکا علیه هاوانا در حال رشد است. در کنار اتحادیه‌های یونان و بریتانیا، برای اولین بار یک ائتلاف از جمهوری فدرال آلمان نیز موضع گرفته است. سال گذشته، گروهی از اتحادیه‌گران آلمانی از هم‌رزمان کوبایی خود بازدید کرده و در روزنامه «Revista» وابسته به انجمن «Cuba sí» گزارش داده‌اند که در بازدید از چندین واحد صنعتی در سانتا کلارا و هاوانا، دیدگاه‌های جامعی کسب کرده‌اند. در جریان این سفر اتحادیه‌ای، گروه اقدام به اهدای کمک مالی و دارویی برای یک مرکز مراقبت و یک مهدکودک کرد. با تأسیس این ابتکار جدید، مؤسسان اکنون می‌خواهند حمایت عملی در بخش انرژی ارائه دهند.

*ترجمه و تنظیم گزارش برای انتشار در اخبارروز توسط نوید اخگر

برچسب ها

او یکی از نویسندگان شاخص نسل خود است. کتاب تازهٔ Aller à La Havane نوشتهٔ لئوناردو پادورا، سفری است آرام و پیوسته در امتداد زمان و خاطره‌های شخصی نویسنده

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی