انقلاب ۵۷ در کردستان از دریچه دوربین خالد منصوری – امیر لطف‌الله‌نژاد

مقدمه

اندک زمانی پیش از سقوط رژیم سلطنتی، شوراهای مختلف محلات در شهرهای کردنشین تشکیل گردید. این شوراها تظاهرات و اجتماعات مسالمت‏آمیز مردم را هدایت می‏کردند و حفظ  نظم آنها را برعهده داشتند. سازمان‏های سیاسی کردستان که تا آن زمان در خفا فعالیت می‏کردند کم کم علنی شده، شعارهای سیاسی و برنامه‏های اجتماعی خود را به میان مردم ‏بردند، به گونه‏ای که در روز سقوط حکومت پهلوی بیشتر شهرهای کردستان در اختیار مردم و شوراهای منتخب‏شان بود.

فضای سیاسی شهرهای کردستان به تمامی باز بود و هیچ محدودیت نا روا و نابجایی بر سازمان‏های سیاسی و مدنی تحمیل نمی‏شد. آنها به انتشار روزنامه و اعلامیه می ‏پرداختند، فضای تسامح و تساهل بر محیط اجتماعی سایه افکنده بود. در چنین شرایط و فضایی بود که زنده یاد خالد منصوری به عنوان یک عکاس و روزنامه نگار مستقل آزادانه به کار و فعالیت مطبوعاتی پرداخت و تا آخرین روزهای حیاتش در این راه تلاش کرد.

مختصری از زندگینامه خالد منصوری

خالد منصوری فرزند محمد کریم منصوری و فاطمه کریمی در روز ۱۲ دی ماه ۱۳۳۹ در محله فیض آباد سنندج چشم به جهان گشود. از ده فرزند خانواده، او فرزند پنجم بود. خالد تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در سنندج به پایان رساند. با شروع اعتراضات ضد سلطنتی در سال ۱۳۵۶ از آنجایی که علاقه زیادی به هنرعکاسی داشت به حرفه عکاسی و روزنامه نگاری پرداخت.

او نه تنها در کردستان بلکه به دیگر شهرهای ایران نیز برای ثبت وقایع و حوادث انقلاب مسافرت کرد. خالد بعد از انقلاب یک باردر سفر به کامیاران توسط مزدوران محلی بازداشت شد و بیش از دو ماه در اسارت بود، سپس توسط یکی از همان مزدوران به نام داریوش چاپاری که در دوران قدیم همسایه ی خانواده منصوری بود و در ایام کودکی مادر  خالد به اوشیرداده بود، وی را مخفیانه آزاد اما از تحویل دوربین و چند حلقه فیلم ضبط شده به او خودداری کرد.

خالد منصوری پس از تسخیر سنندج توسط نیروهای حکومتی به ناچار راهی تهران شد و چند سالی در آنجا زندکی کرد. خالد در اغلب اعتراضات دانشجویی و مدنی شرکت داشت و یک بار هم در حوالی دانشگاه تهران از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت و موفق شد خود را به جای امن برساند.

خالد در مدتی که در تهران اقامت داشت در رشته ی دندانپزشکی به تحصیل پرداخت اما به علت عدم علاقه به این رشته از ادامه تحصیل منصرف شد و مجددا به زادگاه خود بازگشت. چون  در دوران نوجوانی در هنرستان فنی حرفه ای سنندج تحصیل کرده بود و آشنایی به کار برق داشت پس از بازگشت به سنندج مشغول به کار برق ساختمان شد.

خالد با روحیه ای که داشت بیشتر در محلات فقیرنشین و حاشیه شهر با دستمزد کم کار می کرد و در مواردی هم دیده شده مشتریانی که توان مالی پرداخت دستمزد نداشته اند با روی باز رایگان برایشان کار کرده بود.

سرانجام درسال ۱۳۶۴ خالد منصوری  به هدف دیدار از اردوگاه حزب کومله و دفتر شیخ عزالدین حسینی در مناطق آزاد کردستان عراق، سنندج را ترک کرد و سپس از طریق ترکیه و یوگسلاوی سابق به کشور اتریش عزیمت و درشهر وین ساکن شد. او بعد از مدتی با یک خانم به نام مونیکا اهل چکسلواکی آشنا می شود و با او ازدواج می کند.

خالد با اسناد وعکس هایی که در طول سال های زندگی در ایران گردآوری کرده بود، جهت  افشاگری جنایات و نقص حقوق بشر توسط  رژیم ایران، سالانه با برپایی نمایشگاه هایی آنها را در معرض دید عموم قرار می داد.

سرانجام در سوم ژانویه ۱۹۹۶ برابربا ۱۳ دی ماه ۱۳۷۴ خورشیدی تنها چند روز بعد از برپایی آخرین نمایشگاه خود به قصد مسافرت به کشور چکسلواکی جهت دیدار با همسرش و خانواده اش در حالی که به تنهایی رانندگی می کرد با یک اتومبیل که از سمت مقابل از مسیرش منحرف شده بود تصادف می کند وکشته می شود ومتاسفانه از سرنوشت آثارش هم اطلاعی در دست نیست.

 به باور کسانی که خالد منصوری را به خوبی می شناختند از جمله  مهندس بهاالدین ادب (نماینده سابق سنندج درمجلس شورای اسلامی) این حادثه را ساختگی می دانستند زیرا درهمان سالها جمهوری اسلامی دهها مخالف و منتقد سیاسی را در خارج از کشور از جمله در شهر وین به قتل رسانده بود.

ثبت حوادث و اتفاقات قبل و بعد از انقلاب در کردستان  از ویژگی کارهای خالد منصوری است و به جرات می توان گفت آرشیو کارهای خالد منصوری به دو دلیل تا به امروز کم نظیر بوده است. اول این که او در بطن بیشتر حوادث کردستان حضور پررنگی داشته و دوم اینکه با هوش و ذکاوت خود توانسته بود در حفظ و نگهداری این آثار موفق شود.

متاسفانه  تنها بخش کوچکی از کارهای به جامانده از خالد در اختیار نگارنده این متن است و قسمت قابل توجه عکس ها هم به علت تصاویر دلخراش از کشته شدگان و مصدومین انقلاب و حوادث کردستان قابل انتشار نیست. نگارنده در حد توان و اطلاعات خود لازم دانسته برای بیشتر تصاویر توضیحاتی در مورد زمان و مکان آنها اضافه کند. در اینجا لازم می دانم از دوست عزیزم رفیق فواد یاراحمدی بابت اسکن عکس های این کتاب تشکر و قدردانی کنم.

امیر لطف‌الله‌نژاد

ژانویه ۲۰۲۵

لینک کتاب انقلاب ۵۷ در کردستان از دریچه دوربین خالد منصوری – امیر لطف‌الله‌نژاد

برچسب ها

این کتاب، پژوهشی مستند، تحلیلی و تاریخی‌ است در باره‌ی یکی از خونین‌ترین و اجتماعی‌ترین جنبش تهی دستان در فلات ایران. در این جنبش، زنِ شورشگر و پیشتازی در تاریک‌ترین شب‌های شریعت و سلطنت برخاست، بر سکو رفت و چادر و روسری خود، به سان نماد مالکیت و اسارت را در شورای پنهانی دشتِ بدشت فرو افکند
فریبا وفی، شش سال پس از انتشار آخرین رمانش «روز‌ آخر شورا»، با رمان «آدم‌های زندگی قبلی»، بار دیگر به دوران اوج‌اش بازگشته است

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی